حضرت خدیجه(سلام‌الله‌علیها) که بود؟

(دهم ماه رمضان، به مناسبت سالروز وفات همسرفداکار)

د هم ماه مبارک رمضان یاد آور وداع بانوی بزرگوار جهان اسلام با همسر مهربان خویش پیامبر مکرم اسلام(صلیاللهعلیهوآله)، بانویی که به راستی همراه غم و شادی همسر گرامی خود بود و همراه با هم زندگی مطلوبی از حیات یک زوج را به نمایش گذاشتند؛ خدیجه(سلاماللهعلیها) در سختترین دوران زندگی پیامبراسلام(صلیاللهعلیهوآله) وفات کرد؛ ولی هرگز از زندگی پیامبر خارج نشد و برای او یادگاری گرانبها و گرانقدر بجا گذارد و آن یادگار، صدیقه طاهره، فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) سرور زنان جهان بود.

حضرت خدیجه(سلاماللهعلیها) دختر خویلد از نظر کمال، جمال، شخصیت و بزرگواری، سرور زنان زمان خود بود، از تباری که در میان خویشان خود به بلندی روح و همت عالی شناخته شده و دارای شخصیتی والا، فکری ثابت و دیدگاهی صحیح بود؛  او با این همه ثروتهای معنوی و ادبی، ثروتمند هم بود و در پی کسی بود تا ثروتش را به او بسپارد به این شرط که امین و با صداقت باشد و با آنها تجارت کند و  در تلاش بود تا گمشده خود را از میان جوانان یا بزرگان قریش پیدا کند و چون زن بود، نمیتوانست مراقبت و نظارت دقیق بر کارهای آن فرد داشته باشد؛ از این رو نیاز داشت کسی را پیدا کند که مورد اطمینان باشد و با اطمینان خاطر اموالش را به او بسپارد و در برخی روایات آمدهاست که مراسم خواستگاری با حضور عموی پیامبر اسلام، ابوطالب و ورقه بن نوفل پسر عموی خدیجه، که مردی دانشمند و گریزان از پرستش بتها بود، انجام شد. پس از خواندن خطبه عقد توسط ابوطالب، پیامبر اسلام از جای برخاست و آماده رفتن شد. در این هنگام خدیجه به او گفت: إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک، به سوی خانه خود بیایید که خانه من خانه شما و خودم خدمتکار شمایم.

حضرت خدیجه(علیهاالسلام) نخستین زنی بود که به پیامبری حضرت محمد(صلیاللهعلیهوآله) ایمان آورد و اولین بانویی بود که همراه امام علی(علیهالسلام) با پیامبر به نماز ایستاد و پیشانی بندگی بر خاک سایید. تاریخ نویسان از یکی از همسران پیامبر اعظم(صلیاللهوآله) نقل کرده اند که می گفت: من همواره از علاقه پیامبر به خدیجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت بسیار از او یاد میکرد و اگر گوسفندی میکشت، به سراغ دوستان خدیجه میرفت و سهمی برای آنها میفرستاد. روزی رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) در حالی که خانه را ترک می کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او تعریف کرد. کار به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و با کمال جرأت گفتم: «وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده استگفتار من چنان رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ایشان ظاهر شد و در این هنگام رو به من کرد و فرمود: ابدا چنین نیست!… هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده  و خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر میبردند. او ثروت خود را در سخت ترین لحظات در اختیار من گذاشت. خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد.

خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» میگفتند. از نظر عقل و زیرکی نیزبرتری فوق العاده ای داشت و مهم تر اینکه حتی قبل از اسلام وی را «طاهره » و «مبارکه » و «سیده زنان » میخواندند.

جالب این است او از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) می‌‌کشید و همیشه از ورقه بن نوفل و دیگر علما جویای نشانه های نبوت میشد. اشعار فصیح و پر معنای وی در شان پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت میکند.

نمونه ای از اشعار خدیجه (سلاماللهعلیها) در باره پیامبراکرم(صلیاللهعلیهوآله) چنین است:

فلو اننی امسیت فی کل نعمه       و دامت لی الدنیا و تملک الاکاسره

فما سویت عندی جناح بعوضه       اذا لم یکن عینی لعینک ناظره

اگر تمام نعمت های دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها و پادشاهان را داشته باشم، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشم به چشم تو نیافتند.

دیگر خصوصیت خدیجه این است که او دارای شم اقتصادی و روح بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود.

البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه(سلاماللهعلیها چنان زیاد است که قلم از بیان آن ناتوان و پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) می فرماید: افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم.

اموال حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پیشرفت آن قرار گرفت. جالب این که آخرین بخش از دارایی خدیجه توسط امیر مؤمنان(علیهالسلام) در سفر هجرت به مدینه صرف شد.

حضرت خدیجه(سلاماللهعلیها) سه سال قبل از هجرت بیمار شد؛ پیامبراسلام(صلیاللهعلیهوآله) به عیادت وی رفت و فرمود: ای خدیجه، اما علمت ان الله قد زوجنی معک فی الجنه: آیا می دانی که خداوند تو را دربهشت نیز همسرم ساخته است!؟

آنگاه از خدیجه دل جویی و تفقد کرد؛ او را وعده بهشت داد ودرجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود.

چون بیماری خدیجه شدت یافت، عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم: من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن.

پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به کار بردی. در خانه ام بسیار خسته شدی و اموالت را درراه خدا مصرف کردی.

عرض کرد: یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید؛ و به فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) اشاره کرد؛ زیرا او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد و مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده ای داشته باشد.

اما وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه عرض می کنم تا او برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود: نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم؛ از تو می خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی.

پس فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) عرض کرد. پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) آن پیراهن را برای خدیجه فرستاد و او بسیار خوشحال شد.

حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) در سن ۶۵ سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبر خدا(صلیاللهعلیهوآله) شخصاً خدیجه را غسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه  ای که جبرئیل  از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کرد. رسول  خدا(صلیاللهعلیهوآله) شخصاً درون قبر رفت، سپس خدیجه را در خاک نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت. او بر خدیجه اشک می ریخت، دعا می کرد و برایش آمرزش می طلبید. آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در «حجون » واقع است.



Comments are closed.