خدمتگزاری دیگر از تبار شاه علی مردان به لقاالله پیوست

یَتَوَفَّیکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ؛ فرشته‌ی مرگ که بر شما مأمور شده (روح) شما را می‌گیرد سپس به سوی پروردگارتان باز می‌گردید. (سوره مبارکه سجده، آیه۱۱)

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بار دیگر زندگی عزیزی را بـه انتظار بنشینیم و با کمال تأسف و تاثر اطلاع یافتیم که مردی از تبار شاه علی مردان، صبح چهار شنبه(۱۴ رجب ۱۴۳۸ هجری قمری، برابر ۲۳ حمل ۱۳۹۵ خورشیدی)، پس از عمری تهجد و تلاوت قرآن کریم و نیز خدمتگزاری به مومنین، اقوام و دوستانش در عالم غربت دار فانی را وداع گفت.

مرحوم مغفور کربلایی سید محمد امین جوادی بزرگ خاندان میرزایی که دیروز در کشور ترکیه و عالم غرب یه لقا الله پیوست، این جانب و اعضای مجمع فرهنگی بقیۀ الله(عج) مصیبت وارده را به فرزندان عزیز، برداران و پسرعمو، بنی اعمام و سایر بستگان و دوستان آن عزیز سفر کرده، مخصوصا پسرعمویش جناب آقای سید حسن میرازیی عضو مجمع فرهنگی بقیۀ الله(عج) مقیم کابل تسلیت گفته و برای بازماندگان صبر جمیل و برای آن مرحو غفران الهی را آرزومندیم.

سید جلیل القدر، شخصیت مخلص، صمیمی و دوست داشتنی، مرحوم کربلایی جوادی از تبار شاه علی مردان و نسل شاه علی اصغر جد اعلای سید احمد علی و سید شاهزاده و جد اعلای سید محمد امین جوادی هستند.

جوادی، نام او یادآور مهربانی، پایمردی، عشق به ارحام، بستگان و دوستانش، تلاش بی‌وقفه برای زندگی و خدمتگزاری به جهاد، مومنین(مخصوصا در دوران اقامت وی در شهر زاهدان) است.

مرحوم سید محمد امین جوادی، فرزند سید محمد سرور اصالتا  از سادات سبز درخت کجاب که پدر و جد بزرگوارش به اثر جنگ سقوی و ستم ملی اجبارا به مناطق اجرستان، دایه و فولاد مهاجرت و پس از سالیان متمادی فرزندان مرحوم شاهزاده به مرکز بهسود بازگشتند و مرحوم  سید محمد امین جوادی سال ۱۳۲۴ خورشیدی در منطقه گِردجنگل مرکزبهسود متولد شد.

او تا اوایل جوانی اش در دوپُشته کجاب و سپس به کابل کوچید و در آنجا  مشغول کارهای آزاد بود، سال ۱۳۵۷ خورشیدی پس از بقدرت رسیدن کمونیست ها، جوادی  با مجاهدین همکاری داشت،‌ وقتی که ایشان پس از انجام ماموریت و انتقال گزارش به یکی از پایگاههای حرکت اسلامی به مناطق آزاد شده ای مرکزی، در حین بازگشت به کابل، در داخل شهر توسط مامورین دولتی دستگیر گردید، اسناد و مدارک مربوط به مجاهدین که در اختیارش بود، بخاطر حفظ جان خود و دوستانش آن را می بلعد،‌ پس از بازداشت او را به هرات منتقل می کند و سرانجام جوادی بعد از مدت سه ماه که در هرات زندانی بود، از آنجا فرار نموده و به مشهد و پس از مدتی به شهر زاهدان مهاجرت نمود،‌ او در زاهدان چندین سال درجوار شهربانی زاهدان مسئولیت کارگران نانوانی را عهده دار بود و در کنار آن علاوه برهمکاری های مالی و جمع آوری کمک های مردمی برای جبهات حرکت اسلامی به رهبری آیت الله محسنی، معضلات مهاجرین که از مناطق مرکزی، مخصوصا دهات محروم آن مناطق به ایران مهاجرت نمودند، به مشکلات شان رسیدگی می نمود، اقامتگاه کار گران  نانوایی ایشان و همین طور برادران و پسرعموهای بزرگوارش که در نقاط دیگر شهر زاهدان اشتغال داشتند، هرکدام محل کار و منازل مسکونی شان پناه گاه مجاهدین و مهاجرین بی بضاعت بود.

