آشنايي با شخصيت هاي كلان تشیع افغانستان

(3)  فخر حوزه علمیه

(حضرت آيت الله شهید شیخ محمدامین افشار)

 یکی از علمای بزرگ معاصر افغانستان که عمر شریف و با برکت خویش را در راه تحصیل و تدریس علوم دینی و تبلیغ احکام گذرانده و در راه گسترش فرهنگ اسلام با تربیت شاگردان تبلیغ و بیان معارف اسلامی برای علاقه‌مندان و دلباختگان به اسلام، ده‌ها سال تلاش و فعالیت نموده، حضرت آيت الله شهید شیخ محمدامین افشار(ره) است.

او  با فراغت از حوزه‌ی علمیه نجف اشرف با تحصیلات عالی، سالیانی متمادی دروس خارج فقه و اصول را از محضرت آیات عظام شیخ ضیاء الدین عراقی، شیخ محمد حسن نائینی و سید ابو‌الحسن اصفهانی(رحمت الله علیهم) که از مردان برجسته و کم نظیر عصر خویش و اساتید مراجع بعد از خود بودند، کسب فیض و تا به مرحله ی اجتهاد و استنباط رسید و به درس اخلاق آيت الله العظمی قاضی(ره) که از اساتید معروف علم اخلاق بود، شتافت و از علم اخلاق و اخلاق در عمل استاد بهره ها برد.

تولد و آغاز تحصیل

حضرت آيت الله شهید، شیخ محمد امین افشار( ره) سال 1289 خورشیدی در شهر کابل و خانواده‌ی متدین و تاجر مسلک، دیده به جهان گشود، و در دامن پدری بزرگواری بنام حاجی محمد نبی که شیفته‌ی درس قرآن، دعا، عبادات و محبت به اهل بیت(ره) بود پرورش یافته و از همان آوان  کودکی  با معارف اسلامی آشنا شد.

علاقه ی فراوان پدر به فرزند، او را وا داشت تا  در سفرهای تجارتی که غالبا به سمت شمال کشور بود، فرزند خردسالش «محمد امین» را که دوزاده سال داشت به همراه برد و خدمت آيت  الله عالم بلخابی(ره) رسیدند. اگر چه پدر پیشه‌ی تجارت داشت، غالبا به دیدار علما و زهاد رفته و از زیارت آنان توشه ی معنوی بر می‌گرفت.

مرحوم آقای بلخابی که در زهد و تقوا نادره ی دوران بود(تاجاییکه مردم از او و مرقد مبارکش کراماتی را دیده‌اند)، در نخستین دیدار محمدامین، آيت الله عالمی به استعداد و ذکاوت خدادادی ایشان پی برده و از حاجی محمد نبی خواست تا محمد امین را بگذارند که در نزد وی درس بخوانند که مورد قبول پدر و پسر واقع گردید.

شهید شیخ محمدامین افشار در اندک مدتی سرآمد اقران شده و در کنار آموزش، به تدریس در این حوزه‌ی عملیه پرداخته و هم سرپرستی مدرسه‌ی مذکور به مرور زمان به ایشان محول شد. ولی از آنجایی که تدریس و سرپرستی حوزه‌ی علمیه مذکور، روح بلند او را قانع نمی ساخت تصمیم گرفت به زادگاه خویش، شهر کابل بازگردد.

بازگشت به کابل

حضرت آيت الله شهید افشار(ره) هنگام مراجعت به کابل و بعد از آن که از نظر علمی در سطح بالائی قرار داشت در منطقه ی افشار به تبلیغ احکام الهی و مبانی مذهب جعفری اشتغال ورزید، وی در ضمن تبلیغ، برای تکمیل اندوخته های خویش همت گماشت و مبانی فقه شیعه و سنی، فلسه و حکمت را از محضر علمای تشیع و تسنن چون؛

1. شیخ محمد رضا مشهدی

2. ملا آغا بابای شهید

3. مرحوم آيت الله حجت کابلی

4. عبدالحی پنجشیری

5. مولوی میاجان و…

 تلمذ نمود و هم زمان با تحصیل، جمع زیادی از طلاب تشیع و تسنن در محضر ایشان حاضر شده و از خرمن دانش او کسب فیض می‌نمودند.

