نوروز در فرهنگ دینی و عنعنات ملی مردم افغانستان

 نوروز يا روز نو، در دوره های مختلف و همه تقاويم، بعنوان جشن ملی و باستانی مطرح بوده و هست.

نوروز نخستین روز ماه حمل هجری شمسی به حساب می آید که در تقويم‌ها و فرهنگ‌های مختلف، با اسامی گوناگون مطرح بوده و این روز نو، گردش زمین به دور خورشید و پدید آمدن روز و شب و فصول سال و نیز حرکت ماه بر گرد زمین، بشر را به محاسبه واداشته و به طور طبیعی تقویم را پدید آورده است.

آغاز هر سال، شروع جدیدی است که خود به نوعی انسان را با احساس تازه و تولدی نو به حرکت در می آورد، که در هر فرهنگی آئين‌های ویژه ای برای نشان دادن خوشحالی و شادی قرار داده شده است.

هر چند سال هجری قمری که با ماه محرم الحرام آغاز می شود، به عنوان سالشمار درمبانی دینی اسلام، پذیرفته شده، به مردم و منابع تاریخی مرسوم بوده، اما در کنار آن سال شمسی، به دلیل ثبات آن در تعیین فصول، همیشه به عنوان سال مورد استفاده در تقاویم مسلمانان نیز پذیرفته شده است.

آری! بهار فصل تجدید حیات و زندگی، از سر گرفتن زمین ماست؛ فصلی است که زمین در شرایط تازه و جدیدی قرار می گیرد و مستعد می شود که بزرگترین موهبت های الهی، یعنی حیات و زندگی به او اضافه می شود و در روایت آمده: ( فصل الربیع روح الزمان) یعنی فصل بهار روح زمانهاست(1). در قرآن کریم نیز از تغییرات زمین و تجدید حیات برای موجودات، مکرر یاد شده و به عنوان درسی و حکمت آموختنی از آن نامبرده است.

نوروز در میان مردم افغانستان  به زمان های بسیار قدیم و قبل از ظهور اسلام  بر میگردد. اما  پس از آمدن اسلام، سنت نوروز، در این سرزمین پابرجا ماند و هرچند كه اسلام دو عيد را با عنوان عيد فطر و اضحى با آيينهاى ويژه مطرح كرد، اما از صدر اسلام تاکنون، ازسوی امامان مذاهب اسلامی(اهل سنت و اهل تشیع) ، موضعگيرى نسبت ‏به برگزاری جشن  نوروز مطرح نشده و حال  بحث نوروز، در فرهنگ دینی را به بررسی می گیریم.

نوروز در منابع كهن شيعى

در آغاز بايد اشاره كنيم كه مقصود از منابع كهن منابعى است كه تا زمان شيخ طوسى تاليف شده است. آنچه كه در باره نوروز در اين منابع آمده، به شرح زير است:

نخست آن كه نجاشى ذيل شرح حال ابوالحسن نصر بن عامر بن وهب سنجارى نوشته است كه وى از ثقات اصحاب است و كتابهايى داشته از جمله كتاب ما روى فى يوم النيروز. (5) روشن نيست‏حجم رواياتى كه وى در اين كتاب جمع آورى كرده چه اندازه بوده است. گفتنى است كه صاحب بن عباد كه بايد او را با احتياط شيعه معتزلى دانست، كتابى با عنوان كتاب الاعياد و فضائل النيروز داشته است. (6)

در منابع كهن، چند روايت نيز در باره نوروز آمده، كه به اين ترتيب است:

1 – نخست روايتى از ابراهيم كرخى كه ضمن آن از امام صادق(ع) سؤال شده كه شخصى مزرعه بزرگى دارد. در روز مهرگان يا نوروز، هدايايى (از طرف كسانى كه بر روى آن كار مى‏كنند) به او داده مى‏شود. آيا بپذيرد؟ حضرت فرمود: آنها كه هديه مى‏دهند مسلمانند؟ ابراهيم مى‏گويد: آرى. حضرت فرمود: هديه آنها را بپذيرد. (7)

2 – روايت ديگر چنين است كه در روز نوروز به اميرالمؤمنين(ع) گفته شد: اليوم النيروز. حضرت فرمودند: اصنعوا كل يوم نيروزا هر روز را نوروز كنيد. (8) و نقل ديگر همان روايت آن كه حضرت فرمود: نيروزنا كل يوم. (9) اين همان روايتى است كه در آن گفته شده در روز نوروز به آن حضرت، فالوذج هديه كردند و حضرت اين پاسخ را دادند. در حاشيه نسخه‏اى از فهرست ابن‏نديم آمده كه ثابت‏بن نعمان بن مرزبان، پدر ابوحنيفه، يا جد او همان كسى بود كه فالوذج به امام على(ع) هديه كرد و حضرت فرمود: نوروزنا كل يوم يا مهرجونا كل يوم. (10) تعبيرى كه صاحب دعائم آورده قدرى متفاوت است. در آنجا آمده: وقتى فالوذج به امام اهدا شد، حضرت دليلش را پرسيد; گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمود: فنيروزا ان قدرتم كل يوم. يعنى تهادوا و تواصلوا فى الله. (11) اين روايت را بخارى نيز در التاريخ الكبير آورده است. (12)

به جز آنچه از من لايحضر نقل شد، در آثار صدوق، اشاره‏اى به نوروز نشده است. تنها در عيون اخبارالرضا(ع) ضمن اشاره به داستان زيدالنار آمده كه جعفر بن يحيى برمكى بعد از كشتن ابن افطس علوى، سر وى را همراه هداياى نوروز نزد هارون فرستاد. (13) صدوق هيچ اشاره ديگرى به نوروز نكرده است. (14) گفتنى است كه در آثار شيخ مفيد نيز، كلمه نوروز يا نيروز يافت نشد. (15)

3 – اشاره شد كه در تهذيب شيخ طوسى، به بحث هديه در روز نوروز و مهرجان (16) اشاره شده بود. جداى از آن شيخ طوسى در مصباح المتهجد، براى نخستين بار بحث از روز نوروز، به عنوان روزى متبرك كه روزه استحبابى و نماز دارد، كرده است. آنچه در مصباح (به نقل از بحار) آمده چنين است:

روى المعلى بن خنيس عن مولانا الصادق(ع) فى يوم النيروز قال: اذا كان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما فاذا صليت النوافل و الظهر و العصر، فصل اربع ركعات، تقرا فى اول ركعة فاتحة الكتاب و عشر مرات انا انزلناه و… (17) گفتنى است كه شيخ روز نوروز را نه در مصباح و نه در مختصر مصباح معين نكرده است.

در دو كتاب دعا كه به فارسى در قرن ششم تاليف شده ياد از حديث معلى بن خنيس در اعمال روز نوروز كه مهمترين آنها، گرفتن روزه، پوشيدن لباس نيكو و نماز مخصوص است، شده است. اين دو مورد از دو متن فارسى شيعى قرن ششم قابل توجه است جز آن كه به احتمال قريب به يقين برگرفته از شيخ طوسى است.

5 – در كتاب ذخيرة الاخره كه مشتمل بر ادعيه بوده و در نيمه نخست قرن ششم تاليف شده، فصلى تحت عنوان عمل روز نوروز فارسيان آمده است. در شرح آن حديث معلى بن خنيس به اين ترتيب نقل شده است:

روايت كند معلى بن خنيس از صادق(ع) كه گفت: چون روز نوروز بود، روزه دار و غسل كن و جامه پاكترين درپوش و بوى خوش بكار دار و چون نماز پشين و ديگر و سنتهاى آن بگذارده باشى، چهار ركعت نماز كن به دو سلام و بخوان در ركعت اول سوره حمد و ده بار انا انزلناه فى ليلة القدر و در ركعت دوم سوره حمد و ده بار وده بار قل يا ايها الكافرون و در ركعت سوم سوره حمد و ده بار قل هو الله احد ودر رکعت چهارم سوره حمد و ده بارمعوذتين. وچون ازنمازفارغ گردى تسبيح زهرا(س) بگوى. چون چنين بكنى خداى تعالى شصت‏ساله گناه توبيامرزد.(19)

6 – در كتاب نزهة الزاهد نيز كه در نيمه دوم قرن ششم يا نيمه نخست قرن هفتم نوشته شده آمده است: نوروز فرس: امام جعفر صادق(ع) گفت: چون روز نوروز در آيد غسل كن و جامه پاك‏ترين در پوش و بوى خوش بكار دار و روزه فراگير و پس از نماز پيشين و ديگر، چهار ركعت نماز كن به دو سلام. پس از الحمد در اول ركعت، ده بار انا انزلناه بخوان و در دوم ده بار قل ياايها الكافرون و در سوم ده بار قل هو الله احد و در چهارم ده بار هر دو قل اعوذ. و چون فارغ شوى سجده شكر كن و اين دعا بخوان تا تو را گناه شصت‏ساله بيامرزد. و دعا اين است: اللهم صل على محمد و ال محمد الاوصياء المرضيين و صل على جميع انبياءك و رسلك بافضل صلواتك و بارك عليهم بافضل بركاتك … (20)

