آیت جهاد وپرچمدار علم و سیاست

   یاد شهیدی از شهدای حوت 1357 خورشیدی(آیت الله العظمی شیهد سید محمد سرورواعظ)

پس از كودتاي هفت ثور 1357 كمونيست ها در افغانستان، آنها با شعار آزادي، عدالت، مساوات، نان، خانه ومسكن كار سياسي شان را آغاز كردند، كمونيست ها با تكيه به سيستم تك حزبي، تندروي و كشتار را حاكم ساختند كه در حکام گذشته و پس از حاكميت كمونيست ها،  افغانستان  هرگز نظيرش را نداشت.  پس از به قدرت رسیدن کمونیست ها، تمام گروههاي مختلف  بزور منحل و نابود گرديدند؛ آزادي هاي فردي طبيعي و مدني، در سايه ي شعار هاي كليشه اي ماركسيستي، بكلي معنا و مفهوم خود را از دست دادند، انديشمندان اسلامي، سياستمداران و شخصيت هاي متنفذ اجتماعي، مورد تعقيب قرار گرفته، زنداني، تير باران، زنده بگور يا متواري شدند.

در ماه حوت 1357 قيام هاي خونيني در كابل، دره صوف، هرات و برخي نقاط ديگر افغانستان رخ داده وكشتار هاي دسته جمعي توسط كمونيست ها صورت گرفت، كه از آن جمله فاجعه ای شهادت جمعی کثیری از زندانیان پلچرخی در حوت 1357 فصل خونینی در تاریخ کشور اسلامی افغانستان بود؛ فصلی که ایادی سرسپرده، ماهیت پلید خود را نشان دادند و برگزیدگان ملت مسلمان افغانستان اعم از سنی و شیعه را در مسلخ عشق بردند؛ از جمله شهیدان این فاجعه ی دردناک آیت الله سید محمد سرور واعظ است؛ او نخستین زندانی سیاسی از میان علماء و مبارزان اسلامی معاصر بود که توسط کمونیست ها زندانی و به شهادت رسید.

در ارتباط شخصیت علمی، سیاسی، اجتماعی و افتخارات علامه واعظ باید گفت که وی خطیب وارسته، مدرس کم نظیر، نویسنده ای فعال و خوش قلم، از عالمان فرهیخته وعالی مقام جهان اسلام و از پیش کسوتان معاصر در میادین گوناگون است؛ باب تألیف در صده ای اخیر کشور به دست او فتح شد و در نشر آثار علمی پیش قدم گردید؛ وی نه تنها قهرمان نسل خود بود، که الگوی شایسته برای هر عصر و نسل بوده وهست. آنچه از زندگی و کار نامه ی شهید آیت الله واعظ بویژه اهداف وکوشش هایش ، دانسته می شود این است که مهم ترین آرمان ها و تلاش های او به امور ذیل معطوف بوده است:

1 –  نفی تعارض علم و دین

2 –  نفی تفکیک دین و سیاست

3  –  مبارزه با استعمار

4  –  مبارزه با استبداد

5 –  مبارزه با استثمار

6 –  مبارزه با صهیونیزم

7 –  اتحاد مسلمانان

8 –   نزدیک ساختن مدارس دینی با پوهنتون

9 –  برپایی حکومت اسلامی

10 –   برپایی عدالت اجتماعی

بی چون و چرا، آیت الله واعظ بخشی از تاریخ کشور اسلامی افغانستان است، و نمی توان با سکوت از کنارش گذشت، سکوت درباره‌ی او سانسور تاریخ است و نادیده گرفتنش ، نشانی از نابینایی.

مقاله‌ی حاضر بر آن است تا جلوه های مختصری از احوال، افکار و اهداف آیت الله واعظ را ارایه نماید.

محیط پیدایش و روحیه‌ی  ساده زیستی

  آیت الله سید محمد سرور واعظ حدود سال 1395 هجری شمسی برابر با 1334 هجری قمری در دامان خانواده‌ی مذهبی و علمی از دود مان امام زاده یحیی(مشهور به شاه قلندر) متولد شد. نسبت این دودمان به زید شهید که فرزند علی بن الحسین (ع) است می رسد. از آن رو «واعظ» نامیده شد که چند تن از اجدادش «خطیب» و  «واعظ» بودند.  و از آن رو« بهسودی» خوانده شد که وی در خطه ی «بهسود»  زاده شد.  «بهسود» نام منطقه ای است  از توابع ولایت «میدان وردک» حدود دوصد کیلومتری غرب کابل و از این منطقه عالمان بزرگ برخاسته اند.

