آشنايي با شخصيت هاي كلان تشیع افغانستان

(5) فقیه و ادیب فرزانه

(سيّد احمد رضوی مشهور به ادیب پیشاوری)

 عالم فرزانه، دانشمند پرآوازه، اديب بلند مرتبه، شاعر فرهيخته مرحوم سيّد احمد رضوى مشهور به اديب پيشاورى از اساتيد و مدرسان عالى مقام معاصر حوزه‏هاى علميه ى تشيع بود و او در واپسین سده ها، سال 1260خورشیدی در قریه زیبا و کوهستانی «کوثر» بین شهر جلال آباد و پشاور به دنیا آمد. خانواده اش از سادات رضویه ای بودند که در آنجا، گردیز، اسد آباد، پاره چنار و اطراف آن سکنی دارند.

زادگاه ادیب پیشاوری مانند بسیاری از نقاط قبایل نشین به ویژه شرق و جنوب افغانستان دستخوش اختلافات و نا آرامی های قبیله ای و دودمانی بود و سید که تحت تأثیر خانواده و علاقه شخصی، به علوم دینی و معارف اسلامی شیفتگی داشت در آوان کودکی آنجا را به قصد پیشاور ترک گفت و آموزش های نخستین در آن شهر آغاز کرد.(1)

دیری نپایید که ادیب، پیشاور را نیز مساعد تحصیل علوم اسلامی نیافت. از آنجا رهسپار کابل شد و در آن شهر به محضر شیخ محمد آل ناصر شتافت، ادبیات و برخی علوم متعارف دینی را در نزد وی فراگرفت. سپس به شهر غزنین رفت که ملا سعد الدین غزنوی در باغ فیروزه و در جوار مرقد شاعر پر آوزه آن دیار حکیم سنایی غزنوی، حوزه تعلیم و تربیت دایر نموده بود. او مدتی حلقه تلمذ آن دیار حکیم سنایی غزنوی، حوزه تعلیم و تربیت دایر نموده بود. او مدتی تلمذ آن عالم ژرف نگر اهل سنت را فراگرفته و از اندوخته های علمی و عملی اش استفاده کرد . منابع موجود مدت اقامت و تحصیل مشار الیه را در کابل دو سال و در غزنین دو سال و نیم ذکر کرده اند.(2)

وی چون سایر طلاب علوم اسلامی جهت تکمیل تحصیلات راهی حوزه علمیه ایران و عراق گردید و درهریک از این شهرها [شهر های کنونی افغانستان و ایران] به تکمیل تحصیلات پرداخت و در سبزوار به حلقه درس حاج ملاهادی سبزواری در آمد و دو سال اخیر عمر این حکیم را درک کرد…(3)

حوزه علمیه مشهد نیز مهمترین مرکز آموزی و پژوهی ادیب گزارش شده است وی در این حوزه چند سالی به تحصیل پرداخت و از اساتید بنام آن در حوزه فقه، اصول، ادبیات و فلسفه بهره برد و در همین حوزه بود که به تدریس رو آورد به دلیل تسلط نامبرده به ادبیات فارسی و عربی و رونق بیش از حد این رشته در آن مرکز علمی، نامبرده به «ادیب هندی» شهرت یافت و جمعی از طلاب و محصلان در خدمت وی به تلمذ پرداختند.

ادیب پیشاوری روح نا آرام و جستجوگر داشت و خود را وقف مسافرت های علمی، دانش اندوزی وفضیلت گستری کرده بود . از این رو در سال 1300 خورشیدی به تهران کوچید و سفره علم اندوزی، تحقیق ورزی ودانش گستری خود را در این شهر گستراند و تا آخر عمر در آنجا اقامت گزید.

او به دو زبان فارسی و عربی شعر می گفت و افزون بر آن دو زبان به پشتو نیز تسلط کامل داشت. نامبرده اشعار نغز، حماسی و استوار در دو زبان فارسی و عربی سروده است. غالباً دور نمایه اشعارش را مسائل جهانی، حوادث سیاسی، میهن دوستی، مهر رفایی دنیا و سایر امور نیز، محتوای برخی دیگر از اشعار او را می سازند.