آيت الله شهید شیخ محمد امین افشار، سال‌های چند در کابل به تبلیغ و تدریس اشتغال داشت ولی روح تشنه و طبع بلند او آرام نداشت و محیط درس و بحث کابل  را فراخور حال خویش نمی دید. از این رو با صلاح دید پدر بزرگوارش به همراه مرحوم سید علی جان و مرحوم آيت الله شیخ عزیزالله غزنوی بار سفر به سوی باب مدینه علم نبی و امام مرتضی (ع) بسته، در جوار آن امام بزرگوار معتکف و در آستان آن حضرت به کسب معارف دینی و اسلامی پرداخت.

هجرت به نجف اشرف

در آن روزگار نجف اشرف، محل رشد طلاب و زعمای تشیع بوده و اکثر بزگان در این حوزه تحصیل و به علوم مختلف دست یافته و مدارج کمال را پیموده اند.

آيت الله افشارشهید(ره) از همین دانشگاه بزرگ اسلامی  فارغ التحصیل شده و یک دوره خارج اصول و فقه را از محضر آیات عظام، محمد باقر زنجانی(ره) سید ابوالحسن اصفهانی(ره) آقا ضیاء الدین عراقی(ره) پشت سر گذاشت و طی  12 سال اقامت پر بار در نجف اشرف، ضمن آنكه به تدريس در آن ديار اشتغال داشت و طلاب وفضلاى ايران، هندوستان، افغانستان به عنوان يك مدرس جامع دورش را گرفته بودند، درس هاى تخصصى خارج فقه واصول را نزد اساتيد بزرگوار و مطرح آنجا به اکمال و تا قله رفيع و منيع اجتهاد پيش رفت كه حاصل اين دوران ورسيدن ايشان به مقام اجتهاد واستنباط احكام شرعيه و صاحب نظر شدن در فروعات  فقهيه را بيش از ده فقيه از جمله، آیات عظام؛ مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى و آقا ضياء الدین عراقى از مراجع بزرگوار بالصراحه به تصديق وگواهى اجتهاد آيت الله العظمی شهید شیخ محمدامین افشار(ره)  قلم زده اند.

خدمات و گسترش توسعه فرهنگی

شهید آيت الله افشار(ره) درسمت شمال(مزار شريف، دره صوف، چهاركنت و…) به تبليغ و ترويج معارف اسلامی و خدمت به مردم آن سامان اشتغال داشته، مساجد و مدارس زياد دينى بنا نهاده و يا با سازى نمودند و شاگردان زيادى ازپیروان اهل تشیع و تسنن را پرورش دادند كه تفصيل خدمات ايشان در اين نوشتار مختصر گنجايش ندارد. وی پس از 6 سال كه در سمت شمال مشغول خدمت بود، بزرگان و متنفذین شهر كابل در مزار شریف به ديدار ايشان رفتند و معظم له طبق دعوت شهروندان کابل، ابتدا در منطقه افشار وغرب كابل مسكن گزيده و نسبت به نشر معارف دين، طبق مذهب تشيع گام هاى استوارى برداشتند که عبارتند از:

1. مردم را به تحصيل علم دين و علم روز تشويق وترغيب نموده و حتی دختران را كه رسومات غلط منطقه مانع با سواد شدن و تحصيل بود شخصا تشويق به رفتن مدرسه وآموزش مى فرمودند.

2.  كلاسهاى بيان احكام از ابتدايى ترين مسايل گرفته تا احكام ارث و ازدواج ….كه تحت تأثیر جو تقيه حاكم بر منطقه آهسته، آهسته از ياد رفته بود و يا می‌رفت داير نمود، خود شخصا نظارت براين كلاسها را همراه برادر بزرگوارش مرحوم حجةالاسلام والمسلمین شيخ على افشار كه از طلاب وتحصيل كرده هاى نجف اشرف بود پى گير بودند.

3. مناظرات ومباحثات كلامى وعقيدتى با سطح عميق را آغاز كرده، در منابر و مجالس از عقائد اسلامی دفاع مى فرمودند كه اين امر بارها و بارها منجر به احضار ايشان از طرف حكومت شدند و متاسفانه بعضى انسانهايي كه شرف و دين خود را به دنياى خويش فروخته بودند و از منا ظرات ايشان با دانشمندان ساير فرق به هراس افتاده عرصه را برای آيت الله افشارشهید تنگ نمودند تا آن كه مجبورشد منطقه مذكور را ترك نموده و در پى دعوت مكرر مردم قلعه فتح الله خان به شرق كابل تغيير مكان دهند.

