در شهرداری کابل چه می گذرد

  از بدو حضور آقای میر عبدالاحد صاحبی در شهرداری کابل وضعیت متشنجی بر این اداره حاکم گردید، بسیاری از افراد واشخاصی که شایستگی و لیاقت پست ومسئولیتی را نداشتند بر اساس یک سری ارتباطات باندیستی در رأس امور قرار گرفته و کوشش نمودند تا رقبا، حریفان و کسانی که بعضاً صادقانه کار می نمودند از صحنه کاری شهرداری کابل کنار بزنند.

صاحبی شهردار کابل با عدم شناختی که ازشهرداری کابل داشت برخی گروهها وجریانات مرموز وخطرناک داخل شهرداری از فرصت بوجود آمده نهایت بهره برداری نمودند و کوشش کردند تا دراین زمان طلایی مهره های خودرا در نقاط حساس وکلیدی جابجا سازند، از این رو یکی از این نمونه ها کاظم همایون بود، این فرد قبلاً معاون ریاست عواید شهرداری کابل بوده و کوششهای نمود تا با جوسازی ها ی عجیب وغریب موقعیتی را بدست آورد، وی بامطرح نمودن حساسیت های نژادی، زبانی ومنطقوی استفاده نموده واز دامن زدن به این گونه اختلافات منافع خود و حمایت گران پشت پرده خودرا تأمین و تضمین مینمود. این بود که به ظاهر چهره ای آرام، متین و خوش بر خوردی داشت اما در باطن که بر همه دوستانش هویدا شد هیولایی در قلب، مغز و وجودش مستولی ورخنه کرده بود؛ همانطوریکه قبلاً گفته شد با آمدن آقای میرعبدالاحد صاحبی که نزدیک به سه دهه خارج از افغانستان بودند و از نقطه نظر مردم شناسی، رعایت نمودن فرهنگ وسنن جوامع سنتی ودرنظر نگرفتن احترامات ونزاکت های اجتماعی چهره منفوری نزد بسیاری از شهریان کابل پیداکرده بود، با این اوصاف فرصتی خوبی برای عده ی فرصت طلب مهیا شده بود واین شد که به پیشنهاد آقای محمد فقیر بهرام معین اداری ومالی شهرداری کابل، کاظم همایون به عنوان مهره کلیدی در پست ریاست دفتر به شهردار کابل پیش کش شد. محمد فقیربهرام از جمله معدود کسانی است که ظاهری آرام و خند رو اما مکر ودغل کاری های نهان بسیاری دراو بوده که سالیان متمادی در شهرداری کابل حضور دارد، وی در ضمن این اوصاف فردی آشنا به پستی وبلندی ها وتلخ وشیرینی های اداره اش می باشد، کسی اگر بخواهد تاریخ شهرداری را بداند، محمد فقیر بهرام بهترین نمونه وتاریخ زنده شهرداری کابل است. او در زمان داکتر غلام سخی نور زاد در سالهای 1383 تا 1385معین شهرداری کابل بود؛ گفته میشود در بر کناری داکتر غلام سخی نورزاد آقای بهرام رایزنی های بسیاری نموده و با نزدیک کردن خودبه احمد ضیاء مسعود، معاون اول ریاست جمهوری زمینه را برای آمدن روح الله امان بعنوان شهردار کابل هموار نمود؛ هر چند این خطر بزرگ را بهرام قبول نموده بود و در حقیقت خود را در پشت پرده یک کودتای سیاسی علیه رئیس جمهور قرار داده بو د ولی با آنهم کوشش می نمود از فرصت بوجود آمده استفاده شایان برده وموقعیت خود وطرفدارانش را در شهرداری کابل تسجیل نماید؛ اما روح الله امان که سابقه درخشانی در عرصه فساد اداری داشت کوشش نمود محمد فقیر بهرام را بعنوان اولین کسی که از تیم کاری خود خارج می سازد انتخاب نمود ولی بعداً مشخص شد که پیشنهاد بر طرفی محمد فقیر بهرام توسط روح الله امان به رئیس جمهور از جانب داکتر غلام سخی نورزاد که اکنون مشاور رئیس جمهور کرزی است خنثی گردید . این کمک فراوانی بود که نورزاد به بهرام نمود واورا از سخت ترین مهلکه نجات داد اما درد سر های بهرام به اینجا خاتمه نیافت و فردی به نام غرزی خوا خوژی به عنوان معین خدمات شهری شهرداری کابل انتخاب شد، این فرد که نظامی بود و مطابق اسناد وکتابی که رزاق مامون داشت وی را قاتل داکتر نجیب رئیس جمهور کمونستی افغانستان دانست، از طرفی دیگر غرزی خوا خوژی یک بلوچ بود وبا استفاده از نام و نشان پشتون موقعیت های خوبی در عرصه های سیاسی بدست آورد. آمدن غرزی برای بهرام یک مصیبت فوق العاده بود واز همان آغازین روزها اختلافات دامنه وسیع تری به خود گرفت اینجا بود که اختلاف غرزی خوا خوژی با مسئوولین ریاست نشرات سید جعفرعادلی «حسینی» و محمد مهدی ثاقب براساس به استثمارکشاندن این ریاست به جنجال بزرگ تبدیل شد و تهدیدات علیه این دو نفر بیشتر گردید ولی با استقامت و ارائه جواب های منطقی ومستدل، غرزی خوا خوژی در مقابل این روند سکوت نمود و ترجیح داد خودرا با ژورنالیستان گلاویز نکند اما این قضیه بسیار به نفع بهرام وطرفدارانش تمام شد چه آنکه بهرام، کاظم همایون وبرخی افراد دیگر که هر لحظه مورد تهدید جدی غرزی قرار میگرفتند توانستند از این فرصت و تشدید اختلافات میان معین خدمات شهری با ریاست نشرات از آب گل آلود ماهی بگیرند وبه نوعی ابقا وموجودیت خودرا تمدید نمایند.         

