سخنرانی سید جواد حسینی، رئیس سازمان افغاتستان جوان در عید مبعث

  عید بزرگ بعثت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) به پیشگاه آقا و مولایمان حضرت ولی عصر مهدی موعود(عج) مهمانان نهایت عزیز و گرامی و شما افغانستان جوانی ها و دوستداران افغانستان جوان که مزیین بخش مجلس جشن بعثت شده اید تبریک و حضور همه شما را خیر  مقدم عرض می کنم.

آری چنانچه همه شما می دانید مراسم امروزمان به مناسبت گرامی داشت بعثت پیامبر گرامی اسلام برگزار شده است و شایسته است که از بعثت  و انچه که با بعثت اجین شده است سخن بگوییم.

بعثت پیام های بزرگ و سرنورشت ساز برای جامعه بشری دارد. پیام بعثت پیام یکتا پرستی، رستگاری، عدالت، سعادت و خوشبختی است.

پیام بعثت پیام وحدت و همبستگی اسلامی است. هر ملتی که پیام بعثت را درک نمود از آن بهره گرفت و به کمال و خوشبختی رسید و هر ملتی که از بعثت صرف نام آن را شنید و شعار آن را داد اما به جوانب عملی آن توجه نکرد نتوانست که از آن بهره بگیرد.

از مسلمانان افغانستان بگوییم مسلمانانی که همیشه از اتحاد و همبستگی اسلامی سخن گفته و می گویند اما متاسفانه نه تنها به آن نرسیده اند که بلکه روز به روز از آن دورتر گشته اند.

آیا نقص آن را باید در دین آسمانی و الهی اسلام جستجو کنیم یا در عملکرد مبلغان و بزرگان دین و پیروان آن که نتواتنسته اند که اسلام را به صورت عملی برای مسلمانان این سرزمین به تصویر بکشند.

درست همان بعثتی که در بسیاری از کشورها وسیله نجات، خوشبختی، سعادت، وحدت، و یک پاچگی ملتها گشته است مسلمانان افغانستان از آن محروم مانده اند و آن را لمس نمی کنند.

علت را در کجا باید جستجو کرد؟

ممکن است این امر دلایل متعدد و بسیار داشته باشد اما به نظر این جانب از مهمترین این دلایل می تواند نقص در کار مبلغان اصلی آن یعنی علمای دین باشد.

بدون تردید این امر شامل همه علمای ما نیست بودند و هستند عالمانی که تمام بود و نبود خود را فدای اسلام نموده اند و برای رستگاری و برای رستگاری ملت افغانستان کوشیده اند و مردم نیز همیشه آنها را احترام و تکریم کرده و می کنند اما حدود دو ده است که نارسایی های بسیاری در کار علمای ما دیده می شود.

وقتی که علمای ما به ساخت ساز کاخ ها مشغول می شوند. وقتی که علمای ما به مباحث قوم گرایی و نجات پرستی می پردازند، وقتی که علمای ما خود را درگیر مسایل ناشفاف و بازی های زودگذر سیاسی می کنند تبعا از رسالت اصلی اسلامی و ملی خود باز خواهد ماند.

مثلا در مورد روحیه وضعیت وحدت در بین جوانان برایتان می گویم. امروز جوانان ما یا با استفاده از مؤلفه های اسلام و یا با استفاده از مؤلفه های دمکراسی از روحیه تحمل پذیر، همگرایی و احساس مسئولیت اسلامی و ملی خوبی برخوردار است اما در میان بعضی از حوزه های علمیه بنگرید هر آنچه که موجب نفاق، دو دستگی و واگرایی می شود بیش از هرجای دیگر در درون بعضی حوزه های علمیه دامن زده می شود حتی در بحث مرجعیت به جای آنکه علم، تقوا، پارسایی و دانایی معیار و ملاک قرار بگیرد بحث نجات و قومیت مطرح می شود که همه شما از آن اطلاع دارید. به عنوان نمونه در میان مردم تشیع بیشترین بحث مربوط به هزاره، سادات، غزلباش و ترکمن و حتی منطقه گرایی را می توان در درون حوزه های علمیه پیدا نمود.

هر چند خوشبختانه همه علما ما درگیر این مسائل نیست اما متاسفم از اینکه باید بگویم تعداد زیادی از آنها در این موضوع دخیل می باشند.

در این موضوع این نکته را نیز باید ازعان کرد که بعضی از کشورهای اسلامی به صورت خواسته یا ناخواسته که از امکانات حمایوی آنها سوء استفاده می شود به نوعی دخیل به حساب می آیند که ما از کشورهای اسلامی و مراکز بزرگ حوزوی می خواهیم که در مورد حمایت هایشان مسئولانه و با دقت عمل نمایند و در صورت غفلت مطمئن باشند که روزی دود آن به چشم آنها نیز خواهد رسید و از طرف دیگر آنها پاسخگوی ملت افغانستان ملت افغانستان می باشند.

وقتی که از تهاجم فرهنگی غرب سخن گفته می شود با آنکه آنرا می پذیرم اما به علت عملکرد ناسالم درونی مسئولان دینی، فرهنگی و سیاسی من خجالت می کشم که از آن سخن بگویم زیرا ضرباتی را که ما از درون بر اسلام، بر ملت و برفرهنگ وارد می کنیم به مراطب بالاتر از تهاجمات غرب است.

انتقاد و تقاضای دیگر مردم و جوانان افغانستان این است که علمای ما گاهی دیده می شود که در جزئی ترین مسائل می پردازند و گاهی کلانترین مسائل ملی از چشمشان پنهان می ماند به عنوان نمونه حدود بیست روز است که افغانستان بارها و بارها مورد تجاوز پاکستان قرار گرفته اند اما علمای ما دیده نشده است که در این مورد اظهار نظر کرده باشند. خواهش ما از علمای ما این است که با تلفیق منافع و مصالح اسلامی و ملی همیشه در کنار مردمان خود باشند اگر زمانی با پاکستان مشکلی به وجود می آید اگر زمانی با عربستان مشکلی به وجود می آید اگر زمانی با ایران مشکلی به وجود می آید و یا با هر کشور دیگری که باشد علمای ما نباید سکوت و خاموشی را انتخاب کنند. البته این به معنای نیات منفی و یا برخورد ما با کشورهای همسایه وکشورهای مسلمان و دیگر کشورها نیست بلکه این حق ماست که  باید از تلفیق منافع ملی و اسلامی خود و از مردم خود دفاع نماییم.



Comments are closed.