تأملی پیرامون نقش علماء در استقلال افغانستان

(بررسی و نقد سمینار دو روزه نقش علماء‌ در استقلال افغانستان)

  در اين نوشتار به بهانه برگزاری سمینار دو روزه نقش علماء در استقلال افغانستان به دنبال پاسخ اين سؤال هستيم که؛ علماي متعهد افغانستان در مبارزه با استعمارگران چه نقشي داشته‌اند و چگونه توانستند جلو استعمارگري در کشور را سد نمايند و در شرایط فعلی نقش و جایگاه علمای کشور در جامعه چگونه هست؟ و نیز نقاط قوت و ضعف سمینار «نقش علماء در استقلال افغانستان» و تجاوزات غرب و شرق به کشور و رهبری علمای دینی به دفاع از مقدسات و  حفظ استقلال این کشور از تهاجمات قدرت های خارجی و تحولات سه دهه اخیر مورد کنکاش و بازخوانی قرار گرفته است.

سالهای اخیر پس از به قدرت رسیدن احزاب اسلامی و جهادی و برگزاری اجلاس بن اول با حضور ده ساله ای جامعه جهانی در افغانستان می طلبید که  نقش مبارزات فرهنگی و سیاسی عالمان دینی با استعمارگران خارجی و استبداد داخلی مورد بررسی قرار می گرفت؛ متأسفانه در این چند سال اخیر با آزادی های بی حد و حصر نیروهای خارجی به این کشور نه تنها حضور آنها تهاجم نظامي تلقي می شود،  بلکه تهاجم فرهنگي غرب خطرناک  تر از تهاجم نظامي شان در حال اجراست، بدین منظور خواستم به بهانه ای بررسی سمینار دو روزه نقش علماء‌ در استقلال افغانستان، مرور گذرا برنقش رهبری علمای دینی در حفظ استقلال این کشور داشته باشم.

هرگاه  استعمارگران غرب و شرق (انگلیس و شوروی سابق) به سرزمين افغانستان تجاوزنمودند، مردم آزاده کشورما به رهبری علمای دینی به دفاع و مقابله برخواستند و اين اشغالگران را از سرزمين خویش بيرون راندند و روحيه ای ستيزه جويي در مردم مسلمان افغانستان، باعث ايجاد خيزش عمومي بر عليه اشغالگران گردید، اما قدرت های خارجی هيچ‌گاه در افغانستان موفق نشدند که نفس راحت بکشند و هربار که آنها وارد اين کشور شدند با خشم و مقاومت ملت مسلمان افغانستان روبرو و شکست سختي را متحمل گردیدند. ایمان و  باورهای ديني باعث بيداري مردم گردید که در پيشاپيش آنها عالمان آگاه و فداکاري بودند که با تبليغات ديني، عنصر ايثار و ايستادگي را در برابر اشغالگران، در دل‌ها تقويت ‌کردند. اگر نبود فتواي علما‌ مبني بر وجوب جهاد و مبارزه عليه استعمارگران، آنها سرزمين افغانستان را هرگز ترک نمي‌کردند و چنانچه مرحوم مير غلام محمد غبار، در جلد دوم و صفحه 846  «افغانستان در مسير تاريخ» مي‌نويسد: «روحانيون کشور در سراسر مملکت نفوذ عميق و معنوي داشت….»

لذا استعمار انگليس طي سه مرحله تجاوز به افغانستان که  اولين بار در سال 1839 میلادی با سوء استفاده از اختلافاتي که بين حاکمان قدرت طلب افغانستان ايجاد گرديد. اما علماي ظلم ستيز اين وضع را تحمل ننمودند و درهمه نقاط کشور علم جهاد را برافراشتند و مردم مسلمان و مبارز را به جهاد فراخواندند. مير حاجي از علماي اهل سنت و ملا عبدالله فرزند ملا نجم از روحانيت شيعه از رهبران اين دوره جهاد بودند. تجاوز دوم انگليس 35 سال بعد، در سال 1878میلادی صورت گرفت و با وجود اينکه اين اشغالگر در جنگ اول، شکست سختي را متحمل شد ولي بار دوم انگلس استعمارگر  فکر مي‌کرد که افغان‌ها از جنگ‌هاي داخلي خسته و درمانده شده‌اند؛ از اين رو به خود اجازه دادند تا وارد اين سرزمين شود، در اين بارنیز روحانيت فداکار پيشاپيش مردم انقلابي پرچم جهاد را بر دوش گرفته بر عليه دشمن متجاوز به مبارزه برخواستند و چهره‌هاي فداکار اين دوره جهاد عبارت بودند از: مولوی دین محمد اندری معروف به ملا مشک عالم از روحانيون خستگي ناپذير اهل سنت و محمد علی آخوند زاده هراتی از علماي شيعه که پيشتاز و قافله سالار جهاد بودند.

