تکذیب دروغ و افترا

هر چند کلمه افترا واژه خوشایندی نیست و در لغت به معنی تهمت زدن می باشد و گاهی اوقات پیش می آید که اشخاص پا را از گلیم قانونی خویش فراتر می نهند و به حقوق دیگران تعدی می نمایند.

با ابراز تأسف عمیق از رواج رویه ناپسند، ضد اخلاقی و مجرمانه برخی محافل و رسانه های خاص که بی پروا با توهین به سرمایه های جهاد اسلامی و افترا و تهمت و دروغ پراکنی در مورد چهره های مورد علاقه مردم موجب توهین به افکار عمومی می شوند،

مطالب سراسر کذب از جمله مطلبی تحت عنوان«جبهۀ یک زوج، عمامۀ سیاه و ریش سفید اکبری» در سایت جمهوری سکوت توسط فردی  به نام آخون زاده به نشر رسیده و همچنان برخی مطالب دروغ و افترا آمیز از آدرس بعضی فیسبوک های شخصی منتشر گردیده که در این نوشته ها راجع به «تشکیل جبهه اعتماد ملی» حامیان پشت پرده و سرچشمۀ اصلی این جبهه را به سادات و حزب حرکت اسلامی و به گفته آنان عاملان فاجعه افشار نسبت داده و آن را توطئه برخی بزرگان از جمله سترجنرال سیدحسین انوری را ذکرنموده اند. این نوشته ها کاملا دروغ محض بوده و هیچگاه مدعیان دروغین جرئت نکردند تا به فراخوان سترجنرال سیدحسین انوری در حضور مردم و یکی از رسانه های معتبر کشور پیرامون فجایع شهر کابل به مناظره حاضر شوند، امروز نیز شاهد اقدامات مجرمانه و ناپسند آن عده بزردلان که با نام مستعار در فضای مجازی هستیم.

مواردی که در سایت جمهوریت سکوت و برخی افراد که در فضای مجازی با کشیدن ماسک با نام مستعار،  این‌گونه اتهامات را به شخصیت ها  وارد می‌کنند،  مردم ما نیز اهداف شوم آنان را می‌شناسند و از کارها و اهداف شان  آگاهند و از این که بدون سند و مدرک حرف‌های بدون پشتوانه‌ای را می‌زنند متاسفیم.
ریاست فرهنگی حزب حرکت اسلامی افغانستان


  1. سلام برستاره پرفروغ جهاد و مقاومت ملت قهرمان افغانستان.
    ما خیلی مایوسیم که در این روزها صحبت از ایجاد از ائتلاف های گونا گون توسط روبا صفتان ملوس صورت می گیرد و در عرصه رسانه ها حضور پیدا می کنند و جلوه گری می نماید، صدای از شیربیشه ای جهاد و مقاومت و مردسازندگی در دوران حکومت داری دیده نمی شود، کسی که در این مدت بدون هیچ نوع تبعیض برای همه اقوام افغانستان چه در وزارت زراعت و چه در ولایت کابل و چه در شهکاری های که در هرات داشته اید حضور تان کمرنگ است.
    دلیلش را نمی دانم!
    این سخن من بلکه سخن دوستان و هوارداران گمنام تان می باشد که شخصیت شما را از نزدیک می شناسند و با شما آشنایی دارند. چنانچه دلیل محکم نزد خودتا باشد خوب در غیر مایه تاسف عمیق دوستان تان خواهد بود.
    جعفری از کانادا

  2. احسان هزاره تبار

    جناب جعفری کم لطفی فرمودید، درست است که آقای انوری به مردم پروان مخصوصا به قوم شیخ علی و رفقای هم کاسه خود همکار داشته و کمی هم در هرات و آن هم بخاطر جا افتادن خویش، فعالیت های داشته، اما نه آنگونه که شما توصیف اغراق آمیز نمودید، انوری اگر آدم خوب بود با استاد شهید مزاری بزرگ همراه می بود.
    او و دیگر هم حزبی هایش مثل سید جاوید که روح مزاری او را شرماند و به مرض صعب العلاج مبتلا گردید و شیخ آصف محسنی هم به همین زودیهای به مرض جاوید مبتلا و خواهر مشتاق هم بیوه خواهد شد….
    هرکه با مزار در افتاد و برافتاد

  3. آقای انوری اشتباه کرده اگر می خواست جایگاه خود را در میان هزاره ها داشته باشد، باید با داکتر صاحب مدبر همراه می شد، مدبر با دلسوزی که به مردم هزاره دارد و رهبر با تدبیر و ظرافت اندیشی که خصوصیت یک رهبر جوان و سیاست مدار است دارا می باشد و به مراتب از خلیلی و محقق کرده لیاقت و شایستگی رهبری جامعه تشیع را دارد.
    درست است که در گذشته ها مدبر همکار و معاون آقای انوری بوده ولی فعلا جامعه هزاره او را بعنوان یک سیاست مدار پخته و قبول دارد و او هم از تمام حوادث و بحران ها خود و مردم خویش را بسلامت برده است.