نگارنده(سیدجعفرعادلی«حسینی») در سال ۱۳۶۳ خورشیدی که پانزده سال عمر داشتم، همراه برادر بزرگم مرحوم مغفور سید گل آقا حسنی که به جنبه های معنوی خیلی توجه داشت و  او انسان صریح اللهجه بود، با خارج شدن از مرزهای افغانستان و پاکستان اولین مکان ورود ما به ایران،  شهر زهدان و اقامتگاه مرحوم آقای جوادی بود.

هرچند من بر اساس پشنهاد مرحوم پدرم، به قصد ادامه‏ى تحصیل، پس از چند شب و روز اقامت در کویته پاکستان، از مرزتفتان بطور قجاق از یک مسیر چپ راه، به شهر میرجاوه داخل خاک ایران و شهر «زاهدان»شدیم و ابتداء  منزل کربلایی سید حکیم حسینى شوهر خواهرم و پسرعموى پدرم، مرحوم کربلایی سید محمد امین جوادى شدیم، کربلایی سید حکیم حسینی که چند ماه قبل از ما به زاهدان رفته بود با پسر عمه اش، سید میرزا حسین اخلاقى در یک حیاط زندگى مى‏کردند، بعد از چند روز برادرم مرحوم آقای حسنی مرا به مرحوم آقاى جوادى سپرد که در نانوائى او که واقع جنب شهربانی زاهدان بود کار کنم و برادرم خودش چند ماهی همراه سید میرزاحسین اخلاقى یکى از بنى اعمامش در نانوائى منطقه ای خاش کار مى‏کرد و من در نانوائى شهربانى (که صاحب اصلى آن شخصى بنام جلال ایرانى تبار بود) و مسئولیت آن به دوش مرحوم آقاى جوادى بود، در همان روزهاى نخستن کار گرى أم در زاهدان بودم که حجه الاسلام والمسلمین آقا جیّد کربلایى همراه خانواده و آقا زادگان  حضرت آیت الله  عالم که  بشکل قجاق به زاهدان آمده بودند، حجه الاسلام والمسلمین حاج آقاى ذکى نیز جهت حل مشکلات برگ تردد برادر زاده هایش به زاهدان آمده بود، در آن زمان خاندان بزرگ میرزایی پناهگاه مطمئین برای اقوام و دوستانش بودند، مخصوصا آنانیکه  از مناطق محروم مرکزی بار اول مهاجرت را اختیار نموده بودند و غیر قانونی از راههای صعب العبور با قبول نمودن مشکلات فراوان و حتی خطر مرگ را پذیرفته بودند و بدون راهنما و آشنایی در غربت مشکلات  خود را داشتند.

در چنین شرایطی خاندان بزرگ میرزایی نه تنها در رسیدگی به مشکلات بخش از مهاجرین هموطن، بلکه برای جهاد افغانستان حامی و پشتیبان بودند، دهه ای شصت با آنکه در منطقه بابایان زاهدان همشهریان قندهاری از نزدیکان آیت الله محسنی حسینیه و مرکز فرهنگی در اختیار داشتند، اما از نظر حمایت های مالی و پایگاه مردمی خاندان بزرگ میرزایی، مخصوصا مرحوم سید عوض حسینی برادر مرحوم آقای جوادی و جناب آقای سید ناصر میرزایی پایگاه مطمئین جهت حضور آیت الله محسنی در زاهدان بودند.

مرحوم کربلایی جوادی پس از مدتی، چندسالی زاهدان را ترک گفته و در شهر اصفهان اقامت گزید، وی سالهای اخیر در اثر مریضی و نیز سفر فرزندانش به کشور عثمانی تُرکیه (به ترکی استانبولی:  Türkiye) در جنوب غرب آسیا و خاورمیانه و یکی از دهات شهر آن کشور همراه خانواده اش برای زندگی و  اقامت سفرنمودند، مرحوم جوادی در این مدت رنج و درد مریضی را نیز کشید و تا اینکه صبح چهار شنبه روز گذشته در عالم غربت دار فانی را وداع گفته و خداوند او را با اجداد طاهرینش محشور گرداند.

 

با احترام

سید جعفرعادلی«حسینی»

رئیس مجمع فرهنگی بقیۀ الله(عج)



Comments are closed.