جنگ سوم که در 3 مي 1919 میلادی معروف به جنگ استقلال به وقوع پيوست. در اين مبارزه حساس و سرنوشت‌ساز که منجر به آزادي سياسي افغانستان از قيموميت استعمار گرديد؛ مانند دو جنگ قبلي علماي آزاده نقش ارزشمند و کارساز داشتند.

هنوز سايه شوم استعمار غرب از افغانستان محو نشده بود که استعمار شرق؛ يعني روسيه تزاري، به اين سرزمين تجاوز خود را آغاز کرد. شوروي سابق نيز سه بار به قصد اشغال‌گري به کشور افغانستان حمله‌اي نظامي داشت و در تمام اين جنگ‌ها و مبارزات بر عليه متجاوزين عالمان کشور سهم عمده و نقش تعيين‌کننده داشتند. به خصوص در تجاوز سوم شوروی سابق که در 6 جدي 1358 خورشیدی صورت گرفت، در اين مرحله اشغالگر متجاوز شوروی سابق با تمامي امکانات مدرن نظامي وارد افغانستان شدند. در مقابله با اين اشغالگران باز هم علماي روشن‌گر ايستادگي نمودند و ملت غيور افغانستان را رهبري و جمعی کثیری از عالمان دینی، آیات و شخصیت های همانند؛ شهید سیدمحمد سرور واعظ،‌ شهید شیخ محمد امبین افشار، شهید سید نادر بحر، شهید شیخ سلطان ترکستانی، شهید علامه بلخی، شهید علامه ناصر، شهید علامه عالم، شهید آیت الله معصومی، شهید علامه مصباح، شهید استاد نهضت، شهید استاد بنیش، شهید استاد فضیلت،‌ شهید استاد سيّد محمد ابراهيم عالمشاهى، شهید استاد غلام محمد نیازی، شهید مولوی عطامحمد فیضانی، شهید ابراهیم مجددی و…. که سالهای قبل از اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق به مبارزات فرهنگی وسیاسی علیه حکام مستبد به مبارزه برخواستند و افکار جامعه اسلامی را بیدار نمودند، همزمان با بقدرت رسیدن کمونیست ها تحت حمایت شوروی سابق علمای دینی مردم را به قیام دعوت نمودند که در آغاز بقدرت رسیدن کمونیست ها اکثر علمای فعال، موثر و طراز اول کشور را دستگیر و بصورت دسته جمعی به شهادت رسانیدند و صدها شخصيت ديني، فرهنگي و سياسي وحتي افراد عادی دین مدار را در زندان های مخوف فرستادند، وقتي در 16 ثور 1358 خبر شهادت دوازده هزار نفر از زندانيان بيگناه پل‌چرخي به بيرون درز کرد، براثر فشار و اختناق حاکم بر پايتخت بسياري از فعالان فرهنگي و ديني کشور مجبور به ترک افغانستان شدند و پس از مهاجرت به کشورهای همجوار،‌ بازماندگان و هواداران علمای شهید  احزاب و گروه‌ هاي جهاد و مقاومت را تشکيل دادند.

در این مرحله نیز علما رهبري قيام را در اکثر مناطق ولايات کشور به دست گرفتند، در مناطق مرکزی افغانستان قیام علیه رژیم تره کی در ششم ثور 1358  تحت رهبری آیت الله سیدعلی بهشتی آغاز و اولین واحدهای منظم اداری و نظامی توسط مجاهدین تشکیل شد و مردم با نبرد منظم سرانجام 17 ولسوالی را  به تصرف خود در آوردندو اولین حکومت اسلامی به رهبری روحانیت در مناطق مرکزی ایجاد شد.

