بعثت و حکومت اسلامی در تعالیم پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله(۱)

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اِقْرَءْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ؛ خَلَقَ الاِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ؛ اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الاَکْرَمُ؛ اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ عَلَّمَ الاِنْسانَ ما لَمْ‏یَعْلَمْ؛ بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، همان کس که انسان را از خون بسته‌‏ای خلق کرد، بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان کسی که به وسیله قلم تعلیم داد، و به انسان آن چه را نمی‏ دانست، آموخت.

۲۷ رجب، روزی که رسول خدا (ص) به پیامبری مبعوث شد، بعثت روز ولادت اسلام، روزی که مردم از ظلمات بیرون آمدند و به نور پیوستند، این مناسبت را بر امت اسلامی در سراسر جهان، به ویژه به حاضرین در محفل مباک‌باد و شاد باش می‌گویم.

آری! آغاز وحی و بعثت پیامبر خاتم(ص)، با نام خدا و با خواندن و قلم و علم و آموزش آمیخته با توحید شروع شد، و این واژه‏ های زرّین وحی، بیانگر آن بود و بعثت پیامبر خاتم(ص) در آن زمان جهل و کفر و تعصب یعنی:

بعثت پیامبر(ص) یعنی سرآغاز مبارزه با هرگونه شرک و انحراف فکری، عقیدتی، عملی و هرگونه خرافات

بعثت، یعنی رستاخیز و به پا خاستن برای نجات انسان‏ها از زیر یوغ اسارت‏های فکری، سیاسی و اجتماعی

بعثت، تجلی حق در برابر باطل و باطل ‏پرستی، و نابودی هرگونه باطل و بیهوده گرایی

بعثت یعنی برقراری عدالت فردی و اجتماعی، و پیکار با هرگونه ظلم، تبعیض و بهره ‏کشی‏ های ظالمانه

بعثت یعنی برافراشتن پرچم حقّ در همه نقاط جهان، و واژگون سازی پرچم‏ های باطل، بنابراین لطف الهی شامل جهانیان گردید و پیامبر خاتم(ص) به رسالت مبعوث گشت، و خداوند او را چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت و مایه سربلندی و عزت و شرافتمندی امتش قرار داد و در ۴۰ سالگی پیامبر(ص) نشانه‌های آغاز بعثت در ماه رجب بر آن حضرت نازل شد و فرشته وحی در غار حرا بر پیامبر(ص) ظاهر شد و بر او نخستین آیات سوره علق را برخواند. بنابر روایات، پیامبر(ص) به شتاب به خانه بازگشت و خواست که او را هر چه زودتر بپوشانند. گویا برای مدتی در نزول وحی وقفه‌ای ایجاد شد و همین امر پیامبر‌(ص) را غمناک ساخته بود، ولی اندکی بعد فرشته وحی باز آمد و آن حضرت را مامور هدایت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهای دینی و اخلاقی و پاک گردانیدن خانه خدا از بتان، و دل‌های آدمیان از خدایان دروغین کرد.

جهان در آستانه‌ی بعثت حضرت رسول اکرم(ص) در انحطاط و بحران شگفت انگیزی قرار داشت، آن حضرت پس از بعثت برای انسان‌ها عزت و عظمت بخشید که در این فرصت کوتاه به موارد اهم آن اشاره می­کنیم:

  1. ترویج فضائل اخلاقی

ترویج فضائل اخلاقی و صفات متعالی انسانی، از دیگر علل وانگیزه­های بعثت انبیاء الهی است.

از وظایف مهم تمامی افراد امّت اسلامی، آگاهی یافتن از حالات و ملکات و اعمال و سیره عملی پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله) است؛ خلق نیکو مهم‌ترین چیزى است که مصلحان و پیامبران به آن نیاز دارند. حسن خلق با فضیلت‌ترین صفات پیامبران و شریف‌ترین اعمال صدیقان است. از همین روى، در آیات چندى از قرآن کریم، خلق پیامبر مورد ثنا و ستایش قرار گرفته  و قرآن کریم با صراحت می فرماید :لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ…(۲) اگر بنا است رفتار و کردار این مرد آسمانی و پیامبر عظیم الشأن سرمشق و الگو شود، بدیهی است آگاهی پیدا کردن از حالات و رفتار ایشان، بر همگان لازم و ضروری است.

