بازشناسی دو انقلاب اسلامی درافغانستان و ایران

بسم الله الرحمن الرحیم.

الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ الله وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا الله وَكَفَى بِالله حَسِيبًا(1)

 اولا با تبریک  سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشریف آوری شخصیت های علمی، سیاسی و فرهنگی  را در این نشست خیرمقدم و خوش آمد میگویم و از حضور یکایک شما عزیزان قدر دانی و سپاسگذاری می گردد.

یکی از اهداف بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبراعظم(ص) بزرگداشت و تجلیل از مناسبت های دینی و ملی اسلامی می باشد، تا هنوز این مرکز دهها همایش، سمینار و نشست های علمی و فرهنگی بین المللی، منطقه ای و کشوری را برگزار نموده است.

یکی از نشست های علمی که در سال گذشته بمناسبت سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران تحت عنوان «حکومت اسلامی و امام خمینی(ره)» از سوی این بنیاد برگزار گردید و امسال نیز این دومین  نشست بمناسبت سی سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران  تحت عنوان «انقلاب اسلامی و بیداری مسلمین» برگزار است و سخنرانان هرکدام در موضوعات ارائه شده بحث خواهد نمود، من می خواهم در این فرصت مختصرا چندنکته را یاد آوری نمایم.

قبل از آنکه به بازشناسی دو انقلاب اسلامی درافغانستان و ایران اشاره گردد، مختصرا در تعریف تعريف انقلاب اسلامي عرض کنم: انقلاب به معناي تحوّل سريع، شديد و بنيادين ناشي از وقوع طغيان عموم مردم در اوضاع و احوال سياسي جامعه و در نتيجه، جايگزيني يک نظام سياسي، حقوقي و اقتصادي به جاي نظام ديگر مي باشد.

بدون تردید انقلاب اسلامی، عبارت است از حرکت از امت مسلمان در جهت تغییر نظام غیر اسلامی  بر اساس آموزه هاي دینی به منظور جايگزين نمودن نظامي مبتني بر اصول و احکام اسلامي؛ لذا سی سه و سال قبل دو انقلاب اسلامی و قیام مردمی همزمان علیه ظلم، استبداد و تجاوز قدرتهای بیگانه آغاز شد.

یکی انقلاب اسلامی افغانستان که پس از سقوط حکومت داود خان و بقدرت رسیدن کمونیست ها و تجاوز شوروی سابق به افغانستان، مردم این کشور به قهرماني و بيگانه‌ستيزي و در دفاع از وطن، ارزشهاي ملي و ديني به شهرت جهاني رسيد و  قيام شجاعانه و دلاورانه در پایتخت کشور و بعضی نقاط دیگر  سوم حوت 1358 درست پس از دو ماه از تجاوز ارتش قدرتمند و هراسناک شوروي سابق، نمونه‌اي از رشادت‌ها و از خودگذري‌هاي مردم افغانستان و به‌خصوص همشهريان کابل است که با دست خالي و با فرياد تکبير از خانه‌ها و پشت بامهاي‌شان، نخستين هشدار خونين را به نيروهاي متجاوز و دست نشاندگان آنها دادند. قیام های مردمی در نقاط مختلف افغانستان به رهبری علماء آغاز گردید که  با زندانی و شهادت کثیر از دانشمندان این کشور، متأسفانه انقلاب اسلامی افغانستان به دلیل فاقد رهبری واحد و شایسته در نیمه راه به بیراهه رفت و رهبران جهاد توانستد که سنگرهای جهاد را توسط مردم گرم نگهدارند و طرحی برای آینده داشته باشند تا جامعه را رهبری و اداره نماید.

و به گفته ی یکی از شاعران معاصر و  بلند آوازه کشور:

هر میوه ای که دست رساندیم چوب شد
ما لایق بهار نبودیم، خوب شد

این گیرودار ماوشما درمیان راه
چون روزه بازکردن پیش از غروب شد

دردا در این میانه درختی که داشتیم
قربانی لجوج ترین دارکوب شد

9 ماه پس از کودتای مارکسیستی که علمای افغانستان مردم را به قیام و جهاد دعوت نمود که این حرکت مردمی با خشونت رژیم کمونیستی سرکوب و علماء‌ دسته جمعی زندان و قتل عام شدند، در چنین شرایطی انقلاب اسلامی ایران به زعامت ابرمرد تاریخ معاصر، مرجع دینی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(ره) که با تکیه براصول و آموزهای دینی و پشتوانه توده های مردمی به پیروزی رسید.

