ارتباط ایمان و قرآن(1)

یاد آوری:

   حجت الاسلام والمسلمین آقای سیدجعفرعادلی«حسینی» رئیس مجمع فرهنگی بقیت الله(عج) روزجمعه 15 میزان 1390 برابر نهم ذیقعده قبل از خطبه های نماز جمعه شرق کابل واقع در حسینیه عمومی قلعه فتح الله پیرامون ویژگی های اهل ایمان در قرآن کریم سخنرانی نمود، بخش فرهنگی این مجمع سخنرانی ایشان را تهیه و تنظیم نموده امیدوارم مورد استفاده مومنین قرار گیرد.(1)

جلسه اول 15  میزان 1390 حسینیه عمومی قلعه فتح الله

ویژگی های ایمان در قرآن

ا بسم الله الرحمن الرحيم،َلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ، وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجانِسَةِ مَخْلُوقاتِهِ، وَ صَلَّ اللّهُ عَلى نُورِ الْأَنْوارِ وَ سِرِّ الْأَسْرار، عَقْلِ الْكُلْ وَ أَشْرَفِ الُّرسُل، حَبِيبِهِ وَ صَفِيِّهِ وَ خَاتَمُ السُّفَرائِهِ سَيِّدِ نَا وَنَبِيِّنَا وَ مَوْ لا نَا أَبِى الْقَاسِمِ مُحَمَّد صَلَّ اللّه عَلَيْهِ وَ الِيهِ الطَّيبين الطّاهرِينَ‏الْمَعْصُومينَ الْمُكرّمين .

اما بعد قال الله تعالی فی کتابه: بسم الله الرحمن الرحيم، الم، ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ، الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ، والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ(2).

خداوند انشاالله قلوب ما به نور ایمان و چشم ما را به جمال مولای ما صاحب الزمان(عج) روشن و منور گرداند، بحثی را که در نظر گرفتم ارتباط ایمان و قرآن است که بحث ایمان جامع، وسیع و گسترده هست، یکی از بحث های بخش ایمان، ویژگی های اهل ایمان در قرآن است که در این جلسه به آن  موضوع پرداخته می شود.  ایمان یكی از مهم‌ترین مقولات اخلاق دینی است. امروزه،بحث«ایمان» یكی از اهم مباحث فلسفه دین و الهیّات به شمار می‌رود. در صدها آیه قرآنی با تعبیرهای مؤكد و گوناگون از مخاطبان خواسته شده تا با «ایمان آوردن» به نجات خود بپردازند.در قرآن مجید چنین آمده كه: انسان در این عالم، در وضعیتی نامطلوب و منتهی به تباهی و نافرجامی،گرفتار در زندان هواها واوهام نفس و كوتاه دستی از نعمت ها و لذت‌های ناب و محرومیت از زندگانی ابدی،به سر می برد و نجات وی از این وضعیت رنج آور و حرمان انگیز تنها با ایمان میسر است. بسم الله الرحمن الرحيم، وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ، إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ(3). از سوی دیگر، مصداق مفهوم ایمان، واقعیتی مادی نیست، بلكه مانند امید،محبت، انتظار، آرزو، شكر و تقوا، واقعیتی روحی یانفسانی است و نمی توان مصداقی از آن را در پیش چشم همگان آورد تا بدانند كه گوینده یانویسنده از این لفظ چه اراده كرده است.

ایمان از باب افعال ماده امن،امن یؤمن،ایماناً) در لغت ،معنای گرویدن،ایمن گردانیدن و باور داشتن،روی كردن و اعتماد ورزیدن است. در قرآن نیز به معنای فعل ایمان یا معنای محتوای آن و یاهر دو بكار رفته است.

ایمان (به خدا) باور داشتن و دل سپردن به كسی همراه با اعتماد و توكل به او و نیك دانستن و دوست داشتن او، خضوع و تمكین، ایمان با اعتماد محض معادل نیست، ما باورهای بسیاری داریم كه در عین یقینی بودن، ایمان نامیده نمی‌شود.مثلاً ما بنا به تعلیمات دینی بوجود شیطان یقین داریم، اما هرگز به شیطان ایمان نداریم.زیرا او را شایسته اعتماد نمی‌دانیم، بر او توكل نمی‌ورزیم و در او فضیلتی سراغ نداریم.

