جرج جرداق، اندیشمند پُر آوازه لبنانی در گذشت

 جرج سمعان جرداق نویسنده، اندیشمند و ادیب مسیحی لبنان در سال 1931میلادی در منطقه مرجعیون در جنوب لبنان دیده به جهان گشود.

بسياري جرج جرداق را به ترانه ها و اشعار بسيار زيبا و مشهورش مي شناسند و بسياري قلم طنز و هجوياتش را مي پسندند و بسياري فعاليت هاي مطبوعاتي و رسانه اي اش را برجسته مي کنند اما همچنان جرج جرداق به عنوان نويسنده کتاب «امام علي(ع) شناخته مي شود. طي دهه هاي گذشته بسياري از نشريات و رسانه هاي داخلي و خارجي به بررسي و تقدير از اين کتاب و نويسنده اش پرداخته اند و چند بار مراسم تکريم و بزرگداشت وي برگزار شده است و علاوه بر اين، برخي از بزرگ ترين شخصيت هاي ادبي و علمي جهان اسلام و دنياي عرب همچون ميخائيل نعيمه و شيخ محمد جواد مغنيه و برجسته ترين علماي شيعه چون آيت الله العظمي بروجردي و آيت الله العظمي حکيم و علامه سيد عبدالحسين شرف الدين او را ستوده اند.

«جرج سمعان جرداق/ George Jordac» نویسنده و شاعر و نمایشنامه نویس مسیحی لبنانی و یکی از شیفتگان حضرت امام علی(ع) و فرزندش حضرت امام حسین(ع) در روز چهارشنبه 14 عقرب 1393 خورشیدی، برابر 12 محرم الحرام 1436 هجری قمری  در سن 88 سالگی درگذشت.

او در «جديده مرجعيون» در جنوب لبنان به دنيا آمده بود؛ در منطقه اي از زيباترين مناطق زمين و پربارترين منطقه از نظر رويدادهاي تاريخي و خاطرات گذشتگان و در خانواده اي با ريشه هاي «غسّاني» از روستاي «شوير» در منطقه «متن» جبال لبنان و در محيطي شيفته علم و داراي گرايش شديد به طلب معرفت رشد کرد.

پدر و مادر جرداق نیز به حضرت على(ع) بسیار ارادت داشتند و بر سردر خانه خود، سنگى را نصب کرده بودند که روى آن جمله «لا فتى الا على، لا سیف الا ذوالفقار» حک شده بود و از آغاز کودکي‌اش، برادر بزرگ‌ترش «فواد جرداق» که لغت شناس و شاعر بود، تاثير فراواني در هدايت و راهنمايي‌اش داشت.

دروس ابتدايي را در مدرسه اي در همان منطقه فرا گرفته و [در دوره کودکي و نوجواني] هر وقت مي توانست از مدرسه فرار مي کرد و با دو کتاب به گوشه اي از طبيعت زيبا پناه مي برد: «ديوان متنبي» و »مجمع البحرين ناصيف الياجزي». تا اينکه يک بار برادرش او را در اين حالت ديد و تشويقش کرد و سپس کتاب نهج البلاغه را براي او آورد و به او گفت: «اين کتاب را به صورت ويژه بخوان و هر چه مي تواني از آن حفظ کن، زيرا همه خيرات براي کسي است که اين کتاب را بخواند و مطالب آن را حفظ کند.»

او هنوز به 13 سالگي نرسيده بود که بخش عمده اي از اين سه کتاب، مخصوصاً نهج البلاغه را حفظ کرده بود و به اين ترتيب آشنايي ابتدايي او با شخصيت بزرگ امام علي(ع) آغاز شد. اضافه بر اين، برادرش فواد قصايد فراواني درباره امام علي(ع) مي سرود که از نبوغ و عظمت و جايگاه والاي امام علي(ع) و زندگي درخشانش سخن مي گفت و او به برادرش گوش مي سپرد و وقتي که اين اشعار را براي مهمانان مي خواند.

جرج جرداق تقريباً 14 ساله بود که نمايشنامه اي منظوم به نام «سحر» را در پنج پرده نوشت که در چندين روستا در جنوب لبنان اجرا شد. در اين زمان يکي از نزديکان خانواده به نام منصور جرداق که از دانشمندان برجسته رياضيات بود، خواست او را براي تحصيل علوم طبيعي و رياضيات به اروپا بفرستد اما او به خاطر دلبستگي شديدش به زيبايي جادويي طبيعت زادگاهش و علاقه شديدش به شعر و ادبيات، نپذيرفت و براي ادامه تحصيل به بيروت آمد و در کالج کليسايي به تحصيل ادبيات عرب پرداخت. 18 ساله بود که نخستين کتاب خود با نام «واگنر و زن» را نوشت و زبان و نثر اين کتاب چنان بود که شيخ عبدالله علايلي درباره آن گفت: «اين زبان درخشان در ادبيات معاصر نظير ندارد.»

