شهدای واقعی چه کسانی هستند؟(2)

(بمناسبت بیست و پنجمین سالگرد شهادت غلام نبی مشتاق)

در قسمت اول(پست قبلی نگارنده)، تحت عنوان: «شهدای واقعی چه کسانی هستند؟»، به بهانه ای  بیست و پنجمین سالگرد شهادت غلام نبی مشتاق از فرماندهان حزب حرکت ا سلامی، به  مبارزه، ایثار گری و نحوه شهادت آن مجاهد نستوه اشاره گردید و در بخش آن تاکید شد، بايد آرمان‌ شهدای واقعی مان را بشناسيم و در راه تحقق آن تلاش كنيم.

حزب  حرکت اسلامی افغانستان بعنوان یکی از احزاب مهم جهادی که نقش برجسته ای در مبارزه علیه  متجاوزین و حاکمیت مارکسیستی داشت، این حزب در ۱۹حمل ۱۳۵۸ به رهبری آیت الله محسنی به حمایت شخصیت های علمی، مخصوصا بیوت، آیات عظام؛ حجت، واعظ، افشار و دیگر افراد فعال و موثر،  قدم به صحنه مبارزات سیاسی،  نظامی  و فرهنگی کشور گذاشت و این حزب از آغاز تأسیس تا پیروزی جهاد اسلامی علیه اشغالگران در 19 ولایت کشور، بدون تعصبات مذهبی و قومی، دوران مبارزات خویش را مرهون و مدیون تلاشهای شخصیتهای برجسته ای علمی و اجتماعی مومنینی می دانند که خیلی از آن عزیزان در جنگهای رویا رویی با دشمن جام شهادت را نوشیدند و قبرستان شهدای حرکت اسلامی درمنطقه جاجی(منطقه پشتونها که یک خانواده شیعه هم در آنجا وجود ندارد، ولی مجاهدین حرکت اسلامی، در برابر متجاوزین و استقلال کشور در آن منطقه جهاد نمودند) خود،  بیانگر این واقعیت است و نیز هزاران شهید، معلول و اسیر وابسته به حرکت اسلامی افغانستان درگوشه، گوشه ی این کشور گواه حضور این حزب را در عرصه های مبارزاتی بصورت وسیع و گسترده مناطق مختلف کشور می رساند.

بدون شک شهید مشتاق، از جمله شهدای واقعی  بود که در خطوط مقدم جبهه و در جنگ رویا رویی با دشمن به درجه شهادت رسید، اما سالهای اخیر عده ای از مخالفین و حتی برخی دوستان نادان و کسانی که خودشان را همسنگر آن شهید بزگوار می دانند، تعمدا و یا نا آگاهانه، آیت الله محسنی، سید حسین انوری، صادق مدبر، سردار ابوالفضل و… را دخیل در کشته شدن مشتاق می دانند، در حالیکه مشتاق بعنوان فرمانده احزاب جهادی دره میدان به دفاع از ارزشهای دینی به شهادت رسید و اخیرا با تبلیغات سوء، مسیر انحرافی را در نحوه شهادت مشتاق مهندسی می گردد که مدعیان این دیدگاه در برخی شبکه های اجتماعی، حتی از سوی برخی به اصطلاح هوا دار شهید مشتاق که با اینگونه تبلیغات سوء،  مسیر انحرافی از نحوه شهادت مشتاق، همدلی مجاهدین و دوستان شهدای واقعی را  به سمت تفرقه و چند دستگی می کشانند.

تاسف آور تر اینکه؛ برخی حلقات و جریانهای مخالف دوران حیات  شهید مشتاق و از جمله گاها سایت جمهوریت سکوت، جریان نفاق افگن قومی، تمثيل مظلوميت شهید مشتاق را  به بحث می گیرد.

سخنرانی شهید  مشتاق، سال1367 در کنگره حزب، واقع دفتر مرکزی حرکت اسلامی  قم،  با پیشنهاد و طرح هاي مشخصی، جهت ریشه کن کردن جنگ های خانمانسوز داخلی و نیز بعضی جریاناتی که مانع پیروزی جهاد گردیده می شوند.

