برگشت طالبان و حذف دموکراسی از افغانستان

  قسمت اول

زمزمه های گفتگو با طالبان در حالی صورت می گیرد که هنوز مردم افغانستان دوران سخت و استبدادی این گروه را به یاد دارند. مردم افغانستان میدانند که طالبان نه تنها از استراتیژی خشونت آمیز خود کوتاه نمی آیند بلکه با برگشت به قدرت کوشش میکنند تا مخالفین خود را به سختی تمام مجازات نمایند و کسانی که به نوعی در مخالفت آنان قرار گرفته باشند تصفیه حساب های خونینی صورت میدهند

در این میان روشنفکران و زنان بیشترین کسانی هستند که نگرانی خود را نمی توانند پنهان سازند و این دو گروه شدیدا مخالف حضور طالبان به قدرت هستند.

طبعا حاکمیت طالبان در نیمه ی دوم دهه هفتاد هجری شمسی یک روند سنتی، فاقد معیارهای استراتیژی نظامی و سیاسی و عدم امکانات و تکنالوژی مدرن امروزی همراه بود.

اما اکنون طالبان با گذشته تغییرات محسوسی دارند. اینک دستگاه اطلاعاتی و استخباراتی طالبان از امکانات وسیعی برخوردار است. آنان دارای وب سایت های زنجیره ای و تبلیغات قوی در دنیای مجازی هستند. نیروهای طالبان شیوه های تاکتیکی نظامی و سیاسی را بهتر از گذشته عمل مینمایند. رهبران طالبان تجارت مافیایی خود را به نقاط مختلف افغانستان گسترش داده اند و حتی برخی از نیروهای نفوذی آنان در حومت افغانستان رسوخ کرده و در مناصب مهمی ایفای وظیفه مینمایند.

رحیمی یک از اساتید پوهنتون های کابل گفتگوی شورای عالی صلح با طالبان را امیدوار کننده نمی خواند؛ وی مشروعیت این گفتگو ها را زیر سوال برده و بر این عقیده است که دو طرف این ماجرا کسانی هستند که سالها در افغانستان در ویرانی و برافروختن جنگ نقش به سزایی داشته اند.

سعید حکمت از فرهنگیان کشور بر این اعتقاد است که طالبان بعنوان یک پروژه ی سیاسی همیشه مورد استعمال دشمنان افغانستان قرار گرفته است و اینک نیز طالبان برای یک بازی جدید در منطقه آمادگی می گیرند.

موضوع عایشه و بریدن بینی وی در مناطق تحت سلطه ی طالبان بازتاب بزرگ جهانی داشته است. جنایت علیه عایشه و عایشه های افغان از جمله مواردی است که حاکمان و جنگاوران محلی طالبان از آن پشتیبانی بعمل می آورند. هر چند عایشه از طریق نیروهای بین المللی نجات یافته و تداوی گردید اما هنوز هستند عایشه هایی که نه تنها اعضای بدن خویش را بلکه حیات و جان خود را در افغانستان از دست میدهند.

هر چند آوازه ها روز به روز مبنی بر برگشت طالبان قوت میگیرد اما بسیاری از تحلیل گران امور سیاسی بر این اعتقادند که طالبان در میان نیروهای پولیس و قوتهای اردو ملی نفوذ نموده و بسیاری از اجراات و عملیات های دولت را به طالبان گزارش میدهند تا جاییکه محاکمه بسیاری از تروریستان در هاله ای از ابهام باقی مانده و حتی امرالله رئیس امنیت ملی سابقه نارضایتی خود را از عدم محاکمۀ این تروریستان ابراز داشته است.

طالبان در عرصه نفوذ خویش در دولت افغانستان تنها به وارد شدن به اسرار محرمانۀ پولیس و اردوی ملی افغانستان بسنده ننموده است بلکه با متوسل شدن به زور و تهدید کوشش در به دست گرفتن کنترول ادارات اقتصادی را هم دارند. شاید بتوان مثال عینی و ساده ای را در رابطه به نفوذ طالبان در وزارت ترانسپورت دانست. که بخاطر عملیات تخریبکارانه خویش عبدالهادی احمدی، سکرتر وزیر را مورد ازار و اذیت و تهدید به مرگ قرار دادند، تا جائیکه موصوف مجبور به فرار از افغانستان گردید.

برای زنان نیز برگشت طالبان یک خطر حتمی محسوب میگردد. زنان بعد از سقوط طالبان به تدریج به حقوق مدنی خود دست یافتند، در بست ها و وظایف بالا به کار گماریده شدند، مناصب بالای حکومتی را اشغال نمودند و در بحث های سیاسی و اقتصادی اشتراک ورزیدند. اما زمزمه برگشت طالبان باعث گردید تا زنان این هراس را داشته باشند که فرصت های بوجود آمده در طول این سالها آز آنها گرفته شود و آنها نتوانند بعنوان یک شهروند یک سرزمین از مزایای شهروندی برخوردار گردند.

نویسنده:

محب الله سازش



Comments are closed.