او پس از پايان تحصيل در کالج کليسايي بيروت، دو کار را با هم آغاز کرد: نوشتن مداوم براي نشريات لبناني و عربي و نيز تدريس ادبيات عرب و فلسفه در بعضي از مدارس بيروت و آثار ادبي و فکري امام علي(ع) يکي از موضوعات موجود در برنامه هاي آموزشي اين مدارس بود و ازآنجا که داشته ها و دانسته هاي کودکي و نوجواني فرد براي تدريس کافي نيست، جرج جرداق بايد براي آگاهي بيشتر سراغ مطالب و کتاب ها و آثار جديدي درباره شخصيت ادبي و فکري و اجتماعي اين شخصيت مي رفت.

بدين ترتيب، شروع به مطالعه آثاري کرد که درباره امام نوشته شده بود و پس از آن برايش آشکار شد که بيشتر آنچه مي خواند به مسائل ثانوي و محدودي بر مي گردد که به زمان و مکاني مشخص ربط دارد که شايد در مرحله اي تاريخي براي بيشتر از مردم اهميت دارد اما براي همه مردم در همه برهه هاي تاريخي مناسب نيست و بيشتر مطالب، به حق امام علي(ع) در خلافت بر مي گشت و اينکه از ديدگاه مؤلفان اين کتاب ها چه اندازه حق با امام علي(ع) بوده است و هر کدام هم براي ادعاي خود دلايلي مي آورند اما از ديدگاه امام علي(ع) نسبت به زندگي و انسان و ضرورت هاي جامعه بشري سخني در ميان نبود.

از اين رو، جرج جرداق تصميم گرفت به نهج البلاغه برگردد ودوباره آن را با توجه مطالعه کند و دريافت که امام علي(ع) عميق تر و بزرگ تر از تمام آن چيزهايي است که گذشتگان و معاصران درباره اش نوشته اند و به اين نتيجه رسيد که انسانيت امام(ع) با تمام عناصر و خصايصش از انديشه اي صاف و درکي عميق نسبت به حقيقت وجود ناشي مي شود و آنچه مردم را در زندگي خود بدان فرا خوانده فراتر از همه مرزهاي زمان و مکان است.

جرج جرداق، علاوه بر حضور فعال در مطبوعات کشورهای عربی جرج جرداق که از مشهورترين آنها مي توان به الصياد، الشبکه و الکفاح العربي اشاره کرد و همکاری با رادیو و تلویزیون لبنان، استاد ادبیات و فلسفه اسلامی در دانشگاه بیروت بود.

وی 30 جلد کتاب تالیف کرده‌است که مهمترین اثر وی که به فارسی هم ترجمه شده‌است «الامام علی صوت العدالة الانسانیه » که در 5 جلد با عناوین ذیل منتشر گردیده ‌است: «علی و حقوق بشر»، «علی و انقلاب فرانسه»، «علی و سقراط»، »علی و دوران زندگانی‌اش» و «علی و قومیت عربی».

جرداق در زمان به پایان رساندن این کتاب، نامه‌ای را به همراه یک نسخه از کتاب اش برای آیت الله العظمی بروجردی(قدس سره) می فرستد و کتاب را به این مرجع تقلید تقدیم می کند. آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب «فخر دوران» که درباره سیره زندگانی، دوران زعامت و ابعاد شخصیتی آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره) نوشته است به ماجرای نامه این نویسنده مسیحی اشاره کرده است.

جرج جرداق در این نامه نوشته است: «من در حالات و سیره و تاریخ زندگی امام علی مطالعه کرده‌ام و در آن، به اصول و مبانی و معانی بزرگی که تازه بشریت امروز و مخصوصا دنیای غرب ادعای رسیدن به آن معانی و پیشنهاد آن مبانی را دارد رسیده‌ام؛ اصولی که اساسی و جهانی است و همه اگر چه به ظاهر باشد همگان را به آن می خوانند. این اصول، همه در سیره و گفتار و کردار امام در حد اکمل وجود دارد.

اسلام‌شناسان و خاورشناسان غربی اگر چه کم و بیش این معانی را در زندگی آن امام عظیم درک کرده‌اند اما نخواسته‌اند قبول کنند که این افتخار برای شرق است و پیش از غربی‌ها و قرن‌ها پیش در شرق، کسانی بوده‌اند که همه این اصول و حقایق را درک کرده و بیان کرده‌اند، و از این جهت این واقعیت را کتمان کرده‌اند.

