زندگی و مرگ پروسه تکاملی انسان

 حجت الاسلام والمسلمین سیدجعفرعادلی«حسینی» رئیس مجمع فرهنگی بقية الله(عج) بعد از ظهر روز جمعه 1 سنبله1392 در پایان مراسم فاتحه حجت الاسلام سید ظاهر مبارز(ره) که در مسجد مدرسه محمدیه حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید(ره) واقع در تپه سلام کابل برگزار گردیده بود، پیرامون زندگی و مرگ سخنرانی نموده و با استناد به آیات و روایات اسلامی  زندگی و مرگ را پروسه تکاملی انسان خواند و اظهار داشت:

دانشمندان اسلامی باتکیه برمتون دینی، مفهوم زندگی یا حیات را یك پروسه تكاملی می دانند، این نکته را باید بپذیریم که مرگ نابودی نیست و مرحله تکامل انسان می باشد و آن يك امر حتمى است.

پس اگر مرگ  نيستى و فنا و انهدام نيست چرا بعضى از آن مى ترسند؟ چرا از مردن وحشت و خوف دارند؟ چرا بعضی ها وقتی نام مرگ و مردن پيش مى آيد ناراحت مى شوند و با چشم ديگرى به آن نگاه مى كنند؟ حتى از شنيدن نام مرگ كراهت دارند؟

بزرگان دين چند چيز را علت ترس از مرگ دانسته اند:

اول : اين كه وقتى انسان حقيقت مرگ  را فانى شدن و از بين رفتن پندارد، از آن مى هراسد و از شنيدن نامش مى گريزد تا چه رسد به خود آن . ولى اگر حقيقت آن را، آن چنان كه هست دريابد و بدان يقين كند ترسش ‍ مى ريزد و مرگ  را جز كمال و ترقى چيز ديگرى نخواهد يافت و به آن عشق مى ورزد.

دوم : دلبستگى به دنيا. ترس ازمرگ  گاهى به خاطر دل بستگى به دنيا است، انسانى كه عمر خود را صرف تيمار بدن كرده باشد هنگام مرگ و انتقال روح به عالم جديدى بسيار بيم ناك است؛ زيرا او در لجن زار طبيعت غوطه ور بوده و با عالم جديدى كه بدان جا منتقل مى شود هيچ آشنايى ندارد. وى دنيا را منزل حقيقى خود پنداشته، به آن خو گرفته و دلبستگى شديدى پيدا كرده است، از اين رو هنگام احتصار و قالب تهى كردن، حالت بسيار بدى به او دست خواهد داد.

ولى همين انسان، اگر در اين عالم رشته ارتباط خود را با عالم آخرت محكم كند، به پروردگار ميل و علاقه و محبت بورزد و با ساكنين حرم قدس الهى آشنا شود، به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) تمسك جويد و همت خود را صرف دنيا نكند، با اشتياق فراوانى به عالم ديگر منتقل مى شود و به محل خويش پرواز مى كند. نه تنها از مرگ  نمى ترسيد، بلكه آن را شيرين تر از عسل مى يابد.

شاعر چه خوش سروده است :
نیم جان بستاند و صد جان دهد

آنچه در وهم تو ناید آن دهد
و همچنین گفته است:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی

تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او جانی برم بی رنگ و بو

او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ

سوم : تهيه نكردن توشه: سومين علت ترس از مرگ، اين است كه ما توشه راهى براى سفر آخرت آماده نكرده ايم و عمل نيكى انجام نداده ايم تا باعث نجات ما شود. اگر آخرت خود را آباد كرده و از پيش ‍ چيزى فرستاده باشيم و يقين بدانيم كه آن جا در رفاه هستيم، منزل و مكان آماده و آباد داريم، چرا از مرگ بترسيم و وحشت داشته باشيم ؟

آرى ، كسانى از مرگ مى ترسند كه عمرشان را در غير طاعت خدا سپرى ساخته اند وگرنه افرادى كه على گونه زندگى كرده اند همانند او به مرگ بيش از طفل به پستان مادر علاقه دارند.

