فلسفه غيبت امام عصر(عج) و تکلیف منتظران

 در تمامى ادیان و مكاتب ـ الهى و غیر الهى ـ در زمینه ظهور مصلح و منجى جهان تا اندازه ای مطالبى به چشم مى خورد، ولى حقیقت ـ بر اساس دلیل هاى متقن و معیارهاى درست ـ این است كه كامل ترین و قابل اعتمادترین اطلاعات در مورد شخصیت و ابعاد گوناگون زندگى موعود جهانى همچون: تولد، غیبت، ظهور، حكومت و … در روایات اهل بیت(ع) ارائه شده است. علل و حکمت های غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نیز از میان سخنان اهل بیت(ع) بهتر و عمیق تر می توان شناخت.

از آن  ‎جا یی كه مسئله غيبت امام عصر(عج) توسط پیامبرگرامی اسلام(ص) و سایر معصومین(ع) مطرح شده و از همان زمان اين مسئله مورد بحث و گفت ‎گو قرار گرفته بود و راجع به علت آن از ائمه اطهار(ع) سؤالاتی شدند و آن بزرگواران پاسخ‎ هايي را به آن داده ‎اند كه برخی از فرمایشات پیشوایان دینی مان اشاره خواهد شد، اینک لازیم دانسته تا بمناسبت فرا رسیدن نیمه شعبان، سالزاد حضرت مهدی موعود(عج) فلسفه و حکمت غیبت آن حضرت و نیز وظایف منتظران نکاتی را یاد آوری می نمایم.

در احاديثي كه از ائمه طاهرين(ع) در رابطه با غيبت امام زمان(عج) و علت آن روايت شده، مطرح گرديده است، و به ويژه «خوف از قتل» شمار زيادي از روايات را به خود اختصاص داده است، تا آن‎جا كه طبق آن چه مرحوم مجلسي در «بحار الانوار» (1) روايت كرده اين مطلب در ده روايت، به عنوان علت غيبت حضرت مهدي(عج) معرفي شده است.

هم‎چنين احاديث مربوط به اين‎كه حضرت مهدي، آخرين حجت خدا و مأمور تشكيل حكومت عدل جهاني است، درحد تواتر است و از طريق شيعه و اهل سنت روايت شده است.

مسئله ابتلا و آزمايش نيز در پاره‎اي از روايات به عنوان فلسفة غيبت امام زمان(عج) مطرح گرديده است، چنان‎كه امام صادق(ع) خطاب به جمعي از اصحاب خود كه دربارة حكومت بر حق «اهل بيت» گفت‎وگو مي‎كردند، فرمود: «به خدا سوگند! آن چه در انتظارش هستيد، واقع نخواهد شد تا آن كه آزمايش و غربال شويد. به خدا سوگند! اين امر تحقق نخواهد يافت، مگر پس از يأس و پس از آن كه اهل شقاوت و سعادت، شقاوت و سعادت خود را بازيابند».(2)

لذا مسئله غيبت امام زمان(عج) را مي‎ توان از رازهاي غيبي خدا دانست كه آگاهي بر حقيقت و اسرار آن فراتر از توان و ظرفيت فكر بشري است، ولي با استناد به براهين عقلي و نقلي مي‎ دانيم كه همه افعال الهي مشتمل بر حكمتها و مصالحي است كه تضمين كننده سعادت بشري مي‎ باشند، هر چند علم و آگاهي بشر از درك كامل آن ناتوان باشد و از روایات معصومین(ع) دو نكتة مهم را می گیریم.

1. تشكيل حكومت عدل جهاني؛

2. آزمايش انسان‎ها؛

3. خوف از قتل.

–  امام زمان(عج)، آخرين حجت معصوم خداوند است و اوست كه احكام الهي را به طور كامل اجرا خواهد كرد و حكومت عدل را در كل جهان برپا خواهد نمود و این موضوع در احاديث متواتر اسلامي آمده است.

–  سيره و روش پيامبران و رهبران الهي در معاشرت با افراد جامعه و حل و فصل امور مبتني بر روش متعارف و معمول ميان انسان‎ها مي‎ باشد، و استفاده از معجزه و روش‎هاي خارق ‎العاده، امري استثنايي بوده و بهره‎ گيري از آن به موارد ويژه اختصاص دارد؛ زيرا در غير اين صورت غرض از تكليف و هدايت و ارشاد كه آزمايش انسان‎ها و رشد و تعالي آنان از روي اراده و اختيار خويش است، عملي نخواهد شد و نيز امدادهاي غيبي كه در زندگي دينداران و مؤمنان رخ داده است، در حد شايستگي‎ها و قابليت‎ هايي بوده است كه آنان از طريق طاعت و بندگي خدا فراهم ساخته بودند.

–  با توجه به اين‎كه وجود و حضور امام زمان(عج) خطري جدي براي ستمكاران و تبهكاران مي ‎باشد، بديهي است آنان به شدت با او خصومت ورزيده، و وجود و حضورش را تحمل نكردند، و در صدد قتل و نابودي او برآيند، به همين جهت بود كه خلفاي عباسي جاسوساني را گماشته بودند تا همسران امام عسكري(ع) را زير نظر داشته باشند و از اين طريق فرزند او را شناسايي نموده و او را از سر راه خود بردارند، ولي خداوند آثار بارداري را در مادر حضرت مهدي(عج) آشكار نساخت، تا دشمنان از راز وجود او آگاه نشوند و حجت خدا باقي بماند.

بنابراين، پس از اثبات حكمت و عدل خداوند، و لزوم وجود امام و عصمت او، در مسئله غيبت با مشكلي مواجه نخواهيم شد، و اصولاً نيازي به بحث تفصيلي در اين‎ باره نيست؛ زيرا علم اجمالي به اين‎كه اين كار، حكيمانه و عالمانه بوده، و در برگيرنده مصلحت عمومي بشر است، براي اعتقاد به آن كافي است، چنان‎كه در بسياري از احكام ديني حل برخي امور بر همين پايه استوار است.

