گزارش و نقد آری؛ اتهام، تخریب و دروغ خیر!

یاد آوری!

این مطلب به نقل از سایت جمهوری خراسان که نقدِ بر دو بخش گزارش سایت نامبرده منتشر گردیده است…..

سال گذشته ۱۶ قوس ۱۳۹۴ خورشیدی گزارشی تحت عنوان«انوری؛ در یک قدمیِ مرگ» از آدرس پایگاه خبری، تحلیلی«جمهوری خراسان» منتشر و در آن از سترجنرال سید حسین انوری رئیس شورای رهبری حزب حرکت اسلامی افغانستان بعنوان یکی از متهمین ردیف اول فاجعه‌ی افشار نام برده شده بود و این جانب بتاریخ ۱۸ قوس ۱۳۹۴ خورشیدی در پاسخ گزارش سایت جمهوری خراسان مطلبی را تحت عنوان«گزارش، نقد و یا توهین؟» به آدرس سایت نامبرده ارسال نمودم، متأسفانه هیئت رهبری سایت جمهوری خراسان از نشر آن عذر خواستند.
همزمان با بازگشت آقای انوری به کشور، رزاق مامون مطلبی زیر نام: «در اردگاه آیت الله محسنی چه خبر است؟» در وبلاک شخصی اش منتشر و با یاد آوری تلاش مجموعه ای، جهت یکجا شدن احزاب انشعاب شده زیر نام سابق «حزب حرکت اسلامی» منتشر و هرچند گزارش بدون منبع مبنی بر اختلافات فی مابین، آیت الله محسنی و بیت معظم له و رؤسای سه جریان حرکت اسلامی و رهبری آینده آن نکاتی را ذکر که در بخش از گزارش نامبرده آمده است: «…غنی کاظمی رهبر حرکت اسلامی، سید هادی «لنگ»، دکتر شاه جهان، دکتر سجادی که به مرگ سید حسین انوری درجریان سفرش به هند، امید بسته بودند؛ اکنون نومید شده اند…»
پس از آن رضا مهسا مسئول سایت جمهوری خراسان در افغانستان و از دوستان نزدیک جواد محسنی رئیس تلویزیون تمدن نیز مطلبی را در دو بخش با عنوانِ: «در اردوگاهِ حرکتی‌ها چی می‌گذرد؟» منتشر و راجع به ادغام دوباره سه تِکه حرکت اسلامی به رهبری سید حسین انوری، سید محمد علی جاوید، غنی کاظمی و سید محمد هادی«هادی» زیر نام سابق حرکت اسلامی دیدگاهِ متضاد و غیر واقع بینانه ای افراد را بدون ذکر نام شان آورده و نتیجتا یاد آوری نموده که شاه جهان نتوانسته یخ گفتگوها را بشکند.
از آنجاییکه نگارنده جزو کسانی بوده که از ابتدا نشست های مشترک(اصلاحگرایان) جهت یکجا شدن سه توته حرکت اسلامی که نزدیک هشت ماه به صورت مستمر در جلسات هفته وار آن شرکت داشته و شاهد عینی گفتگوهای هیئت مورد نظر با آقایان؛ جاوید، انوری، هادی و کاظمی بودم و پس از ماه‌ها گفتگو:
– اصلاحگرایان(حرکتی های مستقل و هوا داران، انوری، جاوید، کاظمی و هادی) علاوه با تاکید بر ادامه و نتیجه نشست ها همه با هم تعهد اخلاقی سپردند که بدون جانبداری از حزب خاصی برای یکجا شدن توته های حرکت اسلامی تلاش صادقانه صورت گیرد که به باور نگارنده تلاش مخلصانه دوستان که تعداد شان در جلسات هفتگی از ۱۵ تا ۲۰ نفر می رسند، بحمدالله تا هم اکنون بی طرفانه بوده و هست.
