هشتم ثور یاد آوری غربت جهاد و شهداء

 بیست یک سال پیش در هشتم ثور پس از گذشت چهارده سال جهاد و مبارزه علیه تجاوز ارتش سرخ شوروری سابق و حکومت های دست نشانده اتحاد جماهیر شوروی سابق به این کشور با سقوط حاکمیت داکتر نجیب رهبران احزاب جهادی به ریاست صبغت الله مجددی اعلام موجودیت نمودند و قدرت را به دست گرفتند.

حوادث روزها و ماههای بعد نشان داد که تعداد رهبران و فرماندهان احزاب جهادی، تا چه حد با آرمان های واقعی جهاد فاصله دارند  و قدرت طلبی و منفعت خواهی و قوم گرایی و وابستگی به کشورهای بیرونی تا چه اندازه آنها را به  انقلاب و جهاد اسلامی و پایمال کردن خون شهدای دوران جهاد بی تفاوت ساخته است تا آنجا که با افروختن جنگهای خانمانسوز داخلی و ریختاندن خون هزاران انسان بی گناه ابا نورزیدند.
با آنکه احزاب خلق و پرچم وابسته به حزب کمونیست بین المللی دیکتاتور ترین و ضد مردمی ترین حکومت های تاریخ افغانستان را شکل داده بود، پس از بقدرت رسیدن احزاب جهادی و آغاز جنگهای داخلی وقتی زخم های نو برمردم وارد شد، دیگر مردم آن زخمهای کهنه و جنایات کمونیست ها را فرموش نمودند و نسبت به جهاد بد بین شدند و دوران حکومت سیاه و ننگین کمونیستی برای این مردم به یک رؤیا تبدیل شده بود وحتی آرزوی حکومت های گذشته کمونیستی، مخصوصا دوران حکومت داکتر نجیب را می بردند.
با آنکه سی و پنج  سال قبل   رفتارهای ضد دینی و ضد مردمی رژیم وابسته کمونیستی، باعث قیام سراسری مردم مسلمان افغانستان از اواخر سال 1357 آغاز و تا 1371 با حماسه ها و مجاهدت های کم نظیری در تاریخ مبارزات رهایی بخش جهان همراه و در نتیجه به پیروزی رسیده بود. رنج و شکنجه های مجاهدان در زندان های رژیم، بمباران وحشیانه مناطق مسکونی توسط نیروهای رژیم کمونیستی و اشغالگران ارتش سرخ شوروی سابق، بزرگ ترین تراژدی های انسانی را خلق کرد. آوارگی میلیون ها نفر و شهادت و معلولیت صدها هزار دیگر از نتایج کودتای ننگین 7  ثور 1357 بود که درد ها و مصیبت های آن تاکنون ادامه دارد.
با وجود حضور خوب و جهاد مخلصانه قاطبه مردم، متاسفانه کم تجربگی سیاسی رهبری احزاب جهادی که با ناخالصی های بسیار همراه شد و باعث وابستگی های متعدد به همسایگان و بیگانگان و قدرت های غربی گردیده بود، زمینه های سوء استفاده از افراد جهادی را فراهم ساخت و بدتر از همه سبب جنگ های داخلی و نزاع ها و کشمکش های سیاسی بین نیروهای جهادی شد و جان بسیاری از نیروهای توانمند دوران جهاد را بی سبب گرفت و اختلاف وتفرقه و نفاق را جایگزین وحدت و اخوت و اخلاص و ایمان شد و در نهایت عملکرد نا درست برخی ها باعث بدنام شدن جهاد گردید. من بر این باورم که خون شهدای مخلص دوران جهاد، گریبان بدخواهان و اهریمنان و غافلان و منفعت طلبان را خواهدگرفت و نور حقیقت یک بار دیگر خواهد تابید و دوران ستم و سلطه باطل رو به افول خواهد رفت و موحدان و مومنان به دین خدا حاکم خواهند شد.

از 8 ثور 1371 تاكنون 22 سال مي گذرد و اين پيروزي بزرگ حاصل 14 سال جهاد مقدس و آزاديبخش افغانها عليه قشون متجاوز شوروي سابق و برگ زريني در تاريخ معاصر افغانستان می باشد كه حروف و واژه هاي آن با خون پاك بيش از يك ميليون شهيد نگاشته شده و هر چند پس از حماسه 8 ثور كه سند افتخار و حقانيت مجاهدين محسوب مي شود وقايع تلخ و رويدادهاي غم انگيز زيادي در افغانستان اتفاق افتاد ولي اين تلخكامي ها و اتفاقات ناگوار، هيچ كدام باعث نمي گردد كه چهره تابناك و مشعشع آفتاب 8 ثور در كشور ما، تيره و كمرنگ شود و گذشت زمان اين شعله مقدس را خاموش نمي كند.