آثار و فوايد وجود امام عصر(عج)

در اين‎كه مردم از وجود امام زمان(عج) بهره مي‎برند، شكي نيست، و اين بهره ‎مندي به صورت‎هاي مختلف جلوه‎ گر است.

1.  همان‎گونه كه قبلاً بيان گرديد، وجود امام زمان ـ كه نمونه تمام عيار انسان كامل است ـ فلسفه حيات و زندگي است، و اگر وجود چنين انساني نباشد، حيات به منزله كالبدي بي ‎جان، و بياباني خشك و سوزان است.

به عبارت ديگر: زمين خالي از حجت خدا لغو و بيهوده است. بنابراين، وجود مقدس آن حضرت سبب غايي دوام حيات و زندگي است.

بر اين پايه، همه انسان‎ها اعم از مؤمن و كافر در حمايت خويش وامدار وجود مبارك آن حضرت مي‎باشند.

2.  از برخي روايات استفاده مي‎ شود كه امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ گاهي در ميان افراد جامعه حضور مي ‎يابد، هر چند كسي او را نمي ‎شناسد. يكي از جاهايي كه آن حضرت به صورت ناشناس حاضر مي ‎شوند، مراسم حج خانه خداست. چنان‎كه از محمدبن‎ عثمان دومين نايب خاص امام عصر(عج) نقل شده كه گفته است: «به خدا سوگند، صاحب اين امر (امام زمان(عج)) هر سال در مراسم حج حاضر مي ‎شود، مردم را مي‎ بيند و آنان را مي‎ شناسد، و مردم نيز او را مي ‎بينند، ولي او را نمي ‎شناسند»

بنابراين، امام عصر(عج) مي ‎تواند معارف و مطالب مهم و رهنمودهاي تعيين‎ كننده خويش را در حدي كه مأمور به بيان آن هستند به مردم منتقل نمايد، چنان‎كه در حديثي كه از امام صادق(ع) روايت شده، آمده است: برادران يوسف(ع) پس از آن كه مدتي يوسف از آنان غايب بود، او را نشناختند و با شگفتي گفتند: آيا تو يوسفي؟ بنابراين، چه مانعي دارد كه خدا همين سنت را در مورد حجت خود جاري نمايد، و آن حضرت در بازارها و در جمع آنان حضور يابد، ولي آنان او را نشناسند، تا اين‎كه خدا به او اذن دهد تا خود را معرفي نمايد. همان ‎گونه كه به يوسف(ع) اذن داد و او خود را به برادرانش شناساند.(4)

3.  در ميان مؤمنان و شيعيان خالص آن حضرت كساني هستند كه در اثر تزكيه نفس و صفاي باطن، شايستگي ملاقات و ديدار او را پيدا مي‎ كنند ـ هر چند خود آنان در لحظه ديدار به اين حقيقت واقف نباشند ـ و از اين طريق از فيض معنوي امام بهره ‎مند مي‎ گردند، و جامعه نيز از طريق آنان، به منبع فيض خداوندي نايل مي‎ شود.

4. علم به اين‎كه امام ـ به اذن و مشيت الهي ـ بر افعال افراد نظارت دارد، و از سوي ديگر هر لحظه احتمال ظهور او وجود دارد، عامل مؤثري در خودداري از گناه و رعايت احكام الهي خواهد بود.

5ـ. فقيهان عادل و پارسا، نواب عام امام زمان(عج) هستند و در عصر غيبت، رهبري و زعامت جامعه بشري را بر عهده دارند. و اين روش معمول رهبران است كه در حال غيبت خود با تعيين افرادي به عنوان نماينده و يا فرستادن آنان به مناطق دوردست، پيروان خود را هدايت و رهبري مي‎كنند.

بنابراين، چنين نيست كه امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ جامعه بشري را به كلي به حال خود رها كرده و هيچ ‎گونه نظارت و تصرف و تأثيري در سرنوشت آنان نداشته باشد.

خورشيد پس ابر

در احاديث اسلامي، نحوه بهره ‎مندي انسان‎ها از وجود امام زمان(عج) در عصر غيبت به بهره‎مندي از خورشيد پشت ابر تشبيه شده است، چنان‎كه امام صادق ـ عليه السلام ـ در پاسخ اين پرسش «سليمان اعمش» كه مردم چگونه از حجت غايب بهره ‎مند مي‎ شوند؟ فرمود: همان‎ گونه كه از خورشيد پشت ابر نفع مي ‎برند.(5)

جابربن‏ عبدالله انصاري نيز اين مضمون را از پيامبر اكرم(ص) نيز نقل كرده است.(6) نيز همين مطلب در توقيعي كه از حضرت صاحب‎ الامر(عج) توسط محمدبن ‎عثمان (دومين نايب خاص آن حضرت) براي اسحاق‎ بن‎ يعقوب صادر شده آمده است.(7)

اين تشبيه بيانگر نكاتي است كه برخي از آن‎ها را يادآور مي‎ شويم:

1. همان‎گونه كه مردم از نور و گرماي خورشيد ـ هنگامي كه پشت ابر است ـ به كلي محروم هستند، ‌از نور وجود و معنويت خورشيد ولايت نيز به كلي محروم نمي ‎باشند.

2. چنان‎كه پنهان شدن خورشيد از ناحيه خورشيد نيست، بلكه به دليل ابرهاست كه ميان ديدگان انسان‎ها و خورشيد، فاصله مي ‎شوند، غيبت امام زمان(عج) نيز از ناحيه او نيست بلكه موانعي در كار است كه وجود قدرتهاي جابر، و عدم آمادگي روحي و فكري توده‎هاي مردم از آن جمله ‎اند.

