نقش علمای دین در تامین امنیت

مقدمه

 از ابتدایی ترین پرسش هایی که برای هر انسان بوجود می آید اینکه:  چگونه آرام زندگی کنیم و  جامعه امن و آرام چه ویژگی هایی دارد؟ آسایش و آرامش مادی و معنوی، روحی و جسمی، فردی و اجتماعی، سیاسی و نظامی چگونه به دست می آید؟

 پرسش های فوق نمونه ای از صدها سوالی است که هر انسانی دارد و در انتظار شنیدن پاسخ و یافتن راه حل برای آن است و همه حکومت ها و نظام های سیاسی اجتماعی نیز، خود را برای دادن چنین پاسخ و ارائه راه حل موظف دانسته و مدعی برقراری امنیت در جامعه هستند. بدون شک زندگی آرام و دیدن روی آسایش، وابسته به وجودامنیت در جامعه است و امنیت از نیازهای اولیه زندگی انسان به شمار می آید.

بدون تردید یکی از اقشار جامعه که می تواند نقش مثبت جهت تامین صلح، ثبات و امنیت عمومی جامعه ایفا نمایند علمای دینی می باشد  و چنانچه پیامبرگرامی اسلام(ص) می فرماید: احب الناس الی الله انفعهم للناس. پیامبراسلام(ص) یعنی بهترین مردم کسانی هستند که نفع شان به جامعه برسد، بدین جهت می طلبد که علما در کشورهای نا امن از جمله در کشور اسلامی افغانستان، همانگونه که نقش رهبری‌کننده جامعه را دارند و مردم  این کشور نیز پایبند به ارزش‌های دینی و اسلامی اند، به سخنان و گفته های عالمان دین نیز ارزش قائل هستند. پس آنان باید بکوشند تا در ایجاد امنیت، صلح و همدلی میان مسلمانان تلاش نمایند. زیرا در آیات و احادیث معتبر راجع به امنیت، صلح تاکید شده و انسانها به خیر صلاح دعوت گردیده اند.

در دین مبین اسلام سفارش و تاکید شده است، کسی که در ایجاد صلح و آشتی در بین طرفین درگیر تلاش نماید و آنان را به صلح دعوت نماید خداوند پاداش یک شهید در راه رضای خداوند را به او عطا می‌کند.
لذا علمای کرام از طریق منابر در مساجد و تکایا و رسانه با تبلیغات اسلامی در تامین امنیت  و در تاثیر پذیری جامعه و در براقراری صلح ، در حل منازعت مردم ، در محو نا امنی ، و در تشویق فرا گیری تعلیم و تربیه نقش برارزنده یی شان را ایفا  نمایند، زیرا که  علما  ورثه انبیا(ع) اند و جهت تامین امنیت نقش اساسی دارند و بنا براین علما به عنوان متولي اصلي هدايت ديني در جامعه به حساب مي‌آيند و به عبارت ديگر، آنان مرجع رسمي تبيين ارزش‌ها و تثبيت باورهاي ديني و احكام عملي بوده‌اند. در جوامع مختلف نهادهاى گوناگون در جامعه‏پذیر كردن افراد نقش ایفا مى‏كنند.

از سوی دیگر افغانستان کنونی، افغانستان دیروز نیست که دشمنان این سرزمین با دامن زدن اختلافات اهداف خودشان را دنبال می کرد و امروز باید مردم افغانستان پس سالها جنگ های خانمانسوز داخلی و بروز اختلافات به این باور رسیده باشند که چگونه  امنیت در این وطن تامین شود که به باور این قلم، علمای کرام زیاد تر نقش در این راستا دارند، علمای کرام از طریق منابر در مساجد، تکایا، رسانه ها و… می توانند در تامین امنیت موثر واقع شوند.

بنا براین عالمان دینی در مقابل عملکرد جاهلانه مخالفین امنیت ملی در این کشور بی تفاوت نباشند و جهت آوردن امنت و صلح تلاش نمایند تا جامعه نا بسامان و زجر دیده مان از نعمت امنیت بهرمند گردد و چنانچه خداوند در قرآن کریم به اهمیت امنیت اشاره دارده و شهری را مثال زده که در امن و امان بود و روزیش از هر سو می رسید، پس ساکنانش، نعمتهای خدا را ناسپاسی کردند و خواهم به سزای آنچه می دادند، طعم گرسنگی و هراس را به (مردم) آن چشانید. (سوره نحل، آیه 112)

به هر حال اين نکته به خوبی اثبات شده است که بدون امنيت در هيچ جامعه اي اميد تعالي و ترقي وجود نخواهد داشت و يکي از اولين وظايف هر سيستم حکومتي بايد تلاش در راستاي ايجاد فضايي امن و خالي از دغدغه هاي مادي و معنوي براي شهروندان خود باشد، تا آنان در سايه اين امنيت به فعاليت پرداخته و زمينه پيشرفت هاي گوناگون در عرصه اجتماع خويش را فراهم آورند.