با آمدن آقای صاحبی که از شهر چاریکار و لایت پروان هست، بسیار ی خوشبین به اینکه از دست غرزی خواخوژی خلاص یافته اند اما این موضوع دوامی نیافت و صاحبی با ریشخند قرار دادن، توهین کردن و اکثراً با مجاز ات های نا جایز و غیر منطقی شرایط وخیمی برای کارمندان شهرداری کابل بوجود آورد، دراین میان از رؤسا، معاونین، مدیران تا اجیران و دریوران از وضبعیت بحرانی ناراضی بودند جز افرادی چون محمد فقیر بهرام، کاظم همایون وبرخی طرفداران شان.             

شرایط به گونه ای شد که تغیرات جدی آورده شد؛ غرزی خواخوژی از سمت خود استعفا داد، برخی رؤسا جابجا گردیدند و مهم تر از همه کاظم همایون مهره درشت بهرام، ریاست دفتر را بدست آورد. با به دست آوردن این ریاست تیم آقای بهرام کوشش داشتند تا ریاست نشرات را نیز از خود نمایند و تغییراتی در هرم بالایی نشرات بوجود بیاورند این شد که کاظم همایون بطور محرمانه به سید جعفرعادلی «حسینی» رئیس نشرات پیشنهاد نمود .تا محمد مهدی ثاقب معاون ریاست نشرات بر کنار وبه جای وی فرد دیگری انتخاب و گزینش شود ، دلیل همایون مبنی به بر طرفی ثاقب این بود که نامبرده با غرزی خواخوژی ارتباطات مخفی داشته وبا بسیاری از حلقات خطر ناک سیاسی رابطه دارد؛ اما واقعیت طور دیگری بود، همایون میخواست تا با برداشتن ثاقب زمینه را برای حذف عادلی «حسینی» هموار سازد وبعداً افراد خاص خود را برای تبلیغات هر چه بیشتر چهره های معدود تیم خود به کار بگمارند واز جانب دیگر نیز آنها میخواستند بر خلاف اینکه عادلی «حسینی» و ثاقب در دوران غرزی به نفع شان طور نا خواسته عمل می نمودند این بار افراد جنجالی و قدرتمندرا حذف نمایند که تمام این طراحی ها حاصل فکر وپلان آقای بهرام بود ولی این افراد به اشتباه رفته بودند چه آنکه قدرت نهایی این افراد که همانا توکل آنان به خداوند وعزت نفس شان بود را در نظر نگرفته بودند پیشنهاد همایون از جانب عادلی «حسینی» به شدت رد شد واین موضوع آغاز گر تحولات بعدی گردید که اختلافات میان نشرات وریاست دفتر شدت یافت .      

