رویت هلال ماه شوال، اختلاف نظر و بازتابها

اشاره:

  ماه قمری یك بار گردش كره ماه به دور زمین که سال قمری 12 بار گردش به دور زمین را یکسال بوجود می آورد، در حقیقت اساس تقویم قمری، رویت هلال می باشد، برخی از کشورهای اسلامی ازجمله  افغانستان بر پایه تقویم خورشیدی عمل می شود، متأستفانه ماههای قمری در این کشور اهمیت چندانی ندارد ولی ماه رمضان حکایتی دیگر است.

تشخیص آغاز رمضان با رویت هلال و پایان ماه رمضان نیز با دیدن ماه شوال اعلام می شود. اما مشکل این است که روزه داشتن در عید فطر حرام و در ضمن شکستن عمدی روزه در ماه رمضان نیز گناه به شمار می رود و باید به جای آن کفاره داد. هلال در آغاز ماه نیز بسیار باریک می باشد و تنها چند دقیقه خود را نشان می دهد. امروزه با محدود شدن افق دید در شهرهای بزرگ و گرد و غبار و آلودگی هوا رویت هلال در آغاز ماه ناممکن می باشد و اختلاف بر سر تشخیص آغاز و پایان ماه رمضان همه سال در همه کشورهای اسلامی تکرار می شود.

این نوشتار تحت عنوان «رویت هلال، اختلاف نظر و بازتاب» عمدتاً به مسأله رؤیت هلال، هلال از منظر قرآن، بررسی فقهی و شرایط وحدت افق ….  پرداخته می شود، اما قبل از همه به موضوع  مهم تری می پردازیم و آن اختلاف اسفناکی که بارها، در امر «رؤیت هلال شوال» رخ داده و شَهد شیرین عید را در کام مردم  تلخ نموده، گروهی نماز عید می خوانند و می گویند: «اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً…»(1) و فردا گروه دیگری در همان شهر و گاها  در همان مسجد، عین همین عبارت را می خوانند و معلوم نیست که منظور از «المسلمین» در این عبارات کیست؟!

عدّه ای عید را به هم تبریک می گویند و جماعتی در حال روزه هستند و دعای «یا علیّ یا عظیم… و هذا شهر عظّمته و کرّمته… و هو شهر رمضان… » می خوانند و گاه در یک لحظه و حتّی یک خانه این اختلاف جانکاه دیده می شود، در حالی که اسلام دین «توحید» در تمام زمینه هاست و با وجود اختلاف فتاوی هیچ موجبی برای این اختلاف ها نیست.

مردم از این بیم دارند که در سال های بعد نیز این امر تکرار شود و در نتیجه بعضی از ناآگاهان، تعلیمات اسلام را زیر سؤال ببرند. این امر هنگامی نگران کننده تر می شود و همین طورکه  می بینیم در اغلب کشورهای اسلامی نیز موضوع رؤیت هلال باعث اختلاف گردیده است.

با آنکه در کشور های اسلامی مردم اعتماد به علمای تراز اول و مراجع شان دارند در این گونه موضوعات مهم، به سراغ آنها  می روند تا بهتر تشخیص دهند، اما مراجع از نظر شرعی هیچ الزامی به نظر دادن در باره این موضوع ندارند و می توانند بگویند این مسأله از موضوعات است و خودتان تحقیق کرده و عمل کنید.

لذا ماه مبارک رمضان، ماه عبودیت اخلاص و سرسپردگی به حضرت معبود؛ بدون شک یکی از ابعاد و تأثیرات این ماه مبارک نزدیک شدن دلهای مسلمانان در فضای روحانی آن می باشد. رفتار عبادات و مناسک مشترک ویا حداقل مشابه از جمله مهم ترین دلایلی است که باعث نزدیکی قلوب مومنان در ماه مبارک برای روزه داران می گردد. مسلمانی نیست که در این ماه پرفیض و بابرکت در اوقات سحر وافطار احساس تعلق به یک دریای خروشان اسلامی را ننماید.اما همه ساله در آخر این ماه پر برکت اختلاف همه ساله بر سر رویت هلال ماه شوال جامعه ما را دو دسته و گاها چند دسته می کنند.

