تکریم یک شخصیت پرتلاش و مخلص

(مروری کوتاه بر زندگی پرثمر و خدمات با ارزش مرحوم حجت الاسلام حاج سید شاه حسین سجادی)

گردش حیات بشر با تولد و مرگ ادامه پیدا می کند نه فقط برای انسان بلکه برای همه جانداران و اینکه شادی تولد، ناراحتی مرگ را به دنبال دارد و مرگ عزیزی با تولدی دیگر فراموش می شود نشان از این دارد که غم و شا دی دنبال هم هستند، بعضی می گویند کسانی که هنوز در این دنیا کاری برای انجام دادن دارند نمی میرند ولی واقعیت این است هیچ کسی از زمان  مرگش اطلاع ندارد و اگر هم دارد مطمئن نیست، مرگ های طبیعی که پس از گذران عمر یا بیماری و… بدنبال انسان می آیند.

داستان این دنیا با مرگ تمام نمی شود و باید برای این یکی هم برنامه داشت  و بقول سعدی، نیک نامی پس از مرگ بهترین موقعیت انسان برای این دنیایش است و به گفته وی:

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

مرحوم حجت الاسلام حاج سید شاه حسین سجادی مردی از تبار بهار بود که هیچگاه دل به زمستان نبست. آمده بود تا با خرمن، خرمن تلاش برود، برای آنانکه او را می شناختند، تندیسی از زُهد، عبادت، تلاش، شجاعت، صلابت و صبر بود.
امروز او در دار فنا نیست، آرام و سبکبال در حریم امن دوست، میهمان سفره کریمانه اوست. اما سیره او به عنوان ارزشمندترین میراث، همواره زنده و پویاست.
مرحوم حاج سیّد شاه حسین سجادى، فرزند مرحوم سیّد آقا جان و عمَّه زاده، رفیق و همسنگر، یار و یاور روزهای سخت و دشوار پسرمامایش مرحوم سید آقاحسن حسینی پدرم بود؛ او حدود سال ۱۳۰۰ خورشیدی در قلعه کُهنه، مشهور به قعله سُرخ که فعلا در اختیار ورثه مرحوم آقای رئیس غوچی می باشد، آن مرحوم در همان قعله قدیمی سبزدرخت کجاب سُفلی متولد شد.

مرحوم حاج سید شاه حسین در کجاب بهسود دیده به جهان گشود و پس از فراگیرى سواد اولیه، باکوله بارى از همّت و پشتوانه‏ى تیزهوشى و حافظه‏ى قوى و توانایى‏هاى تحسین برانگیزى که باخود داشت. به اثر مطالعات آزاد کسب علم و کمال کرده و نکته‏هاى تاریخى فراوان در گنجینه‏ى حافظه‏ى خود ذخیره کرد، اوعلوم تاریخ، فقه و تفسیر را به خوبی مى‏دانست و به دلیل داشتن روحیه‏ى فرهنگى و علاقه به دانش گسترى، حتى از پول دست رنج خویش کتب و منابع دینى و علمى را خریدارى ‏نمود که هم اکنون در کتاب خانه‏ى شخصى‏اش در خیابان روحانیون گلزار شهدای قم و در وطن اصلی اش واقع سرِ قول پنجى مرکز بهسود موجود می باشد.

مرحوم آقای سجادی در زمینه‏ى تقوى شخصى و عبادت نیز آن چنان پاى بند و متعبد است که مى‏توان او را زاهد زمانه خواند، حتى در دوران نوجوانى و جوانى متهجد و نمازشب خوان بود و در امر قرائت قرآن، دعا و نیایش و عبادت اهمیّت خاصى قایل بود، او سفرهاى به مکه معظمه، عتبات عالیات، سوریه و بیت المقدس داشت، یکی از ویژگیهای وی سخاوت و مهمان نوازی بود که خانه‏اش مهمان سراى عموم مردم محسوب می شد.