در شرق هم دانشمندان و علما، چنان‌ که باید، این اصول را از سیره و حال و مقال آن حضرت استفاده نکرده‌اند، و من دریغ دانستم که چنین شخصیت بزرگی در شرق باشد و قدرش مخفی بماند، لذا این کتاب را نوشتم و چون مسیحی هستم کسی نمی‌تواند مرا نسبت به بیان مراتب بلند امام به تعصب نسبت دهد، و چون زبانم عربی است و اهل مطالعه هستم هم کسی نمی‌تواند به عدم اطلاع و نا آگاهی متهم سازد.

این کتاب را نوشتم و شما (حضرت آیت الله بروجردی) بعد از مطالعه تصدیق می‌نمایید که “إنی أنصفت الإمام بعض الإنصاف”، من بعضی از حق را نسبت به این مرد بزرگ توانسته‏ ام، ادا کنم. من شما را شایسته ترین و لایق ترین شخصیتی یافتم که این کتاب را به او هدیه نمایم، لذا آن را به شما اهدا می کنم.»

آیت الله بروجردی کتاب رسیده را مطالعه کرده و از آن استقبال می کند. بعد از آیت الله صافی که از شاگردان برجسته ایشان بودند می خواهد که کتاب را دقیق مطالعه کند تا اگر اشتباهات و اظهارنظرهایی در آن بود که به نقد و تذکر نیاز داشته باشد، مشخص شود تا همراه با پاسخ نامه برای نویسنده مسیحی بفرستند.

سپس در جلسه ای توصیه به ترجمه این کتاب به زبان فارسی می کند که آقای بلاغی واعظ این کار را انجام داده و ترجمه کتاب را برای چاپ آماده می کند اما در نهایت این کتاب اولین بار توسط سید هادی خسروشاهی در سال 1342 به فارسی ترجمه و منتشر گردید. همچنین وی کتاب «روائع نهج البلاغه» را نیز پیرامون امام اول شیعیان منتشر ساخت.

برای نخستین بار جرج جرداق درباره راز عدم نوشتن در باره شخصیت دیگری غیر از علی(ع) چنین می گوید: «عده ای از مردم کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر به من پیشنهاد می کردند، که مثلا در مورد دیگر خلفای اسلامی و یا دیگران بنویسم. اما من نپذیرفتم نه به این خاطر که بخواهم بگویم دیگران بد هستند، نه اصلا اینطور نبود، بلکه من پس از علی(ع) کسی را شایسته نوشتن ندیدم و تصمیم گرفتم که جز در مورد علی(ع) ننویسم.»

این چهره برجسته مسیحی تاکید می‌کند: «انقلاب علی(ع) انقلاب انسانی، اجتماعی، فکری و فرهنگی بود و در آن بین دو جبهه فسق و قتل و قاچاق انسان و برده و مرگ از یک طرف و جبهه دین و رحمت و عدالت و انسانیت و آزادی و حیات فاصله های زیادی بود. موظف شدم که جبهه علی(ع) را که خالص ترین جبهه ها است، مورد بررسی و تحلیل قرار دهم، این جبهه راه را برای من روشن کرد و چراغ راهم شد.»

او همچنین درباره مکتب شیعه گفته بود: «من بعد از سال ها تحقیق، شیعه را در یک کلمه یافتم و آن هم «اخلاق» بود. بنده شیعه هستم چرا که اخلاق پسندیده ای دارم… افراد گوناگون می توانند به مذهب شیعه برسند و از نظر من راه رسیدن به غدیر از کربلاست، راه رسیدن به مذهب شیعه، عاشوراست. کسانی که سرشت پاکی دارند یقینا با مطالعه مصیبت کربلا به غدیر می رسند.»

از آثار دیگر وی می‌توان به «قصائد حب»، «ابدالاغانی»، «المشردون»، «قصور و اکواخ»، «صلاح الدین و قلب الاسد»، «وجوه من کرتون»، «غرام الالهه»، «اساطیر العربی»، «بومیمیه»، «شاعر و جاریه فی قصور بغداد»، «العرب و السلام فی شعذ الاروبی»، «الوالی» و «فاغنروالمرا» اشاره کرد.

