استاد مهدوی، خادم اهل بیت، خطیب توانا و ادیب فاضل در کابل آرام گرفت

مرحوم استاد شیخ نادر علی مهدوی فرزند میرزا کلبی عباس کربلای وجدش ملاحسن رضا درسال ۱۳۱۰ خورشیدی در قریه ایی خواجه نیکپای ولسوالی گزاب ولایت ارزگان در یک خانواده ای دیندار و متدین چشم به جهان گشود.

حجت الاسلام والمسلمین شیخ نادرعلی مهدوی، مدرس و خطیب  شهیرکشور تعلیمات ابتدایی ادبیات عرب و دروس حوزوی را به زادگاهش،  حوزات علمیه جاغوری، کابل، مشهد و نجف اشرف تا سطوح عالیه و خارج فقه و ا صول به پایان رسانید.

استاد مهدوی در سال ۱۳۴۳ خورشیدی به مقصد خدمات دینی، علمی، اجتماعی و فرهنگی به مردم کشورش حوزه ای علمیه نجف اشرف را به قصد زاد گاهش قریه خواجه نیکپای ولسوالی گزاب ولایت ارزگان ترک گفت و هنگام وداع خدمت برخی مراجع عظام از جمله مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم رسید،که به جناب ایشان توصیه های ارزشمندی مبنی بر فعالیت های علمی، اجتماعی و فرهنگی آرام و خط مشی معتدل در راستای بلند بردن سطح آگاهی علمی وظرفیت سازی برای جامعه افغانستان کرد که سخت این روحانی عازم وطن را تحت تأثیر قرار داد.

وی پس از مدتی به دعوت مردم «گیروی» شهرستان بدانجا منتقل گردید و تدریس علوم دینی و فعالیتهای تبلیغی و اجتماعی خود را در آن ناحیه ادامه داد که این دوره ای از خدمات دینی وی در حدود سه سال طول کشید و در سال ۱۳۴۵ خورشیدی به دلیل بیماری برادرش به کابل آمد و با بستری شدن او در این شهر مجبور به اقامت در پایتخت کشور گردید. نامبرده در کابل  علاوه بر تدریس متون حوزوی بویژه ادبیات عرب و یکی از شاگردان وی که درس سیوطی را نزد استاد مهدوی فراگرفت، محمد کریم خلیلی رئیس شورای عالی صلح  بود، علاوه بر تدریس علوم حوزوی سخنرانی و خطابه های شورانگیز مهدوی را در میان طلاب جوان مشهور ساخت و نام  مهدوی را بر سر زبانها انداخت و نزد مردم بویژه تسلط سخن گفتن وی با زبان های دری و پشتو اهالی کابل اعم از شیعه و سنی، وی را  مطرح و مشهور گردانید، او در مجالس تپه سلام با حضور آیت الله العظمی شهید واعظ و علامه شهید ناصر از گویندگان زبر دست محسوب می گردید.

استاد مهدوی طی مصاحبه ای اختصاصی با نگارنده در رابطه با جایگاه علمی و خدماتی علامه شهید واعظ(ره) چنین می گوید: از دوران طلبگی که در مشهد مقدس مشغول تحصیل بودم، آوازه فضل و دانش آیت الله واعظ(ره) را شنیدم که او قریب اجتهاد است و ایشان به دعوت مرحوم آقای اصغری که از مهاجرین دوران عبدالرحمن خان در مشهد مقدس بود حضور یافت و سخنرانی های علمی آیت الله شهید واعظ(ره) در مدرسه عباس قلی خان باعث افتخار طلاب افغانستان گردید.

وقتی که من به کابل آمدم، از نزدیک خدمت حضرت آیت الله العظمی شهید واعظ(ره) رسیدم، در شرایط کنونی که تهاجم فرهنگی غرب بر اقشار مختلف جامعه، مخصوصا جوانها را تحت تاثیر تبلیغات شان قرارداده اند، باید علمای شیعه و سنی اخوت اسلامی را تقویت و جلو تهاجم فرهنگی  بیگانه را بگیرند و مثل علمای گذشته اعتماد مردم مسلمان کشور را با خود داشته باشند، زیرا علمای دیروز نسیت به امروز خیلی تاثیر گذار بود، و مردم نیز نسبت به آنها علاقمند بودند، در شرایط کنونی انتظار می رود که شورای علمای شیعه از علمای برجسته گذشته مخصوصا از خدمات شهدای روحانیت تجلیل و تقدیر بعمل آورند.