بعد ازنقل مكان به شرق كابل و منطقه قلعه فتح الله، ايشان تصميم می‌گیرد كار بزرگ و به يادماندنى و خدمات شايان توجه و درخور شان براى پیروان اهل بیت(ع) در شرق کابل، پايگاهى بسازد، لذا در سال 1343خورشیدی تصميم را با مراجع بزرگ و بعض مؤمنين در ميان می‌گذارد  كه در پاسخ به در خواست ايشان آيات عظام؛ حكيم، شاهرودي،  خويى و… اعلام موافقت نموده، مرحوم آيت الله العظمی حكيم(ره) در نامه خطاب به اهالى كابل(با تلخيص و ترجمه) مى نگارد:

برادران مؤمن ما، اهالى وزير آباد، افشار سيلو وافشار، دارالامان و کار ته 4 و… آگاه باشند جناب فاضل زكى الحاج شيخ محمد امين افشار را- كه خداوندش به سلامت داشته باشد- در نواحى شما وكيل مقرر نموده و تبليغ احكام و  نشرحلال و حرام را به ايشان محول كرديم … و از آن جهت كه شديداً رغبت داريم در تأسيس مدرسه دينى همانند مدارس نجف اشرف كه در آنجاعلوم دينى و آنچه متعلق به آن است تدريس شود، بناء جميع وجوه و حقوق شرعيه شما را به ايشان موكول نموده ايم تا درشئون خاص آن مدرسه و طلابى كه دور ايشان جمع خواهند شد و در شروع و تاسيس مدرسه دينى سابق الذكر از آن مدد گيرد.

شهید آيت الله افشار(ره) پس از كسب موافقت مذكور زمينى را با مساحت سه هزار متر مربع خريدارى و اعمال مجموعه بزرگ علمی، فرهنگى و تبليغى حسینیه و مهديه را بنيان می‌گذارد.

1.  یکهزار و پانصد متر مربع را حسينيه در دو قسمت تابستانى و زمستانى با بهترين مصالح، در دو طبقه با ارتفاع مناسب و هفت گنبد و دو مناره بنيان می‌گذارد.

2. یک‌هزار متر ديگر را مدرسه علميه با 12حجره و اطاق هاى بزرگ و مَدرَس‌هاى متعدد براى آسايش طلاب تخصيص می‌دهند.

3. در كنار اين مدرسه يك سالن مجلل و با شكوه براى جلسات، نماز جماعت، قرائت قرآن،  بيان احكام و برپايى مجالس ختم و عزادارى و فاتحه خوانى زنانه تخصيص می‌دهد.

4. در كنار اين دو بنا، كتابخانه اي ترتيب دادندكه حاوى صدها جلد كتاب درعلوم حوزوى و غير حوزوى كه شايد بهترين كتابخانه در آن زمان براى علاقمند مطالعه بودكه طلاب ومحصلين با فراغت خاطر به مطالعه می پرداختند.

5. يك واحد غسالخانه مردانه و زنانه با كاشى كارى وآب گرم و سرد براى تغسيل اموات كه غالبا درمنازل به صورت ناخوشايندى صورت می‌گرفت، احداث نمود و برای غسالخانه، غساله هاى با حقوق مكفي استخدام و براى نظارت بر صحت تغسيل و تحنيط و تكفين كسانى را هم گماشته و مقررنمودند.

اولين مجموعه فرهنگى، مذهبى با جامعيت كامل در تمام افغانستان به دست كفايت ايشان به پايان رسيد ودرآن زمان بالغ بر ده‌ها ميليون هزينه برداشت و اين توفيقى بود الهى كه نصيب ايشان شد، پس از بناى اين مجموعه عظيم، با دعوت از شخصیت‌های  بارز علمي، برنامه ريزى منسجمي براى طلاب صورت گرفت و براى نخستين بار شيوه درسى حوزه علميه كابل به صورت كلاسيك اداره می‌شد. پرداخت شهريه طلاب به صورت دقيق ومنظم، برگزارى درس ها در ساعت خاص، تعطيلات نظام مند و به موقع، تقرر درجه بندى وامتحانات مستمر و ثبت آن در دفاتر، و در نهايت تجليل از طلاب بر گزيده را ايشان مرسوم ساختند. دروس حوزوی از سطح مبتدى تا فلسفه و حكمت و رسايل شيخ انصارى و كفايةالا صول آخوند خراسانى و شرح تجريد و…. تدريس می‌شد. حاصل اين تلاش پر ثمر ايشان تربيت و پرورش شخصیت‌های بزرگ علمى و اجتماعى شد كه بعضا تا سطح نمايندگى مجلس قانون گذارى و بعضا تا سطح استادى در دانشگاه پيش رفته، و اكثر آن بزرگان همانند حضرت آيت الله شهید افشار(ره) شربت شهادت نوشيدند.

