غفلت و خود نگری سران تیم اصلاحات در دور دوم انتخابات

 افغانستان پس از تجربه حاکمیت کمونیست ها، مجاهدین و طالبان، در 16 حمل 1393 خورشیدی، سومین دور انتخابات ریاست جمهوری را همزمان با انتخابات شوراهای ولایتی  برگزار نمودند وانتخابات امسال با سالهای 1383 و 1388 تفاوت‎های زیادی با هم داشته و به نظر می‎رسد که مردم این بار با پشت سر گذاشتن دو، دور انتخابات ریاست جمهوری تجربه بیشتری از مشارکت سیاسی کسب کرده و دیدگاه متفاوت تری نسبت به انتخابات پیدا نمودند، بر این اساس رقابت در این دوره شدید‎تر و برشورتر نسبت دو دوره قبل بود. از یک‌سود نامزدان تلاش کردند که این‌بار بیشتر برنامه محور باشند و در مناظرات تلویزیون، خود به تشریح برنامه‌های مختلف بپردازند.

از سوی دیگر مردم نیز علاقمند بودند تا برنامه‌های آنان را بوبینند. لذا انتخابات سوم، در 16حمل با حضور گسترده مردم افغانستان برگزار شد که در نتیجه داکتر عبدالله و داکتر اشرف غنی احمدزی با کسب بیش از ۴5 و ۳۱ درصد به ترتیب در جایگاه اول و دوم قرار گرفتند.

حضور پرشکوه مردم افغانستان در انتخابات  ۱۶ حمل 1393 خورشیدی نشان داد که هیچ عاملی نمی‎تواند مانع حضور مردم در پای صندوق های رای باشد، شور و شوق وصف ناشدنی و انتظار رای‏دهندگانی که به انتقال مسالمت‌آمیز قدرت مساعدت نموده‏اند، چشم‎انداز روشن و امیدوار‏کننده‏ای را فراروی آینده‎ی افغانستان گشوده و افق روشنی را پیش روی ملتی که سال‎ها است در بی‏ثباتی به سر برده و رسیدن به آرامش و آسایش یکی از خواسته‎های آن‏ها می‏باشد، باز نموده است.

اما این پایان انتظار مردم افغانستان در دور سوم(16 حمل 1393 و 24 جوزا 1393) پس از دو بار حضور مردم در پای صندوق های رای، اکنون نوبت آن رسیده که حلقات سیاسی به‏خصوص نامزدان انتخابات ریاست‏جمهوری چگونه با مردم و آرای آن‏ها برخورد می نمایند.

هرچند در دور اول انتخابات ریاست جمهوری امسال، تیم اصلاحات با فاصله بیشتر از یک میلیون رای از تیم رقیب، پیروز میدان به حساب می آمد و احتمال می رفت که این فاصله در دور دوم بیشتر شود. زیرا اکثر نامزدان دور اول به این تیم پیوستند و با این وجود ظواهر اوضاع بگونه چیده شده بود که ممکن تیم اصلاحات برنده میدان رقابت های انتخابات باشد. اما با کمال نا باوری عمومی در گزارشات ناظران هردو تیم دور دوم و هرچه زمان می گذرد، نشانه های پیروزی تیم تحول و تداوم بیشتر به چشم می خورد و تا آنجا که سران تیم اصلاحات و همگرایی باورمندی خود را به پیروزی کم کم از دست دادند و بالاخره داکتر عبدالله نامزد ریاست جمهوری بر اثر فشار اطرافیان خود مجبور به پذیرش شکست شده و از دور شمارش آرای انتخابات کنار کشید.
به باور این قلم عامل شکست تیم اصلاحات در انتخابات دور دوم امسال، غفلت و خود نگری بیش از حد سران تیم اصلاحات بوده و برخی سران تیم اصلاحات و همگرایی این روزها در وضعیت نامطلوبی بسر می برند. وضعیتی که اصلا قابل پیش بینی نبود و تقریبا تمام تیم اصلاحات و حتی قسمت اعظمی از مردم نشانه های موجود بیان کننده از برنده بودن این تیم داشت و به این باور رسیده بودند که این تیم برنده میدان رقابت های انتخاباتی است.