7 – قطب الدين راوندى (م 573) حديثى در باره نوروز، در كتاب لب اللباب خود آورده است: عن رسول الله(ص): ابدلكم بيومين يومين، بيوم النيروز و المهرجان، الفطر و الاضحى. دوروز رابراى شما جانشين دوروز كردم. عيد فطر وقربان را بجاى عيدنوروز و مهرگان قرار دادم. (21)

مناسب است در اينجا بيفزايم كه مراسم نوروز در شهرهاى شيعه نيز برپا بوده است. حداقل دو قصيده از سيدضياءالدين ابوالرضا فضل الله راوندى از قرن ششم در دست داريم كه عيد نوروز را به برخى از بزرگان آن ناحيه تبريك گفته است. در يكى از اين اشعار آمده:

هذا الربيع و هذه ازهاره

وافى سواء ليله و نهاره (22)

8 – ابن شهر آشوب (م 588) در مناقب خبرى در برخورد منصور با امام كاظم(ع) آورده است. وى مى‏نويسد: منصور از امام خواست تا در عيد نوروز، بجاى او در مجلسى نشسته و هدايايى را كه آورده مى‏شد از طرف او بگيرد. امام در پاسخ چنين گفت:

انى قد فتشت الاخبار عن جدى رسول الله(ص) فلم اجد لهذا العيد خبرا; انه سنة للفرس محاها الاسلام ومعاذ الله ان نحيى ما محاه الاسلام. (23)

من اخبارى را كه از جدم رسول خدا(ص) وارد شده بررسى كردم و خبرى در رابطه با اين عيد پيدا نكردم. صاحب جواهر با توجه به نقل شيخ، ابن‏فهد، شهيد اول و ديگر متاخرين، بر مسلم بودن استحباب روزه روز نوروز تاكيد كرده است. سپس نقل بالا را از امام كاظم(ع) آورده و گفته است كه اين نقل نمى‏تواند معارض ادله استحباب باشد، به علاوه كه محتمل است كه بر اساس تقيه صادر شده باشد; شايد هم مقصود نوروزى جز نوروزى باشد كه متفق عليه است. (24) بايد توجه داشت كه مستند همه، روايت معلى بن خنيس است. به علاوه، اگر تقيه‏اى در كار بود، بايد امام همان ابتدا موافقت مى‏كرد نه مخالفت. نكته سوم وى نيز واضح البطلان است، زيرا به هر روزى در آن روزگار، يك نوروز بيشتر وجود نداشته است.

اين بود آنچه در منابع شيعه تا قرن ششم در باره نوروز نقل شده است. در اين باره، مهم همان روايت معلى بن خنيس است و جز آن، چيزى در باره تاييد نوروز به چشم نمى‏خورد. منشا آنچه در آثار بعدى در باره استحباب غسل روز نوروز و نماز و دعاى مربوطه آمده، همين نص است و بس. البته مطالب ديگرى نيز افزوده شده كه منشا آنها را اشاره خواهيم كرد.

نوروز در منابع اهل سنت

در اينجا بى‏مناسب نيست، اشاره‏اى به آنچه در منابع اهل سنت در باره روز نوروز آمده داشته باشيم. بطور كلى بايد گفت كه اين عيد، پس از اسلام مورد توجه حكام اموى و عباسى بوده و بويژه در حوزه شرق، هداياى نوروز به طور مرتب از طرف حكام دريافت مى‏شده است. افزون بر آن كار گرفتن خراج نيز بر اساس نوروز بوده و يكى دوبار در عهد متوكل (25) و معتضد عباسى، (26) نوروز تا تيرماه(سرطان) به تاخير افتاده تا مردم در پرداخت آن گرفتار مشكل نشوند، زيرا در اين وقت محصول به دست مى‏آمده است. در زمان مقتدر نيز اين مشكل به عنوان نوعى ظلم در حق رعايا مطرح بوده است. (27)

به گزارش يعقوبى، معاويه پس از رسيدن به خلافت، به عبدالرحمن بن ابى‏بكره نوشته است تا هداياى نوروز و مهرگان براى وى ارسال شود. (28) عمر بن عبدالعزيز، در رديف كارهاى اصلاحى خود اين امر را متوقف كرده (29) و نامه‏اى به يكى از حكام خويش نوشته تا از گرفتن هداياى نوروز و مهرگان خوددارى كند. (30) بعد از وى، يزيد بن عبدالملك بار ديگر گرفتن هداياى نوروزى را باب كرده است. (31) در زمان نصر بن سيار نيز گرفتن هدايا در خراسان مرسوم بوده، (32) چنانكه در سال 236 در فارس. (33) در باره نوروز و مهرگان در ادب عربى، مقالاتى در زبانهاى فرنگى نوشته شده است. (34)

در تمام اين دوران، روز نوروز به عنوان يك روز معين براى مسلمانان شرق شناخته شده بوده و به دليل درگير بودن آن با امر خراج، موقعيت‏خود را حفظ كرده است. شاعرى در سال 220 هجرى، روز نوروز را در رديف دو عيد فطر و اضحى قرار داده است:

فابكوا على التمر ابكى الله اعينكم

فى كل اضحى و فى فطر و نيروز

شواهد وجود دارد كه در اواخر قرن سوم، توده مردم در اين نواحى، در ايام نوروز به آتش بازى و ريختن آب مى‏پرداخته‏اند. حكومت نيز به احتمال تحت تاثير فقهاى اهل سنت، با آن مقابله مى‏كرده است.

در حوادث سال 282 آمده است كه در اين سال، مردم از آنچه در نوروز عجم، از آتش بازى و ريختن آب و جز آن انجام مى‏دادند، منع شدند. (35)

در حوادث سال 284 آمده است كه روز چهار شنبه، سوم جمادى الثانيه، يازدهم حزيران (ماه ژوئن)، در چهارسوها و بازارهاى بغداد، اعلام شد كه كسى در شب نوروز حق روشن كردن آتش و ريختن آب را ندارد. روز پنجشنبه نيز همين اعلان، اعلام شد. اما در عصر روز جمعه، در خانه سعيد بن يكسين، رئيس شرطه بغداد، در بخش شرقى بغداد، اعلام شد كه خليفه، مردم را در روشن كردن آتش و ريختن آب آزاد گذاشته است. پس از آن توده مردم، حتى بيش از حد به اين كار پرداختند به طورى كه بر روى اصحاب شرطه نيز در مجلس جسر (پل) آب ريختند. (36)

برگزارى مراسم نوروز نه تنها در شرق اسلامى، بلكه در غرب نيز رواج يافته است. به نقل مقريزيه در سال 363 هجرى، المعزلدين الله، خليفه فاطمى مصر، دستور داد تا از روشن كردن آتش در شب نوروز و همچنين ريختن آب خوددارى كنند. در همانجا آمده است كه در سال 361، آتش بازى گسترده‏اى در قاهره انجام شده و اين كار سه روز ادامه يافته است. بدنيال بود، معز فاطمى مردم را از روشن كردن آتش و ريختن آب منع كرده و كسانى را نيز گرفته و حبس كردند. (37) همو آورده است كه در سال 517 هجرى نيز در روز نوروز هداياى گرانبهايى از طرف امرا تقديم شده كه بسيار بسيار مفصل و گرانقيمت‏بوده است. (38) همو در سالهاى بعد از آن روز، كه از آن با عنوان نوروز قبطى ياد شده، از گستردگى بازى و كارهاى ضد اخلاق و گرفتن هديه توسط امير نوروز و جز آن سخن گفته است. (39) در منابع فقهى اهل سنت هم، مخالفت‏با نوروز ديده مى‏شود. از جمله غزالى در كيمياى سعادت بر ضد نوروز سخن گفته است. (40) در منبع ديگرى، گفته شده است: روزه گرفتن روز شنبه، كراهت دارد چون تشبه به يهود است. نيز روزه گرفتن نوروز و مهرگان، چرا كه آن هم تشبه به مجوس است. (41) ابن قدامه نيز نوشته است: روزه گرفتن نوروز و مهرگان كراهت دارد، زيرا اين ها، روزهايى است كه كفار آن را بزرگ مى‏شمردند. (42) گفتنى است سالهای كه گروه طالبان در افغانستان حاکم بودند، اعلام كردند كه برگزارى مراسم نوروز بر خلاف اسلام بوده و نبايد، این مراسم انجام گیرد و این روز تعطيل شود، اما مخالفت آنها جایی را نگرفتند و در آن مردم افغانستان رسومات گذشته شان را  ادامه دادند و در سراسر افغانستان پرچمی را بنام مولی الموحدین علی ابن ابی طالب(ع) با برنامه های خاص برپا می داشتند.