امایکی از  ویژه گی های این مرد وارسته از زخارف و مظاهر فریبنده‌ی دنیوی، زهد و ساده زیستی ایشان بود که زبانزد خاص و عام است. با این که هر ماه حداقل مبلغ صدها هزار افغانی از بابت وجوهات به دست مبارک شان می رسید، ولی همه را در مصارف مقرره‌ی شرعیه و شهریه طلاب حوزه صرف نموده و از حد اقل امکانات برای معیشت و ساده ترین زندگی از لحاظ خوراک، پوشاک و مسکن،  برای خود و وابستگان استفاده می نمودند.

موقعیت علمی و اجتماعی

  بر اساس فهم خبرگان فن، اگر آیت الله واعظ اکنون در قید حیات بودند، از مراجع اعلم و طراز اول به حساب می آمدند، که از هم بحث های وی می توان به شهید سید محمد باقر صدر، شیخ کاظم تبریزی، امام موسی صدر، سید علی سیستانی و علامه سید حسن فضل الله اشاره نمود.  ایشان علاوه بر مقام بلند علمی در نهاد های مختلف اجتماع نیز فعالیت می کرد که اگر خواسته باشیم فهرستی از فعالیت های علمی و اجتماعی وی را ارائه کنیم باید این گونه شروع کنیم:

1 –اولین مدرسه دینی را در زادگاهش کجاب بهسود  تأسیس نمود.

 2 –  ایجاد پایگاه مستحکم علمی و فرهنگی تحت عنوان مسجد و مدرسه علمیه ی محمدیه ،  با مجهزترین امکانات علمی و فرهنگی برای ترویج و تبلیغ فرهنگ ناب اسلامی و معارف اهل بیت (ع)  در تپه سلام جمال مینه‌ی کابل تأسیس نموده که حوزه‌ی مبارکه‌ی محمدیه با ساختمان بسیار زیبا و کم نظیر، با بهترین معمار اسلامی و افغانی در دو طبقه با ظرفیت 32 اطاق مسکونی و سه سالن تدریس و  مسجد بسیار بزرگ با گنجایش 2000 نماز گزار و 5000 نفر برای استماع سخنرانی و جایگاه بانوان با گنجایش 3000 نفر و کتابخانه با داشتن یکصد هزار جلد کتاب و دواخانه برای عرضه‌ی دوای  مجانی برای طلاب و محرومین، بدست مبارک آیت الله واعظ اعمار گردید.  در روز افتتاح این حوزه‌ی بی بدیل از تمامی علماء و فرهنگیان و سیاسیون و مقامات کشوری و لشکری دعوت به عمل آمد. بزرگانی از علماء اهل تسنن و تشیع دراین مجلس افتتاحیه سخنرانی نمودند که از آن جمله می توان به سخنرانی تاریخی سخنور شهیر و شهید کشور عالم مجاهد سید اسماعیل بلخی،  شخصیت نامدار وطن حضرت مجددی و خان مولوی از نخبه گان کشور اشاره نمود و دعائیه‌ی این محفل ماندگار با دعای ملکوتی مرحوم آیت الله العظمی حجت کابلی (اعلی الله مقامه الشریف) ختم گردید.

از آنجائیکه آیت الله واعظ سخران ماهري بود، در هرحسینیه و مسجد که منبر می رفت کوچه و سرک از شدت ازدحام مردم مسدود می شد. منبرها و سخنرانی هایش تجسم عینی وحدت مردم بود، انبوه جمعیت و استقبال مردم از رهبر دینی شان،  حکومت آن روز را  به تعجب واداشته بود، معروف است که روزی داود خان (صدر اعظم وقت) سوار بر موتر خود از منطقه‌ی افشار کابل می گذرد و در آن جا با سیل جمعیت که سرک را مسدود کرده بودند برمی خورد و می پرسد : چه خبر است؟ می گویند: آقای واعظ منبر می رود. داود خان با دیدن این صحنه شگفت زده می شود.  در ماجرای کشف حجاب زنان مسلمان افغانستان سال 1340  آیت الله واعظ در حسینیه‌ی عمومی افشار کابل سخنرانی های مهیج و داغی علیه این عمل وقیحانه‌ی دولت ایراد فرمود که منجر به دستگیری و انتقال مخفیانه‌ی او به غزنی گردید و مدت سه سال و نیم (یعنی از سال 1340 تا 1344) را در زندان های دهمزنگ کابل و غزنی در بند گذرانید.