به اين ترتيب او با انگيزه عشق به حقيقت، تصميم گرفت کتابي دائره المعارفي شامل آنچه ديگران به آن پرداخته اند بنويسد و بدين گونه کتاب مشهور «امام علي(ع)، صداي عدالت بشري» را در چند جلد تاليف کرد که عبارتند از: «علي(ع) و حقوق بشر.» «علي(ع) و انقلاب فرانسه»، «علي(ع) و سقراط»، «علي(ع) و روزگارش» و «علي(ع) و قوم گرايي عربي» و سپس کتاب «روائع نهج البلاغه» را به اين مجموعه اضافه کرد.
«جرج جرداق » نویسنده مسیحی و از پژوهشگران بنام لبنان با نگارش کتاب وزین«الامام علی صوت العداله الانسانیه» عشق و علاقه خود را به شخصیت این امام و زندگی و اندیشه او ابراز کرده و در کتاب پنج جلدی با عنوان « امام علی(ع) صدای عدالت انسانی» که به فارسی نیز ترجمه و چاپ شده عاشقانه به تفکر انسانی و دوران زمامداری امام علی(ع) پرداخته است.

علی و حقوق بشر، علی و انقلاب فرانسه، علی و سقراط، علی و عصر او، علی و ملیت عرب پنج جلد کتاب « صوت العداله الانسانیه » است که جرج جرداق مسیحی بهترین سال های جوانی اش را صرف تحقیق و نگارش آن نموده و در حدود سن هشتاد سالگی هر روز به ساختمان 14 طبقه رادیو «صدای لبنان» در منطقه اشرفیه در شرق این شهر می رفت و 15 دقیقه مطالب و نکات آموزنده را برای شهروندان لبنانی می گفت.

 این پژوهشگر مسیحی می گوید: با مطالعه این کتاب ها مجذوب انسانیت امام علی(ع) و توجه و اعتنای او به حقوق انسان شدم و تصمیم گرفتم کتاب صوت العداله الانسانیه را بنویسم.

او می نویسد: «ای روزگار کاش می توانستی همه قدرت هایت را، و ای طبیعت، کاش می توانستی همه استعدادهایت را در خلق یک انسان بزرگ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع می کردی و یک بار دیگر به جهان ما یک علی دیگر می دادی».

همچنین این دانشمند و اديب پُر آوازه مسیحی در باره حسین ابن علی(ع) نیز نوشته هایی دارد از جمله در باره امام حسین(ع) و یارانش چنین می نویسد: وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل امام حسين(ع) و مأمور به خون‌ريزي تشويق مي‌‌كرد، آن‌ها مي‌گفتند: چه مبلغي به ما مي‌دهي؟ امّا انصارحسين(ع) به او گفتند: ما با تو هستيم و اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي‌خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.

این  متفکر مسیحی، پس از عمری تلاش های علمی و فرهنگی، بعد از ظهر چهارشنبه14 عقرب 1393 برابر 12 محرم 1436 در سن 83 سالگی دار فانی را وداع گفت و پیکرش روز جمعه درکلیسای کاتدارئیه مارنقولا در منطقه اشرفیه بیروت؛ محل تولدش دفن گردید.

جرج جرداق با نشريات گوناگوني در لبنان و کشورهاي عربي همکاري داشته که از مشهورترين آنها مي توان به الصياد، الشبکه و الکفاح العربي اشاره کرد و از وي کتاب هاي گوناگوني منتشر شده که معروف ترين آنها عبارتند از واگنر و زن، کاخ ها و کوخ ها، حديث الملاهي و همچنين اشعار و نمايشنامه هاي فراواني از او توسط هنرمندان مختلف اجرا شده  و سوابق علمی وی عبارت است از:

– استاد ادبیات و فلسفه اسلامی در دانشگاه بیروت

– نویسنده در مطبوعات عربی

– همکاری با رادیو تلویزیون لبنان

وی ۳۰ جلد کتاب تالیف نموده که مهم ترین اثرش که به فارسی هم ترجمه شده‌: «الامام علی صوت العدالۀ الانسانیه» که در ۵ جلد با عناوین ذیل منتشر گردیده‌است:

– علی و حقوق بشر

– علی و انقلاب فرانسه

– علی و سقراط

– علی و دوران زندگانی اش

– علی و قومیت عربی

آثار دیگر وی:

– قصاعد حب

– ابدالاغانی

– المشردون

– قصور و اکواخ

– صلاح الدین و قلب الاسد

– وجوه من کرتون

– غرام الالهه

– اساطیر العربی

– بومیمیه

– شاعر و جاریه فی قصور بغداد

– العرب و السلام فی شعذ الاروبی

– الوالی

– فاغنروالمرا

گرد آورنده: سید جعفرعادلی«حسینی»



Comments are closed.