تا کسی خود دارای برترین مکارم اخلاق نباشد، خداوند متعال این مأموریت عظیم و خطیر را به او نخواهد داد؛ لذا در اوائل بعثت، خداوند متعال خطاب به پیغمبر می‌فرماید: «وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ»(۳) ساخته و پرداخته شدن پیغمبر، تا ظرفی بشود که خدای متعال آن ظرف را مناسب وحی خود بداند، مربوط به قبل از بعثت است.

  1. پیامبر و عفو عمومی

رسول اکرم، به هیچ عنوان نمی‌خواهد که در فضای زندگی جامعه‌ی اسلامی و در میان مسلمان‌ها، اندکی کینه و حقد و دشمنی باشد. او، در ایجاد محبت و صمیمیت بین مردم سعی داشت. حتّی آن‌وقتی که دایره‌ی اسلام وسیعتر شد و رسول اکرم مکه را هم گرفتند، مردم آن شهر را عفو کردند. مردم مکه همان کسانی بودند که پیامبر را از شهر خود بیرون کرده بودند. پیامبر، از همان اهالی مکه، ۱۳ سال ناراحتی تحمل کرده بود و زجر کشیده بود. بعد هم چندین جنگ با ایشان کرده بودند و چه‌قدر از مسلمان‌ها را کشته بودند و متقابلاً مسلمان‌ها هم از آنها کشته بودند. اگر قرار بود که اینها با همان وضعیت، میزبان لشکر فاتح رسول خدا می‌شدند، تا سال‌های متمادی امکان این‌که بین اینها آشتی برقرار بشود، وجود نداشت. لذا به مجرد این‌که پیامبر وارد مکه شد، اعلام عمومی کرد که: «انتم الطّلقاء»؛ یعنی من همه‌ی شما را آزاد و عفوتان کردم. او، قریش را عفو کرد و تمام شد.

یکی از کارهایی که پیامبر شاید در همان ماههای اولِ ورود به مدینه انجام دادند، ایجاد عقد اخوّت بین مسلمانها بود؛ یعنی مسلمانها را با هم برادر کردند. این‌که می‌گوییم با هم برادر هستیم، در اسلام یک تعارف نیست؛ یعنی حقیقتاً مسلمین نسبت به یکدیگر، دارای حق برادری هستند و نسبت به هم طلبکارند؛ همچنان که برادران نسبت به هم، مدیون یکدیگر هستند و باید نسبت به هم، حقوق متقابلی را عمل کنند. پیامبر، این را عملی کرد.

  1. اعتدال و میانه روی

پیامبر(ص) هرگز افراط و تفریط نکرد و معتدل بود و تلاش می کرد که مسلمانان معتدل شوند لذا سیره نویسان و کسانی که وصف کننده پیامبر بودند و نیز ائمه گفته اند که پیامبر(ص) معتدل الامر بود. خداوند در قرآن مسلمانان را انسان هایی نمونه می خواهد تا الگوی دیگران باشد و می فرماید: «وَکَذلِکَ جَعَلناکُم أُمَّهً وَسَطًا لِتَکونوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ؛ شما را این گونه امت وسط قرار دادیم تا برای مردم الگو باشید» به عبارت دیگر مسلمان کسی است که دیگران از او الگوی سبک زندگی معتدل می گیرند؛ هر غیرمسلمانی که به مسلمانی می نگرد، باید چنان این مسلمان را لطیف، رحمانی، زیبا، معتدل، خیرخواه و دوست داشتنی ببیند که برای او الگو شود. مسلمانی این نیست که کسی او را ببیند و از دین گریزان شود لذا خداوند می گوید که شما باید گواه و الگو برای همه مردم باشید و پیامبر الگو، گواه و شاهد شماست. وَیَکونَ الرَّسولُ عَلَیکُم شَهیدًا؛ به پیامبر(ص) نگاه کنید، خودتان را معتدل کنید، بعد اگر شما انسان ها و جامعه معتدل بودید، آن وقت دیگران هم به شما تأسی می کنند و اسلام اینگونه پیش می رود. منطق قرآن و سیره پیامبر این نیست که اسلام با زور، قدرت مداری، جنگ و شمشیر پیش رود، منطق قرآن این است که شما انسان ها و جامعه نمونه ارائه کنید، اگر این کار را کردید، دیگران هم به شما تأسی خواهند کرد.