پس از حاکمیت نظام اسلامی دراین کشور، علی رغم توطئه های دشمنان مردم مسلمان افغانستان با همگرایی و محبت موجود بین اقشار مختلف این کشور برخی از افراد بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع جامعه بر طبل چند دستگی و تفرقه می کوبند. یکی از این موارد اختلاف نظر بر سر رویت هلال ماه شوال و نهایتا اعلام عید فطر در مناطق مختلف افغانستان می باشد.در این زمینه برخی از علماء و مردم بر اساس اعلام مقامات سعودی و ایران اعلام می کنند، مبنای فقهی چنین اقدامی نیز حدیثی از امام اعظم، ابوحنیفه(ره) بنیانگذار مذهب حنفی است که چنین می گوید: هرگاه در یکی از بلاد اسلامی هلال ماه شوال رویت گردید این رویت برای سایر مناطق اسلامی نیز حجت می باشد.(2)
بنابراین در شرایط کنونی در نظر گرفتن یک روز خاص به عنوان روز اول ماه رمضان و یک روز واحد به عنوان روز عید فطر، هم از نظر علمی و هم از نظر شرعی دارای اشکال می باشد. بر این اساس به نظر می رسد راهکار منطقی اتکاء به رویت هلال ماه در هر کشور بر اساس شرایط و موقعیت خاص جغرافیایی آن کشور می باشد. در کشورما سالهای اخیر با پیشنهاد شورای اخوت اسلامی کمیسیونی مرکب از منجمان وعلمای دینی که استهلال ماه رمضان و شوال را به دقت انجام دهند، پیشنهاد گردید و در این زمینه اقدامات عملی صورت گرفت تا این هیأت با استفاده از آخرین ابزارهای علمی ومدرن فرایند رویت هلال ماه را به دقت تحت نظر بگیرند، مرکزیت آن با ساخت اتاق در کوی آسمایی معروف به کوی تلویزیون مشخص شده بود و لکن بعد از چند ماه به موانعی و ابهامات برخورد و گفته می شود که کشور عربستان سعودی مخالفت شان را با این نوع کمیسیون به گونه اظهار می دارد و دولت افغانستان نیز از حمایت این کمیسیون بی علاقه می شود.
علاوه بر ابهام فوق در بین مردم یک ضرب المثل آبا و اجدادی رواج داشته که: با رویت هلال ماه روزه را شروع کن وبا رویت هلال ماه روزه را به پایان ببر. این اصل قرنها در بین مردم رواج  داشته وعلمای برجسته کشور نیز بر این تأکید داشته و دارند که بدون رویت هلال ماه در جغرافیای کشور خودمان نمی توان روزه را شروع و یا آن را به پایان برد. امید است علمای بزرگوار شیعه و سنی کشوربا اتخاذ موضعی واحد از ایجاد چند دستگی و تفرقه در جامعه جلوگیری نمایند.

هلال از منظر قرآن
قرآن کریم از هلال ماه، منازل  ماه و … بارها سخن به میان آورده و ذیل آیات اهدافی را دنبال نموده و می فرماید: « هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ الله ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ»(3) او کسی است که خورشید  را روشنایی و ماه را نور قرار داد و برای آن منزلگاه هایی مقدر کرد تا عدد سال ها و حساب کارها را بدانید ، خداوند این را جز به حق نیافریده است. معلوم می شود که از اشکال مختلف ماه در آسمان همچون هلال، تربیع، تثلیث، تسدیس و بدر و سپس  رو به نقصان گذاردن  آن  برای مردم بدون محاسبات  نجومی و رجوع  به اهل خبره امکان پذیر است.
همچنین فرمود: «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ»(4) ای پیامبر درباره هلال های ماه از تو سئوال می کنند، بگو آنها بیان اوقات برای نظام زندگی مردم و تعیین وقت حج است.
و همچنین فرمود: «وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا»(5) خورشید و ماه بر طبق  حساب منظمی می گردند.
و بر حرکت زمین گرد خورشید و گردش نجومی ماه دور کره زمین تکیه می نماید و  فرمود: «وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ»(6) که برای ماه منزل هایی را مقدر فرموده است .

اسباب اختلاف رویت
عوامل ذیل موجب اختلاف رویت می شود:
الف ) اختلاف طول شهرها
هر شهری که طول آن نزدیک تر به مبداء طول (گرینویچ) باشد در بسیاری از اوقات رویت در آن بیش از مناطقی است که طول شرقی آنها زیادتر از مبداء مزبور باشد یعنی در بلاد غربی تر امکان رویت بیش از بلاد شرقی است.
ب ) اختلاف عرض شهرها
دوری بعد معدل النهار از منطقه البروج و نزدیک شدن به آن در کوتاهی و بلندی شب و روز تاثیر دارد و بنابراین اگر دو شهر در طول و عرض برابر باشند اما یکی  در نیم کره جنوبی  و دیگری در نیم کره شمالی باشد امکان دارد هلال در شهر اول دیده نشود و در شهر دوم رویت شود. از طرفی بعد (عرض)  قمر از دایره بروج موثر است.
ج ) اوضاع فلکی
دور و نزدیک بودن ماه به زمین در رویت موثر است لذا امکان رویت در حال حضیض بیش از حال دوری است.
همچنین بعد معدل (بعد و فاصله غروب ماه پس از غروب خورشید)  فاکتور مهمی است و لذا هر اندازه فاصله غروب ماه زیادتر باشد زمان مکث هلال فوق افق بیشتر است و بهتر می توان رویت نمود.
عناصر دیگری مثل قرآن نیرین (نزدیکی ماه و خورشید یا به عبارتی در یک راستا قرار گرفتن ماه و خورشید) و ارتفاع ماه و سن هلال می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد.

