یاد بود از حجت الاسلام مرحوم کربلایی شیخ صفدرعلی کجابی(ره)

 سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

حجت الاسلام مرحوم کربلایی شیخ صفدرعلی کجابی(ره) شخصیت مخلص، دلسوز، مجاهد گمنام و بی ادعا بود که پس از عمری خدمت درمنطقه خویش و با حضور در عرصه های اجتماعی و تبلیغی، سر انجام در کجاب سفلی از مربوطات حصه دوم بهسود ولایت میدان و ردک  بتاریخ 22 دلو 1392 خورشیدی دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوست.

مرحوم مغفور شیخ صفدرعلی(ره) از آغاز جهاد تا شکست ارتش سرخ شوروی سابق از افغانستان علاوه برتبلیغ و ارشاد  در زادگاه خویش کجاب، کنار سنگرداران مجاهد و بخش های مختلف تشکیلات حرکت اسلامی در نقاط مختلف ولایت میدان وردک در راه دفاع  از ارزشهای دینی از هیچگونه ایثار و فداکاری دریغ نورزید و در طول زندگی پرفراز و نشیب خویش،  مصدر خدمات مختلف دینی و اجتماعی در مناطق مختلف آن ولایت گردید که اختصارا به برخی خدمات و زحمات مخلصانه ایشان اشاره می گردد:

الف) روحانی درد آشنا، مرحوم شیخ کربلایی(ره) پس از کودتای 7 ثور 1357 به صفوف جهادگران علیه رژیم کمونیستی پرداخت و در جنگهای خانمانسوز مناطق مرکزی، او بعنوان یک انسان خیرخواه تلاش فراوانی نمود، دهه شصت، سالهای که مرحوم آیت الله بهشتی(ره)  از ولسوالی ورس ولایت بامیان به ولسوالی ناهور ولایت غزنی اجبارا مهاجر، اهلبیت و بستگان، مخصوصا اطفالش با وضعیت خاص  از منطقه ورس توسط نیروهای مخالف شورای انقلابی اتفاق اسلامی به اسارت گرفته شده و به حصه اول بهسود منتقل گردید، اسارت اطفال و زنان مرحوم آیت الله بهشتی(ره)  و منسوبین ایشان و آن تراژدی که اکثر مردم بهسود آن را  به یاد دارند.(که متأسفانه عاملان این برنامه اکثراً از شاگردان آیت الله بهشتی(ره) بودند و اینک اظهار پشیمانی مینمایند.)

در چنین شرایطی حجج اسلام؛ مرحوم سید محمد انور عارف، سید محمد جواد جید و دیگر بزرگان منطقه مرحوم شیخ صفدر علی را همراهی و با تحرکات مردمی علیه چنین برنامه ی از قبل تعیین شده اقدام عملی و سبب رهایی اسرای مربوط آیت الله بهشتی(ره) به  منطقه شان گردیدند.

ب) در ماه سرطان سال 1366 خورشیدی رژیم دست نشانده شوروی سابق با دست یار روسها، حدود بيست و پنج هزار نیروهایش را جهت تسخیر دره سنگلاخ  مربوط ولایت میدان وردک سوق دادند و دره سنگلاخ از زمین و هوا  زیر آتش گرفتند، به نقل شاهدان عینی، روزانه بیش از 30 تا 60 طیاره رژیم کابل از طریق هوا منطقه را بمباردمان و تانکهای غول پیکر زمینی دره سنگلاخ  را زیر آتش قرار داده و این جنگ نابرابر 22 روز طول کشید و در همین جنگ نا برابر، یکی از کسانیکه مقاومت نموده و تا به آخرین روزهای پیروزی در سنگر مقاومت نمود، مرحوم شیخ صفدرعلی کجابی(ره) بود، در این جنگ 22 روزه شهید مشتاق(ره)  یکی از مسئولین شورای ولایتی کابل حرکت اسلامی به ریاست سترجنرال سیدحسین انوری فرماندهی عمومی را بعهده داشت. هرچند دراین جنگ عده از مجاهدین شهید و اما ضرباتی شدیدی بر قوای دولتی وارد و به تعداد 17 فروند طیاره دشمن همراه تانکها و نفر برهای رژیم از بین رفت.

ج) اقامه نماز شهدای فاجعه افشار کابل در سال 1371 خورشیدی به امامت حجت الاسلام شیخ صفدرعلی مرحوم. عصرروز ٢١ دلو  ١٣٧١ گلوله باران سنگين ازسه طرف( پغمان،كوه تلويزيون وخيرخانه) بالاى كوه افشارآغاز و تاساعت ٤ صبح دوام كرد و بسيارى مردم، ازمنطقهء افشاربيرون شدند، ولی تعداد کمی در افشار باقی مانده بود که  ساعت ٤ صبح حملهء مشترك حزب اتحاد به رهبری سیاف و شوراى نظار به فرماندهی مسعود بالاى كوه افشار آغاز و در کوتاه ترین زمان سنگرهای حزب وحدت به دست نيروهاى سياف ومسعودسقوط كرد. سپس به طرف منطقه ى مسكونى علوم اجتماعى تعرض كردند، از تصرف کوه زیارت تا حمله بالای علوم اجتماعی حدود  پنج صدنفرنفربه شهادت رسيدند.