  1. ۴٫ انقلاب ارزش‌ها

بعد از بعثت رسول گرامی اسلام، اصول و ارزشهای جاری در جامعه که علیه مصالح دنیا و آخرت مردم بود، به ارزش‌های انسانی و الهی تبدیل شد. خرافه پرستی به حقیقت­یابی، جنگ و خونریزی و ناعدالتی به قسط و عدل و مساوات بدل گردید و انسانهای در ظاهر پایین درجه، به افرادی مورد اعتماد و دارای منزلت اجتماعی والائی تبدیل شدند. تمام قوانین و ملاک‌های ظاهری و مادی جای خود را به معیارهای ارزشمند و متعالی داد  و ازین‌رو یکی از اهداف بعثت آن حضرت حکومت بر دل‌ها بود و دو هدف مقدماتی برای بعثت انبیا، یکی اقامه عدل و دیگری برپایی حکومت الهی است.

در زمان پیامبر، قانونگذاری و اجرا و قضا به عهده آن حضرت بود و در واقع، پیامبر در مقام آورنده دین، احکام الاهی را به مردم می‌رساند و چون از جانب خدا سخن می‌گفت، شائبه خطا یا هر گونه دوری از حق در باره آن حضرت وجود نداشت. ایشان در مقام رهبر جامعه مؤمنان، قوه مجریه را نیز در اختیار داشت و وظیفه حل و فصل اختلافات(قوه قضائیه) نیز با او بود.

هرچند در عصر حاضر قواى سه گانه(اجرائیه، مقننه و قضائیه) که رییس جمهور در رأس قوه اجرائیه قرار دارد؛ قوه اجرائیه(حکومت) که وظیفۀ مقررات و تطبیق قوانین را به عهده دارد.

قوه مقننۀ به شوراى ملى گفته می‌شود، شوراى ملى از دو مجلس ولسى جرگه و مشرانوجرگه تشکیل شده و قوه قضائیه، منحیث نهاد مستقل دولت فعالیت مى کند، این قوه متشکل از ستره محکمه، محکمه های استیناف و همچنین محکمه های مقدماتی می باشد.

حکومت اسلامی با تعالیم پیامبراسلام(ص) بر دل‌ها حکومت نمود و اما حکومت مادی، همانند ماتریالیسم دیالکتیک یعنی مادّه‌گرایی که  به عوامل مادّی بیش‌تر از عوامل معنوی، اهمّیّت می‌دهند و نیز کمونیسم که با شعار مبارزه علیه نظام سرمایه داری از چنگال سود جویی سرمایه داری را دارد.

بنا بر این بعثت وحکومت اسلامی سبب مخالفت و اهانت عده ای با پیامبر اکرم(ص) شد و یکی از دلایل آن مخالفت و اهانت به اسلام و پیامبر(ص) منافع مخالفان و دنیا طلبی آنان و مطامع دنیوی آنها را از بین برده است.

بسیار از کشورهای اسلامی با شعار حکومت دینی و با کمال تأسف در مسیر راه بر خلاف اهداف حکومت اسلامی عمل نمودند و امروز پیامبراسلام(ص) و مقدسات و ارزش‌های دینی مورد اهانت قرار می‌گیرد.

چند سال قبل نام مسجدی را از نام پیامبرگرامی اسلام(ص) به شخص کذایی تغییر دادند.

