امام علی(ع) الگوی کامل تربیت اسلامی

  صبح پنج شنبه مورخ 20 اسد 1391 خورشیدی،  برابر 21 رمضان 1433 هجری قمری از ساعت 30/7 تا 8  صبح  بمناسبت سالروز شهادت حضرت علی بن ابی طالب(ع) حجت الاسلام والمسلمین سید جعفرعادلی«حسینی» مهمان ویژه تلویزیون خورشید بود.

در آغاز مجری برنامه محترم سیدجاوید مقصودی، سالروز شهادت حضرت علی(ع) را تسلیت گفته و با قدردانی و سپاسگذاری از حضور جناب آقای عادلی در این برنامه از وی تقاضا نمود که به اختصار پیرامون فضائل امام علی(ع) صحبت نماید؟

عادلی: با تقدیم سلام و احترام و عرض تسلیت بمناسبت شهادت مولی الموحدین حضرت علی بن ابی طالب(ع) به شما و همه همکاران محترم تان و همین طور حضور بینندگان محترم تلویزیون خورشید، عرض شود که؛

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که تر کنند سر انگشت و صفحه بشمارند

امام علی بن ابی طالب(ع)  در سیزدهم ماه رجب، ده سال قبل از بعثت، داخل کعبه معظمه تولد یافت و صبح 19 رمضان سال 40 هجری قمری در محراب عبادت به دست شقی ترین افراد « ابن ملجم»  ضربت خورد و شب 21 رمضان در سن 63 سالگی در کوفه به شهادت رسید، بارگاه ملکوتیش در نجف اشرف مزار شیفتگان و رهروان راه آن حضرت است.

در شب 19 رمضان ضربتی که خود آن حضرت را آسوده کرد، اما جامعة اسلامی را سوگوار ساخت. وقتی که حضرت علی(ع) شهادت را  احساس کرد و فرمود: « فزت و رب الکعبه» ، یعنی سوگند به خدای کعبه رستگار شدم.

اما فضائل و مناقب حضرت علی(ع) در منابع متعدد کتب روایی از جمله؛ در مجلس بیست امالی صدوق، از جابربن عبدالله انصاری(ره) از پیامبراسلام(ص) نقل نموده که من  به ترجمه برخی فرمایشات پیامبراسلام(ص) اشاره می نمایم.

 جابر بن عبدالله انصاری(ره) می گوید: از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که می فرمود: علی ویژگی هایی دارد که اگر یکی از آنها به تمام مردم داده شود برایشان کافی است و آن امتیازات عبارتند از: فرمایش پیامبر(ص) درباره او:

«هر که من مولای اویم علی مولای اوست»

و «علی نسبت به من چون هارون نسبت به موسی است»

و «علی از من است و من از علی»

و «علی نسبت به من چون جان من است، اطاعت از او اطاعت از من و نافرمانی از او نافرمانی از من است»

و «جنگ با علی جنگ با خداست و سازش با علی سازش با خداست»

و «دوست علی دوست خدا و دشمن او دشمن خداست»

و «دوستی علی نشانه ایمان و دشمنی با او نشانه کفر است»

و «علی با حق است همان طور که حق با علی است و این دو از هم جدا نمی شوند تا اینکه بر کنار حوض کوثر به من ملحق شوند»

و «هرکس از علی جدا شود از من جدا شده و هر کس از من جدا شود از خدا جدا شده است»

امیرالمؤمنین امام علی(ع) به مقتضای نصوص صریحه، حکم نفس پیغمبر را داشته و بنابراین قلب مبارکش دارای ملکه قدسیه عصمت بوده است. چنانچه ابن حجر از قول ابوبکر آورده که گفت: از پیامبر(ص) شنیدم که می فرمود: «علیّ مِنّی بمنزلتی من ربّی»(1) علی نسبت به من همانند منزلت من با خدای من است.