هرچند  در بعضی روایات منابع شیعه و از جمله در وسائل الشیعه، ج5، ص288 آمده است که روز غدیر خم(هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری) با اول حمل-نوروز- مقارن بوده است.آخر روز هیجدهم ذی الحجه سال سی و پنج هجری از قضا مصادف گشت با بیعت عموم مردم با حضرت علی (ع) شاید بدین مناسبات است که از دیر زمان، مسلمانان افغانستان پرچمی  را در مزارات معروف کشور بنام حضرت علی (ع)، «جنده ای سخی شاه مردان» در تعطیلات نوروزی بر پا می دارند.

 مرور کوتاه بردعای تحویل سال در متون دینی

در نخستین دعای هنگام تحویل سال، از خداوند دگرگونی حال و نیکو شدن طلب میشود: « یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالناالی احسن الحال»(43) یعنی ای برگرداننده دلها و دیده ها، ای تدبیر کننده شب و روز، حال مارا به نیکوترین حال برگردان!

با درنگ در این دعا، بزرگترین وردها، ورد نوروز را در امور ذیل می توان خلاصه کرد:

1- تلاش برای تغییر

یکسان ماندن و تن ندادن به تغییر و تحول به شدت نفی شده است، آنگونه که پیامبر(ص) می فرماید: « هر کس دو روزش یکسان باشد، او مغبون است و ضرر کرده است».(44)

2- انتخاب راه بهتر

پس از تن دادن به تغییر، مهم گزینش راه بهتر و نیکو شدن است و لذا آنانی که فردایشان از روز قبل بدتر است، مورد شماتت خواهند بود؛ همانگونه که رسول اکرم(ص) می فرماید: «هر کسی فردایش بدتر از امروزش باشد لعنت شده است»(45).

3- تبدیل بدیها به خوبیها

زیباترین و کامل ترین نوع تغییر ، تبدیل بدیها به خوبیها و جبران خطاهاست؛ شیوه ای که قرآن برای آدمی ترسیم ساخته است؛ آن که« بعد از ستم کردنش توبه کند و به اصلاح آید» (46) این دگرگون شدن و گذر از بدی به خوبی و اصلاح خود ، در ادعیه ما نیز مشهود است : « پروردگارا! بدیهای مارا به خوبی صفات خود تغییرده».(47) امام جعفر صادق(ع) می فرماید: «نوروز، روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستد و برای او شریکی نگیرند و به پیامبران و پیشوایان دین ایمان بیاورند». در جای دیگرآن حضرت می فرمایند: «هر گاه نوروز فرا رسید غسل کن و پاکیزه ترین لباسهایت را بپوش».(48)

آداب نوروز در افغانستان

طوری که از مطالعه تاریخ و دیوان شاعران عصر سامانی، غزنوی، سلجوقی و تیموری و بعد از آن تا امروز بر می آید، نوروز همیشه نمادی از روزهای مهم شادی بخش، مورد استقبال همگان بشمار می رفته است. تجلیلی از این میله باستانی درسرتاسر وطن ما نیز از زمان قدیم رواج داشته است. نوروز عید ملی است که افغانها بیش از هزار سال قبل از ورود اسلام به افغانستان ، نوروز را گرامی می داشتند و برای برگزاری هر چه بهترش ابتکاراتی به خرج می دادند و می دهند  که بعضی از این نو آوری ها به صورت رسوم دیرینه در کشورماست. آنگاه که اسلام این مرزوبوم را روشنی بخشید که بعضی از این رسوم نه تنها رنگ نباخت بلکه بیشتر جلا گرفت؛ چرا که با دستورات اخلاق شرع ، تطابق طبیعی دارد.

اول، آنکه صله رحم، این آموزه در متون دینی ما از جایگاه بسیار بلند و قوی برخوردار است ، دستور جدی دین، در این عید نیز به جدیت به او سفارش شده. قهرها به آشتی بدل می گردد، نفرتها و کینه ها با خاک روبه ها از خانه بیرون می رود، لا اقل سالی یکبار همه اقوام همدیگر را ملاقات می کنند.

دوم، آنکه تمیزی، نظافت آموزه ی دیگری دینی که از امور شخص به کوچه و سرک  و بازار هم راه می یابد.  سوم، رفتار آدمی در مواجهه با نوروز با طبیعت همسویی می یابد. زنده شدن زمین و آنچه درزمین می روید، سرسبزی صحرا و دشت و دمن پوشش تازه بر قامت طبیعت است که یاد قیامت و زنده شدن انسانها را به خاطره ها زنده می نماید و لذا بدین جهت است که در عید نوروز و دیگر اعیاد اسلامی افغانها نو میپوشند و کهنه ها و کینه ها را بیرون می ریزند. خود را آماده یک زندگی جدیدتری می نمایند.

اما برخی از آداب و سنن عید ملی و باستانی نوروز در افغانستان از این قرار است:

1- از زیر قرآن گذشتن

در بعضی مناطق افغانستان، مخصوصا نقاط مرکزی افغانستان دویاسه روز قبل از تحویل سال، مردم جمع می شوند و گاو یا گوسفند را  بعنوان نذری خریداری می کنند، وقتی که سال نو حلول می کند، مردم محله در مساجد و تکایا جمع می شوند، دعای سال نو را دست جمعی می خوانند و بعد یکی از موسفیدان قرآن کریم را بدست می گیرد و مردم از زیر آن رد می شوند که تا پایان عمر در پناه قرآن باشند، سپس روحانی منطقه به سخنرانی می پردازد و همگی را به تقوا و پرهیز کاری و وحدت دعوت می کند.

2- جنده‌ی سخی و میله‌ی گل سرخ

همزمان با اجرای بر پا داشتن پرچمی بنام « جنده‌ی سخی» در کابل،  مزار شریف و دیگر ولایت های افغانستان، ( میله‌ی گل سرخ) با این مراسم هماهنگ می گردد، مردم این تقارون را بسیار نیک می پندارند و به دامنه های کوه و چمن های سرسبز که رویش « گل سرخ» است به سیرو گردش می پردازند.

جنده ای سخی، یا پرچمی که بنام حضرت علی(ع) در دامنه کوه سخی کابل که از زیارت گاههای مشهور است، در شب اول حمل، شاهد تجمع اقشار مختلف مردم می باشد و در ساعت هشت صبح روز نوروز با تلاوت آیاتی از قرآن کریم شروع می شود، شخصیت های علمی بطور فشرده بدین مناسبت سخنرانی می نمایند و پس از آن، مراسم بعدی که بلند کردن بیرق(جنده) بنام حضرت مولا علی بن ابیطالب(ع) آغاز می شود، تعداد پهلوانان که به این کار رو می آورند 12 تا 24 نفر است که همراه با بلند شدن پرچم، مردم بانگ الله اکبر را سر می دهند. اما برخی از رسومات و سنت هایی که پس از مراسم بلند شدن «جنده سخی» انجام می شود عبارت است از:

الف) منقبت خوانی 

پس از مراسم جنده برداری- مردم عقیده دارند سال خوب یا بد به آسان و مشکل بلند شدن آن مشخص می گردد- مناقب و نعت خوانان، با اجرای خواندن اشعار در وصف حضرت علی(ع) بر شوق و شور حضار می افزایند و مردم هم با دادن پول هایی به آنان علاقه مندی و احساسات شان را ابراز می کنند.

ب) زیارت اهل قبور

کار بعدی مردم، رفتن به زیارت اهل قبور است، قبور بستگان و قبور بزرگان که اکثرا در اطراف زیارت سخی قرار دارند، همانند؛ سیدجمال الدین افغانی، حضرت آیت الله العظمی حجت کابلی، آیت الله سیدحسین فاضل و حجج اسلام سید انورشاه صدر و علامه سید اسماعیل بلخی ،آقا ضیاء حجت ، شیخ محمدعلی مدرس و…

ج) نذورات و خیرات

بخشی از نذورات، در همان زمان اجرای مراسم « جنده » برداری به گروههای خاص چون : سربازان دولتی و مناقب خوانان داده می شود و بخشی دیگر دعوت خصوصی در خانواده است که تعداد از دوستان خود را به منزل می برند و برای صرف شیرینی  ونذر دعوت می نمایند، پیوند و رشته های محبت میان شانرا، با تعامل تحکیم و تعمیق می بخشد.

3- پذیرایی از مهمان

مهمان نوازی خصیصه است مهم و با ارزش در عنعنات مردم افغانستان، این مظهر فرهنگی از افتخارات بزرگ ملی ما به حساب می رود.

مهمان نوازی آنقدر در فرهنگ ملی ما عجین می باشد که هر گاه در وجود یکی از افراد این خصلت دیده نشود هویت افغانی او زیر سوال می رود و این تربیتی است که هر کس می تواند بدون تبعیض و تفاوت از این حق استفاده کرده و برخوردار گردد وبه صورت قطع می توان گفت که هر گاه مسافر با دست خالی در سرا سر افغانستان سفر نماید، هرگز گرسنه نخواهد ماند. نکته ای ظریفی را که در این جا می خواهیم به آن اشاره کنیم این است که: « هر گاه مهمان کسی را شخص دیگری به خانه ای خود ببرد در این مورد خشم بر کسی خواهند بود که مهمان او را وادار به رفتن به خانه خویش نموده است»(49).