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران امام خمینی به عنوان مهم‌ترین شاخصه انقلاب اسلامی بر اتحاد امت اسلام تاکید داشتند. ایشان بازپروری اعتماد به نفس و خودباوری در میان مسلمانان جهان و تلاش آنها برای مبارزه با بی‌عدالتی را اساس نهضت اسلامی برمی‌شمردند. مطابق فرمایش امام خمینی: «صادر کردن انقلاب به معنی آن است که مردم کشورها باید بیدار شوند و برای نجات خود از گرفتاری و بدبختی حرکت کنند»

یا اینکه آن مجتهد انقلابی و یگانه رهبر مستضعفین در عصر حاضر می فرماید: «وصیت من به ملتهای کشور های اسلامی است که انتظار نداشته باشید که از خارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند، خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می بخشد قیام کنید.»(2)

رابطه مردم افغانستان با انقلاب اسلامی

  با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) در سال 1357، موجي از شادي و خوشحالي کشورهاي اسلامي را فرا گرفت. نهضت‌‌هاي اسلامي در افغانستان، لبنان، فلسطين، کشمير  و… در مبارزات خود مصمم‌تر شده بودند و با الهام از سخنان و پيام‌‌هاي امام خميني(ره) و شيوه مبارزاتي ايشان به پيروزي‌‌هاي چشمگيري دست يافتند.

مردم مسلمان و انقلابي افغانستان با الهام از مکتب نجات‌بخش اسلام در 3 و 24 حوت کابل، چارکنت وهرات شهر هرات که شهر‌‌هاي افغانستان، يکي پس از ديگري از دست کمونيست‌‌ها آزاد مي‌شد و پيام‌‌ها و بيانه‌‌هاي امام خميني(ره) به مناسبت‌‌هاي گوناگون، پشتگرمي بسيار خوبي براي مردم افغانستان بود و در بالا بردن روحيه مردم نقشي بزرگ داشت و آنها را در تشکيل دولت اسلامي اميدوار مي‌کرد.

قیام سوم حوت در سال ۱۳۵۸ نشانه یی از استقلال طلبی مجاهدین افغانستان بود که مردم را بسیج نمودند تا در مقابل رژیم وقت به یک صدا نه بگویند و خواهان آزادی وطن از چنگ اشغالگران شوند که این قیام یک  حرکت مردمی بود و به هیچ گروه خاص سیاسی تعلق ندارد.

با آغاز قیام های خونین در افغانستان وقتی که سفیر شوروی سابق حضور امام خمینی(ره) می رسد تا تهاجم ارتش سرخ به افغانستان را توجیه نماید، امام(ره) مخالفت خود را در برابر این حرکت ابراز می دارند. چنانچه خود ایشان می فرمایند:

«آن روزی که سفیر شوروی آمد پیش من، گفت که دولت افغانستان خواسته است که شوروی، نظامی به آنجا بفرستد، به او گفتم که این اشتباهی است که شوروی می‌کند، البته دولت شوروی می‌تواند افغانستان را قبضه کند، ولی نمی‌تواند در آنجا مستقر شود، اگر شما خیال کرده اید بتوانید افغانستان را بگیرید و آن را آرام کنید، این خیال باطل است. ملت افغانستان مسلم است، ایستاده اند در مقابل حکومت افغانستان، شما هم اگر بروید و هر قدرت دیگر هم برود، آنجا را می‌گیرد اما نمی‌تواند آن ها را آرام کند و بالآخره شکست می خورد».

مردم این دو کشور زمانی ملت واحدی به حساب می‌آمدند، علایق تاریخی، فرهنگی، دینی و زبانی مشترک دیرینه ای دارند. پیوند دو ملت افغانستان و ایران براساس خمیرمایه های دینی،  فرهنگی شکل گرفته و انقلاب اسلامی هم به دلیل ماهیت اسلامی و رویکرد مردمی خود این پیوند را تقویت کرده است، اما مشکلات ناشی از کودتای کمونیستی در افغانستان و اشغال این کشور توسط شوروی سابق از یک سو و حمایت مردم و دولتمردان انقلاب اسلامی ایران از مردم افغانستان از سوی دیگر، تاثیر بسزایی بر تعامل و همگرایی سازنده دو ملت داشته است.