نگارنده در این نوشتار سعی می نماید پس از مفهوم شناسی و اهمیت امنیت، این موضوع را  با یاد آوری و با ذکر چند نمونه از آیات قرآن کریم و روایات اسلامی به اقسام امنیت پرداخته و در زمینه مسئولیت رسالت دینی خودمان را انجام دهیم.

مفهوم شناسی امنیت

ريشه ي لغوي اين واژه از ثلاثي مجرد «أمن» است و با مشتقاتي مانند استيمان،ايمان و ايمني هم خانواده است و به مفهوم اطمينان و آرامش در برابرخوف، تفسير و ترجمه شده است؛چنين تعاريفي تا حدود زيادي به واقعيت نزديک بوده و شامل دو بعد ايجابي و سلبي در تعريف امنيت است. از يک سو،اطمينان و آرامش فکري و روحي، از سوي ديگر فقدان خوف، دلهره و نگراني که موجب سلب آرامش و اطمينان گردد. امنيت داراي دو بعد عيني و ذهني نيز مي باشد؛ امنيت ذهني يا به اصطلاح «امنيت پنهان» که نسبت به ساير اشکال امنيت،همانند روح، نسبت به جسد است، کمتر مورد توجه واقع شده است.
درتبيين دو وجه عيني و ذهني امنيت بايد افزود که عموماً امنيت را در قالب تهديد نکردن تعريف کرده اند که امري عيني است. اما بايد اصافه کرد امنيت وقتي وجود دارد که احساس شود تهديد درکار نيست و اين همان امنيت ذهني است. لذا امنيت شامل معاني اطمينان،عدم خوف و در امان بودن و نهراسيدن است و در بردارنده احساس امنيت در حالات و موقعيت هاي ذهني است تا ايمني و اطمينان خارجي در موقعيت هاي عيني و بيروني و وضعيت فيزيکي را با حالت فکري در هم آميزد. بديهي است امنيت ذهني و عيني از بعد فردي به امنيت اجتماعي وابسته است. بنابراين در تعاريفي که از امنيت ارائه مي شود يکي از معيارهاي اساسي، حفظ و ايمني ارزش هاي اساسي و حياتي مورد قبول جامعه است.
از سوي ديگر، امنيت از موضوعات بسيار مهمي است که در قرآن و روايات به گستردگي به آن اشاره شده است. البته صورت فارسي و عربي اي کلمه به اشکال «امنيت» و «امنيه» در متون اسلامي موجود نيست و بيشتر با عبارات و مشتقاتي از ثلاثي مجرد «اَمِنَ» از آن ياد شده است و در مجموع از ريشه يا کلمه «أمن»، 62 کلمه مشتق  و حدود 897 بار در قرآن به کار رفته که از اين تعداد، 358 مورد در آيات مکي و 521  مورد در آيات مدني استفاده شده است.(1)

پيوند معنايي ناگسستني اين اصطلاح با نفس،کلمه هاي اسلام، ايمان و مؤمن، حاکي ازاهميت فوق العاده مفهوم امنيت است. مفهومي که علاوه برقرآن در روایات اسلامی این موضوع ديده مي شود.

 بنابراین در این نوشتار سعی می گردد که نقش علما در تامین امنیت، اهمیت و انواع آن در متون دینی(آیات و روایات اسلامی) بررسی می شود.