4-  هفت میوه و سمنک

در شهر ها و روستا ها، با نزدیک شدن سال نو، مردم به تزئین، شستشو و غبار زدایی می پردازند، از نظافت و آرایش خود نیز غافل نمی شوند. عده ای نیز بر علاوه میوه هفت سین و میوه تر کرده، همراه کیک و کلوچه نیز تهیه می نمایند، همچنان بنام « نذر سخی جان» غذای لذیذ و مقوی سمنو از سر شب تا صبح پخته نموده و با گرفتن مراد خویش زنان این ابیات را می خوانند:

سمنک در جوش و ما کفچه زنیم    دیگران در خواب و ما طبله زنیم

وقتی که روز عید دور سفره‌ی عید می نشیند، 365مرتبه دعای ( یا مقلب القلوب والابصار… را می خوانند؛ بزرگان به کوچکان عیدی داده بعد به دید و بازدید جهت عرض تبریک سال نو و عید نوروز به خانه های یک دیگر می روند و میله های منطقوی چندین روز ادامه دارد.(50)

5- میله ای دهقان

سال نو را مردم و دولت افغانستان به صورت رسمی بنام« نهال شانی »و یا« میله دهقان» در مرکز و ولایات از نوروز استقبال می نمایندو بطور عموم از این مراسم تجلیل بعمل می آورند.

پیشینه ی برگزاری جشن نوروز در کابل

جشن نوروز برخلاف ادعای ایرانی ها که آن را به جمشید افسانوی ربط میدهند، از زمانه های کهن و باستانی توسط انسان های که در نیم کره شمالی زمین زندگی می کردند، در اولین روز سال جشن گرفته می شد . اگر به تاریخ برگزاری جشن نوزایی طبیعت نگاه کنیم در می یابیم که هزاران سال قبل از آنکه آریایی ها در حوزه های تمدنی بین النهرین، ايران، افغانستان،آسياي میانه،قفقاز و بخشيازشبهقارههند، هجوم آورده و ماندگار شوند، سومریان در بین النهرین، حدودا 5500 سال قبل از ميلاد، نوروز را جشن مي‌گرفتند . بناء این جشن حدودا 4000 سال زودتر از هجوم آریایی ها در حوزه تمدنی بین النهرین، سابقه دارد .
بعد از انقراض تمدن سومری ها در بابل، ایلامیان که آنان نیز آریایی نبوده وارد تاریخ گردیده و تمدن باشکوهی را خلق کرده و به تقلید از سومریان، تقویم دوازده ماهه داشته و نوروز را جشن میگرفتند . سپس از آنجا به حوزه های تمدنی آسياي میانه،
قفقاز،پارس، خراسان بزرگ، رودآمو و رودسند راه یافته و هرساله توسط مردمان این مناطق جشن گرفته میشود . امروز نیز در کشور های ایران، افغانستان، آذربایجان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، گرجستان و ترکمنستان و حتی در ایالات غربی چین و کردهای ترکیه، سوریه و عراق و تاتارها، بشکیرهای جنوب روسیه، آلبانی، مصر و تانزانیا نوروز را با سنت‌های رنگارنگ قومی شان، جشن می‌گیرند.
در خراسان بزرگ (افغانستان) نیز از عهد باستان تاکنون جشن نوروز
بهعنوانيكعنصرهويتفرهنگي در روز اول سال با شکوه خاصی برگزار میگردد . در کابل قدیم رسم براين بود که بعد از پانزدهم ماه حوت، مردم به پيشواز سال نو و بهار رفته، صندلی ها و بخاری ها را برمیداشتند و خانه تکانى ميکردند. خانواده های که بضاعت بیشتر مالی داشتند، اتاق های منازل شان را رنگ و چراغانی میکردند. مردم محل نیز همه با هم، کوچه ها و رسته های شان را تمیز و پاک مینمودند تا به پیشواز بهار بروند . بچه ها و دختر های قد و نیم قد با شادی زایدالوصفی به آواز بلند میخواندند که :
بخوان بخوان بلبلک برف زمستان گذشت

صندلی برداشته شد مرگ غریبان گذشت
خانواده ها برای تهیه لباس نو به بازار رفته تکه های سر گز خریده و به خیاط می سپردند تا برای شان در روز نوروز لباس نو بدوزند و به همین خاطر حتی یک ماه قبل از نوروز، کار و بار خیاط ها راه افتاده و اکثر آنان حتی شب کاری نیز می کردند تا لباس های مشتریان شان را در سر وقت تحویل دهند .
اکثر خانواده ها قبل از آمدن نوروز مقدار گندم را در ظرفی مسی یا برنجی  هموار نموده و با پارچه ململ نازک و مرطوب رویش را می پوشاندند . بعدا آنرا در سردابه ها و یا داخل چاه با رشمه آویزان کرده و منتظر می نشستند تا گندم جوانه زده و بعدا در فرصت های مناسب آب را روی آن پاش داده و یا در زیر باران میگذاشتند تا ساقه های سبز آن رشد نمایند . بعدا در روز نوروز آنرا تزئین نموده و در سفره هفت سین نوروزی جا میدادند و با روشن نمودن شمع و با خواندن دعای نوروزی از خداوند حاجت خواسته و آرزوی سال پر خیر و برکت را می نموند.
البته زنان و دختران بعضی از خانواده ها چند روز بعد از نوروز، در یک حویلی جمع می شدند . همه سمنک یا رسته های سبز گندم شانرا با کارد ریز ریز کرده و بعدا در هاوان میکوبیدند تا عصاره آنرا با آرد یکجا نموده و جوش دهند و در جریان آن  بصورت متناوب هفت بار آب به قدر لازم می ریختند و دختران دم بخت همه در خانه ای که سمنو درست میگردید جمع شده و توسط کفگیر محتوی دیگ را شور داده و از خدا حاجت میخواستند و نذر مینمودند که تا سال آینده بخت آنان باز شده و به خانه شوهر بروند و در حین کفگیر زدن عده دیگر کف میزدند و میخواندند که :
سمنک در جوش ما کفچه زنیم

دیگران در خواب ما دفچه زنیم
یکی ازین آهنگهای فولکلور در باره سمنک که در آن زمان بسیار مشهور و ورد زبان خانم ها و دختران جوان بود «سمنک پيـــــک بهار است» نام داشت که این آهنگ را خانم پروین از طریق رادیو اجرا کرده بود :
سمنک پيـــــک بهار است
ميلــــــه ای شب زنده دار، است
اين خوشى سال يکبار، است
سال ديـــــــــــگر يا نصيب
* *
آرزو امشـب خــــــروشد
سمـنک در خــود بجــوشد
دل خــوش، جـامــه بپوشـد
سـال ديگــــــر يــا نصيب
کابلیان قدیم، شب چهارشنبه آخر سال کوزه های نو و آب ندیده را از بالای بام ها به زمین پرت می کردند تا بشکند و بلافاصله میگفتند «بلا رفت و صفا آمد.» شب قبل از روز اول سال خانواده ها هفت میوه خشک (کشمش، بادام، پسته، سنجد، انجیر، شکرپاره و کشته) را در ظرف پر آب می گذاشتند تا در روز نوروز با آن از مهمانان شان پذیرائی کنند.

در شب نوروز خانواده های متمول کابلی، سبزی چلو با مرغ می پختند و در طول زمستان به همین منظور خروس هایی را در خانه نگهداری مینمودند تا در شب نوروز آن ها را سربریده و سبزی چلو سنتی نوروز را با مرغ آماده ساخته و با مهمانان و اعضای خانواده شان صرف کنند.
در روز نوروز دختران و پسران جوانی که با هم نامزد بودند حا ل و هوای خاصی داشتند . چون در روز نوروز، رسم بود که خانواده داماد ماهی و جلبی و کلچه نوروزی را در بین پتنوس های بزرگ چوبی که به «خوانچه» نوروزی مشهور است گذاشته و با پارچه های سرخ و سبز و رنگارنگ روی آن را پوشانده و چند تن از دختران و پسران جوان این خوانچه ها را که مملو از لباس عروس و نقل و بادام و شیرینی و ماهی و جلبی و کلچه نوروزی میباشند در سر گذاشته و تعدادی از زنان در حالیکه با دایره و دف و کف و خواندن آنان را همراهی می کرند همه با هم در خانه عروس میرفتند و اینجا بود که گاهگاهی داماد آنهم در صورتی که خوش چانس می بود، موفق به دیدن دزدکی عروس میشد اما خیلی وقت ها این چانس میسر نبود که عروس و داماد همدیگر را ببینند.