3. خورشيد براي هميشه پشت ابر باقي نخواهد ماند و پنهان شدن آن در پشت ابر، مايه يأس و نا اميدي نيست، هم‎چنين نبايد در اثر طولاني شدن غيبت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از ظهور او مأيوس گرديد، بلكه بايد با اميد به ظهور او خود را براي بهره‎ مند شدن از نور باهر وجود او به طور كامل آماده ساخت.

پيامبران كه در احاديث به غيبت آنها استشهاد شده است، عبارتند از:

1. حضرت يونس

2. حضرت يوسف

3. حضرت موسي

4. حضرت صالح.

غيبت سه پيامبر نخست در قرآن كريم نيز آمده است.

عبدالله ‎بن‎ سنان مي‎ گويد: امام صادق(ع) فرمود: در مورد قائم(عج) سنتي از موسي(ع) واقع مي‎ شود. پرسيدم: آن سنت كدام است؟ فرمود: مخفي بودن ولادت، و غيبت از قومش.(8)

محمد ‎بن‎ مسلم گويد: نزد امام باقر(ع) رفتم تا درباره قائم آل محمد(ص) از او سؤال كنم. قبل از آن كه لب به سخن بگشايم، امام فرمود: در قائم آل محمد پنج شباهت از پنج پيامبر موجود است:

1. شباهت به يونس(ع) و آن عبارت است از بازگشت به سوي قوم خود پس از غيبت از آنان، به گونه‎اي كه وقتي از ميان آنان رفت جوان بود، و وقتي بازگشت پير شده بود.

2. شباهت به يوسف(ع) كه عبارت است از غيبت از قوم و خويشاوندان و دشوار شدن امر غيبت وي بر پدرش يعقوب(ع).

3. شباهت با موسي(ع) در خفاي ولادت، و غيبت از شيعيان و پيروانش، و آزارهايي كه از دشمنانشان ديدند، تا اين‎كه بازگشت و خداوند او را بر فرعونيان پيروز ساخت.

4. شباهت با عيسي(ع) در اين‎كه در مورد زنده بودن او اختلاف نمودند، برخي گفتند: زنده است، و برخي گمان كردند كه او مرده است.

5. شباهت با جدش رسول اكرم(ص) كه با شمشير قيام خواهد كرد و دشمنان خدا و رسول خدا را نابود خواهد ساخت.(9)

نيز درباره غيبت صالح(ع) از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: او مدتي طولاني غايب بود. و هنگامي كه بازگشت قيافه‎ اش كاملاً تغيير كرده بود، و مردم در مورد او سه دسته شده بودند، عده‎اي او را تصديق كردند، عده‎اي او را تكذيب نمودند، و گروهي نيز دچار شك و ترديد شدند.

هم چنين از آن حضرت پرسيده شد: آيا در دوران غيبت صالح(ع) عالم و دانشمندي در ميان قوم او بود تا آنان را راهنمايي كند؟ امام(ع) پاسخ داد: خدا عادل ‎تر از آن است كه زمين را بدون عالمي كه مردم را به خدا دعوت نمايد، باقي گذارد.(10)

فلسفه طولانی شدن غیبت  امام عصر(عج) چیست؟

در برابر این پرسش باید گفت، برنامه حضرت مهدی(عج) با برنامه پیامبران(ع) و سایر پیشوایان یک تفاوت کلی دارد و آن این است که برنامه وی قانون گذاری نیست؛ بلکه یک برنامه به تمام معنی اجرایی در تمام جهان است؛ به این معنی که او مأموریت دارد تمام اصول تعلیمات اسلام را در جهان پیاده کند و اصول عدالت و داد و حق و حقیقت را در میان همه افراد بشر گسترش دهد.

درست است که پیامبران و امامان(ع) نیز قسمت هایی از این برنامه را اجرا کرده اند، ولی بر اثر نبودن آمادگی در بسیاری از مردم جهان، این موضوع جنبه جهانی و عمومی به خود نگرفت و پس از نفوذ بر شعاع معینی از جوامع انسانی متوقف ماند.

روشن است که پیاده شدن یک چنین برنامه انقلابی جهانی که به وسیله آن اصول عدالت و دادگری و حق و حقیقت در میان همه مردم جهان گسترش یابد، شرایط و مقدماتی لازم دارد و این شرایط و امکانات جز با مرور زمان و تکامل همه جانبه اجتماع ممکن نیست، که از جمله عبارتند:

1. آمادگی روحی

در درجه نخست باید مردم جهان برای اجرای این اصول، تشنه و آماده گردند و تا در مردم جهان تقاضایی نباشد «عرضه» هر نوع برنامه مادی و معنوی مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها در نظام زندگی اقتصادی حکم فرما است و تا تقاضایی از مردم نسبت به کالایی نباشد عرضه آن کالا کم اثر خواهد بود، بلکه عین این نظام در عرضه برنامه های معنوی و اصول اخلاقی و مکتب های سیاسی و انقلابی نیز حکم فرما می باشد و تا در اعماق دل مردم برای این نوع امور تقاضا و درخواستی نباشد عرضه آن با شکست روبرو شده و کاری از پیش نخواهد رفت.

البته گذشت زمان و شکست قوانین مادی و پدید آمدن بن بست های جهانی و کشیده شدن بشریت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را خسته خواهد کرد و آنان را به این حقیقت واقف خواهد ساخت که اصول قوانین مادی و سازمان های به اصطلاح بین المللی، نه تنها نمی توانند مشکلات زندگی را حل کنند و عدالت را در جهان حکم فرما سازند، بلکه همین خستگی و یأس، مردم دنیا را برای پذیرش یک انقلاب بنیادی مهیا و آماده می سازد و می دانیم که این موضوع نیاز به گذشت زمان دارد تا تجربه های تلخ زندگی ثابت کند که تمام نظامات مادی و سازمان های بشری در اجرای اصول عدالت و احقاق حق و برقراری امنیت و آرامش، عاجز و ناتوان می باشند و سرانجام بر اثر یأس و نومیدی، این تقاضا در مردم گیتی برای تحقق چنان آرمان الهی پدید آید و زمینه برای عرضه یک انقلاب جهانی به وسیله یک مرد الهی و آسمانی از هر نظر مساعد گردد.