ثبوت هلال
در این که حلول ماه به رویت و مشاهده هلال ثابت می شود اختلاف و تردیدی وجود ندارد اکثر فقها، اثبات هلال را به رویت ضروری دین شمرده و اجماع و اتفاق مسلمانان را بر اعتبار آن ثابت دانسته اند . در سیره پیامبر ثابت است که  حضرت به جستجوی هلال می پرداخت و این امر را به عهده داشت .
در احادیث متواتر رویت هلال موجب صوم و فطر داشته شده است.
صحیح  محمد بن مسلم از امام محمد باقر(ع) نقل می کند که حضرت فرمودند: «اذا رایتم الهلال  فصوموا و اذ رایتموه فافطروا»؛ با دیدن  هلال روزه بدار و  با دیدن آن روزه بگشا.
البته بسیاری از فقها «رویة عن حس» را معتبر می دانند یعنی با چشم غیر مسلح، ماه دیده  شود و اگر توسط دوربین و تلسکوپ هلال دیده شود آن را معتبر نمی دانند و اما فقهایی  هم هستند که رویت با چشم مسلح را در حکم  رویت با چشم غیر مسلح می دانند و هر دو را حجت می دانند.
پس اگر دو شخص عادل ادعای رویت هلال نمودند و شهادتشان بر مبنای دلیل و مدرک بود از آنها پذیرفته می شود .

بررسی فقهی رؤیت هلال ماه

اثبات هلال ماه در شیعه و سنی با رؤیت هلال ماه صورت می‌پذیرد و در بین کشورهای اسلامی ‌فقط لیبی است که به رؤیت هلال کاری ندارد و یک قراردادی دارند که طبق آن عمل می‌کنند ولی در اغلب کشورهای اسلامی با رؤیت هلال اول ماه رمضان و شوال مشخص می‌شود.

حدیثی از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که صوموا لرویته وافطروا لرویته؛ یعنی با دیدن ماه روزه بگیرید و با دیدنش روزه را به پایان برسانید. شماری از فقیهان بر این باورند که باید هلال ماه نو را با چشم غیر مسلح دید و پاره ای دیگر معتقدند که پی بردن و اطمینان یافتن از حلول ماه نو هم می تواند سند باشد. بنابراین می توان از وسایل نجومی همانند تلسکوپ سود جست و به محاسبات نجومی تکیه کرد.

فقهای اهل سنت در عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج هنوز پایبند به رویت عینی هستند، در حالی که فقهای ترکیه، سوریه، لبنان و مصر بر محاسبات نجومی تکیه می کنند و آنان به این باورند که دو ماه پشت سر هم نمی تواند بیست و نه روزه باشد و دو سال پشت سر هم ماه رمضان نباید بیست و نه روز باشد.

در میان فقهای شیعه هم، اکثریت با کسانی است که به رویت عینی معتقدند. آن ها پیشاپیش به مردم اعلام می کنند که هرکس هلال را دید به آنان گزارش دهد و سپس بر پایه شهادت این افراد، فرارسیدن ماه رمضان یا پایان آن را اعلام می کنند.

بخشی از مسلمانان اهل سنت هرکجا که باشند افق مکه را ملاک قرار می دهند و بر پایه آن ماه رمضان را آغاز می کنند و به پایان می برند.

از پیامبر خدا(ص) نقل قول صریحی در این زمینه وجود ندارد و بنابراین فقهای سنی به وحدت افق رای داده اند. اما فقهای شیعه با استناد به روایاتی از امامان معصوم(ع)، دیده شدن ماه در هر منطقه را تنها برای مردم آن منطقه و مناطق نزدیکش ملاک قرار می دهند. پس مسئله رؤیت، اساس محکم فقهی و بسیار قوی دارد. البته موارد خیلی کمی از فقها، اشاراتی داشته‌اند به اینکه مثلا به رؤیت نباشد ولی خیلی نادرند.