اشتباهات داکتر عبدالله و تیم اصلاحات از امروز و دیروز نیست بل مربوط به گذشته های نه چندان دور به سال 1388 بر می گردد، زمانی که داکتر عبدالله در مقابل حامد کرزی به شکست خود اعتراف کرد و میدان رقابت را به رقیب خود واگذار نمود.
در تیم اصلاحات و همگرایی کسانی هستد که روزگارهای دشوار و سختی را گذارنده و مردم در شرایط مختلف از آنها پشتیبانی نمودند تا حاکمیت آینده کشور را به دست گیرند و اما اشتباهات سران تیم اصلاحات باعث شکست جبران نا پذیر شان در این دور گردید که برخی آن اشاره می گردد:

1. غیر متجانس بودن تیم اصلاحات؛ معاونین داکتر عبدالله از حزب اسلامی و حزب وحدت که آنها در دوران جهاد و حکومت مجاهدین با جمعیت اسلامی و شورای نظار جنگهای خونین نمودند وهیچگاه این جریانات باهم پیوند نخورده و نخواهند خورد و بگذریم که این قصه سری دراز دارد….
2. تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری داکترعبدالله و تیم تحول و تداوم به رهبری داکتر احمدزی که در دور دوم انتخابات امسال در دو جبهه‌ی مخالف و در برابر هم قرار داشتند، اگر به منطق و گفته‌های حامیان این دو نامزد نگاه کنیم، می‌بینیم که همه معطوف به همین خوب‌گویی و بدگویی ها بودند، هواداران و حامیان داکتر عبدالله می‌گویند ما به این دلیل از داکتر عبدالله حمایت می‌کنیم که او یک چهره جهادی، دارای فضایل و مناقب ارزشی می‌باشد. هواداران و حامیان داکتر احمدزی نیز به دلیل تجربه، مدیریت و برنامه برای حکومت آینده وی را شایسته ریاست جمهوری می دانند.

قبل از دور دوم انتخابات امسال، به باور تیم اصلاحات، تیم تحول به رهبری داکتر اشرف غني احمدزي به دلیل اینکه در این تیم بیشتر افکار چپی و مارکسیستی ریشه دارد و از حمایت مردم و پایگاه اجتماعی برخور دار نیستند، این تیم از صحنه سیاسی حذف خواهد شد و بهتر است احمد زی به نفع تیم اصلاحات  بگذرد و اما تیم تحول این پیشنهاد را رد نموده و از تیم اصلاحات خواسته بود تا به نفع  تحول بگذرد و بیشترین سهم را در حکومت آینده خواهد داشت.

در دور دوم انتخابات تبلیغات گرایش لائیک و چپی بودن تیم تحول و تداوم یکی از حربه های تیم اصلاحات بود و بدین جهت خواستند تا از این طریق احساسات اقشار مختلف جامعه دینی افغانستان را تحریک و پایگاه اجتماعی آن را کمرنگ سازند.

تیم اصلاحات غافل از اینکه مردم افغانستان شاهد عملکرد برخی رهبران احزاب جهادی از دهه هفتاد بدینسو بودند، چنانچه پس از حاکمیت دولت مجاهدین، کمونیست ها با نفوذ در درون احزاب جهادی و دامن زدن به تعصبات قومی، دروازه های تشکیلات برخی احزاب جهادی به روی اقوام وابسته شان به جریانات چپی  باز و باعث جنگهای خونین در پایتخت کشور گردید و دهه هشتاد نیز پس از سقوط گروه طالبان در نیمه ماه حمل ۱۳۸۶ شورای عالی جبهه ملی افغانستان با مشارکت برخی سران جهادی و برخی اعضای خلق و پرچم تشکیل و نخستین رهبر جبهه ملی افغانستان پروفسور شهید برهان الدین ربانی رئیس جمهور سابق افغانستان بود. اعضای سرشناس شورای عالی جبهه ملی افغانستان عبارت بودند از:  شهید برهان الدین ربانی، احمدضیا مسعود، مرحوم مارشال محمد قسیم فهیم، سید مصطفی کاظمی، محمد یونس قانونی، محمد اسماعیل خان، جنرال عبدالرشید دوستم، سید منصور نادری، شاهزاده مصطفی ظاهر، استاد محمد اکبری، محمد گلاب زوی و نورالحق علومی که هرکدام اعضای این جبهه زمانی خودشان را برحق و طرف مقابل را دشمن آشتی پذیر می دانستند. اما بعد از مدتی برای رسیدن به قدرت و برآورده شدن منافع  گذشته شان را فراموش نمودند. هم اکنون نیز این دو جبهه، مخالفت و تبلیغات منفی علیه همدیگر دارند و هردو تیم با وجود موافقین و مخالفین دیروز و امروز فقط برای رسیدن به قدرت و منافع اشخاص بوجود آمده اند و نه بر اساس ارزشهای دینی و نیز نباید این دو جبهه را حق و باطل خواند و هدف این دو گروه، حرکت سیاسی می باشد  و نمی توان ادعا نمود که این دو جبهه را حق و باطل تشکیل می دهند و پس از مدت زمانی وضعیت تغییر خواهد نمود.