اهمیت تامین امنیت

 از دید اسلام، امنیت یکی از اصول فردی و جمعی، زمینه ساز بهره وری از مزایا و مواهب حیات و تکامل بشر و یکی از مقدس ترین آرمانهاست. با بررسی موارد زیر، می توان دیدگاه اسلام را در این زمینه بدست آورد:

 ایمان یعنی باور همراه با عمل که برای انسان امنیت به ارمغان می آورد.«الایمان هو التصدیق الذی الامن».(2)

نجات و سرافرازی انسان به ایمان بستگی دارد و تمامی وعده های الهی به آن موکول گشته است. استقرار ایمان در قلب فرد و در متن جامعه، عمده ترین هدف دین معرفی شده است. این نشانگر ارزش والای امنیت و قداست آن در تعالیم وحی و آیین اسلام می باشد.(3)

امنیت در ديدگاه قرآن کریم

در قرآن کریم و روایات، آیات و روایات بسیاری به اهمیت امنیت و جایگاه رفیع آن در زندگی فردی، اجتماعی و اقتصادی و… انسان اختصاص داده شده است که از باب اشاره، نمونه هایی از آن ها ذکر می شود:

از آنجا که قرآن کريم به عنوان قانون اساسي دين اسلام و نيز بهترين نسخه شفابخش آلام روحي و جسمي انسان ها در برگيرنده ي تمامي نيازهاي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي انسان ها مي باشد، نسبت به مقوله ی«امنیت» نيز توجه ويژه اي داشته و در آيات بسياري ضمن بيان اهميت موضوع«امنیت»، مخاطبان خود را نسبت به اهميت آن متذکر شده است؛ که در اين نوشته به برخی از آن آیات از کتاب و کلام نوربخش الهی اشاره خواهيم کرد.

يکي از مشهورترين آيات قرآن کريم که به موضوع«امنیت» اشاره شده است آيه 126 سوره مبارکه ي بقره مي باشد که مشتمل بردعاي پيامبر بزرگ خداوند حضرت ابراهيم(ع) درباره سرزمين و مردم مکه مي باشد: « و به يادآور هنگامي که ابراهيم عرض کرد: پروردگارا ! اين سرزمين را شهرامني قرار داده و اهل آن را ، آنها که ايمان به خدا و روز بازپسين آورده اند از ثمرات (گوناگون ) روزي ده . . . » . اين دعا در حالي به پيشگاه الهي عرضه شده است که ، مکه تدريجاً شکل شهري را به خود گرفته و قبيله جرهم در آنجا ساکن شده بودند و پيدايش زمزم آنجا را قابل سکونت ساخته بود.(4)

در اين آيه ضمن تذکر اين نکته که اين درخواست حضرت ابراهيم(ع) مبني بر امنيت مکه و اهل آن ، در آيه ي 35 سوره مبارکه ي ابراهيم نيز تکرار شده که خود بيانگر اهميت موضوع مي باشد ، بايد گفت که اين خواسته بزرگ از جانب پروردگار مورد اجابت واقع شده و خداوند دعايش را مستجاب کرد و «دعاي ابراهيم درباره ي امنيت مکه از دو سو اجابت گرديد : هم امنيت تکويني به آن داد ، زيرا شهري شد که در طول تاريخ حوادث نا امن کننده کمتر به خود ديده و هم امنيت تشريعي، يعني خدا فرمان داده که همه انسان ها و حتي حيوانات در اين سرزمين در امن و امان باشند».(5)

در سوره مبارکه قصص آيه 57 چنين آمده است: «وقالوا إن نتبّع الهي معک نتخطف من أرضنا أولم نمکن لهم حرماً ءامناً يجبي إليه ثمرات کل شئ رزقاً من لّدنّا و لکنّ أکثرهم لا يعلمون»؛ آنها گفتند: ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم ما را از سرزمين مان مي ربايند ! آيا ما حرم امني در اختيار آنها قرار نداديم که ثمرات هرچيزي ( از هر شهر و دياري ) به سوي آن آورده مي شود ؛ ولي اکثر آنها نمي دانند!

در تفاسيراسلام پيرامون اين آيه شريفه و شأن نزول آن آمده است: «شخصي به نام حارث بن عثمان بن نوفل بن عيب مناف، خدمت پيامبر گرامي اسلام (ص) رسيد و گفت: تنها چيزي که باعث مي شود ما از پيوستن به شما و اسلام آوردن خودداري کنيم آن است که ما از عرب و قدرت او بيمناک هستيم زيرا که در صورت مسلمان شدن، ما را از سرزمين مان بيرون کرده و مورد آزار قرار مي دهند و اگر نبود اين مطلب ما مسلمان مي شديم و در پاسخ به اين بهانه او، خداوند آنها را به اين واقعيت متذکر گرديد که آيا ما شهر مکه را براي شما مکاني امن قرار نداديم که در آن با آسودگي زندگي مي کنيد و از ثمرات آن بهره مند مي شويد پس از چه مي ترسيد ؟ همان که اين شهر را براي شما به خلعت امنيت آراست ، باز هم قادر است تا شما را از شرور و آزار عرب ايمن گرداند».(6)