یکی از نشانه های روشن قیام امام زمان(عج) که احادیث اسلامی همگی بر آن اتفاق دارند این است که سراسر اجتماع بشری را جور و ستم و تعدی و بیدادگری فرا می گیرد و ابرهای یأس و نومیدی زندگی جامعه انسانی را تیره می سازد و در حقیقت فشار ظلم و تعدی آن چنان بر دوش آنان سنگینی می کند که انسان را برای پذیرش انقلاب دیگر، انقلابی عمیق و بنیادی به دست توانا و نیرومند یک مرد الهی آماده می سازد.

2. تکامل علوم و فرهنگ های انسانی

از سوی دیگر برای برقرار ساختن یک حکومت جهانی، براساس عدل و داد، نیاز فراوانی به پیشرفت علوم و دانش ها و فرهنگ های اجتماعی و مردمی دارد که آن نیز بدون پیشرفت فکری و گذشت زمان ممکن و میسر نمی گردد.

برقراری حکومت جهانی که در سراسر جهان، عدل و داد و قانون حکومت کند و همه مردم جهان از کلیه مزایای فردی و اجتماعی اسلام بهره مند گردند بدون وجود یک فرهنگ پیشرفته در کلیه شؤون بشری امکان پذیر نیست و هرگز بدون یک فرهنگ کامل، جامه عمل به خود نمی پوشد. این نیز احتیاج به گذشت زمان دارد.

3. تکامل وسایل ارتباط جمعی

از سوی دیگر، چنین حکومتی نیاز به وجود وسایل کامل ارتباط جمعی دارد تا در پرتو آن بتواند مقررات و احکام و اصول انسانی را از طرق مختلف در مدت کوتاهی به مردم جهان اعلام کند. این موضوع بدون تکامل صنایع انسانی و گذشت زمان نیز انجام نمی گیرد.

4. پرورش نیروی انسانی

از همه این ها گذشته، پیشبرد چنین هدفی و پی ریزی چنان انقلابی به یک نیروی فعال و سازنده انسانی دارد که در واقع ارتش انقلاب جهانی را تشکیل می دهد و تشکیل چنین ارتشی و به وجود آمدن چنین افراد پاکباخته و فداکارای که در راه هدف و حقیقت از همه چیز بگذرند نیاز به گذشت زمان دارد.

اگر در برخی از روایات می خوانیم که فلسفه طولانی شدن غیبت امام زمان(عج)، همان امتحان و آزمایش مردم است، ممکن است ناظر به همین قسمت باشد؛ زیرا امتحان و آزمایش در منطق اسلام نه به معنی آزمونهای معمولی و کشف امور پنهانی است، بلکه مقصود از آن پرورش روحیات پاک و پدید آوردن حداکثر ورزیدگی در افراد می باشد.(11)

مجموع این حرکات چهار گانه(12) نیاز به این دارد که زمان قابل ملاحظه ای بگذرد و جهان از بسیاری از جهات پیش برود، و آمادگی روحی و فکری برای پذیرش حکومت جهانی بر اساس حق و عدالت در مردم پدید آید؛ آنگاه این برنامه با وسایل و امکانات خاصی در سطح جهانی وسیله حضرت مهدی(عج) پیاده گردد. این است فلسفه غیبت طولانی امام.

اما با این حال چرا امام (عج) در میان مردم شناخته نمی شود و بطور ناشناس زندگی می کند؛ در صورتی که برای او ممکن است که به طور شناخته شده در میان مردم به سر ببرد تا روزی که فرمان الهی درباره انقلاب جهانی او فرا رسد؟

درباره این سؤال باید گفت، امام(عج) همچون انسان های دیگر طبق سنن عادی انسانی زندگی می کند ولی او از یک عمر طولانی برخوردار است، اگر شناخته می شد هرگز از گزند نیروهای اهریمنی که در هر عصر و زمانی تعداد و شماره های آنها کم نیست مصون و محفوظ نمی ماند و به دست آنان از بین می رفت، چنان که تاریخ این مطلب را درباره تمام امامان و پیشوایان گذشته به روشنی ثابت کرده است؛ و اگر آفتاب عمر امامی از پیشینیان به وسیله اهریمنان بدخواه غروب می کرد امام و پیشوای دیگری جای او را می گرفت، در صورتی که این موضوع درباره حضرت مهدی(عج) چنین نیست؛ او آخرین حجت خداست و باید برنامه به دست او اجرا گردد.

در این صورت، ناچار باید به طور ناشناس زندگی کند تا روزی که ماموریت اجرای این برنامه به او محول گردد.

البته آنچه گفتیم درباره فلسفه غیبت امام(عج) و علت زندگی کردن او به طور ناشناس بود و اما این که وجود امام در پشت پرده غیبت چه منافعی برای مردم دارد و هم اکنون جامعه انسانی از وجود امام چه سودی می برد، خود موضوع دیگری است که باید جداگانه درباره آن بحث نمود و از موضوع سؤال بالا خارج است.(13)

آیا تفاوت در میان دیدگاه اهل تشیع و اهل تسنن راجع به امام عصر(عج) وجود دارد؟

باور داشت مهدویت و اندیشه ظهور حضرت مهدی(عج) بخش مهمی از عقاید اسلامی به حساب می آید که بر اساس بشارت های پیامبر گرامی اسلام(ص) میان تمام فرقه ها و مذاهب اسلامی شکل گرفته است. احادیث مربوط به حضرت مهدی(عج) در بسیاری از کتاب های معروف اهل سنت نیز آمده است و با دقت کافی در این احادیث می بینیم که بین دو مذهب تشیع و تسنن مشترکاتی در رابطه با امام عصر(عج) وجود دارد که این مشترکات عبارت اند از:

1. حتمی بودن ظهور و قیام حضرت مهدی(عج)

2. نسب حضرت مهدی(عج)