و نیز از سخن پیامبر است: «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیّ لَنْ یَزُولا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الْحَوض»(2) علی با حقّ است و حق با علی، از یکدیگر جدا نشوند تا در کنار کوثر نزد من آیند. همچنین ابن ابی الحدید علاوه بر نقل روایت ذکر شده، او در جای دیگر می نویسد: علی ابن ابی طالب دارای دو نعمت بزرگ است که  « یکی جهاد است اگر شمشیر علی نبود، مشرکان همگان را تسلیم خود می‌کرد … و دیگر دانش آن حضرت است که اگر آن را بیان نمی کرد، خلق در بسیاری از احکام به غیر خدا حکم می کردند.»

و همین طور درس عدالت را نیز باید از حضرت علی(ع) آموخت، آن حضرت آنچنان در بیت المال سخت گیر بود که حتی  نسبت به نزدیک ترین فرد خانواده اش هم دریغ نمی کرد.  داستان برخورد آن حضرت  با دخترش زینب(س)، آن گاه که از علی بن ابی رافع (نگهبان بیت المال) گردن بندی را برای عید قربان به عاریه مضمونه گرفته بود، بسیار تکان دهنده و عبرت آموز است و حضرت فرمود: ابن ابی رافع! همین روز باید آن را پس گیری و به جای خود بگذاری و اگر بعد از این چنین کنی کیفر سختی خواهی شد و چنانچه دختر من زینب آن گردن بند را به رسم عاریه مضمونه نگرفته بود، اولین زن هاشمی بود که دست او را به جرم سرقت می بریدم.(3)

امام علی(ع) الگوی کامل تربیت اسلامی:

مالك بن حارث نخعي، ملقب به «اشتر» از شجاعان عرب و از مشاهير عراق و از نيكان و زاهدان تابعين است. مالك اشتر از اصحاب و ياران خاص امير مؤمنان(ع) و در حقیقت به اصطلاح امروزی وزیر دفاع حکومت آن حضرت بود كه در نبردهاي جمل و صفين شركت داشت و بر ناكثين و قاسطين، پيمان شكنان و ستمگران و كجروان شمشير زد. او از شاگردان و پرورش يافتگان مكتب امام علی(ع) بود كه چون مولاي خود داراي صفات اضداد بود. شجاعت و قدرت، حلم و بردباري؛ قاطعيت و خشونت، مدارا و نرمش؛ فصاحت و بلاغت؛ جود و كرم، زهد و قناعت؛ در وجود او متجلي بود. اشتر نخعي در عصر سكوت، با شمشير زبان به ميدان آمد و دركوفه انقلاب و نهضت به راه انداخت. این شخصیت روزی با لباس محقر و ساده ای که داشت از کوچه ای می گذشت، مرد هتاک و بی ادبی به او اهانت کرد، مالک به وی چیزی نگفت و از آنجا رفت، کسی به آن مردهتاک گفت: آیا این شخص را شناختی؟ گفت نه خیر.

گفت این مالک اشتر وزیر دفاع حکومت علی(ع) بود، مرد هتاک و متملق دنبال مالک راه افتاد، قبل از آنکه مالک در باره وی تصمیمی بگیرد از او  معذرخواهی نماید، وقتی سراغش را گرفت گفتند به مسجد رفته، این مرد منتظر ماند تا نماز مالک تمام شد، فورا خود را به قدم های مالک انداخت، مالک اشتر گفت: من به این مسجد نیامد، فقط بخاطر تو و در حقت دعا کنم و از خداوند هدایت تورا بخواهم که مبادا با این کارت باعث اذیت و آزار افراد مظلوم و بی چاره شوی.

این یک نمونه ای از تربیت شدگان مکتب علوی می باشد، شما امروز در بسیار از کشورهای اسلامی که ادعای حکومت دینی را دارند، مخصوصا در کشورما که نظامش را  به اصطلاح جمهوری اسلامی نام نهاده، مسئولین و افراد قدرتمند آن با مردم خویش چگونه رفتار می کنند، برای رفت آمد شان راهها را مسدود و چقدر به افراد عادی و بیچاره برخورد بد صورت می گیرد.