 مجازات، تهمت نمودن، تحت فشار قرار دادن وانواع واقسام تهدیدات از جانب صاحبی شهر دار کابل به عادلی «حسینی» وثاقب به حدی قاطع وارد گردید که بسیاری از ادارات، نهادها وتشکل های دولتی وغیر دولتی ازاین اختلافات آگاهی یافتند.              

نتیجه جالب بود، سه روز کسر معاش رئیس، معاون وهیئت تحریر نشریه پامیر، این اقدام سلیقه ی وغیر قانونی شهردار به بهانه های واهی اسباب درد سر وی شد وحتی توصیه های غرزی خوا خوژی را هنگام استعفایش که میگفت :«جناب شاروال صاحب! اگر میخواهی دوام داشته باشی عادلی وثاقب را در کنار خود داشته باش» و لی این نکات از گفتار غرزی را آقای صاحبی فراموش کرده بود.    

سید جعفرعادلی «حسینی» و مهدی ثاقب نامه سر گشاده ی و اسناد مستدل وفراوان به شهر دار ارائه نمودند ودر نامه شان تصریح کردند که مجازات شان اصولی وقانونی نبوده وبر اساس احساسات سلیقه ی وشخصی اصدار یافته است.               

این نامه در مطبوعات چون روزنامه ی پیمان، افغانستان کابل، سایت های انترنتی ورادیوها وتلویزیونها انعکاسات وسیعی یافت، دراین هنگام نود وپنج فیصد اقدامات شهردار کابل، محمد فقیر بهرام و کاظم همایون را محکوم نموده و علیه عملکرد های آنان اعتراضات داشتند. بروز این رویداد شهردار کابل را عصبانی ساخت اما علاج این عصبانیت را بهرام تجویز نمود وآن تهیه پیشنهاد های دو مهره کوچک واستعمال شده چون محمد اسحق صمدی وسید مقصود هوفیانی بود که بجای سید جعفرعادلی «حسینی» ومحمد مهدی ثاقب بعنوان رئیس ومعاون نشرات انتخاب شدند.

صمدی وهوفیانی از جمله کسانی بودند که در ریاست نشرات وظیفه اجرا می نمودند وبر علیه آمرین خود توطئه ها ودسیسه های درون تشکیلاتی را سازماندهی میکردند؛ این دو نفر از جمله کسانی بودند که برای بدست آوردن پول وچوکی از هیچ عملی خود داری نمی ورزیدند؛ آنها با تخریب نمودن اخبار پامیر وسپس راپور دادن به مقامات بالایی کوشش داشتند تا فعالیت های آمرین خود را ضعیف و نا کارآمد جلوه دهند؛ در قسمتی دیگر آنها تلاش نمودند تا اطلاعات و داده های اشتباه به محمد فقیر بهرام داده و ذهنیت وی را بدتر از قبل نمودند، اما در مقابل رئیس ومعاون نشرات همیشه در مقابل این دوتن از گذشت کار می گرفتند، می توان گفت که صمدی از مهره های کهنه و قدیمی بهرام بود که بعد از آمدن روح الله امان بسیار تلاش نمود تا وانمود کند که روح الله امان شهردار وقت پسر خاله اوست وجوسازی های تبلیغاتی نماید و از این درک به منافع خود برسد اما هیچ وقت چانس یار او نشد، بلکه ضربات روانی دوباره به خوداو متردی گردید. میتوان گفت عادلی «حسینی» وثاقب چندین جبهه را بصورت همزمان اداره میکردند وتوطئه های عاملین این رویداد را در داخل وخارج ریاست خود تحت نظر داشتند؛ جالب اینجاست که آقای هوفیانی یکی از مدیران ریاست نشرات نیز از مجازات کسر معاش از جانب شهر دار کابل در امان نمانده بود، وی حتی در مصاحبه أش با گزارشگر دیده بان رسانه ها مجازات شهردار را تصمیم عجولانه و غیر عادلانه خوانده بود؛ اما برای بهرام وعامل دیگر آن همایون آب خیط کردن پیش چشمان شهردار کار ساده ی بود و هوفیانی را که مجازات شده بود بصورت غیر مترقبه به عنوان معاون این ریاست پیشنهاد نمودند اما تمام این نقشه ها طوری که پیش بینی می شد پیش نمی رفت، پیشنهاد بر طرفی عادلی «حسینی» و ثاقب در اداره امور به دلایل نداشتن منطق شفاف برای بر طرفی، خنثی گردید و هم چنان درزمان سر پرستی احمد ضیا مسعود ازریاست جمهوری با تلاشهای زیادی که بود عقیم ماند و دفتر معاون اول ریاست جمهوری متوجه این توطئه ودسیسه ی داخل شهرداری کابل گردیده بود.

