نقش تقوا در زندگی

 یکی از برنامه های معارف اسلامی تلویزیون نور، «هدایت نور» می باشد، عصر روز چهارشنبه 30 ثور 1393 خورشیدی مجری این برنامه «هدایت نور» محترم محمد اسماعیل احمدی در آغاز، حجت الاسلام والمسلمین سید جعفرعادلی«حسینی» رئیس دارالانشاء شورای اخوت اسلامی و رئیس فرهنگی حزب حرکت اسلامی را  به برنامه هدایت نور خوش آمد گفته و تقاضا نمود که پیرامون نقش تقوا در زندگی انسان ابتدا تقوا را تعریف نماید.

عادلی حسینی پس سلام و اداء‌ احترام به مجری، همکاران ایشان و بینندگان این برنامه گفت:

تقوا یکی از کلمات شایع و متداول دینی می باشد که بسیار در سخنرانی ها و مواعظ از آن استفاده می شود. حضرت امام علی(ع) نیز به وفور درباره تقوا سخن گفته است.اما آنچه حائز اهمیت است آن است که باید مقصود و مراد او را از این واژه دریافت و به معنا و محکی آن توجه کرد .

تعریف شایع و عامی که از تقوا ارائه می شود معمولاً مرادف با (پرهیزکاری ) بوده است یعنی هر زمان با واژه تقوا روبه رو می شویم آنچه از این واژه در ذهن مان معنا می گردد پرهیزکاری است. اگر این کلمه به صورت اسمی استعمال گردد مثلاً خود کلمه تقوا و یا (متقین )به پرهیزکاری ترجمه می گردد و اگر به شکل فعلی استعمال شود بویژه اگر فعل امر باشد به معنای خوف و ترس ترجمه می شود مثلاً در ترجمه «اتقوا الله » یا «اتقوا النار» گفته می شود از خدا بترسید و بتر سید از آتش جهنم.

تقوا از ماده «وقی» می باشد که به معنای حفظ، صیانت و نگهداری  است.

تقوا در عرف شرع نگهداری نفس از آنچه انسان را به گناه می کشاند می باشد .(مفردات قرآن /ص 531)

مجری برنامه: معنا و حقیقت تقوا را چه گونه تعریف می کنید؟

عادلی حسینی: تقوا نوعی مصونیت و حمایت و حفاظت وصیانت می باشد. تقوا در آدمی حالت معنوی و روحانی را  ایجاد می کند که  این حالت حافظ و نگهبان او از گناه بوده و ترس از خدا و پرهیزکاری یکی از نتایج آن می باشد و نه همه آن.

 اما درباره تقوای قوت می توان گفت این والاترین مرحله تقواست.

بنابراین تقوا نوعی مصونیت و حمایت و حفاظت وصیانت می باشد تقوا در آدمی حالت معنوی و روحانی را  ایجاد می کند که  این حالت حافظ و نگهبان او از گناه بوده و ترس از خدا و پرهیزکاری یکی از نتایج آن می باشد و نه همه آن. در قرآن کریم از تقوا به عنوان جامه تعبیر شده «و لباسُ التَّقوی ذلِکَ خَیرٌ» تقوا که نیکوترین جامه است.(سوره اعراف آیه26) همانگونه که لباس، حفاظ و پوششی برای انسان است تقوا نیز نوعی محافظ برای وی به حساب می آید.

تقوا به معناي حفظ كردن خويشتن از چيزي است كه انسان از آن مي ترسد. اين واژه از ريشه وقي گرفته شده است كه به معناي حافظ و سپر است. انسان براي آن كه خود را از زيان جنگ حفظ كند و آثار شمشير و نيزه و تير را از خود دفع سازد تن را به سپر مي سپارد تا وي را نگه دارد و آسيبي به او نرسد.

تقوا در اصطلاح شرعي به معناي نگه داري نفس از چيزي است كه موجب گناه مي شود و گرفتار خشم و غضب الهي مي گردد. براي دست يابي به مقام تقوا و رهايي از خشم الهي شخص مي بايست از هر آن چه خداوند از آن بازداشته است پرهيز كرده و به هر چه فرمان داده انجام دهد. بنابراين تعريف تقوا به ترك و پرهيز از آن چه نهي كرده و بازداشته است، تعريف جامعي نيست؛ چنان كه ترجمه آن به پرهيز و پرهيزگاري بيانگر معنا و مفهوم قرآني آن نمي باشد؛ اگر چه حتي در اين تعريف پرهيزگاري را به معناي ترك برخي مباحات نيز معنا كرده و ترك آن را كمال تقوا قرار دهيم؛ زيرا تقوا درحقيقت، چيزي جز حركت در راه راست و صراط مستقيم نيست كه اين راه دربردارنده همه آن چيزي است كه ما از آن به دين ياد مي كنيم؛ از اين رو مي توان تقوا را در اصطلاح و فرهنگ قرآني به معناي عمل به دين دانست و يا پا از اين فراتر نهاده و تقوا را به معناي دين داري در حوزه ايمان و عمل دانست. بنابراين مي توان گفت كه در مفهوم قرآني تقوا در همان معناي دين داري به كار رفته است و متقي همان دين دار است كه در حوزه هاي مختلف خود را به اشكال گوناگوني نشان مي دهد.