دکان ماهی جلبی فروشی – کابل

در شهرکابل آن زمان مردم ميله نوروزی را در محلاتی چون دامنه کارته سخی، خيرخانه، خواجه صفا، شاه شهيد، باغ بابر، باغ زنانه، قرغه، استاليف، کاريز مير، گل غوندی، پغمان، چمن حضوری، ستوديوم ورزشی کابل، تپه مرنجان و در ساير تفريحگاه ها، با شکوه و عظمت تمام برگذار می کردند . بزرگترین مراسم آن در دامنه کارته سخی در جوار زیارت سخی شاه مردان برگزار می شد که هزاران  نفر در حالی که همه لباس های نو و رنگارنگی در تن داشتند، در ان محوطه جمع گردیده و در مراسم برافراشتن بیرق سخی شرکت می ورزیدند . در اطراف زیارت سخی ده ها  سماوارچی تخت زده و از مردم در بدل پول با چای و نقل و شیرینی و غذا های گوناگون پذیرایی مینمودند و ازینطریق بر رونق کسب و کار آنان افزوده میگردید . در بیرون محوطه زیارت سخی، هزاران دست فروش، سامان بازی کودکان و موادخوراکی و ماهی و جلبی می فروختند و مردم در حالی که همه لباس های نو پوشیده بودند به خوشی و شادی پرداخته و با دوستان شان مصافحه نموده و نوروز را برای همدیگر تبریک میگفتند.

نمای زیارت سخی در روز نوروز

در روز نوروز، تماشای برافراشتن پرچمی سخی، برای همه جالب و دوست داشتنی بود که با دست ها و بازوان توانای جوانان و پهلوانان و حتی پیرمردان دنیا دیده و تنومند در حالی که با صلوات و دعای خیر مردم بدرقه می شد، راست و استوار قامت برافراشته و به اهتزاز در میامد . متعاقبا شور و هلهله و کف زدن های تماشا چیان اعم از زن و مرد را در پی داشته و همه شاد و خرم می گردیدند. بین مردم شایع بود که اگر بیرق مولا علی(ع) بی زحمت و آسان برافراشته گردد آن سال، سال پر برکت و پر امنی خواهد بود.

بعد از افراشته شدن بیرق دوباره نبض زندگی در جریان افتاده و همه به جنب و جوش در میامدند.

در روز نوروز رادیو کابل آن زمان نیز برنامه های شاد نوروزی را از قبیل درامه ها و آهنگ های شاد نوروزی اجرا میکرد . آهنگ های مشهور نوروزی که در بین جوانان کابل طرفداران زیادی داشت این آهنگ ها بود :
بیا که بریم به مزار ملا محمد جان 

سیر گل لاله زار ملا محمد جان
و آهنگ :
روز نوروز است خدا جان جنده بالا میشود

از کرامات سخی جان کور بینا میشود
نا گفته نماند سالهای مدید است که بزرگترین مراسم نوروز در شهر مزارشریف برگزار می گردد که به  «میله گل سرخ» مشهور است و تمام مردم که از اطراف و اکناف افغانستان به شهر مزار شریف می رونند در مراسم برافراشتن علَم منسوب به حرم حضرت علی(ع) مشهور به «جهنده علی» شرکت می کردند.

تاریخچه زیارت سخی کابل

به نقل برخی از مورخ نویسان افغانستان،ساخت زیارت سخی شهر کابل به صدها سال قبل به زمان پادشاهی «احمد شاه ابدالی» بر می‌گردد.

زمانی که خرقه منصوب به پیامبرگرامی اسلام(ص) از «فیض‌آباد» مرکز ولایت «بدخشان» در راه «قندهار» از بزرگراه «پروان»- کابل می‌گذشت: حاملان این خرقه تصمیم گرفتند ساعاتی را در کابل استراحت کنند.

آن‌ها این خرقه را برای زیارت ساکنان شهر کابل در مکانی که  هم اکنون زیارت سخی در آن قرار دارد، بر زمین گذاشتند، حاملان خرقه که اهل عرفان بودند، سه شب متوالی در خواب دیدند که حضرت علی‌(ع) به این مکان می‌آید و در کنار خرقه مبارک حضرت رسول(ص) نماز می‌خواند و در شب سوم به آنان توصیه می‌کند تا در این محل، زیارت و بارگاهی بنا کنند.

حاملان خرقه، خواب خود را برای احمدشاه بابا تعریف کردند و وی دستور داد در همان مکانی که حضرت علی(ع) ایستاده بود، گنبدی ساخته شود.

استقلال افغانستان خواسته مادر «امان الله خان» از امام علی)

90 سال قبل «حیات بیگم» مادر امان الله خان پادشاه سابق افغانستان به زیارت سخی آمد و از حضرت علی(ع) خواست تا زمینه خروج انگلیس‌ها را از افغانستان فراهم کند، پس از این که حاجت مادر امان الله خان مورد قبول درگاه خداوند متعال قرار گرفت و افغانستان استقلال خود را به دست آورد، وی در کنار گنبدی که احمد شاه بابا بنا کرده بود، گنبد دیگری ساخت. این دو گنبد که در زمان احمدشاه بابا و امان الله خان بنا شده با سابقه‌ترین گنبدهای شهر کابل به شمار می‌روند.

از آنجا امروزه به دلیل افزایش جمعیت، محوطه و صحن زیارت سخی پاسخگوی نیاز زائران و مردم نبود به همین دلیل، دو شبستان جدید در سال 1385 خورشیدی برای خانم‌‌ها و آقایان در این مکان ساخته شد.

سنگ «ذوالفقار» در زیارت سخی، نشانه‌ای از کرامت امام علی):

حاملان خرقه مبارک پیامبراسلام(ص)در ذیل خوابی که دیده بودند، اظهار داشتند: زمانی که حضرت علی(ع) در محلی که اکنون زیارت سخی نامیده می شود، نماز می‌خواند، شمشیر خود را روی سنگی گذاشت، پس از این که این افراد از خواب بیدار شدند متوجه شدند که همان سنگی که حضرت شمشیر خود را بر روی آن گذاشته بود، از وسط دو نیم شده و به همین دلیل از آن روز به بعد این سنگ به ذوالفقارمعروف شد و مردم معتقدند هستند که اشخاص گناهکار، هنگام عبور از این سنگ در میان آن گیر می‌کنند.

محوطه زیارت سخی

زمین این قبرستان توسط فردی به نام «بهسود» از مردم هزاره خریداری و وقف زیارت سخی شد. در داخل محوطه روضه سخی افراد و شخصیت‌های سرشناسی چون؛ حیات بیگم مادر امان الله خان و همسر وی، حضرت آیت الله میرعلی احمد حجت از رهبران شیعیان افغانستان در اوایل قرن 20، آیت الله سیدحسین فاضل، علامه شهید صدر و دیگر شخصیت‌ها در این مکان مدفون هستند.

مسجد روضه سخی:

آیت الله حجت(ره) در سال 1343 خورشید، مسجدی را در جنوب روضه سخی بنام مسجد علی(ع) بنا کرد  و این عالم شیعی، برای برگزاری مراسم بر افراشتن پرچمی بنام علم حضرت علی(ع) اقداماتی بسیاری انجام داد و به این مراسم رونق زیادی بخشید.

تکفیرگویی ها در برگزاری مراسم نوروز

سالهای اخیر برخی افراد و اشخاص با برگزاری تجلیل از نوروز مخالفت نموده و آن را پیروی از کفار و مخالف دین دانستند، رهبری کنندگان مخالفت با برگزاری جشن ملی نوروزی را برخی از حلقات تندرو که افراطیون عربستان(وهابی ها) بر عهده داشته و گاها به صورت مستقیم در رسانه ها ظاهر می شدند و به بحث و مناطره می پرداختند و یا گاها با انتشار جزوات، بروشور و اطلاعیه از آدرس نهاد و افراد غیر واقعی با برگزاری نوروز به مخالفت پرداختند که در میان شهروندان افغانستان سازمان دهی این مخالفت ها را به جمعیت اصلاح  و در کل سلفی های تند  رو ربط می دادند.

این افراد و نهادها بسیاری از پدیده‌ها و رویدادها را از عینک افراط ‌گرایی دینی می‌بینند و با همان ذهنیت قضاوت می‌کنند، آن‌ها بخاطر  برگزاری و گرامی داشت جشن نوروز و بهار، با نشراطلاعیه، بروشور وتبلیغ سرِ ستیز دارند و به آن، برچس‍پِ «غیراسلامی» می‌زنند، آنها تنها با گرامی داشت نوروز مشکل ندارند بلکه به دیگر میراث‌های فرهنگی و مظاهر تمدنی نیز با دید خصمانه می‌نگرند و می‌کوشند برای تحریمش از هرگونه دستاویزی کار گیرند که برخی از نهاد  چون؛ «جمعیت اصلاح» سالهای اخیر در کابل و برخی ولایات دیگرِ افغانستان به فعالیت آغاز و از طریق انترنت، مجله، بروشور، اعلامیه‌، مساجد و شعارنویسی بر دیوارها، با جشن نوروز به مخالفت برخاستند.