نويسنده:

میراحد شاه صفا

منبع:

شماره دوم نشریه شهر –  24 میزان 1387 به نقل از وب سایت نما www.noma-afg.org

 

چرا نشریه (شهر) دروغ می بافد؟

به پاسخ مقاله منتشره شماره دوم مورخ 24 میزان نشریه شهر زیرعنوان«در شهرداری کابل چه می گذرد» که با آب تاب فراوان قلمفرسایی کرده محترمانه و بااختصار می پردازیم:

 ادعای نویسنده مقاله مبنی بر برطرفی رئیس نشرات ومعاون پیشین نشریه پامیر و تقرر اشخاص جدید وارتباط آن با زدوبندهای درونی در شاروالی وسرانجام انداختن بارهمه مسوولیتهای یکدهه (طبق معمول) به گردن شهردار فعلی کابل، به مثابه آب در هاون کوفتن وزیره به کرمان بردن است.

نخست این پرسش را مطرح می کنیم که چرا این دست اندرکاران نشریه وزین شهر به عوض نشرمطالب سودمند، برای شهر وشهریان ما، به جان شخص شهردار کابل افتاده اند؟! آیا همه کارها درکشور به سامان آمد که این آقایان با طمطراق وسنگ پرانی می خواهند شیشه های شهرداری کابل را پارچه پارچه کنند؟

آیا اگر شهردارکابل بخواهد برای بهبود وارتقای سطح نشرا ت نشریه و یا بصورت عمومی اداره شهرداری، دست به تقرر وسبکدوشی بزند، مطبوعات (بیکار بیعار) باید به همین پیمانه برایش صغرا وکبرا بچینند؟!

آیا پس وپیش شدن یکی دونفر که آنهم دلیل دیگر از جمله تنبلی، بیکاری، بی غوری و… در نشرات نشریه باید اینهمه سروصدا وغوغا برانگیزباشد؟

ما از خیرهمه قضایا می گذریم و به چند پرسش اکتفا می کنیم:

آیا نشرات کنونی(پامیر) بهتراست یا نشرات زمان رییس ومعاون سبکدوش شده؟

آیا رئیس ومعان قبلی مسلکی بودند؟ که نبودند، در حالیکه هردورئیس ومعاون فعلی ژورنالیست بوده وهردو سه سال پیش یکی بعددیگر معاون وسکترترمسوول بوده وهرکدام سابقه پانزده، بیست سال دارند، درحالیکه رییس قبلی مامور تنظیف شاروالی بود وبنا برهمان ارتباطاتی که همه پایه های این کشور را متلاشی کرده وشما روی آن تاکید می کنید، از دوسال پیش درین پست خلوت اصل شایسته سالاری به ریاست ومعاونیت نشرات مقرر شده بودند.

شما آقایان که به دور نشریه شهر گرد آمده اید وهدفی جز نیش زدن به شهردار کابل را ندارید، چرا نشریه شهر را وقف اصلاحات وپیشنهادهای سازنده نمی کنید ومانند(دلقکان زنگ خطر!) سنگ را در دبه انداخته و به صدا در میاورید؟

شما چرا به مسایل حاد کشور در سطح جامعه که هرروز کشتی ما را به سوی تباهی وغرقاب فنا می کشاند از جمله یی امنیتی، فساد اداری، ارتشا وهزار ویک معضله دیگر سیاسی واجتماعی وقف نمی کنید که با نامهای مستعار گلیم ماتم وسوگ برطرفی رییس ومعاون نشرات پامیر را هنوز هم هموار نگهداشته اید.