3. خوش باوری تیم اصلاحات به خاطر اول شدن داکتر عبدالله در دور اول و پیوستن چندین نامزد شکست خورده، به خصوص داکتر زلمی رسول نفر سوم انتخابات دور اول،  گل‌آغا شیرزی و برادر کرزی و نیز تیم عبدالرب رسول سیاف که اکثر مجاهدین از جمله محمد اسماعیل‌خان را به همراه داشت به تیم اصلاحات و همگرایی، سران تیم اصلاحات بجای تلاش و فعالیت های بیشتر فقط با حضور آنان فکر کردند که پشتونها متحد و یکپارچه نیستند و در دور دوم اکثر درانی‌ها و نیز قشر سیاسی میانه و معتدل غلزایی‌ها  و همین گونه استاد محقق در دور اول استاد محقق احساس و اقتدار قومی شان را در مناطق مرکزی به نمایش گذاشته بودند و هزاره ها نیز به سوی حمایت از تیم اصلاحات و همگرایی به داکتر عبدالله رای می‌دهند و تیم اصلاحات و همگرایی  قدرت را همچنان در اختیار می گیرند.

تیم اصلاحات غافل از آنکه صرفا با حضور نامزدهای شکست خورده وبدون فعالیت و تبلیغات نمی توان رای گسترده را از آن خود نمود و فقط با حضور فیزیکی آنان باور مند بودند، تیم تحول و تداوم در روزهای پایانی تبلیغات دور دوم انتخاباتی شان سفرهای ولایتی این تیم، مخصوصا اعضای شورای رهبری حزب حرکت اسلامی به رهبری سترجنرال سیدحسین انوری و مسئولین حزب وحدت اسلامی به رهبری استاد محمد کریم خلیلی  در ولایت هرات و مناطق مرکزی وضعیت را به نفع تیم تحول و تداوم تغییر داد، به نقل رسانه های جمعی سفرآقای انوری در ولایت هرات که از حمایت پرشور مناطق مختلف آن ولایت برخور دار گردید و نیز  در ولایات میدان وردک، بامیان و پروان شرایط را به نفع تیم تحول و تداوم آماده ساخت، بعنوان مثال بامیان که مرکز اقتدار احزاب شیعی در زمان های متخلف شمرده می شد، حضور جناب آقای انوری چنان برجسته بود که پس از ایشان رهبران سه حزب انشعابی وحدت اسلامی(استاد حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم، استاد محمد اکبری رهبر حزب وحدت اسلامی ملی، استاد قربانعلی عرفانی رهبر حزب وحدت اسلامی ملت) نتوانستند حضور پرشکوه مردمی را از آن تیم اصلاحات و همگرایی نمایند.

همچنین سفر داکتر اشرف غنی احمد زی و معاونین وی، جنرال عبدالرشید دوستم استاد سرور دانش در ولایات میدان وردک و دایکندی، مخصوصا صحبت های داکتر احمدزی در موارد جایگاه تشیع در حکومت آینده و حل منازعه ده نشین و کوچی ها در مناطق مرکزی و نیز صحبت های جنرال دوستم در مورد عبدالعلی مزاری مورد استقبال مردم بهسود و دایکندی قرار گرفت.

اشرف غنی احمدزی در بهسود و دایکندی به حامیانش تاکید نمود که تبعیض در برابر فقه جعفری برایش پذیرفتنی نخواهد بود و احوال شخصیه تشیع بر اساس فقه جعفری فیصله وحل و فصل می شود و در هر دانشکده دانشگاههای کشور یک دیپارتمنت فقه جعفری را ایجاد می نمایم. و نیز عبدالرشید دوستم معاون اول احمدزی افزون بر تاکید بر عملی شدن وعده های دسته انتخاباتی شان از مردم دایکندی خواست تا به احمدزی رای دهند و در هر بخشی از گفته هایش اسم عبدالعلی مزاری را به زبان می آورد و می گفت که از وی بوی مزاری می آید، زیرا مردم بهسود و هزاره جات هرگاه مرا می بینند، چپن مرا می بوسند و می گویند آقای جنرال از تو بوی مزای می آید.  مزاری را همه دوست دارد کسانی که مزاری را دوست دارد، دوست مزاری را هم دوست دارد، کسانی که مزاری را نمی شناسد پدر خود را هم نمی شناسند. هزاره ای که مزاری دوست نداشته باشد اورا دربین خودنمانید و اگر  شما واقعا شهید مزاری را دوست دارید، حتما مرا که دوستش هستم، دوست دارید واز من بوی مزاری می آید، پس به رهبری ما که داکتر اشرف غنی احمدزی است به او رای بدهید. لذا صحبت های داکتر احمد زی و جنرال دوستم  با تحریک احساسات مذهبی و قومی در مردم بهسود و دایکندی، تغییرات اساسی را در دور دوم انتخابات به این مناطق بوجود آوردند.