امروز با آنکه نظام فعلی کشورما مدیون خون و جان فشانی های قیام های شجاعانه مردم مسلمان و مجاهدین در سنگرهای نبرد به رهبری روحانیت می باشد و متأسفانه در این نظام هیچ گونه یاد آوری از آن حماسه آفرینان  نمی شود،  با آنکه عده ی از علماء و هموطنان مسلمان ما در دوران کمونیست ها مظلومانه  شهید شدند، بسیاری از مقامات حکومتی از برکت مجاهدت های آنان به مقام و ریاست رسیده اند، امروز  آنها نیز حاضر نیستند حتی گرامی داشت بمناسبت سالگرد شهدای  روحانیت و قیام های کابل، هرات و دیگر نقاط کشور از سوی دولت و نهادهای علمی و دینی همانند شورای سرتاسری علمای افغانستان، شورای علمای شیعه، شورای اخوت اسلامی و… تجلیل بعمل آید و نیز خدمات علمای گذشته کشور، مخصوصا شهدای روحانیت را فراموش نمودند. اين قشر همواره چون گذشته سنگر ضد استعمار و استبداد بوده و گام‌هاي موثري در جهت بيداري و قيام توده‌ها برداشته‌اند.

لذا می طلبید که با برگزاری سمینار و کنفرانس ها از زحمات علمای گذشته تقدیر بعمل آید، اما با کمال تأسف که  از آغاز پیروزی احزاب جهادی تا هم اکنون حتی برای شهدای روحانیت مراسم عادی برگزار نشده، البته یکبار در ماه حوت سال گذشته همزمان با سالگرد دستگیری علمای شهید بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبراعظم(ص) و نهادهای همسو سمینار «مرزبانان اندیشه های اسلامی» را برگزار نمودند و نگارنده دبیر آن سمینار بودم که آن سمینار نیز در شأن علمای شهید نبود.

از مدتی بدینسو مردم و نهادهای دینی، مخصوصا علمای کشور مخالفتش را در رابطه باایجاد پایگاه نظامی و انعقاد پيمان استراتيژيك با امريكا موضع گيري كرده اند، علماء و برخی رهبران جهادی  مردم را ذهنيت داده تا متوجه خطر اين پيمان شوند، پایه های عمیق دینی مردم و تلاش علماء باعث حساسیت جامعه اسلامی از تهاجم نظامی و فرهنگی کشورهای غربی ساخته و بدین منظور در سال جاری چندین مرتبه نشست و همایش هایی را به همین مناسبت برپا داشتند و در فتوای علماء و قطعنامه همایش و گردهمایی های متعدد در این موضوع مخالفت شان را با  ایجاد پایگاه نظامی غرب و امضاء هرگونه معاهدات بین افغانستان و امریکا ابراز داشتند، ناگفته نماند که در آن نشست ها نقش علماء در استقلال افغانستان ضعیف و کم رنگ بوده است. اما از چند ماه بدینسو گاها در جلسات اجرائیی بنیادفرهنگی، تبلیغی پیامبراعظم(ص) در مورد برگزاری سمینار نقش علماء در استقلال افغانستان مورد بحث بوده  و به ادامه همان مباحث حجج اسلام آقایان؛ هادی و جعفری مصمم به دایر نمودن سمینار دو روزه «نقش علماء در استقلال افغانستان» شدند، حجت الاسلام آقای هادی رئیس این بنیاد در نحوه برگزاری سمینار مورد نظر جلسات متعدد با شخصیت های علمی و جهادی از جمله شهید استاد ربانی داشت، چند روز قبل از برگزاری کنفرانس بین المللی بیداری اسلامی در تهران، جناب آقای هادی و جمع از بزرگان که نگارنده نیز در خدمت شان بودم، دیداری بااستاد ربانی پیرامون این موضوع و برخی مسائل دیگری داشتیم، حاج آقای هادی به وی پیشنهاد نمود که پس از مراجعت از کنفرانس بین المللی بیداری اسلامی، سمینار «نقش علماء در استقلال افغانستان» را تحت نظر داشته باشد،‌ ایشان با کمال میل از این پیشنهاد استقبال کرد وآن را پذیرفت. نخستین اجلاس بیداری اسلامی با حضور متفکران از حدود 80 کشور اسلامی روزهای 26 و 27 سنبله در تهران پایتخت ایران برگزار شد و یکی از سخنرانان روز اول کنفرانس بیداری اسلامی استاد ربانی بود که در آنجا برای علمای جهان اسلامی حرفهای جدید و جدی داشت.