– اصلاحگرایان، توانستند با چهار تن از بزرگان حزب(انوری، جاوید، کاظمی و هادی) گفتگون نمایند، در نهایت پس ازگفتگوهای متعدد فیصله صورت گرفته که آقایان؛ جاوید، انوری، هادی و کاظمی، و چهاتن از اصلاحگرایان(داکترشاه جهان، استاد ابوالحسین یاسر، داکتر عبدالعلی محمدی و داکترحمید توری) با حضور آیت الله محسنی طی هفته جاری(عصر یکشنبه ۲۹ حمل ۱۳۹۵ خورشیدی) نشستی را ترتیب داده و با دعوت آیت الله محسنی از نامبرده‌گان در حوزه علمیه خاتم النبیین صلی الله علیه و آله برای بیرون رفت از این معضله تصامیمی را اتخاذ نمایند….
امید وارم هیئت رهبری سایت جمهوری خراسان، دیدگاهِ این جانب را در پیوند گزارشی؛ «در اردگاه حرکتی ها چی می گذرد؟» صورت گرفته، نقدِ مرا که تحت عنوان: «گزارش و نقد آری؛ اتهام، تخریب و دروغ خیر!» را در سایت جمهوری خراسان منتشر نمایید.
۱٫ با ابراز تأسف نکاتی در هردو بخش گزارش سایت جمهوری خراسان غیر واقع بینانه، تخریب آمیز و در راستای ترور شخصیت برخی بزرگان بوده است.
هرچند هر متنی غیر از کلام خداوند و معصومین علیهم السلام قابل نقد بوده و حق رسانه ها و شبکه های اجتماعی به حساب می‌آید، مشروط به اینکه نقد و یا گزارش منصفانه و همراه با اصول نقادی باشد. در مقابل پاسخ مسئولانه هم باید داده شود. همه ما باید نقادی کنیم و نقد به نفع ماست، منتهی نقد به معنای واقعی نه اتهام، تخریب، تهمت و دروغ.
بدون شک، یکی از ارزش‌های اخلاق رسانه ای صداقت می باشد، نقطه مقابل صداقت؛ دروغ است. متاسفانه مدت‌هاست عرصه برخی از شبکه های اجتماعی و خبرگزاری‌ها به تولید «دروغ» می‌پردازند، چنانچه نقد و انتقاد صادقانه به عملکرد احزاب بسیار خوب و مورد پذیرش است اما هیچ انسان منصف و دلسوزی پاشیدن بذر نفاق و تخریب و تخطئه را در راستای اصلاح امور و تامین منافع عموم مردم برآورد نمی‌کند. از طرف دیگر تخریب شخصیت‌های وزین و مورد احترام هرگز مساوی با اخلاق رسانه ای نیست.
۲٫ در گزارش سایت جمهوری خراسان بدون منبع از پیشینه‌ی اختلاف میان آیت الله محسنی و سترجنرال انوری و امید بستن جواد محسنی به سِمت رهبری حزب حرکت اسلامی و اینکه دو حرکت کاظمی و هادی چون موم در مشت جواد است، می طلبد که جناب آقای جواد محسنی و نیز آقایان هادی و کاظمی با تایید و یا تکذیب نکات ذکر شده بپردازند.
۳٫ گزارشگر سایت جمهوری خراسان، از آقای انوری بعنوان رهبر حرکت اسلامی مردم و از آقای کاظمی بعنوان رئیس حزب حرکت اسلامی نامبرده، در حالیکه حقیقت چنین نیست؛ حرکت اسلامى در دوره تسلط طالبان، به دو شاخه منشعب شد: حرکت اسلامى افغانستان به رهبرى داکتر سید محمدعلى جاوید و حرکت اسلامى مردم افغانستان به رهبرى سترجنرال سیدحسین انورى و پس از سقوط طالبان آنان در عرصه‌هاى نظامى و ادارىِ حکومت موقت و انتقالى حضور داشتند و این دو شاخه در بهار ۱۳۸۷خورشیدی با کنار رفتن آقای جاوید به نفع آقای انوری، هردو حزب دوباره متحد شدند و در یک کنگره حزبی آقای انوری به سِمت رئیس شورای رهبری و آقای کاظمی بعنوان معاون حزب انتخاب شدند که پس از آن کنگره ای دیگر برگزار نگردیده و مجموعه ی آقای کاظمی در حقیقت انشعاب شده حزب حرکت اسلامی است.
