امام حسین(ع) و حکومت اسلامی

 قیام امام حسین(ع) در سال ۶۱ هجری که در تاریخ بشریت نظیر ندارد، دارای ویژگی های مذکور است. هرچند به ظاهر در روز دهم محرم همان سال به طور دهشت انگیز و وحشیانه سرکوب شد و اهل بیت وحی و رسالت(ص) را به اسارت بردند و فاتحان ظاهری آن نبرد نا متوازن، جشن پیروزی به پا کردند؛ اما دیری نگذشت که موج این نهضت و قیام، شعاع و جودش را در سرتاسر جهان گستراند و از فردای همان روز صدای کاروان نهضت و انقلاب در کوه و صحرا پیچید و پرچم پیروزی اش را بر بلندای آسمان انسانیت برافراشت، کاخ بیدادگری را لرزاند وحاکمیت استبدادگران و زور گویان را فرو ریخت.

اسرار حقیقت را باید در ماهیت این نهضت مقدس و پر افتخار جستجو نمود و آن جز اصلاح امور، زنده کردن فضایل انسانی، کرامت بشری و معامله با خدای یگانه نبود. این نهضت مثل چشمه معرفت خداوند همیشه در جوشش است و تشنگان فضایل و انسانیت را سیراب می کند. بدین مناسبت شورای اخوت اسلامی امسال نیز همانند سالهای قبل از سالروز شهادت امام حسین(ع) تجلیل بعمل آوردند،  شورای اخوت اسلامی در دهه دوم محرم امسال دومین نشستی را تحت عنوان «امام حسین(ع) و حکومت اسلامی» برگزار که در این بخش بیانیه حجت الاسلام سید جعفرعادلی«حسینی» رئیس دارالانشاء شورای اخوت اسلامی ارائه گردیده حضور خوانندگان محترم پیش کش می نماییم:

امروز سه شنبه 18 ماه محرم 1436 هجری قمری، برابر 20 عقرب 1393 خورشیدی دومین سمینار شورای اخوت اسلامی پیرامون نهضت ماندگار حضرت امام حسین(ع) سال 61 هجری قمری در عراق تحت عنوان«امام حسین(ع) و حکومت اسلامی» برگزار است.

اولین همایش بدین مناسبت، چهارم محرم امسال زیر نام «امام حسین(ع) و اخوت اسلامی» در مسجد شاه دو شمشیره ولی(ره)  و دومین نشست نیز با حضور شخصیت های علمی تشیع و تسنن در حوزه علمیه خاتم النبین(ص) در خدمت کارشناسان و شخصیت های علمی شیعه و سنی هستیم و محور بحث سخنرانان «امام حسین(ع) و حکومت اسلامی» می باشد.

آری! اولین و مهم ترین نیاز جوامع انسانی امروز، مخصوصا امت اسلامی به شناخت و بررسی ابعاد زندگانی چهره های تأثیرگذار همانند حضرت امام حسین(ع) به عنوان یکی از شخصیت های برجسته تاریخ اسلام در شرایط کنونی  ضرورت دارد.

امام حسین(ع)  سوم شعبان سال سوم هجرت در عصر رسالت پیامبر گرامی اسلام(ص) متولد شد، و پنجاه و هفت سال و پنج ماه یعنی تا دهم محرم سال 61 هجری قمری زندگی  نموده و هشت  زمامدار و حکومت را تجربه کرد.

1. دوران رسالت نبی مکرم اسلام(ص)

2. دوران خلافت، خلیفه اوّل

3. دوران خلافت، خلیفه دوم

4. دوران  خلافت، خلیفه سوم

5.  دوران خلافت خلیفه چهارم و عصر امامت حضرت علی(ع)

6. دوران امامت امام حسن مجتبی(ع)

7.  دوران حکومت معاویه ابن ابی سفیان

8.  دوران حکومت یزید ابن معاویه

شناخت دوران رهبری و حکومت های که تذکر داده شد و بررسی مواضع امام حسین(ع) در عصر هر کدام آنان و در مجموع نشان می دهد که آن حضرت با دو نوع حکومت و ولایت الهی و طاغوتی رو به رو بوده و بدین جهت بررسی عملکرد امام حسین(ع) در برابر حکومتهای اسلامی و ضد اسلامی، یکی از مهم ترین ابعاد شخصیت آن بزرگوار است.