گفتنی است که دو روز بعد از کنفرانس بیداری اسلامی یعنی، نزدیک ساعت 2 بعد از ظهر آقای هادی با استاد ربانی تماس تلفنی داشت و یاد آور شد کارتهای دعوت سمینار «نقش علماء در استقلال افغانستان» جهت چاپ به مطبعه اعتصام سپرده شده  پس از چاپ آن جهت امضاء خدمت شما فرستاده می شود، ایشان اظهار نمود که من همین لحظه در میدان هوایی دبی به مقصد کابل هستم، کارت ها فردا جهت امضاء ارسال گردد. عصر همان روز حدود ساعت شش (روز سه شنبه۲۰ سپتامبر/۲۹ سنبله) یکی از دوستان خبر تأسف باری را به من داد که آن خبرشهادت استاد ربانی در منزلش منطقه وزیر محمد اکبرخان توسط انتحاری بود.

فردای آن موضوع برگزاری سمینار با آیت الله محسنی در میان گذاشته شد که قبلا باید کارت های دعوت به امضاء‌ استاد ربانی می رسید،‌ حالا فیصله این شد که شما این مسئولیت را بپذیرید آیت الله محسنی نیز بدون هیچ تعللی این پیشنهاد دوستان را پذیرفت.

سمینار «نقش علماء در استقلال افغانستان» روزهای دوشنبه و سه شنبه (4 و 5 میزان) در تالار حوزه علمیه خاتم النبیین(ص) باحضور روسا و اعضای شوراهای علمای شیعه و سرتاسری ولایات و ائمه جماعات کابل برگزار شد، شرکت کنندگان نقش علما را در استقلال افغانستان و شرایط کنونی این کشور حایز اهمیت دانستند. گفتنی است که در این سمینار دو روزه پس از خیرمقدم دبیر آن جناب آقای شیخ محمدحسین جعفری آیات، حجج اسلام و اساتید چون؛ محمد آصف محسنی رئیس شورای علمای شیعه، سید محمدامین مجاهد از مدرسین حوزه علمیه مشهد، سید محمدهادی«هادی» رئیس بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبراعظم(ص)، حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و عضو مجلس نمایندگان، عبدالباری راشد رئیس آکادمی علوم افغانستان، داکتر شفیق معاون تعلیمات اسلامی وزارت معارف، صدیق افغان رئیس مرکز علمی، فلسفی جهان، استاد قربانعلی عرفانی رهبرحزب وحدت اسلامی ملت افغانستان و عضو مجلس نمایندگان  و… سخنرانی نمودند و هرکدام به نقش کلیدی علمادر کسب استقلال کشور، اصول وارزشهای آن به تفصیل صحبت نمودند.

نتیجه:

برگزاری سمینار دو روزه «نقش علماء در استقلال افغانستان» با نظارت آیت الله محسنی و مدیریت  دبیر سمینار جناب آقای شیخ محمد حسین جعفری و همکاری بی شایبه ای حجت الاسلام جناب آقای هادی و شرکت علمای کابل و 26 ولایت افغانستان در شرایط حساس کنونی با همه ضعف و مشکلات آن از اهمیت خاصی برخور دار بود.

در این سمینار اولا؛ سخنرانان با اشاره به نقش علماء در تجاوزات انگلس و روسیه، تلاشهای غرب در افغانستان نیز تصریح شد و سخنرانان اظهار داشتند که امروز بیش از پیش علما نقش عمده ای در بیداری و آگاه سازی مردم داشته باشند و بیشتر سخنرانی ها سبمولک بود، البته سخنرانی آیت الله مجاهد،‌ عبدالباری راشد، استاد عرفانی و صحبت های  احساساتی صدیق افغان برای شرکت کنندگان جلب توجه داشت.

در میان سخنرانان تنهاآیت الله محسنی نسبت به عدم استقلال کشور انتقاد جدی داشت و به گفته ایشان؛ «حاکمیت ملی و استقلال سیاسی ما در حال حاضر یک موضوع مضحک است و با این وضع، کدام ملا نصرالدین می گوید که ما استقلال سیاسی داریم، تا صد سال دیگر هم استقلال سیاسی  و حاکمیت ملی نخواهیم داشت.»