اما رویت هلال در کلام  نورانی پیامبربزرگواراسلام(ص) اینگونه آمده: «جعل الله الا هله مواقیت للناس فصوموا لرویته وافطروا لرویته»(7) خداوند هلالها را برای تشخیص اوقات مردم قرار داده پس با رویت آن روزه بدارید و عید فطر بگیرید واگر هلال بر شما پوشیده شد آن گاه سی روز بشمارید.

همچنین ازامام صادق(ع) نقل شده است که ایشان در مورد[ اهله] مورد سول قرار گرفته فرمودند: «هی اهله الشهور فاذا رایت اهلال فصم واذا رایته فافطر» این همان هلال ماههاست پس با دیدن آن روزه بدار و عید فطر بگیر.(8)

حال باید گفت: ما که خداوند جل جلاله را باانجام این فریضه (روزه ) بر طبق رویت هلال اطاعت می کنیم گریزی از سی روز بودن این ماه در سال و بیست و نه روز بودن آن در سال دیگر نداریم یعنی همان چیزی که فعلا وجود دارد.

اقوال فقها
گروهی از فقها با بهره گیری از اصول و قواعد علمی بر این نظرند که ادله نقلی (آیات و روایات) دلالت تام  بر لزوم اتحاد آفاق (شهرهای نزدیک به هم)  و موضوعیت رویت دارند و نقطه مقابل گروهی دیگر با استفاده از قواعد و ادله مزبور معتقدند اتحاد آفاق لازم نیست و ادله نقلی هم طریق و کاشف از واقع می باشند.
قائلین به اتحاد افق از اطلاقات و عمومات روایات  استفاده نموده اند که پیامبر اسلام فرمود : «صوموا لرویته  وافطروا الرویته»؛ با دیدن ماه روزه بگیرید و با دیدنش افطار کنید پس رویت شرط  دخول ماه  است و دیدن هلال موضوعیت دارد. اما گروهی  که رویت را برای همه آفاق معتبر می دانند به دعای وارده در قنوت نماز عید فطر اشاره کرده اند . در این دعا می خوانیم: «اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً» این عید برای همه مسلمین است.
همچنین لیلة القدر ظاهر در این است که این لیله معین دارای احکام مشخص برای جمیع مسلمین است.
این اختلاف میان علمای عامه هم وجود دارد. حنفی ها و مالکی ها و حنبلی ها قائل به ثبوت  رویت هلال  برای همه نقاط عالم در صورت رویت در یک نقطه هستند و شافعیه معتقدند اگر رای فقها مختلف باشد رویت هر ناحیه برای همان ناحیه حجت است.
آن هنگام که ماه رمضان به پایان می رسد عید فطر است. عید، بازگشت به اصل است ؛  نه بازگشت به زندگی معمولی و دنیوی  که قبلاٌ وجود داشت. چنانچه واژه دیگری که از ریشه  « عاد یعود» می آید،  واژه معاد است. معاد یعنی  بازگشت نزد پروردگار خود . در واقع عید، معاد و عود جملگی از یک ریشه اند. رمضان که به پایان می  رسد، عید است، یعنی بازگشت به مبدا به تحقق می رسد اگر چه بازگشت به مبدا برای همه ما متحقق نشده  اما به یمن این که برای مردان خدا و ذات مقدسی که در هر عصری هستند به تحقق پیوسته، ما هم به متابعت  از آنها عید می گیریم و این عید، عید فطر است. فطر مناسبت با فطرت دارد و فطرت،  فطرت ایمان است. در واقع این عید برای سلامت فطرت  ایمان برگزار می شود.

آیا رؤیت هلال با تلسکوپ کافی است؟

«مشهور» در میان مراجع این است که رؤیت هلال، باید با چشم غیر مسلّح باشد ولی بعضی از فقهای معاصر قائل به کفایت مشاهده با تلسکوپ شده اند. با دقّت در ادلّه ثابت می شود که با احترامی که به همه آراء مجتهدین می گذاریم این رأی موافق با ادلّه و قواعد فقه نیست؛ زیرا:

اوّلاً: در روایات متواتر معیار ثبوت ماه، رؤیت ذکر شده از جمله در باب سوم از ابواب شهر رمضان وسائل الشیعه روایت نقل شده که غالباً همین مضمون را دارد: «إذا رأیت الهلال فصم و إذا رأیته فافطر» یا «صم للرؤیة و افطر للرؤیة»؛ هنگامی که ماه را دیدی روزه بگیر و هنگامی که آن را (در پایان رمضان) دیدی افطار کن. در ابواب بعد از آن نیز روایاتی در این زمینه دیده می شود و هنگامی که سخن از رؤیت به میان می آید منصرف به رؤیت متعارف است که رؤیت با چشم غیر مسلّح می باشد، زیرا فقها در تمام ابواب فقه، اطلاقات را منصرف به افراد متعارف می دانند.