امام علی(ع) با بیچارگان و یتیمان چگونه رفتار می کند؟ جورج جرداق نویسندة متفکر مسیحی در کتاب صدای عدالت انسانیت داستان از کودک نوازی حضرت علی(ع) را می گوید: امام علی(ع) در عین زهد، جهاد در راه خدا را برگزید و مانند دیگر زاهدان به گوشه انزوا نرفت. او در عین مهربانی نسبت به بیچارگان، به فتح قلعه های ستم همت گماشت و در راه کمک به درماندگان، کاخ دشمنان را با خاک یکسان کرد و در مکارم اخلاق، به حدّ اعلی رسید. تاریخ گواهی می دهد که او با آنکه هزاران پیرو داشت، در شجاعت بی نظیر بود، اما در برابر یک طفل یتیم متواضعانه رفتار می نمود، جورجرداق می گوید، من وقتی که خواستم داستان کودک نوازی او را بنویسم، آنچنان تحت تأثیرقرار گرفتم و نتوانستم جلو اشکم را بگیرم، هربار چند سطر از داستان را می نویشتم، با ریختن اشکهایم نوشته پاک می شد.

مجری:  شهادت حضرت علی(ع) در جهان اسلام در آن زمان چه گونه انعکاس یافت؟

عادلی: جواب سئوال شما را با یک مقدمه مختصر پاسخ می گویم؛ حضرت امام علی(ع) در شب های ماه رمضان سال چهلم برای افطار برنامه دوره ای داشت. او براى ديدار و وداع و هم انجام صله رحم هر شب ميهمان يكى از فرزندان و در كنار آنها بود.افطارى مختصرى كه بنا به دستور او مختصر بود برايش مى‏آوردند و بر اساس اسناد نوشته‏ها او بيش از سه لقمه تناول نمى‏كرد.به هنگامى كه فرزندان به علت محبت و خيرخواهى، پدر را به خوردن بيشتر تشويق مى‏كردند.امام علی(ع) مى‏فرمود نه، نمى‏خورم، دوست دارم خداى را در حالت و وضعيتى ملاقات كنم كه شكم من به پشت چسبيده و در شرايط خالى و گرسنه مانند باشم احب ان القى اله و انا خميص (4) .

پس از افطار سرگرم عبادت و ذكر و مناجات مى‏شد. خوابى بس محدود و مختصر داشت، شب نوزدهم رمضان نگاهش به آسمان بيشتر از ديگر ايام و لیالی بود. توصيه‏هاى لازم را به هر يك از فرزندان مى‏كرد،آنها را به رعايت تقوا و پرهيز از گناه سفارش مى‏كرد.

شب شهادت بر اساس اسنادى كه در دست است او در خانه ام كلثوم بود.اما اين كلثوم كيست؟ جاى بحث و سخن است.ظاهرا سه دختر امام علی(ع) كنيه ام كلثوم را داشتند دو دختر از فاطمه و دخترى هم از همسرى ديگر آن حضرت بود.

بر اساس شواهدتاریخی ‏شب آخر زندگى در خانه ام كلثوم اول، يعنى زينب كبرى(س) بود و اين از سخنان رد و بدل شده فيما بين آنها و برادران، مخصوصا پس از ضربه خوردن بدست مى‏آيد. طبق روال سه لقمه‏اى افطار كرد و به عبادت پرداخت. ولى بسيار مضطرب و مشوش بنظر مى‏رسيد. دخترش از او علت آن را پرسيد.ظاهرا چنين جواب شنيد: احساسم اين است كه امشب شب لقاى حق است. در آن شب زياد از اطاق بيرون آمده و به آسمان مى‏نگريست و مى‏فرمود به خدا قسم به من دروغ نرسانده‏اند و داستان دروغ نيست، امشب همان شبى است كه خداى وعده داده است. و الله ما كذبت و ما كذبت و انها الليلة اللتى وعد الله…(5)

وقتی که امام على(ع) به شهادت رسيد. خبر شهادت او به زودى در سراسر جامعه اسلامى آن روز منتشر شد، بسيارى از دشمنان كينه‏دار او شاد شدند و بر عكس دوستان پاكباز و مخلص او بسيار غمگين گشتند.شك نيست كه اين ضايعه براى اهل خانه و فرزندان او بسيار دردناك بود، بويژه فرزندان فاطمه(س) كه با مرگ پدر غم مادر و اندوه وفات رسول خدا(ص) براى‏شان تجديد شده بود.