  4. غلام حسین فصیحی

    جناب آقای اعتمادی اشتباه می کنید، مدبر بیشتر از همه حتی از آقای انوری نسبت به بابه مزاری خیانت نموده او از قدیم جاسوس شیخ محسنی و سیدا بوده، امروز هم سید سجادی خائین، عالمی بلخی که از استاد شهید، استاد خلیلی و محقق استفاده ابزاری نمودند و امروز مدبر خائن را سپر قرار داده و عصمت اللهی که شیعه و سنی بودنش نا معلوم است و این شخص بچه خوانده محسنی می باشد، همه این ها توطئه ای دیگری را علیه مردم متدین هزاره به راه انداخته باید من و تو که خودمان را در خط بابه مزاری می دانیم بی تفاوت نمانیم و این جبهه ننگین را تحریم و اجازه خیانت دوباره به ملت شریف هزاره ندهیم.

  5. شریک شدن داکتر صادق مدبر در این جبهه و ایستادن زیر ریش اکبری و عمامه سیاه چندمعلوم الحال دیگر، یک انتحار سیاسی است. هیچ باورم نمیشود که این آدم، تا این حد برای رسیدن به کرسی معاونت، کر و کور شده و سر زیر چپن استفراغ شدگان جامعه ببرد و سیاهی شان را به روی خود بمالد!
    مدبر با این کار نشان داد که در جامعه هزاره، باور به خود ندارد و به حدی مستاصل و درمانده است که به این چند چهره خسته کننده و شناخته شده و رانده شده، تکیه کرده و کورانی چند را عصاکش خود کرده است!!
    داکترک جوان (صادق مدبر) کمی بین مردم خود جای پابازکرده بود که با راه رفتن بین این کثافات کفش هایش را مردارکرد ودیگرهیچ کس ازمردم ما بخاطراینکه دهلیزخانه های شان کثیف نشود داکترمدبررا درمحافل شان راه نخواهندداد.
    عالمی بلخی، عصمت اللهی و قیوم سجادی آدم های بیچاره ای هستند که بین مردم تشیع و حتی سادات و قزلباشها جا ندارند و به آدم های بی عرضه و دنبال رو معروفند، سجادی با آنکه دخترو خواهران خود را به هزاره ها داده ولی مردم هزاره هوشیار هستند که با این مکاره گری وی حاضر نمی شوند در اینده به این مکار دختر بدهند، عالمی بلخی هم فکر کرده که با این حقه بازی هایش می تواند دوباره رای مردم هزاره را داشته باشد و حتی سادات هم بخاطر منافقت و سوی استفاده هایش از او بیزار هستند و در پارلمان بعدی میان مردم نخواهد جایگاه مناسبی را داشته باشد، عصمت اللهی که به دروغ و به واسطه شیخ محسنی سند قلابی گرفته او حتی از حزب حرکت انوری ترد شده و به دكان ريختگري صفويه بازهم يك قالب ديكر ريخت اما با همان مسالح وخرت و برت هميشكي سردسته اينها شغال پير محسني وجوكره سپاه قدس ممد اكبري است.
    اينها همان عروسكهاي از رنك و رخ افتاده هميشكي ايراني ها هستند مردم ما هم كوسفند وار دنبال اينها راه خواهد افتاد اين مردم كه ما ميشناسيم حالا زود است ادم انتظار عاقل شدن ازين مردم داشته باشد.
    در قضیه بهسود این آقایان سیدهای بزرگوار چه کرده است ، این آقایان برایشان پروپازل ترحیم خمینی خیلی بیشتر از فاجعه بهسود ارزش دارد . برای اینها فقط نمایندگی از وجود هزاره ها مزه می ده نه خون ریخته ناحق هزاره ها .
    در کنار این آقایان مگر این شیخ آصف تلویزیون ندارد . مگر بهسودی ها شیعه نیستند . مگر شیخ آصف خود را رهبر شیعیان نمی داند . پس کجا هست که احساس وظیفه ایشان ….. که حالا نوچه های ایشان ادعای رهبری دارند…..
    برو یک جوان کاکه را بیار که جای خلیلی و محقق را بگیرد . نوش جانش و حلال تر از شیر مادرش . اما از این مردگان سیاست و گدایان قدرت گپ نزن که …. را هر چی شور بدی گندگی اش بیشتر فضا را می گیرد .
    ما ره بس، عطایشان ره به لقایشان بخشیدیم .