این باور کردنی نیست که در گذشته حتّی در زمان پیغمبر اکرم(ص) و سایر معصومین(ع) مردم از درک عید و لیالی قدر محروم بوده اند، بلکه به عکس ما معتقدیم استفاده از تلسکوپ برای رؤیت ماه سبب می شود که مردم از آغاز و پایان ماه محروم شوند! زیرا معیار واقعی چشم غیر مسلّح است.

ممکن است بعضی تصوّر کنند که با استفاده از تلسکوپ بساط اختلافات برچیده می شود در حالی که این کار هیچ اثری در این امر ندارد، چرا که قدرت تلسکوپ ها کاملاً با هم فرق دارد و مناطقی که در آن نصب می شود از حیث وجود غبار و بخار آب در افق متفاوتند. بنابراین ممکن است بعضی با تلسکوپ خود آن را ببینند و بعضی نبینند و انکار کنند و سفره اختلاف دگر بار گسترده می شود.

آیا وحدت افق شرط است؟

هر گاه در نقطه ای از جهان هلال ماه رؤیت شود آیا برای سایر نقاط کافی است؟

مشهور در میان فقهای گرامی مکتب اهل بیت(ع) این است که اتّحاد افق شرط است. مرحوم محقق یزدی مسأله را در عروه مطرح کرده و تقارب بلاد یا وحدت افق را شرط دانسته و اکثریت قریب به اتفاق محشّین، آن را پذیرفته اند. ولی بعضی از بزرگان پیشین و معاصر آن را شرط ندانسته و رؤیت هلال را در یک نقطه از جهان کافی برای مناطق دیگر دانسته اند (مشروط بر این که لااقل در جزئی از شب با هم مشترک باشند).

آغاز گر این فتوا در عصر ما مرحوم آیة اللّه العظمی خویی(ره) بود، سپس جمعی دیگر از شاگردان ایشان به ایشان تأسّی جستند.

عمده دلیلی که بر آن اعتماد می کنند دو چیز است:

1. طلوع ماه و تولّد آن (و خروج از تحت الشعاع) یک پدیده آسمانی است که مربوط به مقابله خورشید با ماه است. هرگاه آن نیم کره ماه که دائماً مقابل ما قرار گرفته از تاریکی خارج شود و کمی از آن در برابر خورشید قرار گیرد، ماه نو آغاز شده است و ارتباطی با مناطق مختلف زمین ندارد و این یک امر آسمانی است نه زمینی.

در تقریرات درس حضرت آیة اللّه خویی آمده است: «تکوّن الهلال عبارة عن خروجه عن تحت الشعاع بمقدار یکون قابلاً للرؤیة و لو فی الجملة و هذا کماتری أمر واقعی وحدانی لایختلف فیه بلد عن بلد ولاصقع عن صقع لانّه کما عرفت نسبة بین القمر و الشمس لا بینه و بین الأرض فلا تأثیر لاختلاف بقاعها فی حدوث هذه الظاهرة الکونیّة فی جوّ الفضاء»(9) ولی این سخن موافق با مسطّح بودن زمین و نفی کرویّت آن است. در حالی که امروز کرویّت زمین از امور محسوس است. اگر در گذشته می بایست با ادلّه نظری کرویّت زمین اثبات شود، امروز ماهواره ها از تمام زمین عکسبرداری کرده و برای ما می فرستند و مسافران فضا نیز زمین را کروی می بینند و کاملاً یک امر محسوس است.

به عبارت دیگر، تکوّن و تولّد ماه مربوط به سه چیز است: «ماه»، «خورشید» و «زمین» زیرا تولّد ماه به این است که خط باریکی از بخش نورانی ماه در برابر اهل زمین قرار گیرد، به یقین این بخش نورانی را کسانی که در بخشی از کره زمین که محاذی با آن است، زودتر مشاهده می کنند. این مطلب را می توان با یک آزمایش حسّی نشان داد. سه کره تهیه کنیم یکی نورانی مانند یک گروپ روشن و دو کره غیر نورانی. به خوبی ملاحظه می کنیم که اگر کره اوّل ظلمانی را چنان در مقابل کره نورانی قرار دهیم که فقط یک نوار باریک نورانی به طرف کره سوم باشد، کسانی که در بخش محاذی آن نقطه نورانی قرار دارند، آن را می بینند و کسانی که محاذی نیستند نمی بینند.

چیزی که با تجربه حسّی قابل درک است، نیاز به توضیح بیشتری ندارد، آری اگر زمین مسطّح بود گفتار بالا صحیح بود، ولی قطعاً مسطّح نیست.