۴٫ در بخش دوم گزارش سایت جمهوری خراسان آمده: «… منبع اضافه کرد که سرنخ های از چانه زنی های فشرده و ترافیک شدید نامحسوس از قلعه فتح الله تا پل سوخته بین انوری به نمانیدگی سید جعفر عادلی و هادی به مدیریت سید حسین علی موسوی در راستای شکل دهی یک ائتلاف بین انوری و هادی برای رهبری آینده حرکت به دست آورده است که احتمالا در بخش سوم گزارش با ما (جمهوری خراسان) شریک خواهد کرد…»
نگارنده این گزارش را کاملا تکذیب نموده و در این رابطه میان من و نماینده و یا خود آقای هادی صحبتی به میان نیامده و ممکن سید حسین علی موسوی هم وجود خارجی نداشته باشد.
۵٫ در بخش دیگر گزارش آمده: «آقای محسنی که بیشتر حکم فرمانِ پدر معنوی حرکتی ها را دارد، در تازه ترین پیامش به مناسبت سی و هفتمین سالگرد حرکت اسلامی افغانستان به دو موضوع اشاره کرده است یکی عبور از چندگانگی حزب و دیگر سپردن زمام مدیریتِ حزب به دست جوانان وتحصیل کرده‌گان حرکتی‌ها که یک تلنگری صریح برای انقضای مصرف ِ رهبرانِ سنتی این حزب به شمار می رود…» باید عرض کنم که چنین نیست، آیت الله محسنی دستور یکجا شدن شاخه های حرکت اسلامی به نام سابق را داده و طی صحبت های جداگانه با اصلاحگرایان تعهد سپرده که در آینده نزدیک از آقایان؛ انوری، جاوید، کاظمی و هادی می خواهد تا طی نشست مشترک با حضور سه تن از نمایندگان اصلاحگرایان حرفهای نهایی خود را به آنان ابلاغ و جهت یکپارچگی حزب حرکت اسلامی احساس مسئولیت نمایند.
۶٫ در بخش دوم گزارش، حزب حرکت اسلامی به جریان قومی و هزاره‌ستیز تعبیر شده است.
هرچند قومیت‌گرایی یکی از آفت‌های جامعه‌ی بشری است که در طول تاریخ، رنج و ستم بی‌شماری را بر انسان‌ها تحمیل کرده و این پدیده ریشه در خصلت حیوانی انسان دارد که مبتنی بر سلطه‌جویی و افزون طلبی است.
قومیت‎گرایی، چالشی است که بشریت و بویژه جهان اسلام را همواره تهدید نموده و مورد سوء استفاده‌ی قدرتمندان قرار گرفته است.
تقابل قومیت‌گرایی با اسلام سابقه‌ی طولانی دارد، اما پس از پیروزی جهاد در افغانستان، قومیت گرایی در راستای توطئه‌ی اسلام هراسی غرب مورد استفاده قرار می‌گیرد و در میان ملت‌های عقب‌مانده و در حال رکود، هر لحظه، سیر صعودی دارد و دیوارهای دشمنی، کینه و خون‌ریزی، روز به روز ضخیم‌تر و پایدار‌تر، ریشه‌های نفاق، پراکندگی و پس‌ماندگی، عمیق‌تر و وسیع‌تر و بستر برای مداخلات بیرونی و چنددسته‌گیهای درونی، آماده‌تر می‌شود و راه‌های گفتمان و عقلانیت، آسیبی بیشتر می‌بیند.