آیا شما نمی بینید که نشرات پامیر در طی یکماه اخیر از زمین تا آسمان تفاوت کرده است؟ آیا حرافی وکاغذ سیاه کردن شمابی مورد نیست؟

آیا شما همان هایی نیستید که هرروز علیه شخص بی ادعا وفعالی مانند شهردار فعلی توطئه می چینید وترفند می بافید؟

شما این تلخه را ندارید که شاروال های همین یکدهه گذشته را مقایسه کنید وکارکرده گی ها، صداقت ها وبی کفایتی ها وفساد برجاگذاشته را برجسته بسازید. شما کورکورانه از آنهمه اوامر غیرقانونی، بلند منزل سازیها، استفاده جویی ها وغیره چشم پوشی کرده اید وتنها همین دو تا آدم پس وپیش شده را یافته اید.

چه باید گفت: سخن بسیار است وکاغذ وفرصت اندک، لازم نیست شما نا دانسته با د به گلو اندازید.

اگر چشم شما نمی بیند که همین حالا در طی شش ماه بخشی از دوازده پروژه در شاروالی به بهره برداری سپرده شده وبخشی دیگر در حال اتمام است، شاید نیم کاسه ماندن شما جرئت آن را نمی دهد که کارکرده وناکرده را تفکیک  وتشخیص نمایید، ولی گفته معروف یک دانشمند وبزرگ را به خاطر بسپارید که گفته است: «اگرقهرمان نیستید، لا اقل مرد باشید!» با این حال دروغ نبافید وتوطئه نکنید!

منبع:

نشریه پامیر، شماره 318  –  25 میزان 1387

 

تملقات کاغذی

ما برای وصل کردن آمدیم             نی برای فصل کردن آمدیم

به جواب مطلب «چرا نشریه (شهر) دروغ می بافد»

منتشره 25 میزان 1387 شماره 318 نشریه پامیر

در شمارة دوم نشریه شهر، مطلبی تحت عنوان «در شهرداری کابل چه می گذرد»  به نشر رسید که این مطلب از سایت نما اقتباس گردیده وسپس در نشریه شهر به چاپ رسیده است؛ نشر این مطلب انعکاس عجیبی در نشریه پامیر ارگان نشراتی شهرداری کابل داشته است. نویسنده مطلب که بسیار عصبانی وعقده مندانه به نظر می رسد با جملات سبک وعاری از فنون نویسنده گی وژورنالیستی به پاسخ می پردازد که این جواب ضعف این نویسنده  ودر مجموع ادارة آن را می رساند.

ماجهت روشنی به این نویسنده محترم توصیه ها وپیشنهاداتی داریم که امید است بدون لجاجت وپرخاشگری پذیرفته وخود را در حقیقت وارد اصل دنیای ژورنالیزم قرار دهند.

نویسنده مطلب رئیس ومعاون نشرات فعلی را افرادی با تجارب پانزده الی بیست ساله در عرصه ژورنالیزم دانسته ومحتویات نشریه شهررا دروغ می پندارد وبیشترین انتقاد حضرات عالی بالای نشریه شهر؛ رئیس ومعاون قبلی نشریه پامیر و زنگ خطر بوده است.

باید به اطلاع و دادن معلومات کافی به دوستان ما در نشریه پامیر عنوان کنیم اینکه: مطلب «درشهرداری کابل چه می گذرد» از سایت انترنیتی نما اقتباس وسپس در نشریه شهر به چاپ رسیده است و در آخر این مطلب آدرس انترنیتی این سایت با فونت یا خط بزرگ تری درج گردیده تا خوانندگان محترم بدانند که این مطلب از سایت گرفته شده نه از طرف اداره نشریه شهر؛ با این همه ما در قسمت مشخصات این نشریه موردی را  ذکر نمودیم که «بدون سرمقاله سائر اندیشه های مطرح شده مربوط  به نویسنده گان آن است.» در حالیکه این مضمون به نام میراحدشاه صفا نگارش یافته و گزینش یک مطلب که به منافع ملی وارزش های دینی ومذهبی تصادم ننماید نشر آن در هیچ رسانه پیگرد قانونی ندارد،  چه بسا بسیاری از نشریات جهان با گزینش و انتخاب مطالب ومضامینی از انترنیت تبادل اطلاعات می نمایند، پس فهمیده می شود که مسئولان فعلی نشریه پامیر با توجه به تجارب بیست ساله در عرصه ژورنالیزم هنوز اطلاعات ابتدائی در مورد تکنالوژی پیشرفته امروزی وقوانین اطلاع رسانی انترنیتی ندارند وحتی با تأسف فراوان یک آدرس ایمل ساده برای خود ندارند تا ما از طریق ایمل برایشان پاسخ های خوبتر وروشن تر بدهیم.