بدین جهت شورای اخوت اسلامی که متشکل از علمای شیعه و سنی هستند، سعی شان برآن است که مشترکات را تقویت و در اختلافات فقهی همدیگر را معذور دارند و گاها در رفع  اختلافات مذهبی، قومی و…. تلاش های را نموده و یکی از موضوعات که شورای اخوت سال 1390 خورشیدی رسما اطلاعیه داده و تکفیرگویی هایی که در موارد از جمله بزرگداشت نوروز صورت میگرد، نباید برخی اشخاص و نهادها اعمال عادی وملی مسلمانان مورد انتقاد و حکم تکفیر بدهند و این هم متن اطلاعیه شورای اخوت اسلامی افغانستان:

متن اطلاعیه شورای اخوت  اسلامی

حلول سال جدید فرصت مناسبی است، براى تأمل در راز آفرینش و اندیشیدن در شأن و جایگاه بهار،  زیرا این جشن طبیعت و عنعنۀ ملی که سالیان متمادی در کشور ما تجلیل مى گردد و مردم این سرزمین حضور سبز بهار را به همدیگر تبریک مى گویند، آیا با تجلیل از چنین روزى می توان حکم تکفیر کسی را صادر کرد؟ روز اول حمل از قدیم الایام در افغانستان مراسم بالا نمودن علم، جشن معارف و دهقان و نهال شانی و… را انجام می دادند، اما تا کنون کسی آن را به شرع نسبت نداده  و بلکه بعنوان جشن طبیعت وملی تجلیل گردیده است.

شورای اخوت اسلامی از ائمه جماعات و آحاد ملت مسلمان می خواهد که در چنین موارد نباید حکم تکفیر به اعمال عادی و ملی مسلمانان بدهند و یا به تفسیق آن بپردازند. لذا از علمای بزگوار انتظار می رود  تا در این زمینه به مردم آگاهی داده و نوروز را از دیدگاه اسلام و بزرگان دینی به بررسی گرفته و به جای تکفیر به بازبینى این موضوع پرداخته و زوایاى آن را براساس دساتیر الهی با حفظ وحدت امت اسلامی و مصالح علیای کشور در نظر گرفته از تکفیر و تفسیق مسلمانها جلوگیر و حرمت مسلمانان حفظ شود.

شورای اخوت اسلامی افغانستان 28/12/1389

همچنین در نوروز امسال(1393 خورشیدی) داکتر فضل الهادي وزين یکی از موسسین جمعیت اصلاح افغانستان، در مقاله ای تحت عنوان «نگرشی بر آغاز سالِ جدید و نوروز» را در سایت اصلاح، شادمانی به پیشواز بهار را یک احساس فطری خواند و مسلمانان را در این دوره جدید تشویق به سعی و تلاش، مخصوصا غرس نهال شانی می نماید و با  نقل روایتی از کتاب بخاری آورده: روى الإمام أحمد في مسنده، والبخاري في الأدب المفرد عن أنس بن مالك رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم:

«إن قامت الساعة وبيد أحدكم فسيلة فإن استطاع أن لا يقوم حتى يغرسها فليفعل» اگر قیامت بر پا می شد، و در اين حال در دست يكي از شما نهالِ براى غرس بود، پس اگر فرصت داشت، آن را غرس نمايد، زيرا به او پاداش داده مي شود.

به دیدگاه داکتر وزین شادمانی به پیشواز بهار، یک احساس فطری است و او مقاله خویش را اینگونه ادامه می دهد:

با آغاز بهار زندگی رونق تازه می یابد و هر جا آثار طراوت، تازگی و جوش و خروش به نظر می رسد، آرزوهای نیک برای سال جدید، پر از خیر و برکت در دل ها جوانه می زنند و یخ های یاس با گرمی دل انگیزِ آفتابِ امید کم کم ذوب می شوند. مردم با شور و شعف به پیشواز سال جدید می روند و مقدمۀ بهار و سرسبزی و طراوت را گرامي می دارند و با دل های مالامال از امید، خیر و برکت شادمانی می کنند و نعمت های بی پایان پروردگار شان را از زرع و ثمار، کوه و کوهسار، دشت و دمن و زمین و باغ انتظار می کشند. در چنین حال و مناسبتی، احساس خوشی و مسرت در دل ها و تعبیر از این احساس، امری است بدیهی و کاری است انسانی و هیچ کس را نشاید تا به محض این که مردم سال جدید و آغاز بهار را گرامی می دارند و احساس سرور و شادمانی می کنند زبان منع و تشنیع و تقبیح بر آنان دراز کند و عرصۀ وسیع زندگی را به خلق خدا تنگ بسازد.

داکتر وزین پابندی به ارزش های شرعی در اظهار سرور را چنین می نگارد:

تا جاییکه به اظهار خوشی و مسرت طبیعی و انسانی- بدون خارج شدن از مرزهای شریعت- بخاطر آمدن موسم بهار و آغاز سال جدید ارتباط دارد اشکالی به نظر نمی خورد. چه این کار در دایره مباحات آمده و حکم سایر مناسبات های فرحت و سرور را می گیرد. مگر نقطۀ را که باید بدان توجه داشت این است که این احساس و شعور خوشی باید در محدوده و چارچوب یک احساس طبیعی انسانی باقی بماند و در طریقه و نحوۀ تعبیر از آن حدود و ضوابط شریعت و دین پامال نگردیده و معیارها و ارزش های والای اخلاقی و انسانی، قربانی طوفان بی لجام احساسات و عواطف نشوند، زیرا شریعت اسلام بحیث نظام و قانون مکمل زندگی برای هر چیز و حالتی اعم از نیک و بد، شادمانی و حزن، و طریقۀ تعبیر از آن روش و حکمی دارد که مسلمان مکلف به پابندی به آن است. به عبارت دیگر در این گونه موارد نباید از حدود الله تجاوز شود که به نص قرآن کریم: “وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ” يعني هر که از حدود الله تجاوز کند در حقیقت بر نفس خود ظلم کرده است. (الطلاق1)

به الفاظ دیگر باید گفت که احساس شادمانی و مسرت به پیشواز بهار و تعبیر از این سرور و شادمانی بحیث یک احساس طبیعی بشری باید در محدودۀ یک پدیده و احساس كاملا طبیعی انسانی باقی بماند و نباید شکل و رنگ دینی و یا هم خرافات و پندار و کردار های خود ساخته و نابجا را بخود بگیرد و نه هم در آن از موازین و احکام شرعی تخطی شود.

داکتر وزین در پایان مقاله اش به اهمیت و ابعاد تاریخی نوروز و برخی عملکرد های این روز پرداخته می نویسد:

بعد از نگرشِ دقیق و بی طرفانه انسان به این نتیجه می رسد که:

تجلیل از نوروز یک پدیده فرهنگی و مبنی بر رسم و رواج است که از هزاران سال به اینسو جریان دارد.

بنابر آنچه در بالا گفته شد، در مورد نوروز باید به نقاط ذیل توجه داشت:

1– احساس و اظهار شادمانی و فرحت بخاطر آغاز موسم بهار و سال نو که فقط اساس و جنبۀ انسانی، عادی و طبیعی را داشته باشد، اشکالی ندارد، ولي چون شریعتِ اسلامی ما را به اجتناب از تجلیل شعایرِ دینی غیر از اسلام و اظهار مخالفت با غیرمسلمین در شعایر دینی ایشان امر می کند، لذا لازم است تا از تعین روزِ مشخص و همچنان پابندی به مراسم و رواج های معین برای اظهارِ سرور و شادمانی در همه موارد دوری گزیند.

۲تجلیل از نوروز هیچ اساس دینی در شریعت اسلام ندارد و دادن صبغه و رنگ دینی به آن به هر نوعی که باشد یک بدعت و اضافه در دین است که امر ممنوع و مردود می باشد.

۳در اظهار سرور و شادمانی بخاطر فرار رسیدن سال نو و فصل بهار، نباید از حدود و موازین اعتقادی و شرعی تخطی شده و ارتکاب منهیات صورت بگیرد.

۴تفریح سالم و مطابق با موازین و چوكات شریعت، بدون اين كه صبغه ديني را بگيرد، حق شرعی و انسانی مردم بوده و کسی حق ندارد به هیچ عنوانی این حقِ مسلم را از ایشان سلب کند.….

نکته ای را در پایان برخی نکات مقاله داکتر وزین بدان اشاره کنم اینکه دولت افغانستان نیز از چند سال بدینسو به برنامه های نوروزی توجه خاصی داشته و اما از سوی شورای علمای سرتاسری و یا کدام نهاد معتبر دینی و فرهنگی کشور با برنامه های دولت مخالفت نگردیده است. چنانچه بعد از ثبت نوروز در فهرست میراث های جهانی توسط سازمان ملل متحد سال 1388 خورشیدی، هر سال این جشن بین المللی در یکی از کشورهای منطقه برگزار می شود وامسال جشن بین المللی نوروز در کابل برگزار گردید و نوروز با حضور سران 11 کشور منطقه در ارگ ریاست جمهوری و تپه پغمان با برنامه های متنوع و مختلف برگزار شد.