 آيت الله شهید افشار(ره) علما و خطبا نخبه را در این مرکز علمی و تبلیغی دعوت می‌نمود و خود نيز بهترين منابر را با ابعاد كلامى و فلسفى و اجتماعى ارائه می‌کرد. آن فقيد فرزانه ضمن استحكام بنيان عقائد شيعى بلا شك منادى اتحاد تسنن و تشيع بود و ايام عاشورا و تاسوعا را بلا استثنا به اين موضوع اختصاص داده و در مبارزه با ايادى استعمار و الحاد، شخصيت بارز وخطابه هاى علمى و فلسفى ايشان، اين حسينيه را به كانون جوانان روشنفكر و سطح بالاي جامعه تبديل كرده و همچنین عصرها در منطقه مراد خانى به صورت كلاس درس پايگاه مبارزه عليه منحرفين، و عمدتا در رد شبهات زنادقه و مزوران بيگانه در آورده بودند و طورى كه غالب مستمعين ايشان را قشر تحصيل كرده  ودانشگاهى تشكيل می‌دادند  و گاها  دانشجويانى كه درمحيط دانشگاه در برابر شبهات ماركسيست‌ها عاجز مى ماندند، گمشده‌ى خود را در پاى منبر ايشان جستجو می‌کردند، چه بسا كه خيلى از ماركسيست ها خود در جلسات ايشان شركت كرده و بعضاً به دامن پُر مِهر اسلام بازگشت  نموده و  كسان زيادي هم كه دل هاى شان مُهر خورده بود، كينه شان و بطور كلى تمام علما و اسلام  را به دل گرفته و پس از رسيدن به قدرت در صدد انتقام از ايشان و دیگر علما بر آمدند .

تاليفات

شهید آيت الله افشار آثار ارزشمند (اگرچه اکثراً در اثر تهاجمات مكرر به بيت ايشان از بين رفته) از خود به جاى گذاشت.

آنچه باقى مانده عبارت اند از :

1. تقريرات درس فقه حضرت آيت الله العظمی سيد ابوالحسن اصفهانى (ره)

2. تقريرات درس خارج اصول حضرت آيت الله العظمى محمد باقر زنجاني (ره)

3. شرح كفايه آخوند خراسانى در دو مجلد

4. شرح بر مكاسب شيخ انصارى (ره)

5. شرح بر لئالى منظومه

6. شرح بر حكمت منظومه

7. شرح بر رسائل شيخ انصارى (ره)

8. مجموعه مقالات علمى و فلسفي

9. رسالات در علم جفر و رمل و اعداد

10. حدود صدها قطعه كاست سخنرانى

شهادت

در آخرين روز هاى سال1357 در شب نوروز خانه ايشان را دژخيمان ماركسيست به محاصره در آورده و در ساعت ده شب با بازرسی منزل اثر مکتوب، مدارك و معظم له را با خود برده تا امروز چشم دل مسلمانان را در مرگ ايشان و ساير علماى ربانى به خون نشاندند.

چيزى كه باعث تاسف شديد بوده، نه بخاطر شهادت و یا نامعلوم بودن قبرایشان هست، بلکه شهادت در راه خدا بالاترين سعادت براى وی و اقتدا به پیشوایان بزرگوار اسلام بوده است، بلكه تاسف از اين است كه دژخيمان با گرفتن ايشان و ساير علماى ربانى و شخصیت‌های علمی و فرهنگى از ملت ما خسارت عظيم فرهنگى را به جامعه ما تحميل كردند كه جبران نا پذير است.(1)

1. برگرفته از:

–   زندگی نامه آيت الله افشار(ره)  به قلم  فرزندش، آيت الله شیخ محمدنقی افشار

– خانه کوچک و مردان بزرگ، اثر فرهیخته گرامی، محمدرحیم افضلی.

– شهدای نُخبه و مرزبانان اندیشه ، نویسنده: سیدجعفرعادلی«حسینی»



Comments are closed.