– حضرت مهدی(عج) از اهل بیت و فرزندان رسول خدا)

– حضرت مهدی(عج) از نسل حضرت علی)

– حضرت مهدی(عج) از نسل فاطمه)

3. ویژگی های جسمانی حضرت مهدی(عج)

– قدرتمند بودن آن حضرت هنگام ظهور

– چهره نورانی

– پیشانی بلند و بینی کشیده

– خال بر گونه

4. هم نام بودن حضرت مهدی(عج) با پیامبر)

5. زمینه های ظهور

– نا امیدی کامل مردم

– فراگیر شدن ستم

6. نشانه های ظهور

–  ندای آسمانی

– خروج سفیانی

–  خسف در بیداء

– قتل نفس زکیه

7. امور مربوط به حضرت مهدی (عج)

– اصلاح امر ظهور مهدی(عج) در یک شب

– محل ظهور

– بیعت با حضرت مهدی(عج)

– نزول فرشتگان برای یاری

– نزول عیسی و اقتدا به حضرت مهدی(عج)

البته گروهی از اهل سنت – بر خلاف شیعه-، ولادت امام زمان(عج) در سال 255 هـ.ق و غیبت طولانی ایشان را نمی پذیرند، بلکه عقیده دارند که آن حضرت مقارن ظهور (مثلا چهل سال قبل از ظهور) به دنیا می آیند، و زمین را پر از عدل و داد می کنند و آن موعودی است که از تبار و اولاد فاطمه(س) است.

لذا مسئله مهدویت و عقیده به حضرت مهدی(عج) منتظر در بین مسلمانان اهمیت زیادی دارد و این مطلب اختصاص به شیعه ندارد، بلکه اهل سنت در این موضوع به طور عموم با شیعه موافقت دارند و روایات زیادی که به حد تواتر معنوی می رسد، درباره حضرت مهدی(عج) نقل می کنند.

احادیثی که در رابطه با حضرت مهدی(عج) در نظر اهل سنت به تواتر معنوی رسیده بالغ بر صد حدیث است و در تمامی این احادیث به ظهور حضرت مهدی(عج) اشاره شده است. آنان معترف اند بالغ بر بیست نفر از صحابه، از زبان پیامبر اکرم(ص) در رابطه با حضرت مهدی(عج) روایت نقل کرده اند که همه اینها در بسیاری از منابع معروف اسلامی و متون اصلی حدیثی اعم از: سنن، معاجم، مسانید، مانند: سنن ابوداوود، سنن ترمذی، ابن ماجه، مسند احمد، صحیح حاکم، بزاز، معجم طبرانی، دیده می شود.

از منابع و گفته های علمای اهل سنت، می توان برداشت کرد که مهدی(عج) از اولاد فاطمه(س) است و ظهور خواهد نمود.

علمای اهل سنت در رابطه با موضوع ظهور این گونه اظهار نظر کرده اند:

راجع به ظهور مصلح آخرالزمان در میان اصحاب و تابعین از قرن اوّل هجرت و بعد از آن تا به امروز خلافی نبوده و همه (علمای اهل سنت) بر ظهور آن حضرت اتفاق داشته و دارند و اگر کسی در صحت احادیث آن و صدور این بشارت از پیامبر اسلام(ص) تردید می کرد، حمل بر عدم استقامت یا بی اطلاعی او می کردند. به همین جهت تاکنون کسی مدعیان مهدویت را به انکار اصل ظهور حضرت مهدی(عج) رد نکرده است.

در این راستا سویدی می گوید: آنچه بر آن اتفاق دارند این است که مهدی(عج) آن کسی است که در آخرالزمان قیام می فرماید و زمین را پر از عدل و داد می کند.(14)

خیرالدین آلوسی یکی دیگر از علمای اهل سنت می گوید: بر اساس صحیح ترین گفته ها نزد اکثر اندیشمندان ظهور مهدی(عج) از جمله نشانه های قیامت است و نظر برخی از اهل سنت که آمدن وی را انکار نموده اند فاقد ارزش و اعتبار است.(15)

کتاب های متعدد و متنوعی درباره ظهور آن حضرت از سوی علمای اهل سنت تألیف شده است، به گونه ای که شیخ محمد ایروانی در کتاب الامام المهدی(عج) می نویسد: اهل سنت، کتاب های متعددی در گردآوری روایات مربوط به امام مهدی(عج) و این که در آخرالزمان شخصی به اسم مهدی(عج) ظهور خواهد کرد، نوشته اند. تا حدی که من اطلاع دارم اهل سنت بیش از سی کتاب در این باره تألیف کرده اند.(16) هر چند این مسئله مورد اتفاق اهل سنت و شیعه است، اما تعداد انگشت شماری از اهل سنت احادیث مربوط به امام مهدی(عج ) را ضعیف می انگارند. مثلا ابن خلدون در تاریخ خود این احادیث را ضعیف می شمارد (17) و یا رشید رضا (مؤلف تفسیر المنار) در ذیل آیه سی و دوم سوره توبه به ضعیف بودن احادیث مربوط به مهدویت اشاره می کند.(18) البته، این دو دلیلی بر ادعای خود نیاورده اند و تنها به مطالبی واهی استناد کرده اند. سخنان آن دو از سوی دیگر علمای اهل سنت به شدت رد شده است. در تألیفات علمای شیعه نیز به آن دو پاسخ داده شده است. خود ابن خلدون در بیان عقیده مسلمانان در مورد امام مهدی(عج) می نویسد: مشهور بین همه اهل اسلام این است که حتما در آخرالزمان مردی از اهل بیت(ع) ظهور می کند که دین را حمایت و عدل را آشکار می کند و مسلمانان از او پیروی می کنند و او بر ممالک اسلامی استیلا می یابد. آن شخص مهدی(عج) نامیده می شود.(19) بنابراین، ضعیف شمردن احادیث از سوی وی خدشه ای بر اتفاق نظر اهل سنت در مورد ظهور مهدی(عج) وارد نمی کند؛ زیرا این اعتقاد ناشی از کثرت احادیثی است که از طرق عامه نقل شده است.