موضوع دوم که ضرورت به بیان این می باشد این است که نویسنده مطلب از سواد کافی در نثر نویسی واز ادبیات درست در نگارش بی بهره اند و درچند جای؛ اصطلاحات کوچه وبازار که عجین یافته با عقده های طمع و آزا است همراه شده ومعجونی از جسارت وکینه توزی را در نبشته شان رسوخ داده اند، بطورمثال: «شما این تلخه را ندارید»، «شما کورکورانه»، «مانند دلقکان زنگ خطر»، مطبوعات «بیکار وبیعار»، «دروغ نبافید وتوطئه نکنید».

تلفظات  وکلمات فوق نشانگر این موضوع است که نویسنده نتوانسته حرف دل خود را در قالب جملات ادبی و احترام آمیز و در حقیقت ژورنالیستی ارائه نماید وکوشش نموده تا بازیرپاگذاشتن عفت و عزت قلم بی پروا به فحاشی ها وقلدرمآبی های کوچه وبازاری،  نقطه منطقی به تصورات خود بنهد.

موضوع بعدی خودخواهی وجاه طلبی این افراد در نوشته خودشان محسوس وملموس است. بطور مثال، در جایی از این مطلب آمده است: «آیا رئیس ومعاون قبلی مسلکی بودند؟ که نبودند، درحالیکه هردورئیس ومعاون فعلی ژورنالیست بوده وهردوسه سال پیش یکی بعد دیگر معاون وسکرترمسئوول بوده وهرکدام سابقه پانزده، بیست سال دارند.» مثال معروفی داریم که می گویند: درخت پربار همیشه شاخه هایش پایین است. اینکه رئیس ومعاون قبلی مسلکی بودند یا نبودند در ابتدا خود مسلک باید تعریف شود؛ افراد مسلکی درعرصه ژورنالیزم هیچوقت شعار من این هستم و من آن هستم نمی دهند وهیچ فرد دیگری را بدون موجب فاقد مسلک نمی خوانند در حالیکه با توجه به تحقیقاتی که از رئیس قبلی بعمل آمده است وی صاحب چند کتاب و آثار متعدد در نشریات خارجی وداخلی بوده است؛ اینکه شما در جای دیگر مطلب تان آورده اید که «رئیس قبلی مامور تنظیف  شهرداری بوده است»، باید عرض شود که این نمونه آوردن ها در سطح بینش یک طفل خردسال نیز نیست چه آنکه بسیاری از نویسنده گان، ژورنالیستان، مقامات عالیرتبه کشور وحتی وزرا وسفرای افغانستان در بدترین شرایط سیاسی در داخل کشور و یا در دنیای مهاجرت دست فروشی، کراچی بانی و یا فعالیت های پایین اقتصادی نموده اند که این موضوع عیب وعار محسوب نمی شود وبرای یک ژورنالیست ویا نویسنده بسی افتخار است که به حیث مأمور تنظیف کشور خود چند صباحی مصروف ومشغول شده باشد. بیان این موضوع از جانب نویسنده مطلب این پیام را می رساند که در حقیقت خواسته تا رئیس قبلی را بعنوان مامور تنظیف در انظار مردم وخوانندگان یک فرد فاقد ارزش نشان دهد که متأسفانه این موضوع بیانگر ضعف اخلاقی و تربیتی نویسنده مطلب را می رساند.