علائم و نشانه های مومنین در قرآن

قـرآن در آغـاز ايـن سـوره، مـردم را در ارتباط با برنامه وآئين اسلام به سه گروه متفاوت تقسيم مى كند:

1. متقين(پرهيزكاران ) كه اسلام را در تمام ابعادش پذيراگشته اند؛ در مورد این گروه قرآن کریم پنج علامت را ذکر می کند.

2. كافران كه در نـقـطـه مـقـابـل گروه اول قرار گرفته و به كفر خود معترفند؛ در مورد این گروه سیزده علامت را آورده.

3. منافقان كه داراى دو چـهـره انـد، با مسلمانان ظاهرا مسلمان و با گروه مخالف، مخالف اسلامند، البته چهره اصلى آنها هـمان چهره كفر است، بدون شك زيان اين گروه براى اسلام بيش از گروه دوم است و به همين سبب قرآن با آنها برخوردشديدترى دارد و بیش از بیست علامت برای این گروه آورده است.

در بحث امروز سخن از گروه اول است، در قرآن کریم  ويژگيهاى آنها را از نظر ايمان و عمل درپنج عنوان مطرح مى كند.

در آستانه میلاد باسعادت حضرت امام رضا(ع) قرار داریم، در آغاز قبل از پرداختن به بحث ویژگی های مومنین در قرآن کریم متبرکا یادی از ثامن الحجج حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) می نمایم.

امام هشتم شیعیان حضرت امام علی الرضا(ع) معروف به ابوالحسن،  نام پدر و مادرآن حضرت، : امام موسى الکاظم(ع) و نجمه خاتون(س)، آن حضرت  يازده ذيقعده سال 148 هجرى قمری در مدينه متولد شد. دوران امامت: 35 سال (از سال 148 تا 183 هجری قمری، خلفاء غاصب در زمان آن حضرت: هارون الرشيد، امين، مامون عباسى بود، زمان و محل شهادت حضرت رضا(ع) آخر صفر سال 203 هجری قمری بوده که آن بزگوار در سن 55 سالگى به دستور مامون به شهادت رسيدکه مرقد شريفش در مشهد مقدّس قرار دارد؛ آن چه سخن در باره حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه وا لثناء مخصوصا در حيات سياسى و علمی آن حضرت قابل توجه و دقت است، در شرایط آن روز که انحرافات فکری اسلام را تهدید می کرد، حضور امام هشتم در مناظرات چهره واقعی اسلام را به نمایش می گذاشت.

بطور مثال؛ وقتی که مأمون با تشكيل جلسات علمى و دعوت فقها، متكلمين، اهل حديث و…از طرفى علم دوستى خود را وانمود مى‏ساخت، امّا منظور اصلى او اين بود كه شايد مسئله مشكلى متوجه آن حضرت شده و او را از پاسخ ناتوان بسازد، و بدين وسيله او را بى اعتبار نمايد، ولى نتيجه معكوس مى‏داد، و براى همه ثابت شد كه امام رضا(ع) سزاوارتر به خلافت است به جهت علم و فضلى كه دارد تا آن كه مأمون احساس خطر كرد و او را به فكر انداخت كه امام(ع) نه تنها درد او را دواء نمى‏كند، بلكه اوضاع را عليه او تحريك مى‏نمايد، و اين به شهادت آن حضرت منجر شد.

در این بخش از عرائضم به روایتی از آن حضرت که راجع به احياى مكتب اهل بيت(ع) فرموده می خوانم و بعد به ادامه بحث ویژگی های ایمان در قرآن می پردازم، امام على‏بن موسى‏الرّضا(ع) می فرماید: «مَنْ جَلَسَ مَجْلِسا يُحْيى فيهِ اَمْرُنا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوت الْقُلُوبُ»(4) هر كس در مجلسى بنشيند كه احياى مكتب ما، در آن مى‏شود دلش نمى‏ميرد آن روز كه دلهامى‏ميرند!