مجری برنامه: صفات متقین در قرآن کریم چگونه بیان شده است؟

عادلی حسینی: سوره بقره دومین و از طلولانی ترین سوره های قرآن کریم می باشد که در آغاز آن افراد به سه گروه متفاوت تقسیم گردیده است:

گروه اول، مومنین و آنهاییکه با همه وجود به این کلام الهی ایمان  و یقین دارند که برای آنان پنج صفت را قرآن کریم ذکر نموده است.

گروه دوم، كافران لجوج و سرسخت که در نقطه مقابل گروه اول قرار دارند و به کفر خود معترفتند و حدود سیزده صفت را برای آنها ذکر نموده است.

گروه سوم، منافقان، اشخاص دو رو، آنهاییکه با مسلمانها، مسلمان و با کافران کافرکه در حقیقت چهره واقعی آنها همان چهره کفرند.

آیه دوم در این سوره به عظمت قرآن کریم اشاره دارد: «ذلك الكتاب لاريب فيه» ايـن هـمان كتاب با عظمت است كه هيچ گونه ترديد در آن وجود ندارد ايـنـكـه مى گويد هيچ گونه شك و ترديد در آن وجود ندارد اين يك ادعا نيست بلكه آنچنان آثار صـدق و عـظـمت و انسجام و استحكام و عمق معانى و شيرينى و فصاحت لغات و تعبيرات در آن نـمـايان است كه هرگونه وسوسه و شك را از خود دور مى كند جالب اينكه گذشت زمان نه تنها طـراوت آن را نـمـى كاهد بلكه هر قدرعلم به سوى تكامل پيش مى رود درخشش اين آيات بيشتر مى شود، سپس در ادامه مى افزايد: اين كتاب مايه هدايت پرهيزكاران است هدى للمتقين . چرا هدايت قرآن ويژه پرهيزكاران و براساس آيات فوق متقين داراي ويژگي هاي ذيل مي باشند:
1. ايمان به غيب (مانند ايمان به خدا، فرشته ها…) «الذين يؤمنون بالغيب» آنها كسانى هستند كه ايمان به غيب دارند. غيب و شهود دو نقطه مقابل يكديگرند، عالم شهود عالم محسوسات است، و جهان غيب، ماورا حـس، زيـرا غـيـب در لـغـت بـمعنى چيزى است كه پوشيده و پنهان است و چون عالم ماورا مـحـسـوسـات از حس ما پوشيده است به آن غيب گفته مى شود، ايمان به غيب درست نخستين نقطه اى است كه مؤمنان را از غير آنها جدا مى سازد و پيروان اديان آسمانى را در برابر منكران خدا و وحى و قيامت قرار مى دهد و به همين دليل نخستين ويژگى پرهيزكاران ايمان به غيب ذكرشده است.

2.  ار تباط با خدا یعنی برپا داشتن نماز (به گونه اي كه نماز به آنها ايستادگي ببخشد) یعنی نماز زنده نگه دارند، در اینجا بمعنی خواند نیست، بلکه زنده نگه داشتن نماز است.

«و يقيمون الصلوة » ويژگى ديگر پرهيزكاران آن است كه : نماز را برپا مى دارند «نماز» كه رمز ارتـبـاط بـا خـداسـت , مـؤمـنانى را كه به جهان ماورا طبيعت راه يافته اند در يك رابطه دائمى و هـمـيـشـگى با آن مبدا بزرگ آفرينش نگه مى دارد, آنها تنها در برابر خدا سر تعظيم خم مى كنند, چنين انسانى احساس مى كند از تمام مخلوقات ديگر فراتر رفته , و ارزش آن را پيدا كرده كه با خدا سخن بگويد, و اين بزرگترين عامل تربيت او است.
3. ار تباط با انسانها، یعنی انفاق از آنچه که خداوند به آنها روزي داده، منظور انفاق خاص نیست، بلکه در اینجا بمعنی عام آمده و هرکسی خداوند به او نعمتی را عنایت فرموده باید زکاتش را بپردازند.