ادیب پیشاوری تنها یک ادیب چیره دست و شاعر بلند آوازه و استوار سخن نبود بلکه در علوم و فنون مختلف، اطلاعات وافی و ید طولا داشت، در یکی از منابع درباره و می خوانیم:

«ادیب پیشاوری یکی از مفاخر بلند پایه شعر و ادب به شمار می رود که در علوم و فنون مختلف و ادیبات ایران و عرب احاطه کامل داشت، حافظه نیرومند واندوخته های علمی چنان داشت که گویی کتابخانه ای متحرک و لوحی مصور است»(4)

پیشاوری با آنکه در تهران رحل اقامت افکنده بود به دلایل نامعلوم چون سید جمال الدین تن به ازدواج نداد و دانشمندان و فضلای زیادی از محضرش بهره گرفتند…»(5) و در منبع دیگر آمده است: «ادیب سائر عمر نود ساله خود را وقف کسب علوم و فضایل کرد، در فنون ادب و عربیت و حفظ اشعار و نحو و لغت و ریاضیات کمتر کسی به پای او می رسید…»(6)

ادیب در ابواب گوناگون فقه، اصول، فلسفه، عرفان، ادبیات تاریخ، ریاضیات و تفسیر با مهارت و دانشمند بود اما تخصص اش در ادبیات و پژوهش و تدریس در آن وادی چنانکه گذشت او را به عنوان ادیب پیشاوری شهره نمود و ادیبان و دانشیان بسیاری در علوم گوناگون حوزوی به ویژه ادبیات در مشهد و تهران از محضر او کسب فیض کردند.

او افزون بر تدریس و سرایش، از پژوهش نیز غفلت نورزید که از جمله آن می توان به تصحیح دیوان ناصر خسرو بلخی و ترجمه فارسی اشارات شیخ الرئیس بو علی سینا بلخی اشاره کرد که اثر اخیر را مرگ مهلت نداد تا به پایان برساند.

دیوان اشعار آن زنده یاد، دارای 4200 بیت فارسی و 370 بیت عربی می باشد یکی از سروده های مه و معروفش قصیده حماسی قیصر نامه می باشد که در وصف ویلهام امپراطور مستعفی آلمانی و جنگ جهانی سروده شده است و متجاوز از 1400بیت می باشد. درباره قیصرنامه در یکی از منابع آمده است:

« قیصرنامه از شاعر استاد مرحوم ادیب پیشاوری در باب ویلهام امپراطور مستعفی آلمانی [است] که از حیث استحکم ابیات و دقت مضامین و علوم معانی بعضی ابیات مشهور است»(7)

مرحوم پیشاوری در ابواب گوناگون علوم اسلامی دست داشت و با علاقه فراوانی که نسبت به تحقیق و فراگیری از خود نشان می داد تا آخر عمر خستگی ناپذیر و آماده افاده و استفاده می نمود. از جمله آثار موصوف حواشی و تعلیقات بر تاریخ معروف « بیهقی» می باشد او با شاعران معروف از جمله ملک الشعرای بهار، محمود غنی زاده تبریزی، مراوده شعری و تعامل ادبی داشت، قصیده ذیل از جمله اشعاری است که مورد استقبال ملک الشعرای بهار قرار گرفت، در چکامه ای که این گونه آغاز می شود:

جهان جز که نقش جهاندار نیست       جهان را نکوهش سزاوار نیست

نکوهش جهان

یکی گل در این نغز گلزار نیست

که چیننده را زان دو صد خار نیست

منه دل بر آوای نرم جهان

جهان را چو گفتار کردار نیست

مشو غره بر عهد و زنهار وی

که نزدیک وی عهد و زنهار نیست

ز پیکان ز دوده دل از غم کز او

سرانجام بر دلش زنگار نیست

فرو بند، جنبنده لب از گله

که این بد کنش را ز کس عار نیست

کسی کو گله آرد از بد گهر

هم از بد گهر کم به مقدار نیست

گهی قیر گون که چون روشن چراغ

جز این دو جهان را دگر کار نیست

ستوهی فزاید مکرر همی

چرا دلت رنجه ز تکرار نیست

دراز است طومار گردون ولیک

نگارش بجز درد وتیمار نیست

قلمزن نزن خامه در آشتی

طرازش بجز جنگ و پیکار نیست

چو دیوانه آشفته تا زد همی

مگر بر سرش میر و سالار نیست

چو رخش تهمتن گسسته مهار

چو شبدیز کش بر سر افسار نیست

از این پرده بیرون سراپرده ای است

مرا و ترا اندر آن بار نیست

رونده برفت و من ایدر بجای

که راهش دراز است و هموار نیست

چه بیدار چشم و چه خوابیده چشم

کسی کش دل از علم هشیار نیست

در این شهره بازار پر مشتری

متاع مرا کس خریدار نیست(8)