اما عده ای  از پس مانده های همان جریانات نفاق افگن دایه های دلسوز تر از مادر شدند و اتهام ترور شهید مشتاق را برای  ایجاد تفرقه میان نیروهای جهادی به شخصیت های کلان حرکت اسلامی ربط می دهند، بی اطلاع از اینکه شهید مشتاق،  از وضعیت موجود آن روز، رنج می برد و در کنگره ای که قبلا یاد آورشدم،  بار، بار از علمای کشور جهت حل این مشکل که موانع پیروزی جهاد و ایجاد تفرقه و کینه در میان مردم مناطق مرکزی گردیده رسیدگی نمایند و این هم شما و دیدگاه شهید مشتاق در سال 1367 خورشیدی و قضاوت با شما:

«…آنچه را که بعنوان عضو این تشکیلات می خواهم خدمت شما در این مجمع پُر نور عرض کنم این است که: از سال  1361 تا 1362 جنگهای خانمانسوز داخلی در مناطق آزاد شده  ای مرکزی شروع شد. و اینکه کدام طرف متجاوز  وکدام طرف  از خود دفاع کرده و چه وضعیت در آنجا بوده این مساله تا حدی روشن شده و هیئتی که از طرف حضرت آیت الله منتظری  به آن مناطق ماموریت داشتند، اوضاع را بررسی کردند و یک سلسله واقعیت ها روشن شده است.

من امروز در این جمع  میخواهم مساله حل اختلافات مان  با سازمان نصر  را  که متاسفانه در این اواخر در سمت شمال و در بهسود و سایر مناطق شدت گرفته و در این رابطه باید شما بزرگواران تصمیم بگیرید،  انتظار تمام مجاهدین حرکت اسلامی از  علمای بزرگوار این است که یا مجوزدفاع را بدهید که مجاهدين مسئوليت شرعي شان را انجام دهند و یا اینکه به خاطر حفظ مصالح انقلاب اسلامی به هر قیمتی جلو خون ریزی گرفته شود  و دیگر ما تحمل نمی توانیم که بیشتر از این جوانان شیعه قربانی اغراض و خواسته های شوم یک عده ای جنگ طلب گردد و این مساله ایست که شما برادران عزیز و مسوولین بلند پایه حرکت اسلامی که در این کنگره با عظمت شرکت دارید و تصمیم در دست شماست.

بعنوان نمونه؛ بتاریخ 15/1/1367  گروپ ولی عصر(عج) مربوط حرکت اسلامی از کجاب حرکت می کنند، می خواهند که به کمک برادران مجاهد شان  به بامیان به جنگ كمونيستهاي  روسی بروند، مسلح می شوند و در پایگاه 14 واقع سنگینگ، توقف و یک شب  بعد حرکت میکنند، اینها دو گروپ تقسیم می شوند:

گروپ اول به دکان های سیاه سنگ می رسند و گروپ دوم به کوتل و آنها  به پایگاه سازمان نصر که در ولسوالی سابق دره سیاه سنگ مرکز داشتند و تعداد افراد شان والیبال می کنند و تعداد دیگر در سنگر ها قبلاً جا به جا شده بودند، از اینها می پرسند کجا می روید؛ در پاسخ می گویند که مجاهدین در بامیان ولایت را محاصره نموده و ما به کمک آنها می رویم، به اینها اطمینان می دهند که راه امنیت است، به مجردی مجاهدین حرکت ا سلامی داخل دره سیاه سنگ میشوند از پشت سر فیر شروع میشود و تا هم اکنون  تعدادی از برادران اسیر و سه تن شهید می شوند که بعد از چند روز، شهداء را به پایگاه 14  منتقل می نمایند و دو نفری که زخمی  شده و زنده بودند تعریف و بلافاصله شورای عالی حرکت اسلامی به علما و متنفذین کجاب نامه می فرستند و از آنها تقاضا میکنند که جلو خون ریزی را بگیرند و نگذارند  که دست های شوم و پلید در شرایط که نیروهای جهادی دارند با روس مبارزه می کنند آنها از پشت خنجر بزنند.