ایراد دیگری که بر این سخن وارد می شود این که آنها می گویند تمام بلادی که در قسمتی از شب با نقطه رؤیت ماه مشترک هستند، اوّل ماه آنها یکی است.

مفهوم این سخن آن است که اگر مثلاً هنگام غروب آفتاب در مکّه ماه تولّد یابد، و مشاهد شود، مناطقی که در شرق آن قرار دارد و چندین ساعت از شب آنها گذشته یا حتی نیمه شب یا اواخر شب آنهاست، ماه برای آنها عوض می شود یعنی تا نیمه شب یا اواخر شب، برای آنها شب آخر ماه رمضان بوده چون ماه شوّال متولّد نشده بوده و دعاهای شب آخر را می خواندند. ناگهان از نیمه شب، شب اوّل ماه شوال می شود، چون به هنگام غروب آفتاب «مکّه» ماه در آن ساعت تولّد یافته است!

این امر عجیب و غیر قابل قبول است، زیرا قبل از آن ساعت (غروب آفتاب مکه در مفروض بحث) قطعاً ماه از تحت الشعاع خارج نشده بود و پس از خروج، اوّل ماه شروع شده، یعنی برای بعضی مناطق از نیمه شب یا آخر شب، ماه شوّال شروع می شود، و قسمت مهمّی از شب آنها، شب آخر ماه رمضان بوده است.

اگر گفته شود از اوّل شب برای همه این مناطق ماه شوّال بوده، قابل قبول نیست، چون فرض بر این است که تا آن ساعت ماه از تحت الشعاع خارج نشده بوده و قطعاً ماه شوّال نبوده است. پس از خروج و تولّد ماه، برای تمام این مناطق اوّل ماه است، یعنی واقعاً نیمی از شب، شب آخر رمضان و نیمی از آن واقعاً شوّال است. بدیهی است برای مناطق دورتر که در شب با آنجا اشتراک ندارند (مانند کانادا و آمریکا) اوّل ماه یک روز بعد از آن خواهد بود (دقت فرمایید).

دلیل دوم طرفداران عدم اختلاف آفاق، اطلاق روایات، مخصوصاً صحیح هشام بن حکم است که نشان می دهد اگر در یک منطقه ماه رؤیت شود برای همه مناطق کافی است.

روایت چنین است: هشام بن الحکم عن أبی عبداللّه(ع) أنّه قال فی من صام تسعة و عشرین قال: إن کانت له بیّنة عادلة علی أهل مصر أنّهم صاموا ثلاثین علی رؤیته قضی یوماً.(10) آنها معتقدند اطلاق روایت دلالت دارد در هر شهری از شهرهای دنیا ماه دیده شود، برای شهرهای دیگر کافی است خواه بسیار دور باشد یا نزدیک.

این سخن قابل مناقشه است، زیرا اطلاق این روایات منصرف به بلادی است که اطلاع رسانی در آن زمان نسبت به آن معمول بوده است نه بلادی که چندین ماه با آنها دور بوده است و کمتر خبری از آن می رسیده است.

به عبارت دیگر این روایات ناظر به بلاد متقاربه از نظر افق است که گاه با وسایل آن زمان یک هفته یا یک ماه طول می کشید تا از یکی به دیگری مسافرت کنند، ولی «بلاد غیر هم افق» را که گاه چندین ماه با وسایل آن زمان طول می کشید تا خبرش برسد شامل نمی شود، زیرا کمتر اتّفاق می افتاد کسی بعد از چند ماه به فکر خبر رسانی و فحص و بحث در باره ماه رمضان گذشته بیفتد.

بنابراین با این گونه روایات جز حجیّت شهادت به رؤیت در بلاد نزدیک و هم افق را نمی توان اثبات کرد.

جالب این که بعضی از گذشتگان به لزوم وحدت شب قدر و تعیین مقدّرات در یک شب معیّن و فضیلت آن، استناد جسته اند در حالی که طرفداران این عقیده، وحدت اوّل ماه را تنها در مناطقی پذیرفته اند که در مقداری از شب با منطقه رؤیت هلال مشترک باشد، یعنی برای مناطق دیگر زمین که به هنگام رؤیت هلال روز است (مانند کشورهای کانادا، آمریکای شمالی و جنوبی) به ناچار شب قدر دیگری قائل هستند و اوّل ماه آن مناطق را یک روز متفاوت می دانند!

و از آن جالب تر قول کسانی است که می گویند کشورهای اسلامی در منطقه ای قرار دارند که در مقداری از شب با هم مشترکند.