مجری:  آیا فضائل حضرت علی(ع) در قرآن آمده یا خیر؟

عادلی: فضائل و مناقب حضرت امام علی(ع) در قرآن و جایگاه آن حضرت در کلام الهی بمناسبت های مختلف آمده من در این فرصت کوتا، به چند نمونه آن  اشاره می کنم:

حضرت علی(ع) نفس حضرت پیامبر(ص):

جریان مباهله با نصارای نجران رخدادی عظیم در تاریخ اسلام می باشد و آیه مباهله از آياتى كه بر برترى حضرت على مرتضى(ع)  بر همه پيامبران غير از پيامبر اسلام(ص) دلالت دارد و قرآن کریم در این باره می فرماید: «فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ الله عَلَى الْكَاذِبِينَ» بیائید تا بخوانیم فرزندان و زنان و نفسهایمان را با یکدیگر…(6) همراهی علی(ع) با پیامبر(ص) در این مباهله نهایت فضل و رتبۀ ایشان را می رساند. زیرا خداوند او را نفس و جان پیغمبر معرفی می کند.

به گفته علامه طباطبايي در تفسیر المیزان و تمام مفسرین و اهل حدیث اتفاق دارند و تاریخ هم تأیید کرده که رسول اکرم(ص) برای مباهله با نصاری جز علی و فاطمه و حسنین(ع) کس دیگری را حاضر نفرمود. یعنی برای مباهله تنها به خود و علی(ع) که مصداق انفسنا بود و به امام حسن و امام حسین(ع) که مصداق ابناءنا محسوب می‏شدند و به حضرت فاطمه(س) که مصداق نساءنا بودند اکتفا نمودند و امتثال امر الهی را به وجود این انوار ملکوتی انجام دادند.

ایثار مولا امیرالمومنین(ع):

وقتی  مشرکان مکه قرار گداشتند که از هر قبیله ای یک نفر را برای کشتن پیامبر اسلام(ص) انتخاب کنند و آن حضرت را دسته جمعی از بین ببرند تا بنی هاشم به خونخواهی پیامبر(ص) قیام نکنند و با این عمل از شر پیامبر راحت شوند. پیامبر(ص) از نقشه آنان با خبر شد و حضرت علی(ع) برای اینکه پیامبر به سلامت از مکه خارج شود، آماده شد در بستر آن حضرت  بخوابد.  این آیه نازل شد و خدا از حضرت علی(ع)  به خاطر این کار خطیر تقدیر نمود.

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ و بعضی از مردم برای کسب خشنودی خدا جان خود را می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.(7)

در سال سیزدهم بعثت سران کفر که در مکه بودند، به شدت از ناحیه ی مسلمانان احساس خطر می کردند، به دلیل این که پیامبر اسلام(ص) در شهر یثرب (که بعدها مدینة النبی نام گرفت) پایگاه نسبتا قوی و مناسبی پیدا کرده بود و آنها قبول کرده بودند که از جان پیامبر محافظت کنند، به همین خاطر جلسه مشورتی سران قریش در دارالندوه (که محل شور و مشورت سران کفر بود) تشکیل شد، موضوع جلسه هم چگونگی از میان برداشتن و قتل پیامبر اکرم(ص) بود. ابتدا شخصی پیشنهاد داد که یکی داوطلب شود و محمد را بکشد و اگر بنی هاشم هم قصد کشمکش و نزاع داشت خون بهایش را می پردازیم. پیر مرد ناشناسی در آن جلسه بود که خود را نجدی معرفی می کرد، این نظر را رد کرد و گفت: هرگز بنی هاشم به خون بها راضی نمی شوند و تقاضای استرداد قاتل را می کنند. پس اگر کسی می خواهد این کار را بکند ابتدا باید خود دست از زندگی بشوید که در میان شما چنین کسی وجود ندارد