بدون تردید حزب حرکت اسلامی در دوران جهاد و پس از آن در میان توده ها از پایگاه وسیع مردمی بر خوردار بوده و در جهاد افغانستان فرا مذهبی و فرا قومی عمل نموده اند، قبرستان ۲۱ تن از شهدای حرکت اسلامی در دوران جهاد بالای کوه “تری منگل” مربوط ولسوالی جاجِی ولایت پکتیا، زندانیان هواداران این حزب از اقوام مختلف در زندان پلچرخی و حضور مجاهدین این حزب در ۲۳ ولایت کشورشاهد این مدعا است.
با کمال تاسف شعار قوم گرایی بطور عموم پدیده وارداتی غربی و بطور خصوص در جامعه تشیع اتهام قوم گرایی توسط مرحوم مزاری به رقبای حزبی اش(برخی مسئولین حرکت اسلامی) بکار برده شده و عده ای به همان گفته ها حساب شده استناد می نمایند، در حالیکه حرکت اسلامی با حمایت بیوت بزرگانی؛ چون، حجت، واعظ، افشار و… از پایگاه قوی مردمی برخوردار و هرکدام در جامعه تشیع بالخصوص در میان مردم متدین هزاره از احترام خاصی برخور دار بودند و برهمگان روشن و هویدا است.
در حال حاضر نیز حرکت اسلامی همان پایگاه مردمی خویش را دارد و در میان توده های مردمی و متدین اقوام مختلف مورد حمایت قرار می گیرند، چنانچه همایش بزرگ مردمی در ۵ حمل ۱۳۹۵ خورشیدی به استقبال سترجنرال سید حسین انوری، رئیس شورای رهبری حزب حرکت اسلامی در حوزه علمیه خاتم النبیین صلی الله علیه و آله از اقوام مختلف، مخصوصا مردم متدین هزاره بیانگر این واقعیت است.
اکنون وقت آن فرا رسیده است که باید طرح جدیدی ریخت و مغزهای زنگ گرفته و باورهای چرکین را با آب برابرنگری، شستشو داد، باید آن روحیات پلید و زنگار گرفته را از درون دیوارهای کاغذی توهّم و تخیّل خویش بیرون راند، به واقعیت هایی که باآن روبرو ایم، تن در داد و به این باور برسیم که همه‌ی افراد بشر ــ‌چه رسد از شهروندان ساکن در یک کشورــ با هر رنگ، نژاد و عقیده‌یی که دارند، با هم برابر اند. اســلام، قوم گرایی را یک انحراف و فتنه بزرگ می داند. از نظر پیامبر صلی الله علیه و آله، کسی که بر سر مسئله‌ی قومیت، تعصب می ورزد، در حقیقت جاهلیت در وجود او جای گرفته و کسی که دیگران را به سمت قومیت فرا می خواند، بدون تردید او راهش را از امت اسلامی جدا کرده است.
این فراز را با شعر معروف سعدی ـ‌ـ‌که برگرفته از روح دین و برخاسته از گوهر عقل است‌ــ به پایان می‌بریم:
بنی آدم اعضای یکدیگراند
که در آفرینش ز یک گوهر اند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دیگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
در پایان برای خوانندگان محترم و هوا داران حزب حرکت اسلامی قابل یاد آوری می دانم که نگارنده بتازگی اقدام به نوشتن مجموعه ی راجع به پیدایش، اهداف، منابع مالی، عملکرد در عرصه های نظامی، سیاسی، فرهنگی و ساختار تشکیلاتی حزب حرکت اسلامی نموده ام که تفصیل گفتگوها و عوامل فروپاشی و آسیب شناسی حزب حرکت اسلامی در آن مجموعه درج گردیده است.