در حالی که در کشورهای دور دست میلیونها مسلمان زندگی می کنند، به علاوه ما معتقدیم که اسلام و احکام آن سرانجام تمام کره زمین را فرا خواهد گرفت، تکلیف مسلمانان در آن زمان چه خواهد بود؟

کوتاه سخن این که همان گونه که مشهور فقهای ما پذیرفته اند و دلایل مختلف نیز گواهی می دهد، اتّحاد افق در رؤیت هلال شرط است، و این امر نتیجه کرویّت زمین است، همان گونه که اختلاف در اوقات نماز و شب و روز ناشی از آن است و اگر منظور، حفظ وحدت میان مسلمین است (با وجود کرویّت زمین)، وحدت تنها در یک منطقه امکان پذیر است نه در تمام دنیای اسلام، زیرا مسلمانانی در نیم کره دیگر زمین زندگی می کنند که حتی مطابق قول «عدم لزوم وحدت افق» عید جداگانه ای دارند (البته شرح مسائل فوق مجال و بحث وسیع تری را می طلبد). (واللّه العالم بحقائق أحکامه).

شورای رؤیت هلال

در این جا راه روشنی وجود دارد که می تواند به این اختلافات پایان دهد و لااقل اهل یک کشور، مسیر واحدی را طی کنند و عظمت و شکوه این برنامه های اسلامی را حفظ کنند و آن این که شورایی برای مسأله رؤیت هلال از آگاهان این فن و نمایندگان علماء و مراجع تشکیل گردد و تمام اطلاعاتی که در باره رؤیت هلال از هر طرف می رسد، چه از طریق شهود عینی یا خبرگان فنّ نجوم که ممکن است نظرات آنها به عنوان مؤیّد مورد توجه قرار گیرد گرد آوری کنند واز جمع بندی آنها، نظر واحدی ابراز دارند.

ممکن است گفته شود هرگاه اعضای شورای رؤیت هلال نظر واحدی نداشته باشند (خواه به سبب جرح و تعدیل شهود باشد، یا غیر آن) چه خواهد شد؟

پاسخ این است که نظر اکثریّت می تواند معیار باشد چرا که برای غالب مردم اطمینان بخش تر خواهد بود و به یقین «اقربیّت به واقع» دارد و چون همان طور که اشاره شد، بحث تشخیص موضوع است نه تشخیص حکم، مشکلی ایجاد نمی کند.

در هر صورت شرعاً می توان نظر اکثریت شورای رؤیت هلال را که با دقّت کامل همراه باشد، پذیرفت و به آن اعتماد کرد.

به یقین حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) راضی نیست که پیروان او در یک چنین امر مهمّی گرفتار تشتّت و تفرقه حتی در یک شهر و یک خانه شوند و قدرت و قوّت آنها به ضعف گراید و در برابر دشمنان سرشکسته گردند.

هنگامی که ائمّه اهل بیت(ع) برای حفظ شوکت مسلمین اجازه می دهند پیروان آنها در نماز جماعت اهل سنّت شرکت جویند، با این که اختلافاتی در بسیاری از فروع نماز با آنها دارند، چگونه راضی می شوند مسأله رؤیت هلال موجب آن همه تشتّت گردد؟ آن هم در جهان امروز که اخبار به سرعت از نقطه ای به نقاط دیگر منتقل می گردد.

امید است صاحب نظران به مسأله «شورای رؤیت هلال» بیشتر بیندیشند و راهکارهای آن را روشن تر سازند.

در حالی که، تثبیت رؤیت هلال با تدبیر و تلاش  ستره محکمه و وزارت ارشاد، حج و اوقاف ممکن است با  تصامیم مشترک با علماء بزگوار سنی و شیعه پاسخگوی مشکلات و دلهرگی  همشهریان مسلمان گردند؛ و نباید فراموش کرد که همه ساله در ماه‌های رمضان وشوال مردم این سرزمین، بنابرعدم تصمیم گیری واحد دولت و علماء دینی، ناگزیر با متابعت از نظام به فتاوای برخی کشور ها عمل نمایند و عده ای در این مورد احتیاط می کند، و نقش اساسی اسلام شناسان در این زمینه کم رنگ می گردد و در نتیجه روز اول ماههای نامبرده با شبهات و سوء تفاهمات رو برو می شود.

اینک به منظور تثبیت دقیق رؤیت ماههای رمضان وشوال  انتظار می رود تا ستره محکمه و وزارت ارشاد، حج و اوقاف جمهوری اسلامی افغانستان با برگزاری کمیسیون مشترک ثبوت رؤیت هلال با مساعدت و همکاری منجمان با تجربه و علمای برجسته ای کشور به عنوان مرجع تصمیم گیرنده، توجه فرموده تا با تصامیم قاطع،  مانع اختلافات جهت ثبوت رؤیت و مشاهده هلال گردند و با این حرکت متعهدانه باعث فشردگی اخوت، همدلی وهمبستگی شده و عامل خیرخواهانه برای ملت مسلمان خواهند بود.