با تدبر در اين آيه شريفه بازهم به يک نکته مهم و اساسي پي مي بريم و آن تأکيد بر اهميت موضوع «امنیت» به عنوان نخستين نعمت الهي براي شهر و مردم مکه مي باشد . خداوند در اين آيه شريفه قبل از پرداختن به موضوع رزق و روزي و بدون توجه به ساير امتيازات مادي و معنوي سرزمين عربستان و شهر مکه، موضوع «امنیت» حاکم بر آن را يادآوري مي نمايد تا اولاً افراد خائف و بيمناک از صولت عرب را اطمينان خاطر بخشد و ثانياً اهميت ويژه ي امنيت و نقش ارزشمند آن را در دستيابي به اهداف عاليه مورد يادآوري قرار دهد و به اين ترتيب به تمام مخاطبان مصحف شريف خود يادآور شود که آنچه  لازمه ي يک محيط اجتماعي براي رشد و تعالي در زمينه هاي گوناگون است در درجه نخست امنيت اجتماعي است و پس از تأمين اين مقوله مهم است که بايد به امور ديگر پرداخت.

يکي از زيباترين داستان هاي قرآن که به عنوان «أحسن القصص» ناميده شده است، داستان زندگي حضرت يوسف(ع) مي باشد که به طور مفصل در سوره ی مبارکه ی يوسف ذکر گرديده است.

در آيه 99 اين سوره مي خوانيم: « فلما دخلوا علي يوسف ءاوي إليه أبويه و قال ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين » ؛ هنگامي که بر يوسف وارد شدند او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت همگي داخل مصر شويد أنشاءالله در امن و امان خواهيد بود.

از آيه فوق استفاده مي شود هنگامي که يعقوب پس از ساليان متمادي تحمل رنج هجران و فراق فرزندش، به همراه ساير فرزندانش وارد شهر مصرشدند، حضرت يوسف(ع) که اينک به رفيع ترين مقامات حکومتي سرزمين مصر نائل شده بود به جهت استقبال از پدر و مادر و برادران خود به دروازه شهر آمده و آنان را به زندگي پاک و گوارايي همراه با برخورداري از امنيت کامل در مصر مژده  مي دهد.

«يوسف از ميان تمام مواهب و نعمت هاي موجود در مصر، انگشت روي مسأله امنيت گذاشت و به پدر و مادر خود و برادرانش گفت: وارد مصر شويد که إنشاءالله در امنيت خواهيد بود. اين نشان مي دهد که نعمت امنيت ريشه ي همه نعمت ها است؛ زيرا هرگاه امنيت از ميان برود ، سايرمسائل رفاهي و مواهب مادي و معنوي نيز به خطر خواهد افتاد. در يک محيط نا امن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگي توأم با سربلندي و آسودگي فکر و نه تلاش و کوشش و جهاد براي پيشبرد هدف هاي اجتماعي»(7)

همچنين از اين آيه ی شريفه ی مي توان اين نکته را نيز استفاده نمود که موضوع امنيت بايد در رأس برنامه هاي حکومت قرار گرفته و مسؤلان هر جامعه، قبل از هر چيز تأمين اين نياز اساسي اجتماع را مدنظر قرار دهند . حضرت يوسف(ع) هنگامي که در سرزمين مصر صاحب قدرت و مکنت حکومتي مي گردد در راستاي ايجاد امنيت کامل به عنوان اساسي ترين نياز جامعه قدم برداشته و امنيت کامل را در کشور تحت حکمراني اش برقرار نموده و اين فضاي امن و آرام را به عنوان نخستين هديه حکومت و زمام داري خود به مردم مصر و پدر و مادر و برادران خود عرضه مي دارد .