هرچند شب نوروز در شهر کابل چهار تن از جنگجویان طالبان وارد هوتل سرینا شدند و نه تن را به قتل رساندند، همچنین تهدیدات در برخی مناطق را داشتند و اما  نیروهای امنیتی به حالت آماده باش در نقاط مختلف کشور و مردم نیز جشن نوروز با تدابیر شدید امنیتی برگزار نمودند.

برگزاری مراسم نوروز و جدال سیاسی

همانگونه که قبلا تذکر یافت نوروز از سالیان متمادی بدینسو در افغانستان تجلیل می شود،  در نخستین روز سال جدید، همزمان با اجرای بر پا داشتن پرچمی بنام « جنده‌ی سخی» در کابل،  مزار شریف و دیگر ولایات افغانستان، (میله‌ی گل سرخ) با این مراسم هماهنگ می گردد، مردم این تقارون را بسیار نیک می پندارند و به دامنه های کوه و چمن های سرسبز که رویش «گل سرخ» است به سیرو گردش می پردازند.

جنده ای سخی، یا پرچمی که بنام حضرت علی(ع) در دامنه کوه سخی کابل که از زیارت گاههای مشهور کابل است، در شب اول حمل، شاهد تجمع اقشار مختلف مردم می باشد و در ساعت نه صبح روز نوروز با تلاوت آیاتی از قرآن کریم شروع و شخصیت های علمی، حکومتی، سیاسی و مردمی به اختصار بدین مناسبت سخنرانی می نمایند و پس از آن، مراسم بعدی که بلند کردن بیرق(جنده) بنام حضرت مولا علی(ع) آغاز می شود، پس از مراسم جنده برداری- مردم عقیده دارند سال خوب یا بد به آسان و مشکل بلند شدن آن مشخص می گردد. مردم افغانستان معتقدند که اگر علم در این مراسم به راحتی بر افراشته شود، سال پیش رو سالی نیکو، مبارک و همراه با فراوانی و آسایش خواهد بود و اگر خدای ناخواسته علم به سختی برافراشته شود و یا قبل از بلند شدن بیفتد، سال جدید سالی دشوار برای افغانستان خواهد بود.

کار بعدی مردم، رفتن به زیارت اهل قبور است، قبور بستگان و قبور بزرگان، همانند؛ حضرت آیت الله حجت کابلی و دیگربزرگان که اکثرا در اطراف زیارت سخی قرار دارند رفنه و بر ارواح شان فاتحه می خوانند و همین گونه در سایر ولایات بطور عموم از این جشن ملی تجلیل بعمل می آورند و در زیارت سخی کابل، جشن نوروز و مراسم بلند نمودن پرچم(جهنده) با شعار الله اکبر، یا علی مدد و ذکر صلوات با حضور هزاران تن از شهروندان در پایتخت کشور برگزار  و در این مراسم شخصیت ها به یکپارچگی میان مردم مسلمان افغانستان تاکید و آن را نیاز جامعه خویش می شمارند.

مردم کابل از صبح روز اول نوروز از بالای تپه‌ای که هزار متر ارتفاع دارد برای دیدن این مراسم تجمع می‌کنند، شب نوروز علم با کلمات مقدس و رنگ سبز تزئین می‌شود و در روز نوروز ساعت 9 صبح در مراسم ویژه‌ای که با شکوه خاصی بر افراشته می‌شود شرکت و این پرچم تا چهل روز بر افراشته می‌ماند و در این مدت مردم از مناطق مختلف کابل و دیگر ولایت‌های افغانستان برای زیارت به روضه سخی می‌آیند و هرچند سال‌های اخیر این مراسم، شکل تشریفاتی و ویژه به خود گرفته است و این سنت حسنه با حضور شخصیت های علمی،  مقامات ارشد دولتی و نمایندگان پارلمان به صورت رسمی برگزار می‌شود.

برنامه های برگزاری مراسم بلند نمودن پرچم سخی از زمان حیات مرحوم آیت ا لله حجت(ره) و پس از وفات ایشان، مخصوصا در زمان حیات حجت الاسلام مرحوم حسین آقا حجت(ره) به بیت مرحوم آیت الله حجت بوده، حتی در زمان حاکمیت طالبان که با برگزاری مراسم نوروز مخالفت ورزیدند، بزرگان چون؛ آیت الله تقدسی، حجج اسلام سیدنواب حیدری، سید عبدالله ذکی و…  تلاش فراوانی نمودند که با محوریت بیت مرحوم آیت الله حجت(ره) مراسم بلند نمودن علم مدیریت می گردید و سالیان متمادی تا سال 1391 خورشیدی برنامه های نخستین روز ماه حمل توسط به بیت آیت الله حجت مدیریت و شهروندان کابل نیز با احترام به مرحوم آیت الله حجت بزرگ و خانواده آن فقیه عالی مقام داشتند، از برنامه ها و شیوه مدیریت شان استقبال می نمودند.

از آنجاییکه مرحوم آیت الله حجت(ره) مصدر خدمات فراوان دینی در این کشور گردیده اند، مورد احترام مردم افغانستان، مخصوصا تشیع این کشور بوده و و خودشان را مدیون خدمات و تلاش های شخصیت کم نظیری دینی و علمی عصر کنونی افغانستان دانسته و گذشته از آن بسیاری علمای شیعه مستقیم و یا با الواسطه شاگردان ایشان بودند و همین طور بعضی از علمای اهل سنت نیز از محضر این عالم بزرگوار کسب فیض نمودند و لذا مورد احترام آحاد مردم افغانستان، مخصوصا جامعه روحانیت می باشد.

حضرت آیت الله حجت(ره) با برداشتن تقیه و آزادی مذهب تشیع در کشور  و شناساندن چهره واقعی اهل تشیع(پیروان اهل بیت(ع)) برای برادران اهل سنت که سالیان متمادی حکام مستبد گذشته و گماشتگان مستعمران انگلسی اختلافات مذهبی را میان پیروان مذاهب اسلامی دامن می زدند، ملاهای متعصب به کشتن شیعیان فتوا می دادند و عبد الرحمان خان نیز از همین گونه فتوا ها استفاده می کرد، به هزاره جات لشکر کشی می کرد و آنها را بعنوان کافر می کشتند. قطعاً کار ساده ای نبود ولی ایشان از طریق راه انداختن مباحثات علمی و استدلال علما را قانع ساخت و به گفته ای شهید ابراهیم مجددی: ما از آقای حجت تشکری می کنیم که تشیع واقعی را به ما معرفی و باعث وحدت میان پیراون تشیع و تسنن گردید.

بنا براین یکی از فعالیت های موثر و مهم حضرت آیت الله حجت(ره) تحکیم اخوت بین پیروان ب مذاهب اسلامی بودو در یکی از سخنرانی های خویش که به اتحاد  و اتفاق مسلمانان تاکید داشت و این شعر را می خواند:

گر چه مذهب مختلف شد هیچ کس بیگانه نیست           

باغبان را در چمن هر گل به رنگ دیگر است

بخاطر محبوبیت مرحوم حضرت آیت الله حجت(ره) در میان پیروان مذاهب اسلامی و اقوام مختلف، به همین جهت مومنین به فرزندان ایشان نیز احترام می گذارند و در برنامه ریزی مراسم نوروز نیز باور مندند که طبق سنوات گذشته صورت گیرد، اما از آنجاییکه مراسم تجلیل از سال نو با حضور گسترده مردم رو برو هست و بسیاری از چهره های سیاسی تلاش دارند تا با استفاده از این فرصت در قبال حریفان خویش اعلام موضع نمایند.

از سال 1390 خورشیدی بدینسو کمیسیونی با گزینش افراد خاص و در محوریت حزب وحدت به رهبری محمدکریم خلیلی و حزب وحدت مردم به رهبری حاجی محمدمحقق  ایجاد و اکثر اعضای کمیسیون نامبرده  با سایر اقوام و شخصیت های متنفذ مخالف و به جز اشخاص مورد نظرخودشان را نمی پذیرند، درکمیسیون برگزاری مراسم  نوروز سال 1392 خورشیدی این جانب و شیخ محمدرضا امینی حضور یافتیم و پیشنهاد افزودن نام آقای سیدحسین انوری رئیس شورای رهبری حزب حرکت اسلامی را در لیست سخنرانان مراسم نوروز نمودیم، در برابر مخالفت برخی اعضای کمیسیون استدلال صورت گرفت و در نهایت به تصویب رسید که آقای انوری یکی از سخنرانان این مراسم  باشند.