  6. جبهه اعتمادملی به مثابه جبهه ضد زر اندوزی و ضد زن بارگی و ضد اغواگری مبارک باشد!
    افراد جبهه را منفور جامعه خطاب کرده اید! مگر آنها دو دور به نمایندگی از سوی جامعه شان به پارلمان انتخاب نشده اند؟
    جاوید و انوری را از کجا قاطی جبهه کرده اید؟ آنها که خود چنین حرفی را نزده و اسم شان هم ازجمله افراد تشکیل دهنده نبود و در هیچ رسانه ای هم اعلام نشد….

  7. علی احمد معتمدی

    تمام دغدغه بعضی ها بهم خوردن تعادل “اعتدال استاد خليلي” است!
    كسي كه در يازده سال گذشته تمام فرصت ها را هدر داد.
    احدی گرامی میشه که فرصت هدرد داده شده را بشمارید یک یک، و بگویید که زمینه عملی شدن این فرصت ها بود و خلیلی به این دلیل، هدرد داد!

  8. انصاری رهرو شهید مزاری

    من یک هم هزاره ام و از رنج های این مردم مظلوم رنج می برم. بسیاری از دوستان منافع مردم هزاره را از چشم خلیلی و محقق می بینند و چشم های شان را بر تمام کارهای ناپسند آنان می بندند و در ادامه هم می خواهند همین سریال تکراری را ادامه دهند. یعنی ملاک خوبی و بدی از دید این دوستان کمی تا قسمت وابسته رفتار و عملکرد این دو شخص است. همین دوستان واقعا مثل کبک سرشان را در میان برف فرو برده اند.

  9. عبدالواحد یوسفی

    به گفته ای مولانا
    هرکسی کو دورماند از اصل خویش
    روزگاری بازجوید وصل خویش
    هیچ مشکلی ندارد تا دیروز اکبری را سید مصطفی کاظمی رهبری میکرد وامروز سید سجادی، اما زیر نام اعتماد ملی؛ مهم نیست که اکبری را تا دیروز علیه شهید مزاری سپاه پاسداران ایران، با قیادت سیاه سرها استفاده میکرد، اکنون این مهره پوسیده را دوباره توسط همین سیاه سرها بر سرزبانها جاری ساخته است- سید انوری، سید جاوید، سید سجادی وخیل از سیدهای دیگر – چون اوضاع منطقه هم بسیار حساس است. جواسیس مخالف منافع هزاره باید با هم متحد شوند. ایجاد” جبهه اعتماد ملی ” به درخواست وتمویل ایرانی ها صورت گرفته است. فقط مهم است که هزاره ها هوشیار باشند وبه این بازی های خطرناک فریب نخورند. برای ” سیاه سرها ” وبندگان جمهوری اسلامی (اکبری ها) قطعاً خدمت به جمهوری اسلامی شرم نیست. حتی اگر این بادار (جمهوری اسلامی) دستور بدهد که باطالبان در یک سنگرباشید!
    میدانید که چرا طالبان در دوران اقتدار جنایت بار شان، اکبری را پذیرفت؟ چون در حرف وعمل ثابت ساخته بود که او ضد” رهبر شهید و مردم مظلوم ومحروم ” خود بود. طالبان این را میدانست واکبری ثابت ساخت که برای او ” هزاره ” مطرح نیست، بلکه ” اخوت اسلامی ” مطرح است. اما به رغم اعتقاد اواین طالبان سیل خون هزاره هارا در قزل آباد ، بامیان ویکاو لنگ جاری ساخت. اکبری کجا بود ؟ به هر حال اکنون که سیدها (سیاه سرها) اکبری ومدبر نوکر کرزی، با هم گویا یکی شده اند، یک هدف دارد وبس «از هزاره ها در انتخابات پیش رو سربازگیری کنند وبس.»
    ورنه سید وقزلباش در متن جامعه هزاره حتی ” یک در صدی ” را پوره نمیکنند. هوشیار باشید و به همه توصیه کنید، تبلیغات نمایید، نامه و قاصد بفرستید که تا اینها از ” تقدس مذهبی ” ونامهای بی تمکین قبلی خود استفاده نکنند ومردم مارا در بازار معامله انتخاباتی 2014 فریب ندهند. چون اینها ” سر در آخور جمهوری اسلامی ایران دارند ” دیگر شما میدانید که برخورد ” جمهوری اسلامی ” در طی حیات اش با هزاره ها وشیعه ها چگونه بوده است؟ وقتی که به کرزی پول نقد میدهد، پس تربیت این مزدوران بسیار ساده است. شهادت استاد مزاری، قتل عام افشار وجریان “خیانت سنبله ” را در همین راستا بررسی کنید در می یابید که دستان خیانت کیها حلقوم هزاره هارا می فشارد. تنها با آگاهی ووحدت است که میتوان این دستهارا قطع کرد.