ادیب چون سایر هموطنان و مسلمانان از استعمار گران غرب بویژه انگلیس دل پری داشت و خصومت ها، تجاوزات و چپاول انگلیس را نسبت به سرزمین، منابع و جوامع مسلمانان همواره در دل داشت و فراموش نمی کرد. شاید یکی از عللی که به کشور بازنگشت حاکمیت عمال استعمار تحت عنوان حبیب الله خان و دارو دسته به انگلیس پیوسته اش بود.

در جریان جنگهای اول و دوم جهانی، وی مانند دهها، بلکه صدها آزاد اندیش و دین مدار از مخالفان انگلیس به ویژه آلمان پشتیبانی نموده و آمال دیرینه خویش مبنی بر شکست انگلیس و پیروزی آلمان را هیچ گاه پنهان نکرد. البته این در واقع به مفهوم دفع افسد به فاسد بود و الا آلمان بویژه در دوران هیتلر نیز چنان متاعی نبود که در بازار اندیشه دینی و آمال میهنی امثال ادیب خریدار داشته باشد. قیصرنامه آن مرحوم را نیز می توان از چنین انگیزه ای ناشی دانست به ویژه اگر در نظر بگیریم که ادیب خود از اختلافات مذهبی، قومی ومنطقه ای هر از چندگاه از سوی انگلیس یا توسط عمال داخلی اش به راه می افتاد آسیب های فراوان داد. بنا به بعضی گزارشها حتی پدر، برادران و جمعی از خویشان وی بر اثر جنگی که میان ساکنان سرحدات غربی هند با نیروی دولتی وقت[تحت امر انگلیس] در گرفت…کشته شدند اما ادیب جان به در برد و به کابل گریخت و سالی چند در آنجا بماند…» جهت آشنایی بیشتر به قریحه شعری و سبک قیصر نامه، چندبیت آغازین آن را می آوریم:

به گوینده گیتی برازنده است

گیتی ز گویندگان زنده است

سخن چشم و گوینده چشم آفرین

سرا پای گیتی بدین چشم بین

کسی کو ز دانش برد توشه ای

جهان ست بنشسته در گوشه ای

بیاموز خوی بلند آفتاب

به هر جا که ویرانه بینی بتاب

جهان گو همه آتش و دود باش

جهان میرد از تونه [تو] از جهان…

بسیاری از اشعار ادیب به ویژه قسمت های از قیصرنامه «به واسطه بکار رفتن لغات پیچیده و اشاره به تاریخ و قصص عرب و عجم و حکمت و فلسفه …درک آنها نه تنها برای عوام بلکه برای اکثر خواص نیز دشوار است، اما تقریباً هیچ یک از اشعارش از چاشنی میهن دوستی و تحریص مردم به استقلال و آزادگی [و اخلاق اسلامی] خالی نیست…» که این خود نشانگر دوفنون بودن و جامعیت علمی دانشمند مورد نظر می باشد.

سرانجام این ادیب نامور و استاد فضل پرور در سال1349 خورشیدی بر اثر سکته قلبی در حالی که حدود نود سال از عمر بابرکتش می گذشت بدرود حیات گفت و در امام زاده عبدالله تهران مدفون شد.

برگرفته از:

– کتاب کوثرالنبی(پژوهشی در تاریخ افغانستان) نویسنده: سیدجعفرعادلی«حسینی»

منابع:

1. دکتر سبط حسین رضوی، فارسی گویان پاکستان، ص13- 100.

2. حسن مرسلوند، زندگی نامه رجال و مشاهیر ایران، ج1، ص104.

3. دایرۀ المعارف تشیع، ج2، ص44.

4. سید محمد باقربرقعی، سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، ص208 و 209.

5. همان.

6. دایرۀ المعارف تشیع، ج2، ص44.

7. ذبیح الله صفا، حماسه سرایی در ایران، ص375.

8. به نقل از سخنوران نامی معاصر ایران، ص212- 211.



Comments are closed.