از جمله بالا بخوبى روشن مى‏شود كه وظيفه حتمى پيروان اهل بيت(ع) اين است كه در جلسات خود برنامه هاى آنها را احياء كنند، مكتب شان را بشناسند، روح سخنان شان را دريابند، به تعليمات آنان آشنا شوند و مجلس آنها مجلس سازندگى و آمادگى و حيات زندگى باشد نه جلسه سرگرمى و تنها حاجت طلبى و به دردها و خواستهاى شخصى انديشيدن، و مسائل انسانى و اجتماعى و عقيدتى را ناديده گرفتن، چنين مجلسى موجب زنده شدن دلها و بيدارى افكار است.

من بارها در محافل متعدد و نوشته هایم انتقاد به علمای فعلی، مخصوصا شورای علمای شیعه داشتم، اینکه چرا در مجمع سالانه ای این شورا از خدمات و نقش علمای گذشته این کشور  یاد آوری به عمل آورده نمی شود، روحانيت شیعه در این کشور تكيه گاه محرومان بوده و آنان در هر عصرى براى دفاع از مقدسات دينى خود مرارتها و تلخي‌هايى متحمل شده‏اند و همراه با تحمل اسارت‌ها و تبعيدها، زندان‌ها و اذيت و آزارها هرگز زير بار منت و ذلت نرفته‏اند و اگر به  كاركرد علمای گذشته بنگیریم،  برای ما روشن خواهد شد، مجاهدتهای مرحوم آیت الله  العظمی حجت، مبارزات شهید آیت الله العظمی واعظ و شهید آیت الله العظمی افشار و علامه شهید بلخی ودهها شخصیت دیگر جامعه امروزی را  از بدبختی نجات داده و امروز همه بر سفره خدمات آن بزرگواران نشسته و امروز که من و شما در این دستگاه با عظمت(حسینیه عمومی قلعه فتح الله) نشسته ایم و امام جععه شرق کابل آیت الله شیخ محمد نقی افشار حفظ الله خطبه های نماز جمعه را می خواند و همین طور دیگر شخصیت ها در نقاط مختلف شهر کابل فعالیت دارند،  همه از برکت زحمات علمای گذشته ای ما هست، در میان آن بزرگان تهذیب نفس، اخلاق عملی و خودسازی که داشتند و حرف های شان نیز در دل مومنین اثر می گذاشت و آنها  در این کشور به دين و امت اسلامي خدمت كردند و به تعليم و نشر اسلام پرداختند و مردم را به راه اسلام و اخلاق عاليه ديني دعوت كردند، فقرا و محتاجان جامعه دستگيري می نمودند که امروز آن بزگان در قلوب جا دارند، نباید خدمات آن بزرگواران فراموش شود، با کمال تأسف  بعضی ها حتی بردن نام آنها را در جلسات تحمل نمی توانند و احساس خطر می کنند.

   من می خواستم به بهانه خواندن روایتی ازحضرت رضا(ع) بگویم، این جلسات به برکت زحمات علمای گذشته پایه گذاری نموده اند قدرش را بدانیم، مخصوصا در شرایط خطرناکی که دشمن تهاجم فرهنگی را به راه انداخته، نه تنها مخالفان بیرونی، آنهاییکه در قم تحصیل کرده اند، نام شان را از اسدالله احمدی به اسد بودا تغییر می دهد و مقاله تحت عنوان: «روایت نژاد پرستانه خردر کتاب اصوال کافی» را می نویسد، در آن چیزهای به پامیراسلام(ص) و اهلبیت(ع) می نویسند که من جرئت گفتن آن عبارات را ندارم، یا در نشریه نیستان تحت عنوان: نامه سرگشاده به امام محقق کابلی که در آن نیز به مراجع و اهلبیت(ع) حتاکی صورت میگیرد، وقتی که بعضی فرازهای مطالب این دو مطلب توسط حجت الاسلام جناب آقای هادی رئیس کمیسیون تبلیغات شورای علمای شیعه در نهمین مجمع علمای شیعه خوانده می شود، بعضی از اعضای این شورا می گوید این افراد از خود ماست ولی آن ها می خواهند مشهور شود، متأسفانه دین گریزی آن چنان در این شورا مطرح است که فعال ترین عضوش بخاطر مطرح نمودن این مورد در شورا رأی نمی آورند و بیسار از مسائل دیگر که ذکرآن را در این فرصت کوتا صلاح نمی دانم.