آیت الله واعظ در زندان نیز از تلاش  باز نمی ایستد، برای علماء سنی و شیعه که هم زمان با او زندانی شده بودند از کتب فقهی هردو مذهب به زبان های پشتو وفارسی مبادرت می ورزد و نیز کتاب «خاطرات زندان و یاد از اخلاق اسلامی»  را  با استفاده از یک پنسل و پاکت های چای و… بر رشته‌ی تحریردر می آورد.

پس از استعفای داود خان از مقام صدارت و روی کار آمدن داکتر یوسف، آیت الله واعظ، علامه بلخی، بینش، ابراهیم بچه ای گاو سوار و…. از زندان آزاد می گردند. قابل یادآوری است که در آن  زمان برای مقابله با اندیشه های انحرافی کمونیست ها دو نوع حرکت از جانب مسلمانان متعهد و با دیانت آغاز گردید:

1 – حرکت از بین توده های اهل سنت به رهبری جوانان مسلمان و آگاهی چون عبدالرحیم نیازی تحت عنوان «سازمان جوانان مسلمان» که سعی در افشای چهره‌ی احزاب و جریانات وابسته و خود فروخته داشتند.

2 – همزمان با همین حرکت، در بین تشیع آیت الله واعظ با گام های بلند و محکم اقدام به انتشار اولین نشریه‌ی دینی در افغانستان تحت عنوان «مجله برهان» نمود که در کنار دیگر فعالیت های اسلامی «برهان»  تنها مجله ای علمی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مسلمانان افغانستان بود.

3 – آیت الله واعظ آثار ارزنده ای نیز از خویش به یاد گار گذاشته است که مهم ترین ومشهور ترین آنها عبارتند از:

الف) اولین و بهترین مباحث اصولی  به نام «مصباح الاصول» است که نشانه ای قدرت علمی و قلم شیوای وی می باشد. به همین دلیل بود که آیت الله العظمی خویی در تقریظ خویش بر این کتاب می نویسد:«من آنچه از تقریرات درس هایم را دانشمند فضیلت مآب، فخر الافاضل الکرام سید محمد سرور واعظ بهسودی به رشته‌ی تحریر در آورده است، ملاحظه کردم و آن را دارای حسن تعبير، وضوح بیان و جامع بین، ایجاز، بلیغ و توضیح کافی یافتم. خداوند چشم او را روشن کند، همان گونه که دیدگانم را روشنایی بخشید ودانش را به دست او و امثالش گسترش دهد…»

مصباح الاصول بگونه ای عمیق نگاشته شده که  از کمال علمی مؤلف عالی قدر آن حکایت می کند، تا آنجا  که در ردیف کتب درسی حوزه های علمیه مطرح می گردد. این خود نشان دهنده‌ی وسعت علمی او می باشد.

  ب) طلایه دار تقریب بین مذاهب اسلامی در افغانستان است، چنانچه که معظم له در رد افترائات ملای درباری و اجیر بگیربیگانه (ملا مبارک)  در کتابی  بنام «سیف ابرار»، آیت الله واعظ در آن زمان  اولین منادی وحدت بود که در جواب گزافه گویی های او کتاب ارزشمند «سیف الاسلام» را نوشت و در مقدمه‌ی این کتاب آمده است: «هدف من از ذکر این مقدمه آن است که خوانندگان گرامی چنین تصور نکنند که این جا، نبردی است بین شیعه وسنی و یک نفر عالم شیعه از اعتراضات عالم سنی جواب میگوید، بلکه حق واقع این است که این داعی مخلص به حیث یک نفر وطن دوست و طرفدار وحدت ملی قلم را بدستم گرفته می خواهم از این نوشته ی خود دونتیجه بگیرم:

1 – اضطراب اعصاب و جوشش جوانان شیعه را که نویسنده‌ی «سیف الابرار»  برای شان تولید کرده فرو بنشانیم و آرام کنم.

2 – این مرد بی اطلاع را به خطا و اشتباهی که کرده دانسته کنم تا در آینده از چنین نوشته های نا بجا و نفاق انگیز خود داری کند. به شرف وطن عزیز و سنگینی این آب و خاک که هدفی ندارم، جز حفظ وحدت ملی و استحکام مبانی اتحاد و اتفاق، و چون جواب های که می نویسم مبنی براساس وحدت و یگانگی است نه مبنی بر اختلاف شیعه و سنی، که من هميشه از خداوند متعال توفیق اتحاد و اتفاق برای تمام برادران محترم اسلامی تمنا دارم».