لذا شیوه تعامل و ارتباط متقابل چهره ها و دولتها، یکی از گویاترین روشها برای شناخت زوایای ناشناخته زندگانی شخصیت ها و مواضع آنان در دوره های گوناگون است.

امام حسین(ع) حکومت را یک مسئولیت الهی می داند و قدرت را برای خویش و منافع فردی و گروهی خود نمی خواهد، امّا برای اقامه معروف و زدودن منکرات، آن را یک وظیفه بزرگ الهی می شناسد و می فرماید: «اَللَّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یَکُنْ ما کانَ مِنّا تَنافُسا فی سُلْطانٍ وَ لاَ الْتِماسا لِفُضُولِ الْحُطامِ وَلکِنْ لِنُریَ الْمَعالِمَ مِنْ دینِکَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فی بِلادِکَ وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ وَ یُعْمَلَ بِفَرائِضِکَ وَ سُنَّتِکَ وَ اَحْکامِکَ فَاِنَّکُمْ اِلاّ تَنْصُرُونا وَ تَنْصِفُونا، قَوِیَ الظُّلْمُ عَلَیْکُمْ وَ عَمِلُوا فی اِطْفاءِ نُورِ نِبِیِّکُمْ وَ حَسْبُنَا اللّه ُ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنا وَ اِلَیْهِ اَنَبْنا وَ اِلَیْهِ الْمَصیرُ»؛ بارالها! به راستی تو می دانی که تلاشهای ما از باب رقابت در قدرت و جستجوی اموال بیشتر نبود، بلکه برای آن است که نشانه های دین تو را نشان دهیم و اصلاح را در شهرهای تو پدید آوریم و ستمدیدگان از بندگانت را امنیّت بخشیم تا واجبات و مستحبات تو و احکام تو عمل شود.

شما مردم اگر ما را یاری نکنید و حق ما را ندهید، ظالمان بر شما مسلّط می شوند و در خاموش کردن نور پیامبرتان می کوشند و خدا برای ما بس است و بر او توکل می کنیم و به سوی او باز می گردیم و سرانجام همه به سوی اوست.

در اينكه فلسفة واقعي قيام امام حسين(ع) چه بوده، نظريات مختلفي ارائه شده و تقريباً همة كساني كه در رابطة با قيام امام حسين(ع) كتاب نوشته اند در اين امر اتفاق نظر دارند كه هدف امام حسين(ع) اصلاح جامعه بود و برخي قائلند که نهضت امام حسين(ع) براى تشكيل حكومت اسلامى اهميت به‌سزايى دارد؛(1) زیرا امام حسين(ع) در اين دوره مطابق وظيفه امر به معروف و نهى از منكر احساس مسئووليت نسبت به حفظ شريعت جدش از انحراف نمودند و اهداف اعلام شده امام حسين(ع) در وصيت به برادرش محمد حنفيه عبارتند از:

1. اصلاح امت جدش

2. امر به معروف و نهى از منكر

3. عمل به سيره پيامبر و حضرت على(ع)  اين اهداف نيز با تشكيل حكومت اسلامى قابل تحقق و سازگارند.(2)

لذا امام حسین(ع) که شایسته و وارث حاکمیّت نبوى و رهبر معنوى امّت اسلامى بود، براى احیاى ارزش هاى اسلامى و بسط قسط و عدل و مبارزه با ستمگران به هدف تشکیل حکومت اسلامى به پا خاست، به این قصد که اگر ممکن شود با تشکیل حکومت اسلامى و گرنه با شهادت خویش و یارانش، چهره واقعى بنى امیّه و یزید را آشکار سازد و به ریشه کن ساختن درخت ظلم و کفر و نفاق شان بپردازد و اسلام و امّت مظلوم اسلامى را یارى کند.

امام حسین(ع) در تمام دوران خلافت پدر بزرگوارش امام علی(ع) و برادرش امام حسن(ع) براى تقویت حکومت اسلامى در کنار آن بزرگواران حضور داشت.