بهرحال! بحث پیرامون  ارتباط ایمان و قرآن است، در این جلسه به یکی از موارد آن، یعنی ویژگی های اهل ایمان در قرآن کریم را  از آغاز سوره بقره بحث می کنیم، چنانچه توفیق بود ادامه بحث در جلسات بعدی صورت خواهد گرفت، قرآن کریم در آغاز این سوره  پنج علامت و نشانه را  برای اهل ایمان ذکر می کند:

1) ايمان به غيب :

در اول علائم و صفات مومنین را می گوید، آنها كسانى هستند كه ايمان به غيب دارند، الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ «غيب و شهود» دو نقطه مقابل يكديگرند، عالم شهود عالم محسوسات است، وجهان غيب، ماورا حـس، زيـرا «غـيـب» در لـغـت بـمعنى چيزى است كه پوشيده و پنهان است و چون عالم ماورا مـحـسـوسـات از حس ما پوشيده است به آن غيب گفته مى شود, ايمان به غيب درست نخستين نقطه اى است كه مؤمنان را ازغيرآنها جدا مى سازد و پيروان اديان آسمانى را در برابر منكران خدا و وحى وقيامت قرار مى دهد و به همين دليل نخستين ويژگى پرهيزكاران ايمان به غيب ذكرشده است .

«مـؤمـنـان بـه غيب» عقيده دارند، سازنده اين عالم آفرينش، علم و قدرتى بى انتها، و عظمت و اداركـى بـى نـهايت دارد، او ازلى و ابدى است، و مرگ به معنى فنا و نابودى نيست بلكه دريچه اى اسـت بـه جـهان وسيعتر و پهناورتر، در حالى كه يك فرد مادى معتقد است جهان هستى محدود اسـت بـه آنـچـه ما مى بينيم و قوانين طبيعت بدون هيچ گونه نقشه و برنامه اى پديد آورنده اين جهان است، و پس از مرگ همه چيز پايان مى گيرد.

«غـيـب» در اين جا داراى مفهوم وسيع كلمه مى باشد و اگر در بعضى روايات غيبت در آيه فوق تفسير به امام غائب حضرت مهدى(عج) شده در حقيقت مى خواهد وسعت معنى ايمان به غيب را حتى نسبت به امام غائب (عج ) مجسم كند بى آنكه به آن مصداق محدود باشد.

2) ارتباط با خدا:.

ويژگى ديگر پرهيزكاران آن است كه نماز را برپا مى دارند، یعنی زنده نگه داشتن نماز نه خواندن، وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ، نماز كه رمز ارتـبـاط بـا خـداسـت، مـؤمـنانى را كه به جهان ماورا طبيعت راه يافته اند در يك رابطه دائمى و هـمـيـشـگى با آن مبد بزرگ آفرينش نگه مى دارد، آنهاتنها در برابر خدا سر تعظيم خم مى كنند، چنين انسانى احساس مى كند ازتمام مخلوقات ديگر فراتر رفته، و ارزش آن را پيدا كرده كه با خدا سخن بگويد، و اين بزرگترين عامل تربيت او است .

3) ارتباط با انسانها:.

آنها علاوه بر ارتباط دائم با پروردگار رابطه نزديك و مستمرى با خلق خدادارند, و به همين دليل سومين ويژگى آنها را قرآن چنين بيان مى كند، و ازتمام مواهبى كه به آنها روزى داده ايم انفاق مى كنندٍ،  وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ، قابل توجه اينكه قرآن نمى گويد: من اموالهم ينفقون، یعنی از اموالشان انفاق مى كنند، بلكه مى گويد: وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ، یعنی از آنچه به آنها روزى داده ايم و به اين ترتيب مساله «انفاق»  را آنچنان تعميم مى دهد كه تمام مواهب مادى و معنوى را دربر مى گيرد. بنابراين مردم پرهيزگار آنها هستند كه نه تنها از اموال خود, بلكه از علم وعقل و دانش ونيروهاى جسمانى و مقام و موقعيت اجتماعى خود, و خلاصه ازتمام سرمايه هاى خويش به آنها كه نياز دارند مى بخشند, بى آنكه انتظار پاداشى داشته باشند.