4. تحقیر و نیش های لفظی سران اصلاحات به تیم تحول و تداوم، در جریانی مبارزاتی دور اول  انتخابات ۱۳۹۳ در دایکندی حاجی محمد محقق معاون دوم داکتر عبدالله با نیش لفظی بر داکتر اشرف غنی احمدزی و اورا، روده قاق خطاب کرد و این نیش لفظی با استقبال و کف زدن سران تیم اصلاحات  واقع شد. از یک طرف هیچ انسانی بدون بیماری و مشکل نمی باشد و هرکسی عیبی دارد، اخلاق اسلامی حکم می کند که در حضور جماعت نباید از کسی عیبجویی شود، محقق در ادامه سخنان خویش،  خطاب به مردم دایکندی که پنج در صد رای تان را بعنوان صدقه به تیم تحول بدهید و موارد دیگری نیز شبیه این کلمات در بیانات سران تیم اصلاحات گفته شده که بعضا مورد اعتراضات اقشار مختلف و هواداران تیم تحول و تداوم  قرار گرفته و در شبکه‌های اجتماعی به نقد پرداخته شد و این گونه تحقیر و نیش های لفظی، پیامدهای و اثرات ناگوارِی  را بر تیم اصلاحات گذاشت.

5. غفلت و بی توجهی تیم اصلاحات نسبت به  متحدین گذشته و دوستان روزهای سخت و دشوار دوران جهاد و مقاومت، همانند، مسئولین حزب حرکت اسلامی که از دوران جهاد بدینسو رابطه نیکی با حزب جمعیت اسلامی و شورای نظار داشتند و از متحدین سیاسی آنها بودند، حرکت اسلامی که در بیش از 19 ولایت افغانستان حضور و پایگاه مردمی داشت و از پُر نفوذ ترین احزاب شیعی و به اعتدال و میانه روی  معروف است هنوز نیز هوا داران این حزب در نقاط مختلف کشور حضور و تقش برجسته در میان مردم دارند.

در اثر بی توجهی داکتر عبدالله نسبت به مسئولین حرکت اسلامی، آقای سیدحسین انوری رئیس شورای رهبری حزب حرکت اسلامی در کنار تیم تحول و تداوم قرار گرفت و داکتر سیدمحمدعلی جاوید رهبر حزب حرکت اسلامی با تمام اعضای اجرایی و مرکزی حمایتش را از تیم اصلاحات اعلام نمودند، نه تنها این تیم به تعهدات و وعده هایش عمل ننمودند که حتی برخی از سران این تیم به تحرکات منفی از درون تشکیلات حزب نامبرده توسط رئیس شورای اجرایی آن شکاف و معضلات داخلی را تقویت نمودند، بخاطر بی مِهری و بی توجهی تیم اصلاحات نسبت به این مجموعه و نیز  حجت الاسلام سیدمحمدهادی«هادی» رهبر حزب حرکت اسلامی ملت افغانستان از دیگر حامیان تیم اصلاحات مورد بی توجهی قرار می گیرد و همین گونه موارد زیادی در باره شخصیت های مطرح جهادی از سوی برخی اعضای تیم اصلاحات و موارد دیگر نسبت به متحدین سابق جناب داکترعبدالله را  می توان از دیگر موارد شکست تیم اصلاحات و همگرایی شمرد.

6. کشورهای خارجی حاضر در افغانستان به‌ ویژه امریکا و همسایگان این کشور از جمله هند، پاکستان و ایران به‌شدت تحولات انتخابات افغانستان را رصد و پیگیری می‌کنند. تمایل کشورهای های هند و ایران از  تیم اصلاحات و همگرایی، مخصوصا جمهوری اسلامی ایران بیشتر تمایل به حضور داکتر عبدالله در رأس قدرت افغانستان را داشته و دارند و اما در مقابل نامزد تیم تحول و تداوم مورد حمایت غربی ها، مخصوصا امریکایی ها از داکتر احمدزی باعث به بن بست رسیدن و شکست تیم اصلاحات در دور دوم انتخابات امسال گردید.

