امام ابوحنيفه فقيه نوگرا

 

ابوحنیفه نعمان بن ثابت. ملقب به امام الأعظم از علما و فقها اهل سنت مي باشد كه نام کامل وی (ابوحنیفه نعمان ابن ثابت بن نعمان بن زوطی بن مرزبان ثابت )،  ابوحنیفه(ره)، امام مذهب حنفی است که بیشترین پیروان را از مسلمانان دارا می‏باشد. وی سال 80 هجری قمري در کوفه در خانواده مسلمان، ثروتمند و سخاوتمند متولد و پرورش یافت و در سال 150 هجری قمری درگذشت.

پدر ابوحنیفه اصالتاً از شمال کابل است و احتمالاً تا زمان اقامت در آنجا مسمی به مرزبان بوده و پس از نقل مکان در کوفه مسمی به ثابت شده است. چگونگی انتقال جد یا پدر وی به کوفه دو گونه نقل شده است:

1 –  در زمان فتح کابل به دست مسلمانان اسیر و به کوفه منتقل شده است.

2 – در زمان خلافت عمر(رض) به اسلام گرویده و سپس به کوفه منتقل شده است.

تحصیلات امام ابوحنیفه ابتدا در علم کلام بوده  و بعداً به علم فقه روی آورد و نزد حماد بن ‏ابی‏سلیمان، تلمذ نمود و حدود 18 سال در مصاحبت با استاد بود.

پس از وفات حماد برای تکمیل تحصیلات خویش در علم فقه به حجاز سفر کرد و دو سال نزد امام جعفر صادق(ع) تلمذ نمود و از گفته‏های معروف وی در مسندش می‏باشد که «لولا السنتان لهلک النعمان» یعنی اگر دو سال (تحصیلی نزد امام صادق عليه السلام) نبود، نعمان در اجتهادش هلاک می‏شد (یعنی به خطا می‏رفت.)

پس از آن امام ابوحنیفه(ره)  به کرسی استادی نشست و شاگردانی همانند قاضی ابویوسف، محمدبن‏حسن شیبانی، زفر بن هذیل و.. تربیت کرد. وی روش جدیدی برای اجتهاد و تحقیق در فقه آغاز کرد و مسایل فقهی را به بحث و مناقشه می‏گذاشت و بعد از طرح مسئله به شاگردانش فرصت می‏داد که هر کدام رأی خویش را اظهار بدارند و در نهایت او به تصحیح آراء می‏پرداخت ولی باز هم رأی خویش را بر آنان تحمیل نمی‏کرد.

مبنای استنباط و اجتهاد در مذهب امام ابوحنیفه(ره)  استوار بر کتاب خدا، سنت رسول خدا، اجماع صحابه، سپس قیاس و استحان بوده است و تا جایی که حدیث ضعیفی هم از رسول خدا وجود داشت، به قیاس و استحان عمل نمی‏کرد.

ذهبی از او نقل کرده است که، آنچه از رسول‏الله(ص) به ما برسد بر سر چشم خود می‏گذاریم، پدر و مادرم فدای رسول‏الله(ص) باد  و حق مخالفت با رسو‏ل‏الله(ص)  را نداریم. در مورد اقوال صحابه، حق انتخاب سخن آنها را داریم، اما غیر از صحابه، آنها دارای رأی هستند و ما هم دارای رأی.

ابوجعفر(ع)  به امام ابوحنیفه(ره)  نوشت: «چنین خبر رسیده که قیاس را بر حدیث رسول‏الله(ص) مقدم می‏شماری؟» امام ابوحنیفه در جواب نوشت: «ای امیرالمؤمنین خبر این چنین نیست که به شما رسیده است. ابتدا به کتاب خداوند عمل می‏کنم، سپس به سنت رسول‏الله(ص)، سپس به فتواهای ابوبکر و عمر و عثمان (رضی‏الله عنهم) سپس به فتواهای باقی صحابه و هنگامی که صحابه در مسئله با هم اختلاف کردند، از قیاس استفاده می‏کنم و بین خداوند و بندگانش هیچ گونه نسبت و خویشاوندی وجود ندارد.»

محققان امام ابو حنیفه(ره)  را یکی از فقهای اصلاحگر می دانند. وی در راه استخراج احکام فقهی روشی غیر از دیگر فقها در پیش گرفت. نقل است که می گفت: «اگر رسول الله در زمان ما می زیست همین ها را می گفت که من می گویم». او با اهل حدیث مخالف بود و تنها در شرایطی اقدام به قبول احادیث متواتر می کرد که از تابعین نقل شده باشد و حدیث و خبر مفرد را قبول نداشت. به نقل از ابن خلدون می گویند که از مجموع احادیث منتسب به پیامبر او فقط به درستی ۱۷ حدیث باور داشته است. این شیوه او میتواند بخاطر متکلم بودن او و تأثیرش در روش فقهی وی باشد. همچنین او قیاس و استحسان را هم به عنوان اصول در اجتهاد پذیرفت.