از دواج دوم مرحوم مهدوی با دختر محمد نعیم خان شهرستانی مکمل آن شد تا خط مشی آرام فرهنگی و ملائم با طبیعت در بار را در پیش بگیرد و با اشراف حاکم وبستگان آن مراوده یابد و او در سال ۱۳۵۱ خورشیدی هنگامیکه ظاهر شاه به اصطلاح در صدد عقد اخوت بین قوم پشتون و هزاره بر آمد و شرکت کشمش پاک کن را خواست بطور مشترک بین نمایندگان مردم پکتیا و سران هزاره راه بیندازد جمعی از بزرگان هزاره از جمله مرحوم حضرت آیت الله العظمی سید محمد حسن رئیس یکاولنگ، آیت الله العظمی شهید سید محمد سرور واعظ، سناتور نادرعلی خان جاغوری، لوامشر محمدحسین خان مهاجری و قمبرعلی خان زیرک و عبدالواحد سرابی و دیگران مجموعاً در حدود (۲۲) نفر به حضور شاه رسیدند جمعیت مزبور به پشنهاد سرابی مبنی بر سخنگویی و سخنرانی مهدوی موافقت کرد و نامبرده در آن جمع و حضور شاه نیز سخنرانی بیاد ماندنی کرد بطوریکه مرحوم آیت الله رئیس یکاولنگی بار ها از آن سخنرانی آن محفل نظر مثبت داشته یاد آوری می نمودند.

استاد مهدوی قبل از کودتای سردار محمد داود خان در سال ۱۳۵۲ خورشیدی به لشکرگاه مرکز ولایت هلمند مهاجرت کرد و علت آن نیز سخنرانی ایشان در یکی از محافل مذهبی قندهار که در حسینیه آیت الله محسنی برگزار شده بود گفته شده است. وی در آن ایام به قندهار رفته بود و روزی در محفل با شکوهی که در محل مزبور منعقد گردیده بود حضور یافت و به گفته خودش خطیب مجلس بنام مرحوم ملا جان قندهاری سخنرانی کرد و مردم زیادی از اهالی قندهار اعم از زن و مرد و چهار والی همجوار ولایت قندهار نیز بر حسب اتفاق حضور داشتند من با توجه به پایان سخنرانی خطیب مزبور و باقی ماندن فرصت تا آذان ظهر اجازه طلبیده لب به سخن گشودم و سخنرانی پرهیجان و جذابی را ارائـه نمودم که آیت الله محسنی پس از آن از سخنرانی یاد شده، وتأثیرش به نیکی یاد می کرد. در میان حضار در آن مجلس جمعی از شیعیان و طرفداران خاندان اهلبیت وطهارت علیهم السلام از لشکرگاه نیز حضور داشتند آنان پس از این سخنرانی از نامبرده جهت انجام وظایف دینی و آموزش فرزندان خود از ایشان  به لشکرگاه دعوت میکند و موصوف آن را پذیرفته به آن شهر انتقال یافت.

با حاکمیت یافتن کمونیست ها برکشور که طی کودتای ۷ ثور سال ۱۳۵۷ خورشیدی رُخ داد، مرحوم مهدوی از لشکرگاه که تحت فشار کمونیست ها بود به زادگاهش در ولسوالی گزاب منتقل شد و در زمستان با حفظ احتیاط دست به کاری نزد. با آب شدن برف ها و آمدن بهار سال ۱۳۵۸ خورشیدی که انقلاب اسلامی و مقاومت مردمی برضد رژیم مارکیستی در نقاط مختلف افغانستان آغاز شد او به مبارزان اسلامی پیوست و به شهرستان رفت و ریاست حوزه امنیتی و سیاسی، اسلامی آن منطقه را به عهده گرفت.

شورای انقلابی اتفاق اسلامی به ریاست مرحوم آیت الله سید علی بهشتی در ولسوالی ورس(ولایت بامیان) تشکیل یافت و مرحوم مهدوی  نیز به شورای انقلابی اتفاق اسلامی پیوست و از عضویت یافتن در آن و اجرای برنامه های آن استقبال کرد. وی از آن پس به عنوان یکی از اعضای ارشد شورای انقلابی اتفاق اسلامی به رهبری مرحوم حضرت آیت الله بهشتی(ره) برای رساندن صدای انقلاب اسلامی به خارج از کشور، ایران و پاکستان مسافرت کرد و در این راستا سهم فعال داشت و با بازگشایی دفاتر نمایندگی شورای انقلابی اتفاق اسلامی ن در خارج کشور تلاش نمود و در تحولات مختلف هم چنان بر اهمیت شورا و تبیین اهداف و مواضع آن و فاداری به آرمان های آن تا آخر استوار ماند و بر خلاف بعضی یاران خویش به حزب وحدت اسلامی نپیوست.