4) ایمان به پیامران الهی:

ویژگی چهارم ایمان به تمام پیامبران الهی است، قرآن کریم می فرماید: والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ ، یعنی آنها كسانى هستند كه به آنچه برتو نـازل شـده وآنچه پيش ازتو نازل گرديده ايمان دارند.

5) ايمان به رستاخيز:

صـفـتـى اسـت كه در اين سلسله از صفات براى پرهيزكاران بيان شده است،آنها به آخرت قطعا ايـمـان دارنـد، وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ، آنها يقين دارند كه انسان عبث و بى هدف آفريده نشده، آفـريـنش براى او خط سيرى تعيين كرده است كه بامرگ هرگز پايان نمى گيرد, او اعتراف دارد كـه عـدالـت مـطـلق پروردگار در انتظارهمگان است و چنان نيست كه اعمال ما در اين جهان , بـى حـسـاب و پـاداش بـاشـد ايـن اعتقاد به او آرامش مى بخشد, از فشارهائى كه در طريق انجام مـسـئولـيـتـهـا بر او واردمى شود نه تنها رنج نمى برد بلكه از آن استقبال مى كند و مطمئن است كـوچـكـتـريـن عـمـل نـيـك و بد پاداش و كيفر دارد، بعد از مرگ به جهانى وسيعتر كه خالى از هـرگـونـه ظـلـم و سـتـم اسـت انـتـقـال مـى يابد و از رحمت وسيع و الطاف پروردگار بزرگ بهره مندمى شود.

ايـمـان بـه رسـتـاخـيز اثر عميقى در تربيت انسانها دارد, به آنها شهامت وشجاعت مى بخشد زيرا براساس آن , اوج افتخار در زندگى اين جهان، «شهادت» درراه يك هدف مقدس الهى است كه آغـازى اسـت بـراى يـك زندگى ابدى و جاودانى و ايمان به قيامت انسان را در برابر گناه كنترل مى كند, و به هرنسبت كه ايمان قويترباشد گناه كمتر است.

خداوند متعال ما را خلق کرده برای این است که به ما ثابت کند چه کسانی در این دنیا عمل خوب انجام می دهند و کیا عمل بد، الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (5) و بقول مثنوی:

این جهان کوه هست فعل ما ندا        سوی ما آید نداها را صدا

چونکه بد کردی بترس ایمن مباش        زانکه تخم است و برویاند خداش

از مکافات عمل غافل مشو           گندم از کندم بروید، جو زجو

لذا دنیا کشت و کار آخرت است و باید تلاش شود که رفتار و عمل مان را با دستورات قرآن طبیق دهیم، در آن صورت  قرآن کریم باعث هدایت می گردد، من در پایان صحبت هایم می خواهم به داستانی اشاره کنم که با شنیدن آیه ای از کلام نوربخش الهی در اعماق جان یک انسان راهزن و خلاف کار انقلاب ایجاد می کند و با توبه حقیقی آن شخص یکی از ذهاد معروف می گردد.

چگونه قرآن انقلاب درونی ايجاد مي كند؟

گويند فضيل بن عياض سال ها دزدى و راهزنى مى كرد، با شنيدن كلام الهى منقلب گشته توبه كرد و از زهّاد معروف و مشهور عالم گشت. وقتى هدايت يافته، اداى حقوق نموده و به مكّه رفته بود، در عرفات از او پرسيد ند كه اين مردم را چگونه مى‏بينى؟ گفت خداوند همه را مى آمرزيد، اگر من در ميان آنها نبودم، يعنى عدم آمرزش ايشان از من است كه از بد ترم.

در كوى ما شكسته دلى مى خرند و بس  با زار خود فروشى از آن سوى ديگر است  گويند فضيل معشوقه داشت طبق وعده قبلى شبى از ديوار بالا رفت، از خانه همسايه شخصى با صوت حزين قرآن مى خواند، به اين آيه رسيد: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ الله وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ»(6) آيا وقت آن نرسيده كه دل هاى مؤمنين به ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده خاشع شوند؟ همان لحظه گريان و دست بر سر زنان بر گشت و مى گفت چرا، الآن، در مراجعت به كاروان سرا رسيد، گوشه استراحت كرد، كاروانى مى خواست بار كند، يكى از ايشان گفت: «فضيل در راه ديده شده فعلاً بار نكنيد، وگرنه بار ها به تاراج خواهد رفت،