از ديگر ویژگیهای ابوحنفیه که جمیع محققین و فقها بر آن اتفاق نظر دارند صراحت و بی باکی او در دادن فتوی است و تسامح و اغماض از خصایص فتواهای او می‌باشد؛ چنانچه مولوي اسحاق مدني در سمينار بررسي آراء و انديشه هاي امام ابوحنيفه (ره) بتاريخ 10/2/1386 كه از سوي گروه انجمن علمي فقه وحقوق حنفي در راستاي شناسايي شخصيت و افكار امام  ابوحنيفه(ره) در تهران برگزار شده بود، در آن مولوی مدنی (مدیر گروه فقه و حقوق حنفی و استاد دانشگاه و مشاور رئیس جمهور ايران  در امور اهل سنت) برخي ویژگیهای فقهي امام ابوحنیفه را چنین برشمردند:

1ـ شورایی بودن فقه ایشان يعنی اظهار نظر کردن شاگردان و علمای دیگر و بررسی و جستجو و تحقیق و سبک و سنگین کردن مسئله برای رسیدن به یک نتیجه واحد.

2ـ فقه مترقی؛  با توجه به مرکزیت علمی و سیاسی کوفه نظر به اینکه حضرت علی(ع) و قبل از ایشان عبدالله بن عباس(ع)  برای ترویج آرای اسلامی و آرای فقهی به آنجا سفر کرده بودند، شهر کوفه از جهت علمی اهمیت خاصی داشت و از این لحاظ فقه حنفی در اوج تمدن اسلامی پایه هایش در كوفه ریخته شد.

امام ابوحنيفه(ره)  شاگردان زیادی داشت از جمله شاگردان سرشناس وي عبارتنداز: زفر بن الزهیل متوفی ۱۵۸ هجری قمری، ابویوسف یعقوب بن ابراهیم الانصاری متوفی ۱۸۲ هجری قمری، محمد بن الحسن الشیبانی متوفی ۱۸۹ هجری قمری،  الحسن بن زیاد اللؤلؤی الکوفی متوفی ۲۰۴ هجری قمری،  داوود الطائی، ابومطیع بلخی، محمد بن حسن شیبانی، اسد بن عمرو بجلی، حسن بن زیاد لؤلؤی و پسرش حمٌادبن ابی حنیفه عبدالله بن مبارک و جارود نیشابوری و عبدالکریم جرجانی و ابونعیم و…

از آثار او: کتاب «مسند» در حدیث که جمع آوری شاگردان او است؛ «المخارج» در فقه که روایت ابویوسف از او است.

از لحاظ تفکر سیاسی؛  امام ابوحنیفه(ع)  19 سال پس از شهادت امام حسین(ع)  متولد شدند که اوج منازعات فرقه ای و سیاسی بود و اکثریت مسلمانان آن دوره پایبند به اصول و روابط دوره خلفای راشدین بودند.

بر این اساس امام ابوحنیفه(ره)  در جهت کاهش این منازعات فرقه ای و در دفاع از اکثریت جامعه اسلامی دست به قلم برد و کتابی نویشت که در آن راه درست را نشان دهد و جوابگوی اختلافات فرقه ای باشد و بدین ترتیب کتاب الفقه الاکبر را تدوین نمود. نکته جالب توجه این که امام ابوحنیفه(ره)  با حاکمان وقت که خلفای عباسی بودند، هیچ وقت سازش نکرد. و از نهضت‏های اصلاح‏طلبی حمایت می‏کرد. او زیدبن علی را پنهانی در قیامش کمک کرد و همچنان از قیام ابراهیم بن عبدالله حسنی از پیشوایان زیدیه در شهر بصره حمایت نموده و ارادتی تمام به محمد و ابراهیم، پسران عبدالله محض، داشت، مردم را به بیعت با ابراهیم فتوا می‌داد و می‌گفت:«شهید در راه ابراهیم مانند شهید در معرکه بدر است.»

و هنگامی که از او می‌پرسیدند:«چرا خودت به او ملحق نمی‌شوی؟» می‌گفت: «امانات مردم در نزد من زیاد است.»

ابوحنیفه(ره) در عهد خلافت منصور از کوفه به بغداد فراخوانده شد تا عهده‏دار منصب قاضی‏القضات آنجا شود ولی او نپذیرفت، چون منصب قضا را که از سوی خلیفه منصور عباسی پیشنهاد شده بود نپذیرفت به امر خلیفه به زندان افکنده شد و شکنجه گردید،  سرانجام امام ابوحنيفه(ره) به زندان بغداد  در سال 150 هجری قمري بر اثر زهر وفات یافت و در نزدیکی پل کاظمین فعلی به خاک سپرده شد.

نويسنده:

سيدجعفرعادلي«حسيني»

منبع:

پامیر نشریه  شهر کابل – شماره 288 دوشنبه 27 جوزا  1387



Comments are closed.