اشتباه علمای عربستان سعودی در اعلام عید فطر

به نقل تلویزیون الجزیره :علمای عربستان سعودی در اعلام عید فطر دچار اشتباه فاحش شده و اشتباهی بجای مشاهده هلال ماه شوال سیاره زحل را مشاهده و براساس این اشتباه اعلام عید نموده و موجب افطار تعداد زیادی از مسلمانان سنی مذهب در اقصی نقاط جهان گردیدند.

تلویزیون الجزیزه در مصاحبه باحسن باصره رییس بخش ستاره شناسی دانشگاه ملک عبدالعزیز طایف عربستان این موضوع را سوال نمود که علت این اشتباه چیست و تاوان چنین اشتباهی بعهده کیست؟

ایشان اشتباه پیش آمده را تایید و اذعان نمود که با تلسکوپ این رصد صورت گرفته و آقایان سیاره زحل را با ماه اشتباه گرفته اند و این اشتباه آنان موجب افطار جمع کثیری از مسلمانان گردیده اند و بایستی این آقایان کفاره افطار تمامی کسانیکه بر اساس این اشتباه افطار نموده اند که شامل میلیاردها ریال سعودی میباشد را بپردازد؛ ماه هیچ وقت پشت ابر نمی ماند»؛ این مثل را فراوان شنیده ایم. اما این بار برای رو شدن دست وهابی های حاکم بر ساختار سیاسی و دینی عربستان سعودی، ماه آنچنان با صلابت بیرون آمد که دولت عربستان را زیر بار پرداخت مبلغ هنگفت  کفاره برد!

نخستین اهانت بزرگ وهابیون و دولت عربستان، بی تدبیری در تشخیص هلال ماه شوال و اعلام اشتباه عید فطر و به تبع آن، ابطال روزه مردم است. از سوی دیگر، آنها با اعلام پرداخت رقم میلیاردی کفاره با به رخ کشیدن ثروت خزانه سعودی، به نوعی به فهم و دیانت مردم کشور خود و دیگر مسلمانانی که از آنان تبعیت داشته اند، اهانت کرده اند. رفتاری که این پیام را در خود نهفته دارد:«روزه شما باطل شد که شد! پولش را می دهیم!»

دولت عربستان ناخودآگاه مرتکب فعل حرام شده اند، اعلام مسئولیت و پرداخت کفاره نکرده است!

حالا جاي يك سوال از كسانيكه بدون علم و ساليان سال بر اساس تقليد از چنين سيتم هايي در افغانستان و يا ساير نقاط اعلام عيد ميكنند ، باقيست و اينكه كفاره روزه اين همه مسلمان بر عهده كيست؟ آلِ سعود با باز كردن يك لوله نفت كفاره دادند ، اما ملا هاي مفلس ما از كجا اين تاوان سنگين را مي پردازند؟ شايد به سراغ آيساف و دوستان آمريكايي بروند و از آنها كمك بخواهند!؟

منابع:

1. توضیح المسائل،  م 1520.

2. در رابطه با این موضوع یک ایراد اساسی وجود دارد. با فرض صحت این حدیث زمانی که امام اعظم ابو حنیفه این حدیث را بیان نمودند بلاد اسلامی به گستردگی کنونی نبود. به بیان دیگر غالب بلاد اسلامی حداکثر در دو یا سه طول خط جغرافیایی قرار داشتند. اما در شرایط کنونی دنیای اسلام از اندونزی ومالزی در شرق و تا بوسنی در غرب گسترش یافته است. این گستردگی باعث اختلاف روز شروع و پایان ماه مبارک رمضان در کشورهای مختلف شده است. به عنوان مثال در برخی از کشورهای شمال آفریقا گاهی اوقات ماه رمضان دو روز زودتر شروع و دو روز زودتر از کشورهای منطقه به پایان می رسد.

3. سوره یونس، آیه  5.

4. سوره، آیه 189 .

5 سوره انعام،‌ آیه 96 .

6. سوره یس، آیه 39

7. رواه مسلم. شرح عمدة الاحکام(کتاب صوم) ج2، ص 391 . مجله حوزه شماره 42، ص 154 .

8. همان.

9. المستند فی شرح العروة الوثقی للبروجردی، ج12، ص118.

10. وسائل الشیعه، ج10، کتاب الصوم، باب 5 از ابواب احکام شهر رمضان، ص265، ح13، چاپ آل البیت(ع) .

. نویسنده: سید جعفرعادلی«حسینی»



Comments are closed.