نویسنده: سید جعفرعادلی«حسینی» عضو شورای رهبری و رئیس کمیسیون فرهنگی حزب حرکت اسلامی افغانستان

منبع: http://rokh.af/


  1. با تشکر از جناب آقای عادلی که مطلب زیبای را نوشتند ، من هم تصمیم گرفتم که : به عنوان کسی که در آن زمان عضو شورای مرکزی حزب وحد ت ، معاون اول کمیته مالی و سرپرست آن کمیته و سرپرست کمیته صحی حزب وحدت بودم تصمیم گرفتم که در رابطه با سقوط افشار اشاره ای داشته باشم و ان شاالله در نوشته های بعدی به قضایای دیگری نیز اشاره خواهم کرد ، زیرا آن حزب وحدتی که بردو مبنا تشکیل شده بود:( تامین وحدت جامعه تشیع و تامین وحدت شیعه و سنی ) ، دیگر آن نیست و در شعباتی که بنام حزب وحدت با پسوند هاوپیش وند های درست شده که از نظر ما همه مردود و باطل است . حزب وحدتی که در بامیان با اهداف مشخص تشکیل شده بود به تاریخ سپرده شده و آنچه بنام حزب وحدت در حال حاضر دیده میشود همان شاخه سازمان نصر قبل از حزب وحدت است که کماکان با همان اهداف مبتذل موجود میباشد و آنهاییکه با آرمان تامین وحدت مسلمین به آن پیوسته بودند همه قطع رابطه کرده اند .

    جای بساتعجب است که کسانی تحت عنوان فاجعه افشار گاه به پای حضرت آیت ا… محسنی و گاه به پای مرحوم آیت ا.. فاضل و گاهی هم به پای برادر مجاهد آقای انور ی می چسپند که اولا در آن روز گار در صحنه حضور نداشتند و همچون خفاش های کور به گوشه ای خزیده بودند و یااینکه سن و سال شان می گوید که در آن وقت دامن های شان به پشت شان پینگ زده بود،‌ در حالیکه تاریخ زنده آن روزگار تعدا د شان به میلیون ها انسان میرسد . من در آن موقع عضو شورای مرکزی حزب وحدت و معاون و سرپرست کمیته مالی و همچنان کمیته صحی حزب وحدت بودم و دفتر کارم در اتاق ۲۳ منزل دوم علوم اجتماعی بود. و با شخص مزاری ارتباط مستقیم داشتم زیرا اکثر موارد کارهای مالی را باید طبق اساسنامه با مشوره ایشان انجام میدادم . درقسمت افشار که چگونه سقوط کرد باید بعرض برسانم که : سقوط سنگر های کوه افشار بوسیله همان قوماندان های شپش فروش حزب وحدت خود ما بود که یا با معامله و یا از بیغیرتی سنگر های را ترک و بدشمن واگزار کردند . آنهاییکه این سقوط را به آقای انوری و یا کسان دیگر نسبت میدهند و حتی به مجموع سادات محترم توهین می کنند ، ایشان عمال بیگنانه و اسیر عقاید انحراقی هستند که میخوانند مکتب حیاتبخش تشیع را گرفتار نفاق نمایند که به عقیده ما اینها کور خوانده اند . من به عنوان کسی که در ان موقع از اعضای رهبری حزب وحدت بودم با قاطعیت می نگارم که فاجعه افشار بوسیله قوماندان های ضعیف و بیغیرت خود حزب وحدت بوده نه کس دیگر . و آنها ییکه امروز مثل …. به پای این و آن از جمله جناب اقای انوری می چسپند انسانهای مغرض و مزدور دشمنان اسلام و چهاد مقدس مردم افغانستان هستند ، که نباید به آن وقعی گذاشت . تعداد افرادی که در حزب وحدت گردآمده بودند بجزعده معلوم الحال همه انسان های متدین و معتقد بودند و به این روایت معتبر باور داشتند و دارند که :‌ آنهاییکه از سادات « نسل پیامبر عزیز اسلام » بدمیبرند در نطفه های شان خلل است .