يکي از مهمترين جنبه هاي «امنيت اجتماعي» برخورداري از امنيت به هنگام سفر و دور شدن از خانه و کاشانه است. «امنیت» اگر چه در وقت حضر و بودن در وطن از اهميت بسزايي برخوردار است ولي ناگفته پيداست که اين مقوله به هنگامي که آدمي پاي در سفر مي گذارد و غربت و غريبي را تجربه مي کند، اهميت مضاعف و دو چندان پيدا مي کند . جالب توجه اينجاست که در آيات قرآن کريم امر « امنيت در سفر» مورد عنايت واقع شده و بدان اشاره شده است که به عنوان نمونه مي توان به آيه 18 از سوره ی مبارکه ی سبأ اشاره کرد: «ميان آنها و سرزمين هايي که برکت داده بوديم شهرها و آبادي هاي آشکار قرار داريم و فاصله هاي متناسب و نزديک مقرر داشتيم (و به آنها گفتيم) شب ها و روزها در اين آبادي ها در امنيت کامل مسافرت کنيد».

اين آيه ی شريفه که بيان کننده ي برخي از نعمت هاي الهي است که شامل حال قوم سبأ گرديده بود، ضمن بيان اين موضوع که سرزمين اين قوم سرزميني پرخير و برکت و آباد بوده است و آنها در اين سرزمين از همه گونه رزق و روزي گوارا بهره مند بوده اند، به يکي ديگر از نعمت هاي الهي که به آنها ارزاني شده بود، يعني «امنيت در سفر» نيز اشاره مي نمايد و در پايان آيه اين نکته را متذکر مي گردد که مردم و قوم سبأ در سرزمين خود چه در سفر و چه در حضر از امنيت کامل برخوردار بوده اند و همين اشاره به موضوع امنيت آن هم به هنگام سفر باز بيانگر ارزشمند بودن اين نعمت و اهميت داشتن آن در ديدگاه قرآن کريم مي باشد؛ چرا که از ميان همه نعمت هاي معنوي ديگري که قابل اشاره بوده اند نظير آزادي، عدالت ، و . . . انگشت روي «امنیت»گذارده و اين مقوله ي مهم را يادآورشده است.

از مجموع آیات آنچه در اين بخش آورديم به خوبي و به روشني «جايگاه امنيت» از ديدگاه قرآن کريم روشن شد و به اين مطلب پي برديم که از ديدگاه قرآن نخستين نياز زندگي اجتماعي انسان همانا دارا بودن «امنیت» است و تا در يک اجتماع حتي کوچک و چند نفره امنيت برقرار نباشد ساير تلاش ها و فعاليت ها نيز ثمره ي چنداني در پي نداشته و استفاده از ساير مزاياي زندگي فردي و اجتماعي براي آدمي گوارا نخواهد بود.

هدف از ايجاد امنيت در قرآن کريم هر نوع فعاليت انسان، چه در عرصه ي فعاليت هاي فردي و چه در عرصه ي فعاليت هاي اجتماعي، هدف يا اهدافي را تعقيب مي کند که انگيزه آن فعاليت ها بوده اند. تلاش در جهت ايجاد « امنيت اجتماعي » نيز از اين قاعده مستثني نبوده و مسئولين برقراري امنيت ، در هر جامعه اي بنا بر پايگاه و خاستگاه اعتقادي خويش، اهدافي را دنبال مي کند. در اين ميان قرآن کريم که مسئوليت تربيت انسان را به عنوان خليفه و جانشين پروردگار در زمين بر عهده دارد « برقراري «امنيت» را به عنوان وسيله اي بسيار اساسي و مهم در نظر قرارداده و اهدافي را از امنيت دنبال مي کند که در نهايت منجربه دستيابي به زندگی سعادت مند برای جامعه انسانی می گردد و قرآن کریم یکی از اهداف استقرار حاکمیت خدا و استخلاف صالحان را تحقق امنیت معرفی کرده است.

امنیت در روایات

در سخنان و روایات بزرگان دین، مخصوصا پیامبرگرامی اسلام(ص) و اهل بیت طاهرینش، مطالب فراوانی درباره اهمیت و ضرورت امنیت وارد شده است از باب نمونه مواردی ذکر می شود:

 پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:  هر که تنش سالم است و در جماعت خویش ایمن است و قوت روز خویش را دارد جهان سراسر مال اوست.(8)

اميرالمؤمنين حضرت امام علي(ع) در حديثي فرموده اند : « بدترين جا براي سکونت جايي است که ساکنين در آن امنيت نداشته باشند.»(9)

امام صادق(ع) نيز در اين باره فرموده اند : « سه چيز است که عموم مردم بدان نيازمندند : امنيت و عدالت و فراواني نعمت.»(10)