جملات دیگری چون: «آیا نشرات کنونی(پامیر) بهتر است یا نشرات زمان رئیس ومعاون سبکدوش شده؟» و یا «آیا شما نمی بینید که نشرات پامیر درطی یک ماه از زمین تا آسمان تفاوت کرده است؟»  قابل تأمل است.  نویسنده در این استقامت کمی بسیار خود خواهانه وجاه طلبانه پیش رفته است ورئیس ومعاون فعلی را اسطوره های درخشان در آسمان ژورنالیزم جهان معرفی کرده است. در حالیکه پول چاپ نشریه از شهرداری کابل، امکانات اداره نشریه از بودجه شهرداری کابل، معاشات و امتیازات گوناگون از شهرداری کابل، حمایت، تقویت وپاسخگویی مطالب در بیرون،  از جانب شهرداری کابل؛ پس این سئوال مطرح می گردد که این آقایان به کدام استقلالیت خود می نازند و خود را اعجوبه هایی با بیست سال ژورنالیست بودن معرفی می کنند. نویسنده این مطلب اگر به صورت محققانه مطلب «در شهرداری چه می گذرد» خوانده باشد متوجه خواهد شد که رئیس ومعاون فعلی در حقیقت  از جمله مامورین رئیس ومعاون قبلی بوده اند؛ و چرا این شاهکاری هایشان را  در زمان رئیس ومعاون پیشین انجام نمی دادند که حال لاف خودستایی مسئوولین فعلی از دریچه نویسنده مطلب هویدا می شود و صفحات نشریه پامیر را دفاعیه ها پرساخته است؛ در ابتدا ما باور مان نمی شد که در مطلب آقای صفا که در انترنیت نشر شده بود مسئوولان فعلی نشرات را توطئه گران علیه آمرین خود معرفی نماید واکنون ما بالاف وگزاف نویسنده مطلب  برایمان یقین حاصل شد که زیر کاسه ای نیم کاسه ای وجود دارد.

در جایی دیگر شما  از شهردار عزیز ونازدانه ما سرسخن باز نموده اید ودر پاره ای از نبشته هایتان آورده اید: «شما هرروز علیه شخص بی ادعا وفعالی مانند شهردار فعلی توطیه می چینید»، «آیا اگر شهردار بخواهد»، «جرئت آن را نمی دهد که کارکرده وناکرده  را تفکیک و تشخیص نمائید.»

اولا ما هیچگاهی هر روز علیه شخص فعال وبی ادعائی چون شهردار فعلی توطئه نمی چینیم؛ چون نه وقت ونه حوصله اش را داریم و دوم آنکه ما کارکرده و ناکرده را تفکیک نمی کنیم بلکه مردم هستند که چشم دارند؛ عقل وهوش وضمیر آگاه دارند وچوکی ومقامی چون شما ندارند که بخاطر حفظ آن از هرناکارکرده گی ها؛ کارکرده گی ها درست کنند وکاه را کوه عیار سازند.

همه روزه مردم ومطبوعات هستند که حقیقت را می بینند وبازبان باز انتقاد می کنند.

نتیجتا اینکه ژورنالیستان پانزده الی بیست ساله کوشش نمائید مشکلات خود را در ابتدا درعرصه اخلاق ژورنالیستی تصفیه نمائید و از شهردار کابل نه پیش خود ونه در محضر مردم بت نسازید وعیوب آن را چون کاهنان مصر توجیه ننمائید؛ زنده گی ارزش اینگونه مدیحه سرائی ها وچرب زبانی ها را ندارد؛ شما اگر می خواهید در خانواده ژورنالیزم جای خود را بیابید در ابتدا به رسالت ژورنالیستی و صداقت قلم متعهد باشید وتحت تأثیر افراد، اشخاص ومقامات مقطعی نگردید؛ امروز شما با ضمانت قلم به مسئولیت مندی یک اداره نشراتی تکیه زده اید اما اگر این تعهد وایمان شکست وفروپاشید یقین داشته باشید که هیچ گاهی نزد اهل قلم ومطبوعات جایگاهی نخواهید داشت وچهره های مکدر تان تا آخرین نفس های عمرتان بربی تعهدی به قلم ووجدان ژورنالیستی در باتلاق بی هویتی خواهد ماند. پس شما نیز به قلم وجوهرة پاک ومقدس آن دروغ نبافید و توطئه نکنید.

منبع:

نشریه شهر، شماره سوم،  قوس 1387


  1. جناب رئیس صاحب عادلی دست و پنجه ات درد نکند واقعا که آدم مستقل و با شهامت هستی، باید حکومت از شما تقدیر میکرد، بخاطر که شما مدافع کارمندان تان و مخالف دروغ بافی های آقای صاحبی بودید.
    محسن