دیگری که نامش ابو البختری بود، گفت: او را زندانی کرده تا جلوی نشر افکارش را بگیریم. باز هم پیر مرد نجدی مخالفت کرد. شخص سوم پیشنهاد داد که او را بر شتری چموش و سرکش ببندیم و در بیابان ها رهایش کنیم تا از گرسنگی و تشنگی تلف شود و اگر هم زنده بماند و در قبیله ای دیگر فرود آید با گفتن حرف هایش علیه بت ها آنها او را خواهند کشت. باز هم پیر مرد نجدی با آنها مخالفت کرد .

بهت و سکوت بر جلسه حکم فرما بود که ناگهان ابو جهل (و بنا به قولی خود پیر مرد نجدی) گفت: بهتر است از هر قبیله ای شخصی را برای کشتن او انتخاب کنیم و آنها شبانه و به صورت دسته جمعی بر او هجوم آورند و او را قطعه قطعه کنند تا خون او در میان تمام قبایل پخش گردد، در این صورت دیگر بنی هاشم قدرت نبرد با تمام قبایل را ندارد این فکر را همه پسندیدند و به اتفاق آرا تصویب شد .

نزول آیه هل اتی:

حضرت علی(ع) با سه روز روزه گرفتن غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشید و به افتخار این ایثار، جبرئیل با ابلاغ تهنیت بر چنین اهل بیتی سورۀ هل اتی (انسان) را در شأن امام علی(ع)  بر پیامبرگرامی اسلام(ص) نازل کرد و تمامی علماء و مفسرين شيعه، و نیز اكثر علماء و مفسرين اهل سنت بر اين باورند كه  این آیه  در مدح و شأن حضرت علی(ع) و اهل‏بيت(ع) نازل شده: «يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا» (8)

ابن عباس مى گوید : «حسن و حسین(ع) بیمار شدند، پیامبر(ص) با جمعى از یاران به عیادتشان آمدند و به على(ع) فرمودند: اى ابوالحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى کردى. على(ع)، فاطمه(س) و فضه که خادمه آن ها بود، نذر کردند که اگر آن ها شفا یابند ، سه روز روزه بگیرند.

چیزى نگذشت که هر دو شفا یافتند، در حالى که از نظر مواد غذایى دست خالى بودند. امام على(ع) سه مَن جو قرض نمود و فاطمه(س) یک سوم آن را آرد کرد و سه قرص نان برای افطار سه روزشان تهیه کرد . هنگام افطار مسکینی  بر در خانه آمد و گفت:  «السلام علیکم یا أهل بیت محمد(ص) سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمانان هستم، غذایى به من بدهید». آن ها همگى مسکین را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند.

 روز دوم را همچنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى که غذایى را آماده کرده بودند (همان نان جوین ) یتیمى بر در خانه آمد ، آن روز نیز ایثار کردند و غذاى خود را به او دادند . (باز با آب افطار کردند و روز بعد را نیز روزه گرفتند) در سومین روز اسیرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد، باز سهم غذاى خود را به او دادند . هنگامى که صبح شد، امام على(ع) دست حسن و حسین(ع) را گرفته بود، خدمت پیامبر(ص) آمدند، وقتى پیامبر(ص) آن ها را مشاهده کرده؛ دید از شدت گرسنگى مى لرزند . فرمود: این حالى را که در شما مى بینم براى من بسیار گران است؛ سپس برخاست و با آن ها حرکت کرد . هنگامى که وارد خانه فاطمه(س) شد، دید در محراب عبادت ایستاده در حالى که از شدت گرسنگى شکم او به پشت چسبیده و چشم هایش به گودى نشسته، پیامبر(ص) ناراحت شد؛ در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت : اى محمد!  این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مى گوید:  سپس سوره «هل أتى» را بر او خواند».

بخشش انگشتر:

خداوند در شأن امام علی(ع) و انفاق او در حالت رکوع می فرماید: «انَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَكِعُونَ»  سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها كه ایمان آورده اند و نماز را بر پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى پردازند»(9)

حضرت امام علی(ع) در رکوع نماز انگشتر خویش را به سائل عطا فرمودند و جبرئیل این پیام را آورد.