بر همین اساس، شاعر نامی افغانستان، استاد «خلیل الله خلیلی»، احساسات و جوشش درونی خود در پیوند این دو ملت را چنین ابراز می‌دارد:

ز آغاز تاریخ، ایران و افغان

سر  خوان دانش چو اخوان  نشسته

ز باغی دو سرو روان قد کشیده

به شاخی دو مرغ خوش الحان نشسته

دو شاگرد فطرت، دو استاد مشرق

دو همدرس در یک دبستان نشسته

بنا بر این همفکری و همکاری علمای اسلامی افغانستان و ایران در مبارزه با طاغوت و قدرتهای متجاوز بیگانگان و  رابطه علمای افغانستان با انقلاب اسلامی تأثیرات مثبت و برکات فراوانی برای جهان اسلام داشت در این وقت کم به یکی نمونه هایش اشاره می کنم:

پس از کشف حجاب و قیام مشهور مسجد گوهرشاد مشهد و تبعید مرحوم علامه شیخ محمد تقی بهلول به این کشور، دعوت مرحوم کافی در کابل توسط آیت الله العظمی واعظ شهید و دهها شخصیت های علمی از کشور ایران، مبارزان انقلاب اسلامی نیز قبل از پیروزی وارد افغانستان گردیدند و با همکاری علمای این کشور تلاشهای پیگیری نمودند. شهيد محمد منتظري سفرهايي به افغانستان،  لبنان، هند و… داشت، ایشان سال 1347 همراه فرزند شهید آیت الله ربانی شیرازی وارد افغانستان می شوند، مدتی در وزارت داخله افغانستان بعنوان زندانی سیاسی می باشند، با اطلاع یافتن عده ای از علمای این کشور، آنها مورد حمایت علمای کابل قرار می گیرند و با همكاري علماء‌، مخصوصا حضرت آیت الله شهید میرعلی احمد عالم و علامه شهید سید عبدالحمید ناصر برای آنان پاسپورت می گیرند و زمینه مسافرت های شهید منتظری در سایر کشورها  فراهم می گردد، شهید منتظری با علمای کابل جلسات متعددی داشتند و جرقه هاي اين حركت هاي مذهبي و انقلابي كه در افغانستان و سایر کشورهای اسلامی انجام مي‌شد و در نجف و قم توسط مراجع و بزرگان، مخصوصا حضرت امام خمینی(ره) شكل گرفت.

البته در افغانستان از زمان ظاهرشاه حركاتي آغاز شد که نمونه اش حمايت بزرگان افغانستان از بیت المقدس و مظلومین فلسطین می باشد.

سالهای نخستین اشغال قدس شریف، حدود شش دهه قبل مسلمانان افغانستان، به رهبری شخصیت های دینی و با احساس این کشور به اهمیت و جایگاه رفیع مسجد الاقصی و بیت المقدس و ارتباط متین شان  با باورهای اسلامی واقف شدند، آنها در نخستین روزهای اشغال بیت المقدس درصدد ایجاد حمايت از مجاهدین و مبارزین فلسطینی برآمدند، تکیه مرحوم میر اکبرآغا واقع در چنداول و مسجد پل خشتی مرکز پایتخت کشور را از مراکز مهم حمایت کننده مجاهدین فلسطینی در افغانستان قرار دادند؛ در دهه بیست عده ای از دانشمندان و علمای افغانستان کمیته کمک به فلسطین را در تکیه خانه مرحوم میراکبر آغا ایجاد نمودند، شهید استاد میرعلی اصغرشعاع و علامه شهید سید اسماعیل بلخی در راس این تشکیلات قرار داشتند.

در جريان اولين جنگ اعراب و رژيم صهيونيستي در جوزا سال 1327استاد شعاع و علامه بلخي در اوج مبارزات سياسي شان در كابل بسرمي بردند. وقتي خبر اشغال فلسطين را از طريق راديوي لندن و رسانه هاي ديگر شنيدند، اولين كسانی بودند كه از چنداول تکیه میراکبرآغا، مردم شيعه وسني كابل را به برگزاري تجمع و تظاهرات اعتراض آميز به مسجد پل خشتی فراخواندند. در اين تظاهرات چند هزار نفري زن و مرد، شيعه و سنی شرکت نموده بودند که آنها در محوطه مسجد جامع پل خشتي كابل تجمع نمودند و نیز آنها جهت جمع آوري كمك به ملت مظلوم فلسطين در نقاط مختلف افغانستان با همکاری علما و دانشمندان اهل سنت ازجمله مولانا محمد عطاالله فیضانی كميته هايی را  تشكيل دادند.