7. مواجه شدن تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری داکتر عبدالله، قبل از اعلان نتیجه ابتدایی کمیسیون مستقل انتخابات در دور دوم، با کمیسیون مستقل انتخابات و رئیس جمهور کرزی، مواجه شدن تیم اصلاحات باجهت های مختلف یکی دیگر از عوامل تضعیف این گروه بوده است.  این نامزد انتخابات ریاست جمهوری قبل از زمان اعلام نتائیج به حکومت و کمیسیون مستقل انتخابات هشدار داد که اگر روند شمارش آرا ادامه یابد و به خواست های تیم انتخاباتی اش پاسخ داده نشود٬ عواقب بدی در انتظار افغانستان خواهد بود و مسوولیت ایجاد این بحران به دوش کسانی خواهد بود که به آرای مردم احترام نگذاشته اند. از طرف دیگر احمدضیا مسعود با فرماندهان سابق شورای نظار از اعضای تیم تحول و تداوم به رهبری داکتر احمدزی رقیب داکتر عبدالله در دور دوم انتخابات نیز تیم مقابل را به خونسردی دعوت کرد و گفته که نباید بعضی ها منافع کشور را قربانی مناقع شان شخصی کنند و نباید بعضی ها برای بدست آوردن قدرت سیاسی٬ کشور را به بحران بکشند.
و نیز موضع گیری داکتر عبدالله با کرزی رئیس جمهور فعلی کشور اشتباه دیگری تیم اصلاحات بود، روشن است که رئیس‌جمهور کرزی از هر نوع توافقی که در آن سهم و جایگاه او و حوزه نفوذی‌اش در دولت آینده تضمین نشود، استقبال نخواهد کرد، اما این‌که ایشان با چه روشی می‌خواهند به این هدف برسند، کسی نمی‌داند.

8. آخرین اشتباه تیم اصلاحات، پس از قطع رابطه با کمیسیون مستقل انتخابات، دعوت مردم برای آمدن در سرک ها که آخرین تیر در ترکش آنها بود، آنگونه که انتظار می رفت، این دعوت مورد استقبال قرار نگرفت و شخصیت های تاثیر گذار مخصوصا، نامزدان دور قبل که در تیم اصلاحات حضور یافته بودند، در جهت تظاهرات مسالمت آمیز و برآورده شدن خوسته های این تیم همکاری نکردند.

اشتباهات داکتر عبدالله و تیم اصلاحات از امروز و دیروز نیست بلکه مربوط به گذشته های نه چندان دور به سال 1388 بر می گردد. زمانی که داکتر عبدالله در مقابل حامد کرزی به شکست خود اعتراف کرد و میدان رقابت را به رقیب خود واگذار نمود. اشتباهی که داکتر عبدالله کرد این بود که بعد از شکست سال 1388 و قبول پیروزی رقیب، یکبار دیگر وارد میدان رقابت های انتخابات شده و نامزد انتخابات ریاست جمهوری گردید. مشت این نامزد و برنامه هایش برای تیم رقیب باز شده بود و لازم بود که نامزد دیگری از این تیم بجای داکتر عبدالله وارد میدان رقابت های انتخاباتی می گردید. اما با کمال تاسف و تعجب، شکست خورده گذشته بازهم به شکستی دیگر تن داد و یکبار دیگر خود را در مقابل طرح های از پیش تعیین شده تیم رقیب عاجز یافت و از سوی دیگر عدم خودباوری، عدم دور اندیشی، عدم برنامه منظم و حساب شده برای رقابت و نادیده گرفتن توانایی تیم رقیب در تقلب های سازمان یافته و مهندسی شده، مهمترین دلایل پیشرفت تیم رقیب هست در حالیکه تیم تحول و تداوم از چند سال قبل با همکاری و همیاری و برنامه ریزی دقیق مشاوران غربی زمینه های رقابت های انتخاباتی خود را آماده نموده، روزی با نام و پوشش وزارت مالیه، روزگاری با نام و پوشش انتقال مسولیت های امنیتی و امروز هم به نام تحول و تداوم.
امید واریم که این مشکلات بصورت طبیعی و بدون بوجود آمدن بحران حل و فصل گردد و مردم افغانستان  نیز با هوشیاری تحت تاثیر هیچگونه تبلیغات منفی و موج سواری برخی رهبران سیاسی  قرار نگیرند و خواست های معقول و منطقی شان را از راه مسالمت آمیز  به نفع جامعه خویش بپایان رسانند.

نویسنده: سیدجعفرعادلی«حسینی»

1 سرطان 1393 خورشیدی



Comments are closed.