«و مما رزقناهم ينفقون» آنها علاوه بر ارتباط دائم با پروردگار رابطه نزديك و مستمرى با خلق خدا دارند, و ازتمام مواهبى كه به آنها روزى داده ايم انفاق مى كنند بنابراين مردم پرهيزگار آنها هستند كه نه تنها از اموال خود, بلكه از علم و عقل و دانش و نيروهاى جسمانى و مقام و موقعيت اجتماعى خود, و خلاصه از تمام سرمايه هاى خويش به آنها كه نياز دارند مى بخشند, بى آنكه انتظار پاداشى داشته باشند.
4.  ايمان به نبوت و آنچه که بر انبیاء پشین و بر پيامبر اسلام(ص) نازل شده است.

«والذين يؤمنون بما انـزل اليك و ما انـزل من قبلك» نشانه چهارم ايمان به تمام پيامبران و برنامه هاى الهى است , آنها كسانى هستند كه به آنچه برتو نـازل شـده و آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان دارند.

5. اهل یقین بودن به آخرت و آنچه که در مورد آخرت آمده به آن ایمان داشته باشند.

«و بـالا خرة هم يوقنون»صـفـتـى اسـت كه در اين سلسله از صفات براى پرهيزكاران بيان شده است آنها به آخرت قطعا ايـمـان دارنـد آنها يقين دارند كه انسان عبث و بى هدف آفريده نشده ، آفـريـنش براى او خط سيرى تعيين كرده است كه با مرگ هرگز پايان نمى گيرد، ايـمـان بـه رسـتـاخـيز اثر عميقى در تربيت انسانها دارد، به آنها شهامت و شجاعت مى بخشد زيرا براساس آن، اوج افتخار در زندگى اين جهان، (شهادت) در راه يك هدف مقدس الهى است كه آغـازى اسـت بـراى يـك زندگى ابدى و جاودانى و ايمان به قيامت انسان را در برابر گناه كنترل مى كند و به هرنسبت كه ايمان قويتر باشد گناه كمتر است.

مجری برنامه: آثار و كاركردهاي اجتماعي تقوا را بیان فرمایید؟
عادلی حسینی:  اگر تقوا را همان دين داري معنا كنيم مي توان همان آثار و كاركردهايي كه براي دين داري در همه حوزه ها برشمرده مي شود، براي تقوا بيان كرد. از اين رو مي بينيم كه در كتاب وزين فرهنگ قرآن نوشته آيت الله هاشمي رفسنجاني و برخي از محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن، بيش از 119 اثر و كاركرد براي تقوا برشمرده شده كه همان كاركردها و آثار دين در همه حوزه هاي پيش گفته است. اين گونه تعامل با موضوع تقوا، خود بيانگر اموري چند از قبيل ارزش و اهميت تقوا و نيز معناي عام و فراگير تقواست كه مي توان آن را مترادف دين داري دانست.

مجری: دستاوردهاي جامعه باتقوا را چگونه می دانید؟
عادلی حسینی: جامعه اي كه تقوا در آن به رشد و بالندگي رسيده است از طاغوت و بندگي حكومت هاي فاسد و باطل رهايي مي يابد و هرگز دچار آن نمي شود. (زمر آيه 16 و 17) ظلم و بي عدالتي در آن به صورت پديده اجتماعي وجود ندارد (مريم آيه 13 و 14 و جاثيه آيه 19)و مردمانش از عجب و خودپسندي رهايي يافته (بقره آيه 206) و از گناه عيب جويي ديگران مبرا و پاك شده اند. (حجرات آيه 11 و 12) در جست وجوي عيب ديگري و يا غيبت از ايشان نيستند (همان) و در حوزه مسايل اقتصادي گرفتار كم فروشي (شعراء آيه 179 و 183) و حرام و باطل خوري و تجاوز و معصيت به حقوق ديگران (مجادله آيه 9) نيستند.

اين ها بخشي از كاركردهاي اجتماعي تقوا در آيات و آموزه هاي قرآني است  و  به يك معنا تقوا در آموزه هاي قرآني چيزي جز دين داري و عمل به تمام دين نيست همان چيزي كه از آن در قرآن به حق تقاته (كمال تقوا) ياد شده است.بسيار از تقوا سخن گفته شده و مي شود.

تهیه و تنظیم کنده: سیدرضا احسانی

 



Comments are closed.