آیا ۲۸ اسد روز تاریخی و استقلال افغانستان است؟

 امروز ۲۸ اسد ۱۳۹3 مصادف است بانود و پنجمین سالگرد استرداد استقلال افغانستان در28 اسد 1298 خورشیدی که ۹5 سال قبل شاه امان الله خان توانست استقلال این کشور را از انگلیس بدست آورد.

سوال اینجاست که آیا افغانستان از آن زمان تا کنون به استقلال واقعی خود رسیده و می شود از این روز بعنوان برگ زرینی در تاریخ کشور یاد نمود، اگر چنین است پس چرا دولت افغانستان ازاین روز، بعنوان روز تاریخی، آن گونه که در شان مردم این کشور است تجلیل بعمل آورند،

 28 اسد بعنوان سالروز استقلال افغانستان در پایتخت و سراسرکشورمان همانند دیگر مناسبت های ملی چون؛ سالروز اخراج نظامیان ارتش سرخ شوروی سابق در 26 دلو 1367 خورشیدی،  و نیز به مناسبت 8 ثور1371  سالروز پیروزی جهاد ملت افغانستان، حتی دولت مردان، وکلای مجلسین، احزاب سیاسی و … از این روز و دیگر روزهای تاریخی ملی استقبال نمی نمایند.

از سوی دیگر 28 اسد 1298 خورشیدی که آن را سالروز استقلال افغانستان می نامند، واقعا در این روز افغانستان توانست در بین کشورهای آزاد و مستقل عرض اندام کند و آیا امروز مردم افغانستان با حضور قدرت های خارجی در این کشور به اشکال گوناگون سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی وجود دارد، آیا مردم ما از نعمت استقلال و آزادی برخوردار هستند؟

در پاسخ به هردو سوال باید یاد آوری نمود؛ وقتی که  از روزهای افتخارآمیز در افغانستان، خصوصاً 28 اسد سالروز استقلال این کشور  یاد آوری بعمل می آید، هر مسلمان باید احساس تاسف می نمایند، در آن زمان که نیروهای انگلیسی از افغانستان شکست خوردند اکنون دوباره این کشور در تسلط انگلیس ها و دیگر کشورهای خارجی باز گشته اند و با کمال تاسف رهبران احزاب جهادی افغانستان نیز به خاطراینکه بتوانند در افغانستان حکومت کنند و در قدرت شریک باشند، تمام مبارزات ملت مسلمان و خون هایی را که برای احیای ارزشهای دینی و استقلال افغانستان  داده شده بود پایمال و نادیده گرفتند.

هرچند روز تاریخی و یاد آوری استقلال افغانستان به زمان شاه امان الله خان برمی گردد، اما در روز استقلال این کشور اختلاف نظر وجود دارد و در نتیجه علاوه بر اینکه روز استقلال افغانستان مورد اختلاف می باشد، در روایت گری خود استقلال نیز اگر و مگرهای وجود دارد.

بهرحال!

آنچه که معروف است اینکه؛  شاه امان‌الله، پس از آنکه پدرش امیر حبیب‌الله در شکارگاهی در لغمان ترور شد، در (۳۰ دلو ۱۲۹۷)، در کابل سلطنت خود را اعلام کرد. او دوازده روز بعد در نامه‌ای به لرد چلمسفورد فرماندار کل هند، مرگ پدر و سلطنت خود را به اطلاع او رساند و ضمنا از «حکومت مستقل و آزاد افغانستان» سخن گفت. ولی فرماندار هند توجهی به اعلام استقلال او نکرد(1).

پادشاه جدید در ۹ حوت در اعلامیه معروف خود نوشت که پس از این افغانستان در امور داخلی و خارجی خود استقلال کامل دارد. به دنبال آن او در سخنرانی آتشین خود در ۲۴ حمل، در میان جمعیت بزرگی با حضور سفیر هند بریتانیایی در محله مرادخانی، استقلال کشورش را اعلام کرد و گفت: «بعد از این مملکت من مانند سایر دولت‌ها و قدرتهای جهان آزاد است.»