آیت الله واعظ باور داشت که وحدت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تحقق نمی یابد، مگر هنگامی که مسلمانان به «حق» باز گردند و نسبت به آیات قرآنی دیدگاهی صحیح بیابند که از سیره نبوی سرچشمه می گیرد وزندگی خاندان پیامبراسلام (ص) به آن دخالت مستقیم دارد، زیرا تنها این عامل خواهد توانست شالوده ای استوار بنیان نهد که رفتارهای فردی و اجتماعی را سامان می بخشد والبته در این میان رسول اکرم وخاندان مطهرش الگو و اسوه مسلمانان هستند. چنانچه در بیانات و نوشته های آیت الله واعظ راهکارهای تحقق وحدت تشیع و تسنن ، وحدت مردم افغانستان ذکر شده و از جمله در بخشی از کتاب «سیف الاسلام» آمده: « پس از منطق وحدت دینی و وحدت ملی بر هر فرد از افراد ملت غیور افغانستان لازم است که بقدر قدرت خود در رشد ریشه‌ی اتحاد و تأمین وسایل اتفاق بکوشند و از نداهای نفاق انگیز و نوشته های تفرقه انداز که منافی وحدت ملی است خود داری کنند واگر جاهلی از روی نادانی، یا مستخدمی از روی غرض و ایفای وظیفه‌ی سیاسی رخنه در وحدت ملی باز کند و صدمه در شیرازه ای اتفاق و اتحاد مي‌زنند، لازم است دانشمندان مشفق که علاقه به این آب و خاک دارند هرچه زود تر آن  رخنه را ببندند و اولیای امور نیز در استحکام مبانی وحدت بذل مساعی فرمایند…»

  راهکارهای تحقق عدالت اجتماعی

   اما دغدغه ای عدل و ظلم از دیدگاه آیت الله واعظ: یک صدم کتاب های که دانشوران  اسلامی در رد کفر و برای اثبات حقانیت دین نوشتند، در رد ظلم و برای تحکیم عدالت اجتماعی ننوشته اند. آن اندازه که مسلمانان به حاکمان کافر حساسیت داشتند، به حاکمان ظالم حساسیت نداشتند. در میان مسلمانان هیچ گاه سخنان کفر آمیز بدون پاسخ نماند، اما  چه بسیار رفتار های ظلم که بدون اعتراض ماند.

تردیدی نیست که کافر عادل بهتر از مسلمان ظالم است. هکذا حاکم کافر عادل از حاکم مسلمان ظالم بهتر است.

راجع به عدالت اجتماعی در حکومت های مادی و معنوی، از شماره یک نشریه‌ی مجموعه ای نور نقل می شود: «… بشر وقتی از آفتاب تابنده‌ی عدالت اجتماعی استفاده خواهد کرد که در پرتو ایمان به خدا و درسایه‌ی حکومت معنوی همه نزدیک یکدیگر بیایند…»

دموکراسی از لحاظ آراء مردم

به نظر آیت الله واعظ، اساس و  پایه‌ی حکومت اسلامی، مبتنی بر دموکراسی و آراء مردم است . اگر جمعیت، یا شخصی بدون در نظر گرفتن نظر ورأی مردم، بخواهد خواسته‌ی خود را  اعمال کند، قطعاً زورگویی کرده و با دست خود، مقدمات سقوط خود را فراهم کرده است. در نگاهي كوتاه به رشته مقالات ارزشمند او كه در شماره هاي 10 و 11 مجله‌ي برهان راجع به حيات اجتماعي و حدود آزادي آمده است چنين مي خوانيم:‌«همه مي دانيم كه كلمه‌ي «حريت» مانند بسياري از كلمات ديگر مفهوم اصلي خود را از دست داده مورد استفاده هاي سوء قرار گرفته است. مثلا كساني كه از ثروت بهره دارند،«حريت» را با اصول و فروعش تا آخرين نقطه به نفع خود تفسير مي نمايند وكوچك ترين مجالي كه بتوان در آن براي فقراء نيز «آزادي» تصور كرد باقي نمي گذارند و ثروت مندان آزادند كه در كاخ ها برقصند، فقراء آزاد نيستندكه در كوخ پاي خود را دراز كنند… پس هر فرد از افراد بشر كه به تناسب وجود خود حق «آزادي» دارد، «آزادي» او محدود است با اين كه با «آزادي» ديگران مزاحمت ننمايند، چه حقيقت «آزادي» نه اين است كه هركه هرچه ميل دارد انجام بدهد. بلكه حقيقت آن اين است كه هركه هرچه حق دارد بتواند انجام بدهد و از همين جهت است كه علماي علم الاجتماع هميشه «حريت» را در مرتبه اي متأخره از حقوق ذكر مي نمايند، اشاره به اين كه «آزادي» هر فرد در ساحه‌ي حق ثابت اوست و هيچ فردي آزاد نيست كه از حق خود تجاوز كند و به حق ديگري تعدي نمايد…»