عقد اخوّت:

پیمان برادری رسول اکرم(ص) با مولا امیر مؤمنان(ع) را مورّخین، مخصوصا قرآن کریم چنین آورده اند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا الله لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»(10) طبق نقل مورخین، با  نزول آیۀ اخوّت، پیامبراسلام(ص) عدّه ای از اصحاب را بنا بر درجۀ ایشان با یکدیگر برادر خواند و حضرت علی(ع) را برای خود نگه داشت و دست او را بلند نموده و فرمود: «هذا اخی فی الدنیا و الآخره.» این برادر من در دنیا و آخرت است.

مجری:  کمی راجع به شب قدر و فضائل این شبهای مبارک بفرمایید.

عادلی: در فضیلت شب قدر همین کافی علاوه برآیات دیگر سوره ای بنام این شب با برکت نازل گردیده و سوره قدر می خوانیم:  بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * . (11)

ما اين قرآن عظيم الشان را (که رحمت واسع و حکمت جامع است) در شب قدر نازل کرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند کرد شب قدر به مقام و مرتبه از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح  به اذن خدا بر زمین فرود می آید، از هر فرمان و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را نازل مى گردانند اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

شب قدر يا ليلة القدر مشهورترين نام اين شب است مفسران درباره اينکه چرا اين شب را شب قدر گفته اند و قدر به چه معناست, سه معنا را انتخاب کرده اند:

1.  قدر:  شرف و منزلت

مرحوم طبرسي گويد: از آن رو به اين شب قدر گفته اند که داراى شرف و پايه اى بلند و شانى عظيم است مثل اينکه گويند: مرد داراى قدر يعنى داراى شرف و منزلت چنان چه قرآن مى فرمايد: (و ما قدروا الله حق قدره) يعنى عظمت و شان خدا را آن گونه که بايد به جا نياوردند. یا به این جهت  قدر ناميدند که انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند.

2 .  قدر: تنگى و ضيق

يکى از معانى (قدر) ضيق و تنگى است اين شب را از آن رو قدر گفته اند که زمين به واسطه کثرت فرود فرشتگان در آن شب تنگ مى شود. زمين در اين شب، سرشار از فرشتگانى است که تا سپيده دم، هم صدا با زمينيان به احياى آن شب مى پردازند و به

وظايف خويش مى رسند. در اين زمينه قرآن کريم مى فرمايد: (تنزل الملائکه و الروح فيها باذن ربهم من کل امر).

3 .  قدر:  تقدير و اندازه گيرى

بسيارى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند؛ چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود به آن شب قدر گفته مى شود از جمله مقدرات اين شب سرنوشت افراد جامعه حوادث و پيش آمدها مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شکست، سعادت و شقاوت و… در اين شب سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حکمت و مصلحت رقم مى خورد در او تقدير و تفصيل کنند هر کار که مشحون به حکمت است نقص را بر او راه نبود و هر چه درآن سال خواهد بود ازآجال و اقسام در اين شب تقدير کنند.

مجری:  در پایان برنامه نزدیک شدیم، بسیار مخصتر بفرمایید که وظیفه ما در این مناسبت ها، مخصوصا، امروز 21 رمضان که ما در سالروز شهادت حضرت علی(ع) می باشد چیست؟

عادلی: اولین و مهم ترین وظیفه ما عمل نمودن به دستورات خداوند، پیامبراسلام(ص) و اهل بیت(ع) و دیگر بزرگان دینی ماست و همان طوری که پیامبراسلام(ص) در حدیث ثقلین فرمود. وظیفه ما که به قرآن کریم و اهل بیت آن حضرت متمسک گردیم.