بنا براین در شرایط کنونی کشور، رسالت علمای دینی بیش از هر زمان دیگری سنگین و می طلبد تا علما در قبال جامعه اسلامی نسبت هر زمان دیگر احساس مسئولیت نمایند؛

زیرا در روایات اسلامی داریم که علما وارثان انبیا و مرزبانان دین هستند، انديشه علما كه از پیامبراسلام(ص) و اهل بیت(ع) و صحابه کرام(ره) الهام گرفته و آنان  دينداري و معنويت را  از طرق مختلف در فرصت‌هاي به دست آمده به مردم خویش آموختند. اگرما خدمات آن علما را نادیده بگیریم و در صدد حذف آثار و خدمات آنها باشیم با خلأ عظیم فكری و فرهنگی روبر خواهیم شد.

علما و دانشمندان اسلامی افغانستان، از سالیان متمادی بدینسو بعنوان مشعلداران و پیشتازان جامعه اسلامی مصدرخدمات فراوان قرار گرفته و در این کشور از جایگاه ویژه برخور دار بوده اند و علمای این کشور در گذشته  از نفوذ فرهنگ و سیاست دشمن جلوگیری و از ارزش های دینی و اسلامی حراست و پاسداری نمودند و از این جهت بودند که پس از كودتاى 7 ثور 1357 و به قدرت رسيدن كمونيستها بازداشتها و اعدام هاى جمعی شروع شد، اولين قربانيان اين كشتار را شهداى روحانيت تشكيل مى‏هند.

با توجه  به سابقه تاریخی روحانیت  وانتظاراتی که  بعنوان یک باور، نسبت به انجام رسالتی که ازاین قشر عظیم در دلهای مردم جاه داشت، این پرسش است که چرا در شرایط فعلی مردم نسبت به علمای شان بی اعتمادی شدند؟

در حالیکه در گذشته میان مردم و علماء اعتماد وجود داشت، همواره علماء تنها ملجا و پناه مردم در برابر ظلم و استبداد حکام  بودند، متأسفانه امروز علماء در اثر عملکرد  برخی از هم کسوتان شان، نه تنها  شاهد  دین گریزی  نسل  فردای این بلاد اسلامی هستند که  در کنارتضعیف  باورهای دینی مردم، به تنزل جایگاه خود به نظاره نشسته اند، در زمان حکام ظالم و مستبد گذشته، کسی جرات نمی‌کردند که به علماء توهین کنند؛ اما امروز ما شاهد بی حرمتی علما، آن هم توسط نخبگان سیاسی این جامعه که خود شان را سرسپرده روحانیت می دانند و اظهار درد دین دارند هستیم.

متأسفانه امروز موضع علمای کشور در قبال گروههای تند رو و تکفیری، همانند داعش، جریانهای قوم گرای چپی و اهانت کنندگان به ارزشهای دینی بی تفاوت و محافظه کارهستند و عمل کرد آنان باعث تضعیف دین وااعتقادات اسلامی گردیده اند.

علمگرد گروههای تند رو اسلامی که خودشان را مسلمان می دانند و باعث قتل و کشتار انسانهای بی گناه می گردد، چه فرقی با عمکرد سپاهیان یزید که در سال 61 هجری قمری در عراق انجام داد چه تفاوتی دارند، در خط حسینی بودن یعنی مقابله و اعلام موضع در قبال این گونه افراد و گروههای ضد دینی است.

همانگونه که دیروز علما ازطريق خطابه و رسانه اسلامي (مساجد و تکایا) ماهيت پوچ كمونيست ها را برملا ساختند. امروز نیز در برابر فرقه سازی ها، توهین به مقدسات، در برابر لائیک و قوم گرایان بی تفاوت نباشند. اگر ديروز كمونيسم با اسلام روبرو بود ولي امروزسكولاريسم در برابر اسلام قرارگرفته است.

پیامبراسلام(ص) می فرماید: «ویل لأمّنی من «علماء السوء» یتخذّون هذا العلم تجارة یبیعونها من أمراء زمانهم، لا اربح اللّه تجارتهم.»(3)

وای بر امّت من از عالمان بد، که این علم را تجارت گرفته و آن را به حکام زمان خود می فروشند، خداوند تجارتشان را سودبخش نسازد!