سياست مدار و خبير به مسائل روز

  عالمان علم سياست معتقداند كه سياست و سياستمداري پيش از اين علم تئوري پردازي باشد، فن و هنر است. سياستمدار آن كسي است كه در كوران حوادث سياسي، اجتماعي تجربه ديده و پخته شود و درميدان مبارزه سرد و گرم روزگار چشيده و در فرازو نشيب زمان با مهارت و ديپلماسي خاصي، خود را به اهداف و آرمان هاي ايدئولوژيكي خود برساند. اگر از اين نظر بخواهيم آيت الله واعظ را ارزيابي كنيم، او قطعاً يكي از مصاديق بارز مفهوم سياستمدار است. اساساً مي توان گفت عمر او بيشتر در عرصه‌ي مبارزه، بيان و قلم سپري شد. خود را در راه مبارزه وقف نمود و همگام با ديگر مبارزان در راه نهضت اسلامي، جهاد خستگي نا پذيري داشته است، همگامي او با رهبران انقلاب اسلامي بويژه بنيان گذاران  آن  مشهود همگان مي باشد. و اگر او را احياء گر مي دانيم، از آن جهت است كه به عنوان يك متفكر نو انديش در منابر و نوشته هاي خود، مفاهيم فراموش شده‌ي  اسلامي را با تفسير نوين بازيابي كرده و با قلم شيواي خود، همه‌ي آن مفاهيم زنده را در راه احياي انديشه‌ي اسلامي و بسيج نيروهاي مسلمان در تكوين جامعه‌ي مسلمان و بازگشت به خويشتن خويش به كار برده است.

از خصوصيات ديگر آن عالم رباني وقوف و اطلاع شان نسبت به مسائل روز بود، به همين دليل نسل جوان به ايشان به عنوان يك عالم ديني و درعين حال خبير به مسايل روز واقعاً چشم گير بود.

مبارزه با استعمار، استبداد و  استثمار ترجيع بند گفته هاي آيت الله واعظ بود و شخصيت او تجسم مبارزه با اين سه عنصر مي باشد. مبارزات او فقط عليه استبداد نبود، استعمار نيز در تيررس ديده‌ي تيز بين او قرار داشت.

چانچه در يكي از سخنراني هاي خويش مي فرمايد: «از غرب آوازه ای بلند می شود که او خیر خواه بشر است، از شرق آوازه‌ی دیگری می آید که او خیرخواه کارگر است، تمام این ها مثلش، مثل قصاب و گوسفند است، که یکدسته رشقه را به بغل گرفته، شصت و هفتاد رأس گوسفند بیچاره را به دنبال خود به کشتار گاه می برد…»

 «… جهان خواران شرق و غرب چون نهنگ دهان باز کرده اند، تا ممالک عقب مانده را فرو ببرند…»

«… کجایند این جمعیتی که برای فرستادن یک قلاده سگ با قمر مصنوعی به فضا، مظاهره می کنند، میتینگ و مجلس تشکیل می دهند، کجایند در شب ها و روز های که هزاران نفر در ویتنام شمالی زیر بمباران ها وزیر رگبار مسلسل ها کشته می شوند؟ کو مظاهره‌ی این ها؟ این یک میلیون نفوسی که در بنگلادش کشته شد چه کسی مظاهره کرد؟ چه کسی میتینگ دایرکرد؟ برای یک سگ شعار دادند، اما برای یک میلیون انسان که عموماً مسلمان بودند نه یک مظاهره، نه یک متینگ، نه حتی یک شعار ، ابدا سرو صدای نشد…»

بهر حال! آشنايي با افكار و انديشه هاي آيت الله واعظ مجال فراغت زيادي مي طلبد، تا عمده ترين كتاب هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي او را بخواند و تحليل كند و زبده‌ي انديشه هاي او را ارايه نمايد.

منبع:

پامیر نشریه  شهر کابل – شماره 223 چهار شنبه 9  حوت  1385


  1. سید هادی حسینی

    با عرض سلام خدمت شما .بسیار از شما متشکرم زیرا من از نوادگان عمه ایشان هستم ولی متاسفانه بدلیل فوت پدر در زمانی که بنده صغر بودم اطلاعات کمی در مورد ایشان داشتم