مهدوی قبل از تشکیل حزب وحدت اسلامی، نیمه دهه شصت در ایران از سوی واحد نهضت ها به مسؤلیت سیدمهدی هاشمی  نیز تحت فشار قرار گرفت و او هم چنان مقاومت کرد و در یکی از راهپیمایی های مهاجران مقیم ایران به مناسبت اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق که  در زمستان ۱۳۶۶ خورشیدی برگزار شد سخنرانی تند و کوبنده بر ضد واحد نهضت ها و شخص مهدی هاشمی نمود و سیاست های نفاق بر انگیز و ضد اسلامی و خانمان برانداز او را در افغانستان افشا و محکوم کرد.

مطلب در خور توجه اینکه مهدوی از شخصیت هایی بود که در جریان تحول عمده ای احزاب جهادی شیعه و انحلال آنها و تأسیس حزب وحدت اسلامی افغانستان، موضع مخالف گرفت و هرگز به رهبران احزاب شیعی بخصوص سران سازمان نصر افغانستان اعتماد نکرد که آنان مصلحت واقعی را مد نظر داشته در آن راه گام بردارند و پس از آنکه در سال های  ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ خورشیدی، حتی آیت الله بهشتی رئیس شورای انقلابی اتفاق اسلامی به حزب وحدت پیوست و عضویت در شورای نظارت را پذیرفت، اما او مخالفت خود را با این اقدام مرحوم بهشتی و دیگر اعضای شورای انقلابی اتفاق اسلامی جدی گرفت.

نگارنده گفتگوهای ویژه در موضوعات مختلف و از جمله شورای انقلابی اتفاق اسلامی و رهبرآن شورا، مرحوم آیت الله بهشتی، با ایشان داشتم و چند فراز از دیدگاههایی وی را در پیوند با دو مورد یاد شده حضور خوانندگان محترم تقدیم می نمایم و استاد مهدوی در موارد یاد شده گفت: آشنایی من با آیت الله بهشتی(ره)  از حوزه علمیه نجف اشرف آغازشد، ایشان علاوه برتقوا و تهذیب نفس، فضل و دانش خوبی داشت، او در حوزات علمیه افغانستان و نجف سطوح عالی را خوب تدریس می نمود و از مدرسین ورزیده بود.

زمانیکه جهاد آغاز شد، من از سوی شورای انقلابی اتفاق اسلامی ریاست انجمن انقلابی ولسوالی های گیزاب و شهرستان را عهده دارگردیدم.

در آغاز جهاد مردم هزاره جات در منطقه ورس از آیت الله بهشتی(ره) همانند یک قهرمان استقبال نمودند و با تاکتیک خاص در مقرحکومت از وی پذیرایی نمودند و او بعنوان رئیس شورای انقلابی اتفاق اسلامی به انتخاب مردم این تشکیلات را رهبری می نمود، متأسفانه بعدها حسادت  بعضی بزرگان احزاب و گروهها گل کرد و آنها شروع به تخریب ایشان نمودند.

آیت الله بهشتی(ره) در مسائل سیاسی به جنبه های معنوی و ملی اهمیت می داد و در این مسیرراست و صادق بود ونمی خواست مثل دیگران راههای پرخم و پیچ سیاسی را دنبال کند، اگر مخربین شورای انقلابی اتفاق اسلامی  را تخریب نمی کردند، امروز ما وضعیت دیگر و پشتیبانی ملی داشتیم.

شورای انقلابی اتفاق اسلامی در آن زمان آنچنان از اقتدار ملی برخور دار بود که  هیئت های حزب اسلامی به رهبری انجنیر حکمتیار، جبهه نجات ملی به رهبری حضرت مجددی و برخی گروههای دیگر مقیم پیشاور تلاش داشتند که با آیت الله بهشتی(ره) وارد  مذاکره شوند، اما خارجی ها این وضعیت را تحمل نکردند و موانع ایجاد نمودند و حتی در کشور ایران نیز ایشان را به جرم اینکه شاگرد مرحوم حضرت آیت الله العظمی خویی(ره) بود، توسط برخی اشخاص از جمله مهدی هاشمی  مورد بی مِهری قرار گرفت، طرح هرگونه اختلافات  از سوی جریانات مختلف، مخصوصا خارجی ها به بهانه های متعدد باعث تضعیف این حرکت اسلامی و ملی به رهبری آیت الله بهشتی(ره) انجامید.