و امام عسگری(ع) در بیان اوصاف و شرائط آخر الزمان چنین پیشگوئی فرموده که: «سیأتی زمان علی الناس… و علمائهم فی ابواب الظلمة»(4)

بودن علما در دربار ستمگران، یکی از اوصاف زمان پیش از عصر ظهور مصلح کلّ است. این نشاندهنده عمق فاجعه است که دانایان تباهی آفرین به بار می آورند ودلیل گستردگی مفاسد و زیان هائی است که پیامد فساد و آلودگی «علماء سوء» است. چرا که علما، نقش سرچشمه افکار و اعتقادات و باورهای مردم را دارند و آلودگی سرچشمه، به همه نهرها و جویبارها و کانال ها سرایت می کند.

قضیّه ورود علما در دستگاه ظلمه و سلاطین، غیر از ورود افراد عادی است… یک فقیه، یک قاضی مثل ابوهریره و شریح قاضی، وقتی که در دستگاه ظلمه وارد شوند، دستگاه را عظمت می دهند، اسلام را لکّه دار می کنند، یکنفر فقیه اگر وارد دستگاه ظلمه شد، مثل این است که یک امّت وارد شده باشد….

عالم دین، که باید پاسدار ارزشها و نگهبان حرمت علم باشد، وقتی روبه دربارها نهد و علم خویش را وسیله تقرّب به حاکمان سازد، خودش نیز از حرمت و آبرو و اعتبار می افتد.

هارون الرشید کسی را پیش «مالک بن انس» فرستاد که بیاید و به او حدیث بگوید. مالک پیغام داد: پیش علم می آیند(نه آن که علم، پیش دیگران برود!…) رشید به منزل او رفت و وارد خانه شد و مثل مالک به دیوار تکیه داد. مالک گفت: خداوند، مقام دانش را بزرگ داشته است!… آنگاه هارون الرّشید برخاست و روبروی مالک نشست (همچون شاگردان.)

علمای یهود که در خدمت سلطه ها بودند، علمای نصاری که به نفع قدرت ها عمل می کردند، احبار و رهبانی که به سود سلاطین و حکام، «تحریف کلمات» داشتند، قضاوت و مفتیانی که در دربارهای خلفا، جا خوش کرده و طبق خواسته خلیفه، «حکم» کرده و «فتوا» می دادند، راویان و کاتبان و مؤلّفان و شاعران و ادبایی که روایت و نویسندگی وتألیف و شعر و ادب و هنر خود را «وقف خاص» امیران می کردند، و بسیاری از این قبیل….

آیا می دانید که چه لطماتی به باور توده ها می زدند؟

چه حیثیّی را از مقام علم و ادب و فضل، برباد می دادند؟

و چه آبروهایی از جبّاران بی آبرو می خریدند؟

خود خوان حدیث مفصل از این مجمل

در پایان امیدوارم رسالت اساسی برگزاری همچون سمینارها و معرفی چهرهای علما و پرچمداران دینی که با خون شان از جان شان گذشتند اما سرنوشت دینی و مذهبی و قیودات دینی ما هیچ کسی با هیچ پیمانه ای وارد معامله نشدند، یکبار دیگر برارواح جمع این مرزبانان اعتقادی اسلامی درود خداوندی را می فرستم و امیدوارم که به حول قوه الهی و به برکت خاندان عصمت و طهارت(ع) با یمن فدارکاری علمای که در آینده قطعا تلاش خواهد کرد بشود که این خالی گاهها را که در بخش های مختلف که  نام برده بیاری خدای متعال پرشود.

یکبار دیگر حضور فرهیختگان را در این سمینار«امام حسین(ع) و حکومت اسلامی» خوش آمد گفته و مقدم تان را گرامی داشته و امید وارم که دستورات حضرت امام حسین(ع) سرمشق و سرلوحه زندگانی مان قرار گیرد.

پى نوشت‌ها

1 ـ درباره هدف امام حسين(ع) از قيام، نظرات گوناگونى ارائه و تحليل شده است، قيام امام حسين(ع) ابعاد مختلفى داشت; بگونه اى كه نمى توان گفت تنها و تنها هدف امام تشكيل حكومت بوده است. در اين زمينه بحثها و مناقشات دامنه دارى صورت گرفته که که به منابع تاریخی مراجعه شود.

2.  موسوعه كلمات الامام الحسين(ع)، ص 290 و 291.

3. کنز العمّال»، ج 205 / 10.

4. الحیاة»، ج 311 / 2، به نقل از «مستدرک» 322 / 2.



Comments are closed.