پس با این شرح مختصر در مورد مرگ و واقعیت وجودی آن، مرگ مرحله ای از تکامل انسان است که از دنیای کوچک و محدود به یک عالم بزرگتر و وسیعتر رو می آورد و بنا بر این مرگ، نیستی ونابودی نیست، بلکه تولد است. تولدی دوباره، آغازی دیگر، حیات و زندگی ای متمایز . حتی می توان گفت، ولادت با مرگ مترادف است. مرگ از پوست در آمدن است، نه پوسیدن .

مولوی می گوید:

ازجمادی مردم و نامی شدم

مردم از نامی به حیوان سر زدم

مردم از حیوانی و انسان شدم

پس چه ترسم کی زمردن کم شدم

در فرهنگ دینی و الهی، حقیقت مرگ، جدا شدن از یک حیات مادی سرشار از کدورت ها و تزاحم ها و دشواری هاست، به سوی حیات مجرد، رها و آرام و بی تزاحم و ثابت.

رئیس مجمع فرهنگی بقیة الله(عج) در بخش دیگر از سخنرانی خویش از شهدای روحانیت و در راس  از حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید(ره) نام برده و از خدمات آن عالمان که همزمان باتجاوز شوروی سابق به این کشور به شهادت رسیدن تقدیر بعمل آورد وگفت یکی از شهدای که با تجاوز شوروی سابق و بقدرت رسیدن کمونیست ها راهی زندان و شهید شدند برادر جناب آقای مبارز شهید سیدمحمدطاهر بصیر می باشد که او خطیب چیره دست و شجاعی بود که شهادت را انتخاب و در دفاع از ارزشهای دینی جانش را فدا کرد و همچنین از مرحوم آقای مبارز بعنوان فرزند، برادر و فرزند شهید خوانده و گفت:

جناب آقای مبارز مرحوم فرزند، برادر و پدر شهیدبوده که سالهای مدید عمرشریفش را در راه خدمت به جامعه سپری و پس از تجاوز شوروی سابق به افغانستان در جهاد ملت مسلمان این کشور فعالیت های موثر و مفیدی در همان منطقه که زندگی می کرد انجام داده و مردم از ایشان بعنوان خیرخواه که در بیان احکام و معارف اسلامی با همان شیوه و روش معمول در منطقه بادآسیاب و کجاب انجام داده است.

شهید سید موسی کربلایی(ره) پدر آقای مبارز او  انسان شجاع و عیار گونه بود، او در یکی از جنگهای معروف میان کوچی و ده نیشینان در قلعه سیدنبی کربلایی(ره) سرسختانه مقاومت نمود و کوچی ها برای انتقام این شکست شان او  را  در سن پنجاه و یک سالگی به شهادت رسانیدند.

جناب آقای مبارز مرحوم پس از بقدرت رسیدن کمونیست ها ودستگیری حجت الاسلام والمسلمین شهید سید محمدطاهر بصیر(ره) در سال 1358 همزمان با آغاز جهاد در جبهات حضور فعال و برجسته داشت و یکی از فرزندانش بنام سیدسالم سال 1371 در سن 21 سالگی در وزیر اکبرخان کابل  به شهادت رسیده بود.

جناب آقای مبارز (ره)  که سالهای مدید عمرشریفش را در راه خدمت به جامع خویش سپر و سرانجام بعد از ظهر روز یکشنبه 28 اسد 1392  در اثر مریضی که عاید حالش گردیده بود، داعی حق را لبیک گفت و بسوی معبود شتافت، دوستان و بستگانش را به سوگ نشاند.

قابل یاد آوری اینکه در این مراسم پیام های تسلیت از سوی سترجنرال سیدحسین انوری رهبر حزب حرکت اسلامی، داکتر صادق مدبر، رهبر حزب انسجام ملی، حجت الاسلام والمسلمین استاد غلام حسین ناصری نماینده منتخب ولایت میدان وردگ و دیگر نهادهای مدنی و شوراهای مردمی  قرائت شد.َ

تهیه کننده گزارش: سید عباس حسینی، مدیر مسئول نشریه عصر انتظار



Comments are closed.