فضيل از شنيدن اين سخن گريه كرد و صدا زد كه اى برادران فضيل با شما است، ديگر با كسى كارى ندارد، بر خيزيد و به سلامت برويد، فضيل بعد از توبه از صاحبان اموالى كه دزديده بود، به هر وسيله رضايت گرفت، گويند يكى از صاحبان مال يهودى بود، از او نيز حليّت طلبيد، يهودى گفت: در فلان گوشه  خانه، زرى پنهان كرده‏ام، آن را بردار و بياور تا از تو راضى شوم

فضيل رفت زرها را آورد، يهودى گفت: «اشهد ان لااله الاّاللّه وَ اَنَّ محمّدا رسول اللّه» اضافه كرد كه من زرى پنهان نكرده بودم، مى خواستم بدانم تو توبه كرده يانه، در كتاب خوانده بودم و از علمای مان نیز شنیده بودم كه اگر از امّت محمّد(ص) كسى توبه واقعى كند خاك در دستش طلا گردد.

ما هرچه داریم از خاندان عصمت و طهارت(ع) هست، می خواهم در جلسه یکی از مصائب اما حسین(ع) که در قصیده رائیه ابن عرندس حلی آمده بخوانم.

«قصيده رائيه ابن عرندس حلّى»

حاصل ما زين جهان مِهر و تولاى توست        بوسه گه ما مدام خاك كف پاى توست

عشق تو شد دين ما مهر تو آيين ما               تو دانى و روز حشر ز بار سنگين ما

يكى از القاب سيّدالشهداء عليه‏السلام عطشان است كما اين تعبير در روايات، زيارتنامه ها و تواريخ در باره آن حضرت  آمده است، از جمله  در حديث امام محمّد باقر عليه‏السلاماست: «اِنَّ الْحُسَيْنَ… قُتِلَ مَظْلُوما مَكْرُبا عَطْششانا» به درستى كه حسين مظلوم در حاليكه غصه او را احاطه كرده بود با لب تشنه شهيد شد.

امام سجاد(ع) نيز سال هاى سال، به ياد لب عطشان پدر بزرگوارش گريه مى كرد و اشك مى ريخت هرگاه هنگام  افطار، آب و غذا براى آقا مى آوردند تا چشم مبارك به آب و غذا مى افتاد گريه  مى كرد و مى فرمود: «قُتِلَ ابنَ رَسُولِ اللّهِ جائعا، قُتِلَ ابنَ رسولِ اللّهِ عَطْشانا»فرزند رسول خداگرسنه وبالب تشنه به شهادت رسيد.

لذا يكى از اشعار جانسوزى كه تا به حال در مصيبت عطش امام حسين(ع) گفته شده قصيده رائيه ابن عرندس حلّى است.

مرحوم حاج شيخ عبدالزّهراكعبى (متوفاى 1393) كه از رجال اهل منبر كربلا بود و مورد توجه حضرت زهرا(س) كه در روز ميلاد آن حضرت به دنيا آمد و در روز شهادت آن حضرت شهيدا از دنيا رفت، از او نقل شده كه روزى وارد صحن حرم سيّد الشهداء(ع) شدم، ديدم شخصى مقابل يكى از حجره‏هاى صحن مطهرنشسته و دارد كتاب مى فروشد و با من هم سابقه آشنايى داشت وقتى كه چشمش به من افتاد مرا صدا كرد وگفت: فلانى كتابى دارم كه ممكن به درد شما بخورد، اين كتاب در بر دارنده اشعار است و قمت آن هم اين است كه يكبار اشعارش را برايم بخوانى.