مرحوم حاج سید شاه حسین سجادی در جریان مبارزات مردم بهسود بر علیه ستم ملی کوچیگری در دوران حاکمیت شاهی همراه مرحوم سید آقاحسن حسینی حضور مؤثر و نقشی فعالانه داشت، در زمان حکام مستبد گذشته و از جمله یعقوب خان حاکم محلی وقت فرمانی ظالمانه ای که از آن زمان به بعد ستم ملی و کوچیگری آغاز گردید، در آن زمان طبق فرمان یعقوب خان، میله جای کوچی ها را فقط در جِرغَی و بُرجِگَی تعیین شده بود، در اقرار خط نیز ذکر شده که کوچی ها از ۱۰ تا ۲۰ سنبله حق عبور از دشت لادو را دارد، متأسفانه بعضی ها معامله کردند و دعوا با کوچی ها از همین جا آغاز شد، مرحوم حاج سید شاه حسین سجادی(ره) و پسرمامایش مرحوم سید آقاحسن حسینی(ره) به نمایندگی از مردم با استفاده از امکانات و مصارف شخصی به دفاع از مردم بی بضاعت برخواستند، در حالیکه بدون هیچ حمایت مالی از سوی مردم دعوا را پیش می بردند و کوچی ها نیز ادعا داشتند که ما در دشت لادو سندحق میله را داریم که در مجموع دعوا با کوچی ها چهار سال دوام یافت و نهایتا، آنان اقرار خط از نمایندگان کوچی ها گرفتند که باید کوچی ها خساره پرداخت نمایند که بعد از آن جهاد آغاز شد.

وقتی مرحوم ارباب غریب داد(ره) به فتوای مرحوم آیت الله سید علی بهشتی(ره) جهاد را در مرکز بهسود آغازنمود، استاد محمد اکبری بعنوان نماینده آیت الله بهشتی(ره) ارباب غریب داد، سید ولی محمد خان جان شهید و… در سرِ قول جلسه ای فوق العاده ای را ترتیب داده و عده ای از سرِقول پنچی به منزل مرحوم سید آقا حسن حسینی و از آنجا به مرکز بهسود عملیات نمودند و تا آزاد سازی مرکز بهسود توسط مجاهدین حدود هفده شب جنگ دوام یافت و سالهای بعد نیز مرحوم سید شاه حسین سجادی با پسرمامایش مرحوم سید آقاحسن حسینی در جبهات، کوتل اونَی، سیاه خاک و سنگلاخ حضور یافتند، در این مرحله مرحوم سید آقا حسن حسینی وسائل آهنگری اش را از سرِقول پنجی به جبهه انتقال دادند، ا و در ایجاد سنگرهاى مستحکم اونَى و قل غلام حسین، علاوه برسنگرسازی اقدام به ساخت و ساز «اسلحه الجهاد» نمود.

آری! او با آغاز جهاد سر از پا نشناخته و بصورت خستگی ناپذیر به فعالیتهای مبارزاتی خود پرشورتر از گذشته ادامه داد و پس از کودتاى هفت ثور ۱۳۵۷ خورشیدی و اشغال افغانستان توسط روس ها، جلسات متعددى با روحانیت و سران جهاد با همکارى آقایان هریک: مرحوم رئیس غریب داد فرمانده آغازین جهاد در مرکز بهسود و نواحى آن، مرحوم سید شاه حسین سجادی و پسر مامایش مرحوم سیّد آقاحسن حسینی، شهید سیّد ولی محمد خان از شهداى اول جهاد در مرکز بهسود اقدام به ایجاداتحاد و هم آهنگى میان جبهه‏هاى جهادى و مردم بهسود نمودند و پس از شکست‏ قواى روسى از مرکز بهسود عازم جبهه‏ى اونَىْ شدند، آنان علاوه برساخت و ساز سنگرهاى مستحکم، مرحوم سید شاه حسین سجادی مبتکر راکت انداز «اسلحه‏ى الجهاد» بودکه آن را از بقایاى هلى کوپترهاى ساقط شده‏ى روسى طراحى نموده بود که در جنگ‏ها استفاده‏ى مؤثرى از آن صورت مى‏گرفت.