سال گذشته پرچم‌های عاشورا توسط والی بامیان پایین و پاره گردید.

چندی قبل  برگزاری مجلس عیش و سرور در روز رحلت حضرت زینب(س)

در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی اهانت به مقدسات و از جمله پیامبراسلام(ص)، حضرت زهرا(س) و اهل‌بیت(ع) منتشر می‌گردد.

لیسه معرفت، کمینگاه فعالیت‌های مائویستهای سابق و ملحد مانند عزیز رویش، عباس نویان و…، که دختران و پسران جوان هزاره شیعه مذهب را به ابتذال فکری، فرهنگی، فحشا، سوق می‌دهند، دسته موسیقی و ترانه خوانی دخترانه سازمان داده و به ریش هرچه ملا و مذهبی و بویژه سردمداران دینی جامعه تشیع خندیده‌ کجایند؟

این همه دستگاه‌ها، مراکز، سازمان‌ها، حوزه‌های علمیه و نهادهای مذهبی و فرهنگی شیعه در داخل و خارج از کشور؟

اگر در امریکا قرآن‌ کریم حریق می‌گردد و یا در دنمارک کاریکاتورهای توهین آمیز ساخته می‌شود و یا توسط مجله‌ی شارلی ابدوی فرانسوی به ‌ساحت پیامبر(ص) توهین صورت می‌گیرد، با آنکه درعقب آن لابی های صهیونستی قرار دارد.

اما در کشورهای اسلامی از جمله افغانستان که برای دفاع از اسلام بیش دو میلیون شهید و معلول داشته و یا پس از دوران مقامات با حضور جامعه جهانی، دموکراسی کنونی را جزو دست آوردها می‌دانند، این چند دهه جنگ و در این کشور با متجاوزین خارجی و رژیم کمونیستی داخلی چه دستاوردی داشته است.

آن‌های که در این کشور مدعی دستاورد هستند، وقتی که در کشورهای غربی و یا اروپایی به پیامبراسلام(ص) اهانت صورت می‌گیرد در کشورهای اسلامی با تظاهرات و محکوم نمودن آن عمل شهرها به آشوب کشانیده می‌شود و اما در کشور خود مان عاملین اهانت به پیامبراسلام حتی از سوی علما تقبیح نمی شود و خاموشی معنا دار اختیار می‌گردد.

آیا دموکراسی همین است که روحیه و اعتقاد و پیشوای دینی بیش از یک و نیم میلیارد مسلمانان جهان جریحه دار و مورد اهانت تعمدی قرار گیرد و نفاق و شقاق جدیدی را میان جوامع انسانی مسلمان و غیر مسلمان خلق نمایند و اسم آنرا «آزادی بیان، عقیده و دموکراسی» می گذارند؟

تغییر نام از معصوم(ع) به غیر معصوم(ع) از دیدگاه فقهای شیعه جرم و توهین به مقدسات شمرده  می شود که پیامبر گرامی اسلام(ص) و یا ائمه معصومین(ع) مورد اهانت و یا استهزا قرار گیرند و برخی مذاهب اسلامی، دشنام به پیامبر و یا یکی از امامان را نوعی ارتداد دانسته اند، اگر چه از نظر مجازات و دیگر آثار حقوقی، دقیقا از احکام و قواعد مربوط به ارتداد تبعیت نمی کند واما براساس عقاید برخی مذاهب اسلامی دشنام به خداوند یا پیامبر گرامی اسلام(ص) و یا دیگر پیامبران الهی، مستوجب قتل و مستوجب کفر است.

پیوست‌ها:

  1. صبح جمعه ۱۶ حمل ۱۳۹۸ خورشیدی(۲۹ رجب ۱۴۴۰ هجری قمری)، محفل جشن از سوی مجمع فرهنگی بقیه الله(عج) در منزل سید حمید علوی، واقع غرب کابل.
  2. سوره احزاب، آیه ۲۱ .
  3. سوره قلم، آیه ۴ .


Comments are closed.