تعداد شهدا دقیق معلوم نیست ولی جمعی از قربانیان این فاجعه در یک قبر دسته جمعی دفن و نماز جنازه آنها توسط مرحوم شیخ صفدرعلی کجابی(ره)  خوانده شد، هرچند پس از ده سال(سال 1381 خورشیدی) قبور شهدای افشار توسط افراد خاص نبش و جهت مستند سازی از آن فاجعه فلمی را تهیه و استخوانهايشان در معرض ديد همگان قرار گرفت.

نگارنده از دو سال بدینسو تلاش نمودم که در مورد انگیزه اسارت بستگان مرحوم آیت الله بهشتی(ره) و فاجعه افشار معلومات و گزارشات دقیق تری از مرحوم شیخ صفدرعلی به دست آورم، با کمال تأسف طولانی شدن مریضی آن مرحوم و مشکلات روحی جناب شیخ صفدر علی(ره)  این توفیق را پیدا نکردم و تا اینکه اطلاع یافتم که وی در  22 دلو امسال، همزمان با بیست و یکمین سالروز فاجعه افشار  در زادگاهش دار فانی را وداع گفت.

د) حضور حجت الاسلام مرحوم شیخ صفدرعلی(ره) کنار مردم کجاب سفلی در شرایط سخت و دشوار.  پس از ارتحال مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيّد محمد سرور كربلايى شخصيت پارسا، شجاع، كريم و درد آشنا که در 15 دلو 1353 خورشیدی وفات نمود و پس از آن فرزندش مرحوم حجت الاسلام سيّد محمد انور عارف، همانند پدر بزرگوارش سالهای مدید عمرشریفش را در راه تبلیغ فرهنگ اهل بیت(ع) سپری و پس از تجاوز شوروی سابق به افغانستان او با حضور در سنگرهای جهاد و هجرت به جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت تبلیغ و برنامه های تکیه خانه مرحوم سید محمد سرور کربلایی واقع  سبز درخت کجاب را مرحوم شیخ صفدرعلی(ره) عهده دار گردید.

او در شرایط حساس و دشواری کوچی گری و عدم حضور علمای دینی مردم کجاب سفلی را تنها نگذاشته و در حد توان در عرصه های اجتماعی مصدر خدمت واقع گردیده و تا اینکه در اثر مریضی که عاید حالش شده بود،  روز دوشنبه 22 دلو 1392 خورشیدی در زادگاهش کجاب سفلی دار فانی را وداع گفت. از عمق دل برای آن سعید فقید آرزوی علو درجات و مقامات می کنم  و خداوند او را با پیامبر(ص) و خاندان عصمت و طهارت آن حضرت  محشور گرداند.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

سید جعفرعادلی«حسینی»

کابل 26 دلو 1392 خورشیدی


  1. خداوند روحش را شاد بگرداند در جوار ایمه ای اطهار قرار بدهد از جناب آقای عادلی هم قدردانی میکنیم که ما را با چنین شخصیت های مجاهد وپارسا آشنا می سازید موفق باشید.

  2. خداوندرحمت کندآدم خوبی بود برای رحمت لله پسر و باقی خانواده اش این مصیبت را تسلیت عرض میدارم.

  3. سیدمحسن سجادی

    خدا رحمت نماید خاطرات تلخی که در بهسود به عنوان اسیر ماداشتیم که پس به ورس به اثر تلاش همچو بزرگ مردان عودت کردیم خدایا دگر آنروزهارا بالای هیچ مسلمان تکرار نکند !البته من خیلی کوچگ بودم کمی خاطرات دارم.که موتر کلان بانظام از حرکت اسلامی آمده بود که باید اسرابر گردانیده شود.

  4. سید مصطفی حسینی

    روح شان شاد. چقدر مظلومانه است که در این کشور علمای دین مظلومانه مورد تهمت و تهاجم قرار می گیرند.بهشتی هایی که برای اسلام از جان خود و فرزندان خود مایه میگذارند به اسارت برده می شوند, خون انسانهای زیادی در کشمکش های قدرت و تصرف قطعات نظامی ریخته می شود. بر سر یک وزارت کلیدی خون بیش از هزاران انسان را می ریزند و اسمش را می گذارند حق خواهی.

  5. نيش عقرب نه ازره كين است
    اقتضاي طبيعت اش اينست
    خطاب به عقرب مصطفي حسيني كه هر وقت مانند طبيعت ذاتي اش نيش ميزند!

  6. ﺧﺪاﻭﻧﺪ ﺭﺣﻤﺖ ﻛﻨﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭ آﺩﻡ ﺧﻮﺑ و ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﻮاﺯ بود، ﻣﻦ ﺩاﻳﻢ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ اﻳﻦ ﻣﺠﺎﻫﺪ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﺪﻡ اﺯ ﻣﻨﻂﻘﻪ ﺳﻨﮕﺸﺎﺩﻩ ﻣی ﺮﻓﺘﻢ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ اﻳﻦ ﻣﺠﺎﻫﻴﺪ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻣﻴ ﺸﺪﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ اﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﮔﺮﻡ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺩاﻳﻢ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﺎﻥ ﺑﺨﻮﺭﻳﻦ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺷﻮﺭاﻱ ﻋﺎﻟﻲ ﺟﻬﺎﺩ ﮔﺭﺴﻨﻪ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﻣﻦ اﻢﺭﻭﺯ ﺧﺒﺮ ﻭﻓﺎﺗﺶ را ﺷﻨﻴﺪﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺎﺭاﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺻﻠﻮاﺕ ﺩﺭﻭﺩ ﻣﻔﺮﻳﺴﺘﻢ.