بدون هیچ دلیلی به نیروهای حرکت اسلامی از پشت سر حمله و دو نفر زخمی و تعداد دیگر اسیر و  بلا فاصله حرکت اسلامی مکتوب میفرستند علمای کجاب به دهن سیاه سنگ رفتنند و  مردم را جمع و نامه هاي شماره 35 مورخ /19/1/1367  شماره 31 مورخ 19/1/1367  شماره 32 مورخ 19/1/1367  شماره 39مورخ 20/1/1367  و شماره  40  مورخ  20/1/1367 را به مسوولین پاسداران جهاد آقای محقق،  کربلایی غفوری،  باقری و مسول سازمان نصر آقای صادقی و مسول شورای میدان سازمان نصر می فرستند و خواهان خاموش نمودن جنگ می شوند،  این تهاجم آنها و اين  هم حرکت مظلومانه حرکت اسلامی در برابر آنها و ما همیشه سیاست صلح طلبانه داشتیم و در قبال جنگهای داخلی کاملاً ثابت شده  آنها در ولایات پروان،  بامیان، میدان وغیره جنگ علیه ما آغاز نمودند و حاج آقای ساجدی وقتي که به داخل کشور تشریف آوردند، در جریان یک سلسله قضایا قرار گرفتند.

ما تا آخرین لحظات را نهایت تلاش  نمودیم که مانع جنگ شویم، وقتی که نیروهای ما از قريه جات  مناطق بهسود  می گذرند، جریمه، مورد اذیت و مورد لت و کوب قرار می گیرند و بازهم حرکت اسلامی طی مکتوب شماره 103 مورخ 8/12/1366  شماره  7/10/1/1367  شماره  33   18 /1/1367  از طریق شورای عالی جهاد از تمام دلسوزان به اين جامعه  تقاضا میکنند که باید جلو این خود سری های آنها را بگیرند و چنانكه در دره صوف آنها جنگ را شروع و بتاریخ 14/11/1366  با پرتاپ چند تا نارنجگ  در قرارگاه ولسوالی دره صوف که بعدا مسولین حرکت اسلامی این مسئله را حل میکنند و اما بتاریخ 6/12/1366 سازمان نصر دستور حمله عمومی را بالای پایگاه  های حرکت اسلامی در دره صوف می دهند و تا  هنوز که آمار تلفات به ما رسیده، بیش از 100 تن علما و مجاهدین و کسبه کاران،  حتي زنان و اطفال دراین فاجعه خونین و حمله ناجوانمردانه کشته می شوند که حجج اسلام؛ شیخ برات علی حبیبی مسول شورای قضای ولایت سمنگان همرای پسرش محمد، شیخ محب علی غفاری معاون شورای ولایتی سمنگان و مسول فرهنگی ولایت سمنگان، شیخ اسماعیل قندهاری عضو قضا و فرهنگی،  شیخ علی محقق، مدرس مدرسه امام صادق(ع)  و شیخ نوروز علی صالحی عضو تدارکات و مالی پایگاه امام صادق(ع)  نیز در جمع شان می باشد.

من به عنوان یک مسلمان و  کسی که از داخل کشور آمدم از شما علمای دلسوز، مسولین حرکت اسلامی، اعضاي شوراي مركزي و اجرايي، مسئولين دفاتر نمايندگي ها، مسوولین گردهمايی ها و مسئولين ساير نهادهاي داخلي اين تشكيلات می خواهم که ما دیگر این وضعیت را تحمل نمی توانیم و پشت سر هم بهترین نیروهای ما از دست ما می رود، تعدادی که مانده باید در حق آنها فکر و انتظار ما این است که  بزرگواران در این مورد اقدام جدی نمایید و روز قیامت از همه ما سوال می شود، من بعنوان اداء مسولیت شرعی این قضیه را خدمت شما گفتم و حل اين معضلات در دست شماست و ما  از اين همه مشكلات و سنگ اندازي ها خسته شدیم و  نمی توانیم دیگر فعاليت مان را ادامه دهيم.

از اینکه حاج آقا محسني دستور فرمود ند آیات رحمت را بخوانید؛  من بطور مختصر از موفقیت های اخیر حرکت اسلامی در جبهات ولایات؛ کابل(مرکز و پغمان)، میدان(سنگلاخ و میدانشهر)، پروان، بامیان، شمال و سایر مننااطق که مجاهدین حرکت  اسلامی در برابر رژیم کمونیستی افتخاراتی آفریده اند خدمت شما عرض میکنم…..»

خود خوان حدیث مفصل از این مجمل.

(بقیه داستان به کتاب«شهید مشتاق؛ چهر ممتاز جهاد»، اثر نگارنده مراجعه گردد.)

ادامه دارد…….



Comments are closed.