آیت الله محسنی در این سخنرانی از علما خواست تا بار دیگر در برابر مشکلات موجود در جامعه  مبارزه نموده و سهم فعال شان را در حفظ ارزش های اسلامی و ملی ادا نمایند و نباید اجازه داد که  روشن فکران افغانستان وآنهایی که همیشه به کنج عافیت می‌خزند و  وقتی به این کشور باز می‌گردند، از همه طلبکارترند.

چیزی دیگری که در صحبت های وی بود و آن مورد انتقاد حاضرین قرار گرفت، کم رنگ خواندن نقش و حضور علماء در جهاد چهارده ساله افغانستان بود، اگر ما به مبارزات علمای این کشور، جایگاه  و كاركرد علمای گذشته بنگیریم،  برای ما روشن خواهد شد، مجاهدتهای مرحوم آیت الله  العظمی حجت، مبارزات شهید آیت الله العظمی واعظ و شهید آیت الله العظمی افشار، علامه شهید بلخی ودهها شخصیت دیگر جامعه امروزی را  از بدبختی نجات داده و امروز همه بر سفره خدمات آن بزرگواران نشسته و مدعی برخی افتخارات در جامعه هستند، پس از بقدرت رسیدن کمونیست ها اولین قربانیان علماء بودند، ممکن آیت الله محسنی در قم و یا اسلام آباد بسرمی برد، ولی معمولا در رأس احزاب جهادی يک يا چند نفر روحاني در جبهات حضور داشته وملت مجاهد افغانستان نيز در پوشش همين احزاب و سازمان‌های جهادی به مبارزه  پرداخته اند و گروه‌‌هاي اسلامی که در دوران جهاد و مقاومت بر عليه ارتش سرخ شوروی سابق  و مزدورانش مشارکت داشته مبارزه نمودند، رهبری روحانيت آگاه مخصوصا رهبری آیت الله سیدعلی بهشتی(ره) اولین حکومت اسلامی در مناطق آزده شده ای مرکزی تشکیل یافت. البته جناب آقای هادی یکی دیگر از سخنرانان این سمینار با انتقاد از کسانیکه نقش علمای شهید را نادیده گرفته تقاضا نمود که باید طی جلسات متعدد نقش شهدای روحانیت برجسته ومورد بحث و بررسی بیشتر قرار گیرد. بنا براین برگزاری چنین سمینارها در کل می توان مثبت خواند، سخنرانی ها نیز اکثرا قابل استفاده و ابتکار جالبی بود. اما یکی از نقاط ضعف این سمینار عدم دبیرخانه و تیم منظم کاری بود، همچنین عدم هماهنگی در نحوه برگزاری سمینار و بیشتر تصامیم توسط آقای هادی و آقای جعفری صورت می گرفت. نداشتن دبیرخانه باعث گردید که برخی سخنرانان همان لحظه هماهنگ و معرفی شود و در این رابطه از قبل برنامه ریزی صورت نگرفته بود.

در بعضی موارد حتی آقای هادی که بیشترین زحمات را عهده دار بود،‌ نیز نمی توانست از نظریاتش دفاع و  قناعت دبیر سمینار را حاصل نماید، در مورد قطعنامه که این جانب و آقای رضوانی بامیانی محتوای آن را تنظیم و تهیه نمودیم، از آنجاییکه این جانب در مورد طرح لوگو، محتوای قطعنامه و… زحمت کشیده بودم، جناب آقای هادی علاقمند بود که من  قطع نامه را قرائت کنم، با آنکه من تمایل به قرائت قطع نامه نداشتم و سعی می کردم که به گونه ای از این پیشنهاد فرار کنم، ولی وقتی که ایشان خیلی جدی این موضوع را مطرح کرد، من آن را نپذیرفتم، همینکه موضوع را ایشان با آقای جعفری در میان گذاشت،  ایشان فرمود که در کنفرانس بیداری اسلامی قطعنامه توسط  دبیر آن  خوانده شد، بود باید خودم آن را بخوانم.

بهرحال!

با همه نارسایی ها،‌موانع و مشکلات، عدم مدیریت و برنامه ریزی و نواقص موجود در سمینارمذکور،‌ تقدیر و یاد آوری از خدمات و رهبری دلسوزان جامعه، عالمان دینی در حفظ استقلال کشور در شرایط کنونی نیاز مبرم بود.

نویسنده: سید جعفرعادلی«حسینی»



Comments are closed.