علامه بلخي در اين تجمع بر عليه اين توطئه استعماري سخنراني آتشيني ايراد كرد و به مردم گفت: «قدر تهاي استعماري و به ويژه انگليس پير، يك عده از يهوديان نژاد پرست را از سراسر  جهان آورده اند و بر مردم مظلوم فلسطين مسلط كرده اند و می خواهند به اين بهانه قدس، اولين قبله مسلمين را اشغال كنند(3)

در پي اين تجمع شهید شعاع، شهید بلخي و دیگر بزرگان نامه اعتراض آميز و هشدار دهنده به سازمان ملل متحد و برخي محافل جهاني مي فرستد، و از آ نها مي خواهند كه از مردم مظلوم فلسطين حمايت كنند.

همچنین سال 1349 خورشیدی حرکتی از بین جوانان و توده های اهل سنت به رهبری شهید عبدالرحیم نیازی تحت عنوان «سازمان جوانان مسلمان» و نیز اعتراضات علمای اهل سنت در مظاهره مسجد پل خشتی به رهبری مولانا عطاالله فیضانی(ره) آغاز گردید که علماء و جوانان روشنفکر مسلمان سعی در افشای چهره ی احزاب وابسته به کمونیست ها و خود فروخته گان جریانات چپی داشتند.

همزمان با همین حرکت، در بین تشیع در آغاز دهه پنجاه حضرت‏آيت ‏اللّه العظمى واعظ شهید با گامى بلند و محكم اقدام به انتشار اولين مجله‏ى دینی، سیاسی در افغانستان تحت عنوان «برهان» نمود كه «برهان» در آن شرایط مجله‏ى دینی، سياسى و فرهنگى بود که آن نشریه در جهت همبستگی امت اسلامی تلاش می نمود و حضرت آیت الله واعظ شهید(ره) و دیگر بزرگانی که همکار قلمی با این نشریه مذهبی بودند با ارائه مقالات ارزنده به  دفاع از كيان اسلام پرداختند.

در 25 میزان 1352 (برابر 21رمضان1393) چند تن از شخصیت های علمی کشور با اهداء خون های شان  برای مجروحین و مجاهدین فلسطینی نامه های نیز  عنوان سفارت های مصر و عراق، رؤسای جمهور سوریه، لیبی و الجزایر و یاسر عرفات قومندان عمومی نهضت مقاومت فلسطین ارسال و در آن ضمن اظهار تنفر و انزجار شان نسبت به جنایات و تجاوزات صهیونیزم  و ارباب امپریالیستیش امریکا و اشغال فلسطین و به خاک و خون کشانیدن مردم مظلوم و بی دفاع آن سرزمین، از عملیات و پیروزی های ظفرمندانه فلسطینیان قدر دانی و آن را تبریک گفتند. در آن نامه پس از تبریکات پیروزی های فلسطینی ها و اعلام همدردی و همبستگی با ملت مظلوم فلسطین از مسلمانان جهان و کشورهای اسلامی خواستند تا برای آزادی مسجد الاقصی از مبارزين و مجاهدین فلسطینی دفاع و حمايت نمایند.(4)

لذا سالهای طولانی است که علمای افغانستان و ایران در ظلم ستیزی و مبارزه با طاغوت همفکری داشتند، لذا پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران یکی از دلایل حضور نظامیان کشورهای استعماگر مانند شوروی و آمریکا در افغانستان، جلوگیری از نفوذ ارزش‌های اسلامی و نسخه دوم نظام اسلامی همانند جمهوری اسلامی ایران  در این کشور است.
من یکبار دیگر از تشریف آوری وحضور شما بزرگواران در این نشست خیر مقدم گفته و امیدوارم بحث های که در موضوعات مشخص به کارشناشان و محققین محترم واگذار گردیده استفاده اکمل را بنماییم و از توجه تان سپاسگذارم

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

پاورقی:

1.  سوره احزاب، آیه 39

2. صحیفه جدید/ ج11/ ص729ب

3. فریاد های جاویدانه، ص 226، جایگاه شهید علامه بلخی….، ص 21، مجله شاهد یاران، دور جدید شماه 64  1389 .

4. کوثرالنبی، چاپ دوم، ص 437-439.


  1. آشنا از ایران

    با سلام خدمت جناب آقای عادلی عزیز.
    1. لطف کنید عنوان حجت الاسلام والمسلمین را از اول اسم خود بردارید. این طوری خیلی بهتر و عین واقعیت است.
    2. مطالب وبلاگتان به نوع خود خوب و قابل استفاده است.
    انشاءالله جزء موفقین باشید.