  10. بجای اعتماد ملی خوب است که به این گروه ” تزویر ملی خطاب نمود. چون اینها در زمان دست به این تزویر زدند که انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شورای ولایتی در پیش رو است و اینها دقیقا در پی اسفاده جوئیهای شخصی و به حاشیه نرفتن از اجتماع به مکر وحیله ی این چنینی رو آوردند.

  11. نصرت الله حسین زاده

    مادامیکه شاگردان و یاوران اصیل (مزاری شهید) به مردم و پیروانش پُشت کرده باشند! معلوم است که صحنه بازی سیاسی را به «مخالفانش» باز گذاشته اند. مادامیکه: (خلیلی و محقق) خود ها را در پناه ذر و زور میپندارند! مطمٔناً اینان به اندکترین فرصت ممکن جاه های خالی را پُر کرده میتوانند. مردم با عزت وشرافت هزاره صداقت شان را نسبت به وارثان رهبر(شهید) شان مدتهای طولانی، صبورانه وفا دار ماندند! حال اگر هر خأیني بخواهد هر گونه، جولان کند، جولانگا برایشان باز است. ویبساتها و صفحات فیسبوک هزاره هارا هر روز می بینید! چیقدر، هوشمندانه، مدبرانه و احیناً هوشدارنه به رهبران فعلی تذکار داده رفت. آیا گوشی شنوایی، شنید؟ آیا اگر شنیده شد، گامی برای مرمّت، اُمور برداشته شد؟ برای تسلی خاطر ملت مظلوم، زبانی به سخن گفتن گشوده شد؟ اینروزها عدهٔ بنام دروازه بانان خلیلی روی گنج، زر و زور خوابیده چشمان خود را از حقایق بسته اند، دلسوزان ملت را بنامهای بشرملیها تهدید و توهین مینمایند. از دگرا چه توقع داشت.

  12. دوستان عزیز، به خلیلی و محقق خیلی خوش بین نباشید، آنهاییکه امروز سنگ محبت استاد بزرگ را به سینه می کوبند عوام فریبی می نمایند، دشمن درجه اول استاد شهید کسانی هستند که از شهامت و قدرت و دَم شمشیر استاد به نام و نوا رسیدند، حتی از خانواده و بازماندگان استاد شهید خبری نگرفتند، یگانه دختر و تا چند سال قبل مادر استاد شهید تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) قرار داشت. من بخاطر دارم وقتی که در سنبله سال 1373 سید جاوید در رادیوتلویزیون ملی افغانستان علیه استاد مصاحبه ای داشت و آن مصاحبه خیلی زشت و دور از اخلاق و انسانیت بود. نگارنده در مزار همراه حاجی محمد محقق نشسته بودیم و آن را از طریق رادیو گوش می دادیم، محقق بعنوان تمسخر گفت: وقتی که آقای مزاری به شولگره آمد و بعنوان یکی از رهبران سازمان نصر مورد استقبال هواداران سازمان قرار گرفت. مرحوم حاجی خداداد پدر مزاری با لهجه هزاره گی می گفت، آخر ای بچه ای ازمَیه، مَه اوره می شناسم، او دیوانیه، پس ای مردم چرا ایقدر ساده هستند و از یک دیوانه اینگونه استقبال می کند. با آنکه حرفهای سیدجاوید را تایید می کرد استاد را مورد تمسخر و استهزاء قرار می داد .
    همین طور خلیلی بارها به استاد توهین می کرد و باعث رنجش خاطروی می گردید، بارها استاد شهید را دیوانه و قدرت طلب می خواند. امروز نام استاد را وسیله برای رسیدن به منافع شان قرار می دهند. همه می دانند که سبب کشتن استاد شهید آقای خلیلی بوده و عامل نفوذ حزب اسلامی در داخل کابل و نیز معاملات کلان پشت پرده با حزب اسلامی و طالبان خلیلی بوده و اینها امروز بعنوان دوستان نزدیک استاد شهید خودشان را می دانند.
    به نظر من قبل از آنکه ما مدبر را محکوم کنیم نباید به محقق و خلیلی اعتماد نمود و آن ها عاملین بسیار از جنایات افغانستان و مردم مسلمان هزاره بوده و داکتر مدبر به مراتب از این دو نفر متعهد نسبت به استاد شهید بوده و در قضایای تصفیه غرب کابل از وجود جاسوسان مسعود و سیاف افشاگری و همکاری صاداقانه نموده است. هرچند بحث سادات و هزاره را حامیان سیاسی و لائیکی خلیلی و محقق دامن می زنند و در شرایط فعلی قلب بسیاری از سادات را شکسته و امید ا ست که جامعه ما از وجود چنین غده های سرطانی پاک گردد.