امام صادق(ع) زندگی بدون امنیت را ناقص و ناگوار شمرده است و در این راستا فرموده اند:  پنج چیز است که حتی اگر یکی از آنها برقرار نباشد، زندگی ناقص و ناگوار است، عقل نابود می شود و مایه دل مشغولی می گردد: اولین این پنج چیز سلامتی و دومین آن امنیت است.(11)

همان گونه که از اين احاديث دانسته مي شود از نظر اولياي الهي که رهبران حقيقي بشريت مي باشند ، مسأله «امنیت» از چنان اهميتي برخوردار است که حتي موضوع «عدالت» نيز که خود در رديف والاترين ارزش هاي الهي و انساني قرار دارد نسبت به آن در درجه دوم قرار دارد ، چرا که تا امنيت و آرامش در جامعه اي برقرار نباشد، برقراري عدالت نيز امري محال و غيرممکن خواهد بود . در واقع پايه ريزي و ايجاد يک تمدن و زندگي انساني اصيل که «عدالت» يکي از پايه ها و بنيان هاي آن است، بدون تأمين و برقراري «امنیت» ممکن نيست.

 اقسام امنيت

بايد دانست که موضوع «امنیت» از جمله موضوعاتي است که داراي اقسام گوناگون و متنوعي مي باشد و علماي علم جامعه شناسي براي آن انواعي را قائل شده اند که از آن جمله مي توان به : «امنيت شغلي»،  «امنيت سياسي»، «امنيت اقتصادي»، «امنيت فرهنگي» و… اشاره کرد که هريک مقوله اي جداگانه بوده و در جايگاه خود نيازمند به بررسي جداگانه اي هستند . اما در يک تقسيم بندي کلي مي توان امنيت را به دو نوع «امنيت فردي» و «امنيت اجتماعي» تقسيم نمود . يعني هنگامي که بحث از امنيت به ميان مي آيد اين موضوع را هم در حوزه فرد و هم در حوزه اجتماعي بايد مدنظر قرار داد . البته ناگفته پيداست که اين دو اگرچه از نظر ظاهر دو حوزه جدا از يکديگر مي باشند ولي در حقيقت ارتباط تنگاتنگي با يکديگر داشته به گونه اي که ايجاد و برقراري امنيت اجتماعي بدون پرداختن به علل و عوامل ايجاد امنيت فردي منتج نبوده و به ثمر نخواهد نشست.

1. امنیت فردی

امنيت فردي، عبارت است ازحالتي که جسم و روح فرد در آن فارغ از ترس و آسيب رسيدن به جان و مال و يا آبروي خود يا از دست دادن آنها زندگي کند.علاوه بر جنبه هاي مادي حيات فردي و اجتماعي و بنا به آيه شريفه «الا بذکرالله تطمئن القلوب»،(12)

امنيت فردي را بايد درايمان واقعي و آرامش روحي و اطمينان و طمأنينه نفس را در ياد خداوند متعال جستجو کرد.
از سوي ديگر موضوع امنيت فردي نقطه شروع خوبي را براي تحليل هاي گسترده تر اين باب و ورود به قلمرو سياست، رواشناسي و جامعه شناسي است؛ بويژه از منظر سياسي تعاملات فرد و دولت دراين حوزه اهميت وافر مي يابد. به اعتقاد باري بوزان امنيت فردي به شبکه روابط و تناقضات بين امنيت شخصي و دولت مرتبط مي شود به گونه اي که «دولت» منشأ اصلي تهديد و نيزامنيت افراد محسوب مي شود.

2. امنیت اجتماعی

امنيت اجتماعي شخص به معني حفظ جان، مال، آبرو و موقعيت هاي اجتماعي شخص از جانب عوامل اجتماعي مي باشد. يعني از جانب افراد ديگر، ساير گروه ها و حکومت و قانون،جان و مال و آبرو موقعيت اجتماعي فرد مورد تهديد قرارنگيرد.به اين ترتيب امنيت اجتماعي عبارت است از حالت فراغت همگاني از تهديدي که کردار غيرقانوني دولت يا دستگاهي،يا فردي، يا گروهي در تمام يا بخشي از جامعه پديد مي آورد.
علاوه براين در انديشه ي اسلامي،رعايت تقوا ومعيارهاي الهي و سپس انساني،اصلي ترين شرط تحقق امنيت اجتماعي و رعايت حقوق انسان ها و مقابله با متعديان به حقوق عمومي و امنيت جمعي، به شمار مي رود.