در زیر به ذکر برخی از کسانی که این گونه احادیث را در کتاب های خود آورده اند می پردازیم. هر چند تقریبا می توان ادعا کرد که تمام کتاب های معتبر حدیثی اهل سنت حداقل چند مورد از احادیث امام مهدی(عج) را ذکر کرده اند:

1. ابن سعد (متوفی 230 هـ)؛

2. ابن ابی شیبه (متوفی 235 هـ)؛

3. احمد بن حنبل (متوفی 241 هـ)؛

4 . بخاری (متوفی 273 هـ)؛

5. مسلم (متوفی 261 هـ)؛

6. ابن ماجه (متوفی 273 )؛

7. ابوبکر اسکافی (متوفی 273 هـ)؛

8. ترمذی (متوفی 279 هـ)؛

9. طبری (متوفی 380 )؛

10. ابن قتیبه دینوری (متوفی 276 )؛

11. حاکم نیشابوری (متوفی 405 )؛

12. بیهقی (متوفی 458 )؛

13. خطیب بغدادی (متوفی 463 )؛

14. ابن اثیر جزری (متوفی 606 ).(20) یکی دیگر از علمای اهل سنت می نویسد: روایات فراوانی درباره مهدی(عج) وارد شده که به حدتواتر می رسد. این امر در میان علمای اهل سنت شیوع دارد، به گونه ای که از جمله معتقدات آنان به شمار می آید. نیز یکی دیگر از علمای اهل سنت نوشته است: احادیث مهدی(عج) به طرق گوناگون و متعدد از صحابه نقل و بعد از آنان از تابعان نقل شده است، به گونه ای که مجموع آنها مفید علم قطعی است. به همین دلیل ایمان به ظهور مهدی(عج) واجب است، همان گونه ای که این وجوب در نزد اهل علم ثابت بوده و در عقائد اهل سنت و جماعت مدون شده است.(21) ابن کثیر نیز در البدایة و النهایة می گوید: مهدی(عج) در آخرالزمان می آید و زمین را پر از عدل و قسط می کند همان گونه که پر از جور و ظلم شده است. ما احادیث مربوط به مهدی(عج) را در جلد جداگانه ای گرد آوردیم همان گونه که ابوداوود در سنن خود کتاب جداگانه ای را به آن اختصاص داده است.(22) از این مطالب که از بزرگان اهل سنت نقل شد، معلوم می شود که مسئله مهدویت و اعتقاد به ظهور مهدی(عج) جزو عقاید ثابت اهل سنت و جماعت است و احادیث مربوط به ظهور آن حضرت در میان آنان به حد تواتر رسیده  و

با توجه به مطالبی که بیان شد به این نتیجه می رسیم که در مسئله مهدویت بین اهل سنت و شیعه مشترکاتی وجود دارد.

وظایف منتظران در عصر غیبت

نخستین وظیفه و تکلیفی که در عصر غیبت بر دوش منتظران گذاشته شده است، شناخت امام عصر(عج) است. مهمترین و معروفترین حدیث در این باره حدیثی است از پیامبر گرامی اسلام(ص) که می فرمایند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیةً» (23) یعنی هرکس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است.

اهمیت شناخت از این حدیث به خوبی معلوم می شود. اما باید بدانیم ضرورت شناخت امام چیست؟ یعنی اگر امام زمان را نشناسیم چه می شود؟

۱. تحقق آموزه های دین:

 امام رضا(ع) در حدیثی طولانی می فرمایند: «… تمامیت نماز و روزه و حج و جهاد و گردآوری مالیات و صدقات و اجرای حدود الهی و حراست از احکام دین و مرزهای اسلامی، همه به دست امام است. امام حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام می کند و حدود خدا را به پا می دارد و از دین خدا دفاع می کند. او با حکمت و اندرز و حجت آشکار مردم را به راه پروردگارش فرا می خواند.« (24) این حدیث نشان می دهد، هر حکمی که در اسلام آمده و هر دستوری که از طرف خداوند متعال صادر شده، محقق نمی شود مگر به دست امام. چرا که امام است که از حدود الهی به طور کامل باخبر است و اوست که با استقرار عدالت شرایطی را فراهم می کند که احکام الهی به صورت عملی و عینی تمام و کمال اجرا شوند. حدود الهی را امام می شناسد چرا که هیچ انسانی عدل را به طور کامل در اختیار ندارد مگر امام. هیچ کس مانند امام معصوم(ع) از آموزه های دین باخبر نیست، پس تحقق عینی و عملی آموزه های دین فقط به دست امام است.

 با شناخت امام معصوم(ع)، دقت در سخنان و اعمال اوست که حدود الهی شناخته می شوند.

۲. اطاعت از خدا در گرو شناخت امام(ع):

امام باقر(ع) می فرمایند: «همانا اگر مردی شبها به عبادت به پا خیزد و روزها روزه دارد و تمام اموالش را صدقه دهد و در تمام دوران عمرش به حج رود و امر ولایت ولی خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و تمام اعمالش با راهنمایی او باشد، برای او از ثواب خدای جل و عزّ حقی نیست و او از اهل ایمان نمی باشد.» (25)

این حدیث بسیار روشن است. شناخت ولایت امام و قبول ولایت او، شرط پذیرفته شدن طاعت الهی است، چرا که فردی که در مسیر الهی بدون راهنما قدم برمی دارد مانند کسی است که در تاریکی به دنبال مقصد می گردد و امکان انحراف او زیاد است. به قول حافظ :

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی

وظایف خواص و علما در عصر غیبت

علماى اسلام و رهبران فكرى فرهنگى جامعه ى اسلامى مكرر در روایات مورد تعریف و تمجید قرار گرفته و شأن والاى آنان گوشزد شد است پیامبر مكرم اسلام(ص) فرمودند: «جایگاه و منزلت فقیه در این وقت(غیبت) مانند جایگاه و منزلت انبیاء بنى اسرائیل است»(26).