مرحوم سجادی در سال ۱۳۶۰ خورشیدی به صفت مسئول مالى جبهه‏ى قیاق غزنى به فرماندهى جنرال سیّد حسن آقا، رئیس نظامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی فعالیت داشت.

او انسان زاهد، شجاع و انقلابى بود که در مقابل طاغوت و دین ستیزان برخورد قاطع داشت، با آغاز جنگ های خانمانسوز داخلی مرحوم آقای سجادی بى طرفى خود را حفظ نموده و با گروهاى درگیر مقاطعه کرد که باعث آواره شدن خود و فرزندان و بغارت رفتن اموالش توسط بعضى از افراد احزاب و سازمانهای تندرو افراطی گردید. او پس از به قدرت رسیدن گروه طالبان با خانواده اش به کشور جمهوری اسلامی ایران و شهر قم هجرت نمود و تا آخر عمر در آنجا بسر می برد.

آن مرحوم بلحاظ تدین، اخلاص و کفایتی که در امر خدمت رسانی و یاری مردم محروم، رنج کشیده و مستضعف مناطق مرکز بهسود داشت و در نهایت ایثار و از خودگذشتگی، آسایش و آرامش و زندگی مرفه را بر خود حرام کرده و عاشقانه خود را وقف خدمت مشفقانه به محرومین نیازمند نمودند.
سجادی عارفی بود که در خدمت به محرومان «سیر» را می جست و در رضایت خاطر امام عصر ارواحنا الفداء سلوک را می یافت و سید اهل عمل بود و هیچگاه به تمجید دیگران نیاندیشید و او در کار دین اش نیرومند، در ایمان استوار، در عبادت فروتن، در سختی شکیبا، در پیمودن راه راست شادمان، از طمع گریزان، با وجود عمل صالح، در هراس، روز به شب را از گفتار با کردار می رساند و مردم به خیر او دل بسته بود.

کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
اهم اقدامات و خدمات فوق‌العاده ارزشمندی که طی این مدت در پرتو مدیریت خردمندانه این انسان شایسته در مرکز بهسود و عالم مهاجرت در حوزه علمیه قم به مرحله اجرا درآمده به شرح زیر است:

– اهل عبادت، تهجد و نماز شب

– مأنوس با قرآن، ادعیه و زیارتگاهها

– اطلاعات عمومی از معارف دینی و تاریخی

– انس با علماء و اهل پرسش و تحقیق از محضر بزرگان حوزه

– دقت و بررسی در محتوای کتب تفسیر، حدیث و احکام شرعی

– احداث و تعمیر کیلومتر کور راههای صعب العبور ارتباطات دهات و روستاها

– در بهسود و دوران مهاجرت خویش با امکانات دست داشته شخصی و گاها از طریق نماز و روزه استجاری مستمندان و فقراء را شناسایی و آنان را کمک نمودند

– همسو با جریانات و احزاب اسلامی و ارزشگرا و مقابله با دین ستیزان و سازمانهای چپی

– مهمان نوازی، احترام به اهل علم، سخاوت، شجاعت، ظلم ستیزی، کار و تلاش از دیگر ویژگی های آن مرحوم بود.

و سرانجام این سید بزرگوار پس از عمری خدمت خالصانه و بی منت صبح چهار شنبه ۱۴ دلو ۱۳۹۴ خورشیدی در سن ۹۵ سالگی بر اثر مریضی دعوت حق را لبیک گفت و روحش به ملکوت اعلی پیوست، روحش شاد و یادش گرامی باد.

نویسنده: سید جعفر عادلی«حسینی»



Comments are closed.