اما در کمیسیون امسال  که بعد از ظهر روز یکشنبه 25 حوت 1393 خورشیدی در زیارت سخی برگزار گردیده بود این نشست با شرکت نمایندگانی از وزارت داخله، ریاست امنیت ملی، ریاست شهرداری کابل و دیگر نهادها برای برگزاری هرچه بهتر این مراسم از نظر امنیتی تبادل نظر و در پایان جلسه موضوع سخنرانان مطرح گردید که از سوی نمایندگان دو شاخه حزب وحدت گفته شد که طبق لیست گذشته فقط خلیلی و محقق کفایت می کند، با استدالال این  جانب و حمایت بیت مرحوم آیت الله حجت(ره) از این موضوع و نیز حجت الاسلام سیدخلیل حجت اضافه نمود که اگر بنا باشد که اعضای کمیسیون حزبی عمل کند باید به همه احترام گذاشت و  از دیگر احزاب نیز دعوت بعمل آید و مبادا این کمیسیون را به دو حزب محدود کرد و در غیر آن اجازه دهید که  بیت آیت الله حجت(ره) برنامه های نوروز را بدون جنجال و به دور از دغدغه های سیاسی و قومی انجام دهند.

آقایان عبدالحمید سجادی، محمدی و شاه ولی نمایندگان حزب وحدت شاخه آقای خلیلی واکنش نشان دادند و در نهایت به جنگ فیزیکی و اهانت به مقدسات دینی، شخصیت علمی مخصوصا مرحوم حضرت آیت الله حجت(ره) انجامید و جلسه کمیسیون برهم خورد، تهدید هردو طرف درگیر ادامه یافت و احتمال آن می رفت که مراسم نوروز بخاطر همین جدال سیاسی برگزار نگردد، تلاشهای صورت گرفت که در این قضیه شورای علمای شیعه، شورای اخوت اسلامی و شورای ائمه مساجد و تکایای شهرکابل مصالحه نمایند، تا اینکه بعد از ظهر روز سه شنبه 27 حوت 1392 خورشیدی بکوشش حجت الاسلام والمسلمین سیدرحمت الله مرتضوی نمایندگان احزاب در دفتر نمایندگی مجمع اهل بیت(ع) واقع تپه سلام فراخوانده علاوه بر اعضای سابق کمیسیون، سیدجعفرعادلی حسینی و شیخ محمدرضا امینی از حرکت  اسلامی مربوط آقای انوری، سناتور سعیدی از حزب انسجام و جنرال ظفر توری از حرکت اسلامی مربوط آقای جاوید حضور داشتند و در این جلسه پس تبادل نظر و چند مورد به تصویب و امضاء رسید که یکی از آن موارد افزودن اسامی سترجنرال سیدحسین انوری، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدعلی جاوید و داکتر صادق مدبر برلیست سخنرانان بود.

بحمدالله مراسم روز نوروز با حضور مقامات دولتی، شخصیت های سیاسی، فرهنگی و متنفذین مردمی و اشتراک هزاران تن از باشندگان شهر کابل در زیارت سخی کابل برگزار  و پس از پیام های انوری، خلیلی، محقق و مدبر و صحبت شهردار کابل که هرکدام آنان در پیام های شان، ضمن تبریک حلول سال نو را سال همدلی و همگرایی و تحول سیاسی خوانده و از مردم کشور خواست تا در قبال سرنوشت شان بی تفاوت نبوده و آگاهانه به پای صندوق رای رفته و زعیم کشور را تعیین کنند.

در پایان آیت الله سیدمحسن حجت به معضلات و مشکلات مردم افغانستان اشاره داشت و در بخش از صحبت هایش اظهار نمود: امروز زمان آن گذشته که دنبال حزب، قوم و طایفه برویم. ما باید کسی را انتخاب کنیم که شایسته باشد. باید افرادی به مناصب قدرت تکیه بزنند که بتوانند کشتی گرفتاری این مملکت را از طوفان ها برهانند.

این صحبت های آقای حجت برخی را حساس نموده و می خواستند به ایشان توهین نمایند، اما هوداران آیت الله حجت که جمعی کثیری از ورزشکاران را تشکیل می داد جلو متعرضین را گرفته و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و در ختم این مراسم علم منسوب به حضرت علی(ع) در میان هزاران نفر از اشتراک کنندگان مشتاق برافراشته شد.

پى‏نوشت‏ها:

1) فهرستى از آنها را ابوريحان در آثارالباقيه (ترجمه اكبر داناسرشت، تهران، اميركبير، 1363) از منابع زردشتى آورده است. ر، ك: صص 325 – 333.

2) مجموع آنچه گذشت، از مقالات تقى زاده (گاه شمارى در ايران‏» ، ج 10، صص 3 – 6، (به كوشش ايرج افشار، تهران، 1357) مقاله همو تحت عنوان نوروز در مجله يادگار سال چهارم، ش 7، و مدخل نوروز در لغتنامه دهخدا گرفته شده است. در باره اختلاف در اينكه نوروز سلطانى در سال 467 بوده يا 471 نك : مقالات، ج 10، ص 168 پاورقى. توضيحات محيط طباطبائى در باره سير تقويم در ايران نيز قابل توجه است. وى‏مشكل سال 467 يا 471 ، مساله افزودن پنج روزه زائده را به آخر آبان و اسفند را نيز حل كرده است. نك : تاريخ تحولات تقويمى در ايران از نظر نجومى، ميراث جاويدان، شماره 14 – 15، صص 101 – 108.

3) مقالات تقى زاده، ج 10 «گاه شمارى در ايران قديم‏»، فصل پنجم، ص 153 به بعد.

4) متن تصويبنامه مجلس شوراى ملى را كه در شب 11 فروردين ماه 1304 شمسى انجام شده و اسناد ديگر در اين باره را ببينيد در: پيدايش و سير تحول تقويم هجرى شمسى، محمدرضا صياد، مجله ميراث جاويدان، ش 14 ، 15 ، صص 19 – 118

5) رجال النجاشى، ص 428

6) الفهرست، ابن النديم، ص 190.

7) الكافى، ج 5، ص 141 ; كتاب من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 300 ; التهذيب، ج 6، ص 378.

8) كتاب من لايحضره الفقيه، ج 3 ، ص 300.

9) همان.

10) الفهرست ابن النديم، ص 256 ; الانساب، ج 3، ص 37.

11) دعائم الاسلام، ج 2، ص 326.

12) التاريخ الكبير، ج 4، ص 201.

13) عيون اخبار الرضا (ع)، ص 550.

14) اين استقصاء بر اساس كار رايانه‏اى است كه ضمن آن همه آثار صدوق در برنامه‏اى توسط مركز كامپيوترى علوم اسلامى قابل جستجو است.

15) اين جستجو نيز بر همان اساسى است كه در پاورقى پيشين گذشت.

16) عيد مهرگان، روز شانزده‏هم مهرماه برگزار مى‏شده است. ر، ك: آثار الباقيه، ص 337.

17) مصباح المتهجد، ص 591 ; بحار الانوار، ج 59 ، ص 101 ; وسائل الشيعة، ج 7، ص 346.

18) السرائر، ج 1، ص 315.

19) ذخيرة الاخره، ص 152.

20) نزهة الزاهد، 285.

21) مستدرك الوسائل ، ج 6، ص 152 از لب اللباب.

22) ديوان السيد ضياءالدين ابوالرضا فضل الله راوندى (تصحيح محدث ارموى، تهران، 1374 ق)، ص 65 و شعرى ديگر در 131، و نيز در ص 196.

23) مناقب ابن شهرآشوب، ج 2 ص 379 ; مسند الامام كاظم عليه السلام، ج 1 صص‏52 – 51.

24) جواهر الكلام، ج 5، ص 40.

25) تاريخ الطبرى، ج 9، ص 218 (حوادث سال 245).

26) همانجا، ج 10، ص 39.

27) همانجا، ج 11، ص 203 (حوادث سال 301).

28) تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 306.

29) همانجا، ج 2، ص 306.

30) تاريخ الطبرى، ج 6، ص 659 (حوادث سال 101).

31) تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 313.

32) تاريخ الطبرى، ج 7، ص 277.

33) همانجا، ج 9، ص 184 (حوادث سال 236).

34) مقالات تقى‏زاده، ج 10، ص 155.

35) تاريخ الطبرى، ج 10، ص 39.

36) همانجا، ج 10، ص 53.

37) الخطط المقريزية، ج 1، ص 268.

38) همانجا، صص 268 – 269.

39) همانجا، ص 269.

40) ر.ك: مقالات تقى زاده، ج 10، ص 153.

41) بدائع الصنايع، ج 2، ص 79.

42) المغنى، ج 3، ص 99.

43) بدائع الصنایع،ج2،ص79

44) مفاتح الجنان

45) ارشاد القلوب ، ج1، ص88؛ عوالی اللآلی، ج 1، ص285

46) مجموعه ای ورام، ج2،ص30

47) سوره مائده، آیه 39 ؛ سوره فرقان،آیه 71

48) مصباح کفعمی، ص 618

49) وسائل الشیعه، ج5،ص 288

50) ماهنامه انسجام ، شماره 4 و 5، صص 144-143

نويسنده:

سيدجعفرعادلي«حسيني»



Comments are closed.