مرحوم استاد مهدوی قبل از تشکیل حزب وحدت نیز در اثر مخالفت مهدی هاشمی  در ایران احساس امنیت نمی کرد  و به همین جهت به پاکستان رفت و در دفاتر شورای انقلابی اتفاق اسلامی در پیشاور و کویته فعالیت می نمود با سران احزاب اسلامی اهل سنت و سلطنت طلبان افغانی ارتباط بیشتر گرفت و در سال ۱۳۷۱ خورشیدی با سقوط دولت مارکسیستی دکتر نجیب الله به افغانستان آمده و به عنوان وزیر مشاور اولین دولت مجاهدین به ریاست صبغت الله مجددی شروع به کار کرد، اما جنگ های داخلی و رقابت های نا سالم مجاهدین و انحصار طلبی رهبران آن مجال کار نداد و پس از سه ماه  به پاکستان بازگشت؛ آنجا نیز در بعضی نشت های صلح که از سوی طرفداران ظاهر شاه یا سازمان های بین المللی و منطقه ای برگزار می شد مانند نشت استانبول، لیبراسکا«آمریکا» و بن شرکت نموده و در دوران طالبان در تلاشهای دیپلماسی برای صلح افغانستان سهم گرفت.

اما پس از فتح کابل و آمدن دولت انتقالی به ریاست حامد کرزی به عنوان وزیر مشاور تعیین و مشغول بکار گردید و هم چنان استاد مهدوی عضو کمیسیون تدوین قانون اساسی سال ۱۳۸۲ خورشیدی و به رسمیت شناختن مذهب جعفری درکنارمذهب حنفی و رسمی شدن زبان فارسی درکنار زبان پشتو تلاش های زیادی از خود بخرج داد و او پس از اجلاس بن و دوران حکومت انتقالی تا  دو سال قبل(دوران حکومت محمد اشرف غنی) که مریضی و کهولت سن بر او غلبه کرد، وزیر مشاور رئیس جمهور در امور دینی و قومی ایفای وظیفه می نمود، مرحوم مهدوی علاوه بر تدریس در مدارس دینی، عضویت شورای سراسری علمای افغانستان، شورای اخوت اسلامی، شورای علمای شیعه افغانستان، عضو موسس و رئیس هیئت امنای بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) بود.

تأسیس بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) از جمله نهاد هایی علمی و فرهنگی  بود که از نخستین روز های اعلام موجودیت آن در سال ۱۳۸۶ خورشیدی مرحوم استاد مهدوی بعنوان عضو موسسین و رئیس هیئت امنای این بنیاد صادقانه حضور و تلاش داشتند.

این بنیاد با مساعدت مالی حجت الاسلام سید محسن دعایی نماینده سازمان ارتباطات اسلامی ایران، با مشوره آیت الله محسنی رئیس شورای علمای شیعه جهت تنظیم برنامه های تبلیغی علمای اعزامی از جمهوری اسلامی ایران و مبلغین ساکن در این کشور ایجاد، در نام گذاری و تنظیم اساسنامه آن به دستور آیت الله محسنی حجج اسلام؛ دعایی، هادی،‌ابراهیمی، جعفری و اینجانب(عادلی حسینی) طی جلسات مواتر ترتیب و در ابتداء اسم این مرکز بنام سازمان ارشاد اسلامی و بعدا روی ملاحظات شخص آیت الله محسنی و بعضی دوستان دیگر، زیر نام بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله)، با تنظیم اساسنامه که قبلا تهیه در لب تاب نگارنده و حاج ابراهیمی تنظیم و ویرایش شده بود، اقدام به ثبت در وزارت عدلیه صورت گرفت و از همان آغاز فعالیت بنیاد مذکور مرحوم استاد مهدوی بعنوان رئیس هیئت امنا و علاوه بر چندین مراکز دیگر و از جمله؛ شورای علمای شیعه واخوت اسلامی در این نهاد دینی و فرهنگی همکار بودیم.

این بنیاد از همان نخستین روزهای تاسیس با موانع و مشکلات زیادی مواجه بود و از جمله مدیریت اجرایی آن را موقتا برای مدت سه ماه تا برگزاری انتخابات هیئت رئیسه حجت الاسلام آقای هادی عهده دار بود، اما کوشش جدی حجج اسلام؛‌ مرحوم مهدوی، رئیس، فاضل حسنیی معاون هیئت امنا، جعفری قندوزی و نگارنده(عادلی حسینی) بر اساس مصالح و درک مقتضیات و شرایط پیچیده ای آن زمان با تلاش ها و پیگیری های مستمر بزرگان، مخصوصا استاد مهدوی  رئیس هیئت امنای بنیاد نامبرده در ابقا و ماندگار شدن مدیر اجرایی بنیاد فرهنگی تبلیغی پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) نقش موثر و جدی داشت.