علما وارثان انبیاء،(27) حصون اسلام(28) و حجّت هاى ائمه(ع) بر مردم هستند.(29)

بیان این مقام و منزلت از زبان معصومین(ع) حكایتگر رسالت ویژه و تكلیف حساس و خطیر علما به عنوان مشعلداران حقیقت، سكانداران دین، سنگربانان عقیده و ایمان و پرچمداران هدایت مردم است.

آنان در عصر غیبت باید خلاء حضور امام غایب از دیدگان، را به خوبى پر كنند و تداعى كننده حضور آن سرور جهانیان و رفیق شفیق امت باشند. بر این اساس علما در دوران انتظار وظیفه دارند عملكردى به شرح زیر داشته باشند:

1) وظیفه شناس

از آن جا كه ایشان یك نوع وابستگى خاص به ولى عصر(عج) دارند لازم است تكالیف كلى فرد منتظر و نیز وظایف خود نسبت به آن حضرت را به نحو احسن و اكمل بجا آورند.(30)

2) تجهیز به علم توأم با عمل

علما دوران انتظار، لازم است در تفقه دین و حل مشكلات علمى و یا پاسخ به شبهات به تمام امكانات نرم افزارى و علوم مربوطه، مجهز باشند؛ زیرا آنان به عنوان سنگربانان دین و اعتقادات مردم باید اولاً خود را در معرض شبهات و اشتباهات بیمه نمایند كه امام صادق(ع) فرمود: «انسان عالم و آگاه به زمان خودش، مورد هجوم خطاها و اشتباهات قرار نمى گیرد».(31)

و هم بتواند از مرزهاى عقیدتى و عملى مردم دفاع نمایند.

و ثانیاً: آنچه از نظر علمى اندوخته باید عمل نمایند تا بتوانند مانع انحراف جامعه شوند. امام صادق(ع) فرمودند: «چون عالم به علم خویش عمل نكند اندرزش از دلهاى شنوندگان بلغزد چنانكه باران از سنگ صاف مى لغزد».(32)

3) دفاع و حفاظت از دین

سنگربانان و مرزبانان دین، بعد از تجهیز به علوم و تفقه در دین، باید به حفاظت از آن و تحكیم پایه هاى آن بپردازند. و در این راستا اولاً: مبانى دین را با براهین علمى مستحكم نموده و دین را آنگونه كه هست به بشریت معرفى نمایند و ثانیاً: در مقابل شبهات و القائات شیاطین آخرالزمان به مقابله و روشنگرى برخیزند. امام هادى(ع) فرمودند: «اگر نبودند كسانى از علما كه بعد از غیبت قائم ما به او دعوت كنند و بر او دلالت نمایند و از دین او با دلایل خداوند دفاع كنند و بندگان ضعیف خداوند را از دامهاى ابلیس و سركشان او، رها سازند و از شبكه ناصبان خلاص نمایند. هیچ كس نمى ماند مگر اینكه از دین بر مى گشت ولى اینان هستند كه زمام دلهاى شیعیان ضعیف را به دست مى گیرند همچنان كه ناخداى كشتى سكان آن را در دست دارد، آنان برترین كسان نزد خداى عزوجل مى باشند».(33)

4) تعلیم دین و تنظیم اندیشه ها

در عصر غیبت جاودانگى اسلام اقتضاء دارد كه تعلیم دین و اجراى احكام تداوم یابد و این وظیفه ى مهم بر عهده ى فقیهان عادل و اسلام شناس است.

علما دوران انتظار، لازم است در تفقه دین و حل مشكلات علمى و یا پاسخ به شبهات به تمام امكانات نرم افزارى و علوم مربوطه، مجهز باشند؛ زیرا آنان به عنوان سنگربانان دین و اعتقادات مردم باید اولاً خود را در معرض شبهات و اشتباهات بیمه نمایند كه امام صادق(ع) فرمود: «انسان عالم و آگاه به زمان خودش، مورد هجوم خطاها و اشتباهات قرار نمى گیرد.»

وظایف جوان در عصر غیبت

یکی از امتیازات مهم جوانان جامعه ی اسلامی نسبت به جوانان سایر جوامع، این است که جوانان مؤمن و متعهد جامعه ی اسلامی «تکلیف مدار»هستند، همواره در زندگی خود می کوشند تا وظایف و مسؤولیت هایشان را خوب بشناسند و زمینه ی انجام کامل آنها را فراهم سازند بر این اساس به برخی وظایف جوان در عصر غیبت پرداخته می شود:

1. تقویت روحیه دینداری جوانان

در زمان حاضر که دشمنان اسلام تلاش می کنند تابا سست کردن مبانی اعتقادی جوانان و ایجاد شبهه در ذهن جوانان، پایه های اعتقادی و دینی آنها را متزلزل کنند حفظ دین و روحیه دینداری در جوانان از نخستین وظایف جوانان در عصر غیبت به شمار می رود. از مهمترین ابعاد تکلیف در عصر غیبت و انتظار، تلاش در بُعد دینداری است. یعنی هر کس بکوشد تا دین خود را در اعتقاد و عمل حفظ کند، مبانی اعتقادی خویش را با تفکر و تامل و کسب آگاهیهای سودمند و شناختهای صحیح استوار ساز و نیز به اعمال تکلیفی دین عمل نماید تا خویش را به عنوان فردی مؤمن و صدیق نگاه دارد و در جامعه به عنوان یک انسان متدین متعهد، حضور داشته باشند و جوانان مومن و منتظر در عصر غیبت، باسر مشق قرار دادن و الگو گرفتن از تعالیم ائمه(ع) می توانند بعد دینداری و دین آموزی خویش را تقویت و اعتلاء بخشند و شناخت و بصیرت خود را به اسلام و به ویژه به مهدویت افزایش دهند و این خود گامی درجهت اصلاح و پیشبرد اهداف عالیه جامعه اسلامی و مبارزه با تهاجم فرهنگی و تبلیغی بیگانگان علیه مهدویت است .
2.تلاش جوانان در بُعد فرهنگی
منظور از بعد فرهنگى نگهبانی و حراست فرهنگ دینی در جامعه و میان جوانان است و اینکه فرهنگ اسلامی و دینی با مشخصات و ویژگیهایی که قبلاذکر آن رفت در میان جوانان وجامعه زنده بماند و نقش آفرین و جهت بخش باشد.
امروز، همین فرهنگ اسلامی و دینی مورد تهاجم بیگانگان و دشمنان دین قرار گرفته است. دشمن سعی دارد با حذف فرهنگ مهدوی و اسلامی در جامعه و دور کردن جوانان از مفاهیم فرهنگ مهدوی، سلطه فرهنگی خود را در جامعه  گسترش دهد و بر حذف آن تاکید می کند. تهاجم فرهنگی چیزی جز حذف و به ابتذال کشانیدن فرهنگ دینی در جامعه اسلامی عصر غیبت نمی باشد. امروز آنچه در جامعه اسلامی عصر انتظار ضرورت دارد تقویت جبهه فرهنگی است.

در این جبهه فرهنگی جوانان بخصوص جوانان تحصیلکرده نقش مهمى را بازی مى کنند و رسالت سنگینی را بر عهده دارند و بدیهی است که تحقق ظهور مهدی(عج) در گرو حفظ ارزشهای اسلامی و فرهنگ متعالی دینی در جامعه و پایبند بودن جوانان بعنوان اصحاب آن امام در عصر ظهور به این فرهنگ اسلامی و استمرار آن تا زمان ظهور حجت حق می باشد .

امید واریم جامعه ما با تعالیم عالیه ی اسلامی بیش از پیش آشنایی کامل با شرایط و احکام آن پیدا نمایند و به نارسایی های اجتماعی و حفظ سلامت کامل فضای عمومی جامعه بپردازند تا علاوه بر فراهم شدن مقدمات ظهور، امکان زندگی مناسب بر اساس احکام اسلامی در دوران غیبت برای مردم ما فراهم گردد.

__________________

پي نوشت:

1 . بحار الانوار، ج 52، باب علة الغيبة، ص 98ـ90.

2 . اصول كافي، ج 1، كتاب الحجه، باب التمحيص و الامتحان، روايت 6 ـ پنج روايت ديگر اين باب نيز مربوط به همين مسئله است.

3 . بحار الانوار، ج 51، ص 350.

4. علل الشرايع، ص 244، باب 179(علة الغيبة).

5. بحار الانوار، ج 52، باب علة الغيبة، ص 92.

6. همان مدرك.

7. همان مدرك.

8. بحار الانوار، ج 51، ص 216.

9. بحار الانوار، ج 51، ص 218ـ217.

10. همان، ص 216ـ215.

 11. تمام آزمونهای الهی که درباره پیامبران و اولیای وی انجام می گیرد برای همین منظور است. اگر خدا ابراهیم را با تکالیف و وظایف سنگینی آزمود، چنان که می فرماید: “وَ إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ” (بقره آیه 124) برای همین هدف بوده است تا این رادمرد الهی به قدری در کوران حوادث قرار گیرد تا در صلابت و استقامت به صورت فولاد آب دیده درآید.

12. مجموع این جهات چهارگانه را می توان در امور زیر خلاصه نمود: 1- تکامل روحی 2- تکامل فرهنگی 3- تکامل وسایل ارتباط جمعی 4- تشکیل یک ارتش انقلاب جهانی از یک جمعیت پاکباخته

13. پاسخ به پرسش های مذهبی، ص223 تا 228

 14. ََ سبائک الذهب، ص 78.

15. اقتباس از کتاب اسلام و آینده جهان، مصطفی محقق راد.

16. ایروانی، محمد باقر، الامام المهدی(ع)، ص11.

17.  تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 199.

18.  تفسیر المنار، ج10، ص 393، ج 9، ص 499 ،507.

19. تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 555، فصل52.

20. در مورد کسانی که به ذکر احادیث مربوط به امام مهدی(عج)پرداخته اند، به، المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، ص 2926 مراجعه شود.

21.  نظم المتناثر فی الحدیث المتواتر، ص226، (به نقل از الطریق الی المهدی المنتظر، ص 91).

22.  البدایه و النهایه، ج 6، ص281.

23. بحارالانوار، ج ۸، ص ۳۶۸، ج ۳۲؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی، ج۱، ص ۱۴۶
24. الکافی، ج ۱، ص ۲۰۰، ح ۱؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی، ج۱، صص ۱۴۶ – ۱۴۹
25. الکافی، ج ۲، ص ۱۹، ح ۵؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ابراهیم شفیعی سروستانی، ج۱، ص ۱۴۹

26. مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار(دار احیاء التراث العربیه، بیروت، چاپ سوم، 1403) ص 346، ح 4.

27.  كلینى، ابوجعفر محمد بن یعقوب، اصول كافى (دفتر نشر فرهنگ اهل بیت) ترجمه سید جواد مصطفوى، ج 1، ص 39.

28. همان، ص 47، ح 3.

29. مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار (دار احیاء التراث العربیه، بیروت، چاپ سوم، 1403 هـ ق) ج 53، ص 181، ح 10.

30. وظایف فوق در دو پرسش و پاسخ قبل از این پرسش توضیح داده شد.

31. كلینى، ابوجعفر محمد بن یعقوب، اصول كافى، پیشین، ج 1، ص 31، ح 29.

32. همان، ج 1، ص 56، ح 3.

33 . موسوى اصفهانى، سید محمد تقى، مكیال المكارم، پیشین، ج 2، ص 393.

نویسنده: سیدجعفرعادلی«حسینی»



Comments are closed.