حدیث ثقلین، حدیثی معتبر و متفق علیه بین علما شیعه وسنی بوده و نقل آن بین شیعه و اهل سنت به حد تواتر رسیده است. این حدیث به گونه های مختلف و از افراد متعدد نقل شده و لذا بسیار ارزشمند می باشدکه پیامبرعظیم الشأن اسلام(ص) می فرماید: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً…»(12)

دوما؛ در این ماه ضیافت الهی که فرصت دعا و نیایش و بازگشت بسوی پروردگار و توبه است باید از این فرصت های به دست آمده استفاده نماییم.

با آنکه در قرآن کریم آیه تطهیر  در شأن اهل بیت(ع) نازل شده و می فرماید: «إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»(13) ائمه اطهار(ع) معصوم و از گناه پاک هستند، اما در کتب ادعیه استغفار آنان را می خوانیم، با وجود اینکه استغفار برای بخشش گناهان است معمولاً افراد گنهکار، آن زمان که به خود می‌آیند و متذکر تقصیر خویش در پیشگاه الهی می‌شوند، استغفار می‌کنند؛ آیا چهارده معصوم(ع) و یا انبیای(ع) قبل که پیراسته از هر پلیدی‌اند، همانند سایر مردم، گنهکارند؟ به راستی استغفار معصومین چگونه توجیه می‌شود؟  وقتی به دعای کمیل، ندبه و… مراجعه شود از جمله حضرت امام علی(ع) در دعای صباح خود را گناهکار دانسته و مکرر اقرار به گناه و خطاهای خود می‌کند و آمرزش می‌خواهد. اما چنین نیست که صیغه ی استغفار فقط و فقط در هنگامی جاری ‌شود که گناهی صورت گرفته باشد؛ بلکه بدون گناه هم می‌شود استغفار کرد و شاهد فواید و آثار آن بود؛ و از همین جا نیز استغفار معصوم توجیه می‌شود. شواهد بسیاری حاکی از آن است که استغفار مثل آب است بر آتش گناهان، گنه‌کار چاره ای جز استغفار ندارد: سلاح المذنب الاستغفار(14) استغفار را نباید ترک کرد و حتی نباید به تأخیر انداخت، آن چنانکه در مورد دعای صباح از حضرت امام علی(ع) آمده که آن حضرت گفته:

إِلَهِی قَلْبِی مَحْجُوبٌ وَ نَفْسِی مَعْیُوبٌ وَ عَقْلِی مَغْلُوبٌ وَ هَوَائِی غَالِبٌ‏

خدایاقلب من در حجاب است و نفس آلوده به عیبها و عقلم مغلوب به هوى. و هواى نفسم مسلط است

وَ طَاعَتِی قَلِیلٌ وَ مَعْصِیَتِی كَثِیرٌ وَ لِسَانِی مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ‏

و طاعتم اندك و معصیتم بسیار است و زبانم به گناهان خود مقر و معترف است

فَكَیْفَ حِیلَتِی یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ وَ یَا عَلاَّمَ الْغُیُوبِ وَ یَا كَاشِفَ الْكُرُوبِ

اینك چه چاره توانم كرد اى پنهان كننده عیبها و داناى اسرار غیبها و اى برطرف كننده حزن و اندوهها

اغْفِرْ ذُنُوبِی كُلَّهَا بِحُرْمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

از تمام گناهانم درگذر به حرمت محمدوآل محمد(ص)

پى‏نوشتها:

1. الصواعق المحرمه، ص366؛ کنز العمال، ج11، ص603 .

2. راغب، محاضرات، ج2، ص478 .

3. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 9، ص 503 .

4 .  عمدة الطالب، ص 60 .

5 . همان

6. سوره آل عمران، آیه 61  .

7 . سوره بقره، آيه 207 .

8 . سوره انسان، آیه 8 .

9 . سوره مائده، آیه 55 .

10 . سوره حجرات، آیه 10.

11 . سوره قدر .

12 . مستدرک الوسائل ج  11ص 372 . وسائل الشیعه ج 27 ص 33 . مسند احمد، الإمام احمد بن حنبل،  ج 3 – ص14 .

13 . سوره احزاب، آیه 33 .

14. مستدرک وسائل12: 122 .

تهیه و تنظیم: سیدرضا احسانی

 



Comments are closed.