8 ثور به عنوان يك روز پر افتخار اسلامی و ملي در تاريخ افغانستان بايد زنده و جاويد بماند، اگر در 28 اسد 1297 هجری خورشیدی طلسم شكست ناپذيري بريتانياي كبير در كوهپايه ها و دره هاي افغانستان درهم شكست و ملت آزاده افغانستان در نبرد آزادي بخش عليه قواي متجاوز انگليس به پيروزي رسيد و در 8 ثور نیز بساط كمونيزم در افغانستان با همت غازيان و مجاهدان افغانستان براي هميشه برچيده شد.

درسهايي كه از حماسه 8 ثور بايد آموخت:

1. افغانستان كشوري اشغال ناپذير و افغانها ملتي آزاده و بيگانه ستيز اند. حماسه اي كه  در هشتم ثور اتفاق افتاد به ما مي آموزد كه افغانستان ممكن است توسط اين يا آن قدرت مهاجم خارجي اشغال شود اما اين اشغالگري دراز مدت نخواهد بود و افغانها گوهر  استقلال و شرف ملي خود را به پاي  هيچ بيگانه اي نخواهند ريخت.

اشغالگران شايد بتوانند چند سالي در اين سرزمين حكومت كنند  اما عمر اين سلطه و تجاوز، طولاني نخواهد بود و روح استقلال طلبی افغانها براي هيچ بيگانه اي، اجازه تسخير دراز مدت اين سرزمين را نخواهد داد.

2. جهاد مقدس 14 ساله افغانها درختي است كه سر انجام در هشتم ثور به بار نشست، اين جهاد  مقدس نشان داد  كه افغانها تنها بر حول محور اسلام مي توانند متحد شوند و اسلام مقناطيس قلب  ها و متحد كننده اقوام و قبايل افغانستان است. اين دين آسماني، صيقلي است كه زنگار كينه ها و كدورت ها را از قلب ها پاك مي كند پیروان تسنن و تشیع و اقوام مختلف در این کشور  را با هم متصل مي سازد. به تعبير  ديگر، اسلام بالاتر از رنگ ها و سليقه ها و نژادها و قبيله هاست و در گرماگرم حادثه ها موقعيكه افغانان به وحدت ملي نياز داشته باشند اسلام به عنوان حلقه اتصال تمامي حلقه ها و نژادها  مي تواند وحدت ملي افغانها و در نتيجه پيروزي و سربلندي اين ملت را تضمين نمايد.

3. پس از پيروزي مجاهدين در 8 ثور سال 1371، رهبران احزاب و تنظيم هاي جهادي بر اثر بي تجربه گي ها، افزون طلبي ها، اختلافات قدرت طلبانه تنظيمي، و كشمكش هاي قومي و قبيله اي و فاصله گرفتن آنها با ارزشهای دینی نتوانستند از دستاوردهاي درخشان 14 سال جهاد به نفع تشكيل نظام قدرتمند اسلامي استفاده كنند بلكه بر عكس عسل شيرين پيروزي در كام ملت مظلوم افغانستان به نا اميدي و زهر تلخ شكست و ناكامي تبديل گرديد. انگيزه هاي قوم گريانه،  گنجينه پيروزي جهاد و خون يك و نيم ميليون شهيد را به تاراج برد و اختلافات سران اكثر تنظيم ها، افغانستان پيروز و سربلند را بر لبه شمشير خشونت و استبداد  و در آستانه جهنم جنگ داخلي  سوق داده  و حادثه جنگ احد یکبار دیگر در دوران پیروزی جهاد مردم افغانستان تکرار شد. حرص و طمع فاتحان قدرت طلب به تصرف غنايم و دستاوردهاي جنگ، پيروزي قطعي و مسلم را به شكست خونين و فضاحت بار مبدل كرد و دروازه هاي افغانستان را بر روي لشكرهاي مهاجم بيگانه باز نمودند.