3. امنیت سیاسی و نظامی

امنيت سياسي و نظامي، به معناي تأمين آرامش و طمأنينه لازم توسط حاکميت يک کشور براي شهروندان قلمرو خويش، از راه مقابله با تهديدات مختلف خارجي و همچنين تضمين حقوق سياسي آنان، جهت مشارکت در تعيين سرنوشت اجتماعي و سياسي آنها مي باشد. نظام سياسي در راستاي امکان بخشي و تسهيل مشارکت و دخالت مردم در تعيين سرنوشت خود و جامعه مي بايستي امنيت و حضور آزادانه و برابر ايشان را فراهم آورد و هيچ کس را به داشتن باور سياسي خاصي وادار يا بازداشت نکند.
در واقع امنيت سياسي به معناي وجود دستگاهي سياسي است که درآن مردم آزادانه و بدون ترس و وحشت بتوانند مواضع سياسي و ياورهاي خود راـ هر چند مخالف دولت ـ در چارچوب قوانين موجود بيان کنند و کسي حق تعرض به ديگران را به دليل ابراز عقيده ي سياسي نداشته باشد، بديهي است چنين امنيتي هرگز در حکومت هاي خودکامه و استبدادي ايجاد نخواهد شد و ازمهمترين مسائلي که مستقيماً بر امنيت سياسي جامعه تأثيرگذاراست نحوه ي توزيع قدرت و شکل رژيم سياسي حاکم، مي باشد.

به اين ترتيب، ثبات سياسي محصول امنيت سياسي و در اصل ناظر به وجود توازني بين خواست هاي مردمي از يک طرف و کار ويژه هاي دولتي از طرف ديگر، مي باشد. به تعبير ديگر، در درون هر جامعه اي چنانکه نظام سياسي حاکم بتواند، به خواست هاي متنوع مردم پاسخ درخور و قانع کننده اي بدهد و نظام مزبور مطابق با باور، عقايد و در يک کلام ايدئولوژي مورد قبول جامعه باشد و ازجانب آن تأييد گردد،آن نظام از ثبات برخوردار خواهد بود.

4. امنیت حقوقی و قضایی

 قضا و جایگاه آن در فرهنگ و نظام اسلامی، از پایگاه رفیع و خداپسندانه و مردمی برخوردار و به حق کار انبیا است. از سویی امنیت قاضی، هم چون چتری است که ابعاد دیگر امنیت را پوشش داده و حمایت می کند.

 باید خاطر نشان کرد که احکام امنیتی و فقه و آرای اسلامی را نباید منحصرا در باب جهاد جستجو کرد. ایجاد نظم و آرامش در جامعه هدفی که در همه احکام فقهی، حتی در عبادات و معاملات تعقیب شده تا آن جا که تقدم »حقوق مردم« بر » حقوق الهی« به عنوان یک قاعده مسلم فقهی، مورد پذیرش و عمل است.(13)

نتیجه

این مطالب با ارائه و مستند نمودن آن به آیات نوربخش الهی و روایات، راه کارهای فراوان و دقیقی را برای دست یابی به امنیت معرفی گردیده که باید در تامین امنیت به صورت همه جانبه نگریست.

قرآن کریم و روایات بیانگر این نکته بسیار مهم هستند که هر گونه امنیتی و در هر بعد از ابعاد آن، در نهایت ریشه در ایمان و اعتقادات معنوی و الهی دارد و هرگونه نا امنی ریشه اش به بی ایمانی، جهالت و خشونت دارد و نشان داد که اسلام داراي ديدگاه مدرن و امروزي درباره مفهوم متحول و پيچيده امنيت، بويژه در ابعاد فردي ـ اجتماعي و سياسي ـ نظامي است.
ازمجموع مباحث گذشته در تأمين امنيت فردي واجتماعي را مي توان اينگونه خلاصه کرد:
-تأکيد براصل کرامت و ارزش والاي انسان و حفظ حرمت، شرافت، شخصيت، حيثيت و حريم او، چه در حوزه فردي و چه در حوزه اجتماعي.