پس از آنکه حجت الاسلام موحد بلخی بعنوان سرپرست مدیریت اجرایی بنیاد تا برگزاری انتخابات تعیین و اما با نامه ای استاد مهدوی تعادل از قبل تعیین شده تغییر یافت و حجت الاسلام آقای هادی به همان سِمت قبلی ابقا و نامه ای صادر شده از رئیس هیئت امنای بنیاد اینگونه نگاشته شده بود:

جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای هادی(دام عزه)!

با آرزوی موفقیت، سلامتی و مزید عزت جناب عالی در راستای خدمت به اهداف مقدسه اسلامی، اینک بعد از سپری شدن سرپرستی حجت الاسلام والمسلمین آقای موحد بلخی و سفر ایشان به خارج از کشور، مسئولیت مدیریت اجرایی بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) تا برگزاری انتخابات به عهده شما سپرده می شود و امیدوارم کما فی السابق به تمام امورات بنیاد رسیدگی نمایید.

توفیقات روز افزون برای جنابعالی آرزومندم.

با احترام

نادر علی مهدوی

رئیس هیأت امنای بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبر اعظم(ص)

مرحوم استاد مهدوی از جمله اعضای هیأت دولت کابل برای بررسی غائلۀ ۱۹ دلو ۱۳۸۴ خورشیدی، ولایت هرات در روز عاشورا ۱۴۲۷ هجری قمری بود و در جریان دید و باز دید و تحقیق و تفحصی که بوجود آورد، گزارش دقیق و بی طرفانه را تهیه دیده و در مقابل انواع تهدید و تطمیع به زیبایی و بصورت تحسین بر انگیز مقاومت کرد و در برابر هیاهو و جوسازی آشوب طلبان و گروه هایی فشار تسلیم نشد و از مواضع مستقل گزارش و برخورد کرد.

و اما سخن پایانیِ من: این شخصیت دلسوز، پرتلاش که زندگی پربار آن مرحوم در راه خدمت به مردم شریف این سرزمین و تبلیغ دین مبین اسلام و خادم اهل بیت علیهم السلام سپری شده بود، جای تاسف فراوان دارد که در اواخر عمر خویش با بی مِهری های فراوان این مبارز کهنسال قرار داشت.

قبل از ظهر جمعه ۱۷ سنبله ۱۳۹۶ خورشیدی(۱۷ ذی الحجه ۱۴۳۸ هجری قمری)، همراه با حجت الاسلام والمسلمین غلام عباس مصباح در منزل دامادش واقع شهرک سبز به عیادتش رفته بودیم،‌ از بس بی مِهری از دوستان و همکارانش دیده بود با دیدن ما دو نفر اشک خوشحالی می ریخت و لحظه به لحظه یاد آور می شد که خدا را شکر و سپاسگذار که یکبار دیگر در زندگی ام دوستانم را ملاقات می کنم، لحظاتی را نشستیم و درد دلش را گوش دادیم و فهمیدم که بی مِهری های دوستانش که در زمان قدرت و اقتدارش به هریکی از آنان مصدر خدمت گردیده بود، در عالم غربت و مریضی چقدر وی را آزار می دهد.

می شوند از سرد مهری دوستان از هم جدا

برگها را می کند باد خزان از هم جدا

فقدان مرحوم استاد مهدوی با تجربه طولانی سیاسی به دلیل نگاه روشن و سیاست اخلاقی که به آن باور داشت ضایعه ای بزرگ برای کشور و مردم ولایی ماست.

حجت‌الاسلام مهدوی،  خادم اهل بیت علیهم السلام، خطیب توانا، عارف وارسته و روحانی سلیم النفس از جامعه دینی، ادبی و فرهنگی افغانستان پس از عمر خدمت، دیروز چهارشنبه ۱۹ میزان ۱۳۹۶ خورشیدی در کابل در گذشت، ساعت ۲ بعد از ظهر امروز(۲۰ میزان ۱۳۹۶ خورشیدی) پیکر این عالم جلیل القدر در شهرک سبز کابل  تشییع و به خاک سپرده می شود.

من این ضایعه را به فرزندان، بستگان و دوستان آن عزیز سفر کرده و طیف ملى و مذهبى تسلیت مى گویم.

از خداوند متعال براى آن مرحوم غفران الهى و براى بازماندگان صبر جمیل مسئلت مى نمایم.

با احترام

سید جعفرعادلی«حسینی»