مرحوم عبدالزهراء كعبى مى گويد كه من با ديدن اين كتاب گويا گم شده‏أم را پيدا كردم، چون مدتها بود كه در جستجوى آن كتاب بودم، او مى گويد: آن  كتاب را گرفتم ديدم قصيده ابن عرندس شاعر معروف اهل بيت عليهم‏السلام است، داخل صحن رو بروى ايوان طلا نشستم مشغول خواندن اشعار و قصيده ابن عرندس شدم، يك وقت ديدم كه سيّد عربى  با عظمت و هيبت ملبس به لباس اهل علم كنار ما نشسته و همين طور به اشعارى كه مى خواندم گوش مى داد و اشك مى ريخت با حضور آن سيّد مجلس ما معنويت و روحانيت خاصى پيدا كرد؛ و هر گاه يادم مى‏آيد منقلب مى شوم، وقتى كه به اين بيت رسيدم: أَيُقْتَلُ ظَمانا حُسَيْنُ بِكَرْبَلا وَ فى كُلِّ عُضْوِ مَنْ أَنا مِلِهِ بَحْرُ يك مرتبه ديدم آن سيّد بزرگوار به شدت گريه مى نمايد و در حالتى كه توجهش به قبر امام‏حسين(ع) بود و مرتب اين بيت را تكرار مى‏كرد و مثل زن جوان مرده گريه مى كرد واشك ريخت بعد از اتمام قصيده يك وقت ديدم كه آن سيّد از نظرم غايب شد، به هر طرف كه رفتم آن سيّد را نديدم، بعدا فهميدم كه آن آقا امام زمان(عج) بوده. علامه امينى در جلد هفتم الغدير فرموده بين اصحاب اماميه مشهور است، كه در مجلسى قصيده ابن عرندس خوانده نمى‏شود، مگر اينكه امام منتظر(عج) در آن مجلس حضور پيدا مى كند.

حالا چون اين اشعار مورد نظر امام زمان(عج) است و هر كجا خوانده شود آقا تشريف فرما مى شوند، لذا براى آنكه نظر آن حضرت، معطوف به مجلس ما بشود، همه بياد مظلومى جدّ بزرگوارش اين اشعار را زمزمه مى كنيم: أَيُقْتَلُ ظَمانا حُسَيْنُ بِكَرْبَلا وَ فى كُلِّ عُضْوِ مَنْ أَنا مِلِهِ بَحْرُ چگونه حسين(ع)‏ در كربلا با لب تشنه شهيد مى‏شود – در صورتيكه در عضو از انگشتانش دريايى از سر فرازى وجود دارد؟

وَ والدُهُ السّاقى عَلَى الْحَوْضِ فِى غَدٍ  وَ فاطمَةُ مَاءُ الْفَراتِ لها مهرُ  و با آنكه پدرش على(ع) (ساقى حوض كوثر است) و فرداى قيامت – مردم را از آن آب گوارا سيراب مى‏كند و آب فرات مهريه مادرش زهرا(س) بود.

فَوا لَهْفَ نَفْسِى لِلْحُسَيْنِ وَ مَاجَنى عَلَيْهِ غَداةَ الطَِّف فِى حَرْبِهِ الشِّمْرُ  جانم بر حسين(ع) دريغ مى‏خورد كه در آن روز (واقعه) كربلا- شمر چه جناياتى را در باره او روا داشت.

در اينجا ابن عرنديس اشاره به مصيبت عطش امام حسين(ع) نموده است.

همان مصيبتى كه تمام انبياء(ع) بر آن گريه كردند و جبرئيل براى انبياء(ع) مصيبت عطش امام حسين(ع) را خواند، همه ائمه ما براى مصيبت عطش امام‏حسين(ع) گريه كردند. خود امام زمان(عج) هم وقتى كه تشريف فرما مى‏شود براى جدّمظلوم شان مصيبت عطش خواند و مى فرمايند: «ألا يا أهْلَ الْعَالَمِ اِنَّ جَدِّىَ الحُسَيْنَ قَتَلُوهُ عَطْشانا»اى مردم عالم همانا جدّم حسين رابا لب تشنه به شهادت رسانيدند.

زان تشنگان  هنوز به عيّوق مى رسد      فرياد العطش  زبيابان كربلا

پاورقی:

1. گردآورنده سید عباس حسینی مسئول فرهنگی مجمع فرهنگی بقیت الله(عج) و مدیر مسئول نشریه عصر انتظار.

2. سوره بقره آیات 1 تا 5 .

3. سوره عصر، آیات 1تا3 .

4.  وسائل الشّيعة؛ ج 14، ص 502، ح 19693؛ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۹۳٫ .

5. سوره ملک، آیه 2 .

6. سوره حدید، آیه 16 .



Comments are closed.