-محورقراردادن آیات و روایات در تأمين آزادي لازم در انتخاب و اختيار راه و سرنوشت، جهت کليه آحاد جامعه.
-پندگيري از فرامين قرآني و روايي در جلوگيري از رفتارهاي غيرمؤمنانه و امنيت ستيز مانند: تجاوزگري، زورگويي، تعرض به مال،جان و آبروي افراد، خشونت و ايجاد ناامني، ارعاب و هراس افکني،تجسس، غيبت، عيب گيري، اهانت و مسخره کردن ديگران.
-تأکيد برعدالت به عنوان رمزبقا، استحکام و ترقي نظام سياسي و ضامن ثبات و امنيت و عدم عقب نشيني از عدالت به نفع امنيت.
-علمایی کرام در ترویج حکومت داری خوب، در براقراری صلح، در حل منازعات مردم  نقش برازنده ای را ایفا نمایند.

-علما به عنوان متولي اصلي هدايت ديني در جامعه به حساب مي‌آيند و به عبارت ديگر، آنان مرجع رسمي تبيين ارزش‌ها و تثبيت باورهاي ديني و احكام عملي بوده‌اند. در جوامع مختلف نهادهاى گوناگون در جامعه‏پذیر كردن افراد نقش ایفا ‏كنند.

-علما بيشتر روي موضوعات تامين صلح وحمايت وهمكاري بيشتر با دولت ونيز مبارزه با مواد مخدر و براي دفاع از ارزشها کشور متعهد باشند.

-علمای کرام از طریق منابر در مساجد، تکایا و رسانه های جمعی می توانند در تامین امنیت موثر واقع شوند.

منابع:

1.  62 مورد از مشتقات کلمه «اَمِنَ» در قرآن به شرح زير است: آمَن ـ آمِن ـ آمناً ـ‌آمنّا ـ آمنتْ ـ آمنْتُ ـ آمنه ـ آمنتم ـ آمنکم ـ آمنهم ـ‌آمَنو ـ آمِنو ـ آمنون ـ آمنين ـ اوْتمن ـ الامانات ـ‌اماناتکم ـ اماناتهم ـ الامانه ـ امانته ـ‌أمِن ـ الامن ـ أمناً ـ‌أمنه ـ أمنتکم ـ أمنتم ـ أمِنوُ ـ أمينِ ـ الايمان ـ‌ايماناً ـ ايمانٍ ـ ايمانکم ـ ايمانه ـ ايمانها ـ ايمانهم ـ بايمانهنّ ـ تؤمن ـ تأمنّا ـ لتؤمننّ ـ تأمنه ـ تؤمنوا ـ تؤمنون ـ مؤمِن ـ مؤمناً ـ مؤمنات ـ مؤمنه ـ مأمنهُ ـ مؤمنون ـ مؤمنَين ـ مؤمِنين ـ مأمون ـ نؤمن ـ لَنؤمننّ ـ يأمن ـ يؤمن ـ يؤمنّ ـ لَيؤمنَنّ ـ ليؤمنُنّ ـ يأمنوا ـ يؤمنوا ـ يأمنوکم ـ يؤمنون؛ هم‌چنين کلمه‌هايي با بار معنايي مشابه امنيت، مانند «سکينه» 3 بار، «سکينته» 3 بار و «سلام» 33 بار، و «سلاماً» 9 بار در قرآن به کار رفته است. براي اطلاع ر.ک، محمود روحاني، المعجم الاحصايي لالفاظ القرآن الکريم، (فرهنگ آماري کلمات قرآن کريم)، المجلد الاول، مشهد، آستان قدس رضوي، 1368 ش، صص 372 ـ 373.

2. المفردات غریب القرآن الراغب اصفهانی.

3. اصول کافی، ج 2، صص 1 – 366 .

4. تفسيرنمونه ، ج 10 ، ص 365  .

5. همان،  ج 10 ، ص 336 .

6. نقل به مضمون از تفسير روض الجنان ، ابوالفتوح رازي ، ج 15 ، ص 154 .

7. تفسيرنمونه ، ج 10 ، ص 84 .

8. رسول اکرم(ص)، نهج الفصاحه، ص 59 .

9. فرهنگ معارف و معاريف ، ج 2 ، ص 523 .

10. فرهنگ معارف و معاريف ، ج 2 ، ص 523 .

11. بحارالانوار، ج 78، ص 171، حکمت 1 .

12. سوره رعد، آیه 28 .

13. ر. ک: محسن اسماعیلی، »امنیت و شریعت«، کتاب نقد، بهار و تابستان 79، شماره های 14، 15، ص 268.

نویسنده: سیدجعفرعادلی«حسینی»



Comments are closed.