بدين ترتيب يكي از درس هاي كه از حماسه 8 ثور مي توان گرفت آن است كه تفرقه و اختلاف، تحت هر عنوان و با هر انگيزه و هدفي كه مطرح شود مي تواند يك ملت پيروز و سر بلند را به قبايل پراكنده و در حال جنگ، و مجموعه اي از افراد شكست خورده و نا اميد و بي هويت تبديل كند. رنج امروز  افغانها بمراتب بيشتر از رنجي است كه در زمان سلطه رژيم هاي كمونيستي تحمل مي كردند و شهر كابل بعنوان پایتخت کشور، در جنگهاي قدرت طلبانه داخلي احزاب جهادی  و نه در زمان حاكميت كمونيست ها چهره يك شهر جنگ زده و كابوس وحشتناك را به خود اختيار نموده  بود و به همین جهت می باشد که دشمنان مردم افغانستان نسبت به جهاد و ارزشها شبهه ایجاد نموده و هرسال نسبت به سال قبل از برگزاری سالگرد پیروزی جهاد تجلیل از هشتم ثور  کم رنگ برگزار می گردد و این مسئولیت خطیر متوجه رهبران جهادی هست که با خون بیش از یک میلیون شهید براریکه قدرت تکیه زده و به برکت جهاد چهارده ساله مردم افغانستان افتخاراتی را کمایی کرده، آنها بناید اجازه دهند که ارزشهاي اسلامی و  ملي كشور كم رنگ جلوه داده شود. این بی توجهی سران احزاب جهادی اولا؛ توهین به جهاد و ارزشهای اسلامی می باشد و دوما؛ خیانت در حق آنانی است که آنها با اعتماد به رهبران و علمای که در رأس احزاب جهادی قرار داشتند و حاضر شدند فقط برای رضای خداوند، ادای وجیبه دینی و دفاع از وطن جهاد نمایند و در این راه از جان و مال شان بگذرند و امروز نه تنها رهبران شان از بازماندگان و اطفال یتیم آن شهدا دلجویی نکردند که زحمات و یاد و خاطره شهداء و جهاد مردم افغانستان را به فراموشی سپردند.

من  به عنوان یک جوان مسلمان که به جهاد مردم خویش در مقابل ارتش شوروی سابق افتخار می کنم  و به همان پیمانه هم از خیانات خاينین متنفرم، اعتقاد دارم که از روز 26 دلو سال 1368  سالروز اخراج نیروهای متجاوز روسی و  8 ثور 1371 پیروزی جهاد مردم مسلمان افغانستان، همه ساله تجلیل به عمل آید و این روزهای تاریخی به نسل های بعد منتقل و از جهاد مردم این کشور یاد آوری به میان آید، من بیاد دارم، همان روز که با کاروان رهبران جهادی از کشور پاکستان بعنوان عضو کمیسیون فرهنگی این کاروان را همراهی و وارد شهر کابل شدیم، با ورود به کابل می دیدم که بعضی همراهان ما اشك شادي مي ريختند و آنان به پيروزي مجاهدين صددرصد باورمند بودند، متأسفانه از آن روز به بعد، با دسیسه کشورهای بیرونی و عدم مدیریت رهبران احزاب جهادی جنگ هاي داخلی آغاز گردید و پس از آن با بهانه های مختلف از سوی افراد و نهادهای خاصی خواستند جهاد را به بدنامی بکشانند، با کمال تأسف برخی از رهبران احزاب جهادی که قدرت و ثروت را  در زمان جهاد از حاصل خون شهدا بدست آورده اند، امروز آنان نیز با فراموش نمودن هشت ثور یاد آوری غرب جهاد و شهدای مظلوم این کشور می باشند.

در افغانستان امروز علاوه برفراموش نمودن ارزشها، مخصوصا جهاد پرافتخار چهارده ساله مردم این کشور به جای اینکه افکار اسلام محوری در این سرزمین تقویت گردد، اسلام را به یک دین خشونت طلب، جهاد و خون جوانان مسلمان به فراموشی سپرده شده، افرادی در قالب نهادهای خارجی که از رشد اسلام سیاسی در هراس هستند، در درون جامعه نفوذ کرده و می خواهند که افکار سکولاریستی را پیاده نمایند و دین را به انزوا بکشانند، یکی از اسباب این مشکلات خواص، مخصوصا رهبران جهادی می باشند که غفلت و بی توجهی آنان باعث شده تا حال از ثمره جهاد، استفاده مناسب صورت نگیرد. در پایان یکبار دیگر بر روان پاک شهدای گلگون کفن و مجاهدان مخلص که تا آخر پاک باقی ماندند و جز لقای پروردگار آرزویی ندشته اند درود می فرستم.

نویسنده:

سید جعفرعادلی«حسینی»



Comments are closed.