شاه شمشیر برهنه‌ای به کمر بسته بود(2) و در میانه سخنرانی خود گفت: «به هیچ نیروی خارجی به اندازه یک سر مو اجازه داده نخواهد شد که در امور داخلی و خارجی افغانستان مداخله کند و اگر کسی به چنین امری اقدام نماید گردنش را با این شمشیر خواهم زد.» آنگاه پادشاه جوان افغانستان رو به نماینده انگلیس کرد و پرسید: «آیا چیزی را که گفتم، فهمیدی؟» نماینده بریتانیا پاسخ داد: «بله، فهمیدم»(3)

رویداد مهم دیگر به رسمیت شناخته شدن استقلال افغانستان از سوی شوروی سابق در ۲۷ مارچ ۱۹۱۹ بود که مبادله نمایندگی‌های سیاسی در سطح «وزیر مختار» بین کابل و ماسکو را در ماههای بعدی به دنبال داشت.(4) شوروی نخستین کشوری بود که استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت.

جنگ، از متارکه تا مصالحه

در زمان امان‌الله جشن در نهم حوت در پغمان برگزار می‎شد. این رویدادها پیش از جنگ سوم افغانستان و انگلیس (مه و جون ۱۹۱۹) واقع شد. به دنبال پیشنهاد متارکه فرماندار کل هند در سوم جون، گفت‌وگوهای صلح بین دو کشور آغاز شد و پیمان صلح راولپندی بین علی‌احمد خان وزیر داخله افغانستان و سر هملتون گرانت وزیر خارجه هند در ۸ آگوست (۱۷ اسد) امضا شد. در این پیمان از استقلال افغانستان سخنی در میان نیست. در پی اعتراض نماینده افغانستان، نماینده انگلیس هر چند از ذکر استقلال افغانستان در متن قرارداد خودداری کرد، اما در یادداشتی که عنوانی نماینده افغانستان نوشت، «استقلال داخلی و خارجی» افغانستان را تصریح کرد.

پیمان بعدی در ۳۰ عقرب ۱۳۰۰ در کابل به امضای محمود طرزی وزیر خارجه افغانستان و هنری دابس وزیر خارجه هند رسید. در این سند بریتانیا استقلال کامل افغانستان را به رسمیت شناخت و بر اساس آن توافق شد که نمایندگی‌های سیاسی افغانستان و بریتانیا به عنوان دو دولت مستقل در لندن و کابل گشوده شود.

به این ترتیب، هیچ یک از این رویدادها با ۲۸ اسد مطابقت ندارد.

در زمان خود امان‌الله، «امان افغان» نشریه رسمی دولت، روز نهم حوت را «عید جلوس با استقلال» شاه می‎دانست و هر ساله مطالبی درباره استقلال کشور چاپ می‌کرد.(5) این امر بیانگر آن است که بنیانگذار استقلال این روز را مهم می‌دانسته است.

نخستین کسی که ۲۸ اسد را جشن گرفت(۱۳۰۹خورشیدی)(6). محمد نادر خان بود؛ ولی در ۱۴ اسد ۱۳۱۲ فرمان داد(7) که جشن استقلال از ۲۰ اسد آغاز شود و تا ۲۸ این ماه ادامه یابد. پسر او، محمد ظاهر، از ۱۳۱۸ جشن استقلال را به ۶ جوزا تغییر داد و مناسبت آن موفقیت‎های محمد نادر در جنگ سوم افغان و انگلیس بود و شخص محمد نادر به عنوان «محصل استقلال» معرفی شد.

نادر برای این که پیوند نام خود با جشن استقلال را کاملا مستحکم کند، مناری در نزدیک کاخ سلطنتی ساخت و رسم گل‌گذاری در پای آن را بنیاد گذاشت. به این ترتیب او هم زمان و هم مکان جشن را تغییر داد. در حالی که در زمان امان‌الله جشن در نهم حوت در پغمان برگزار می‎شد. اسم و رسم نادری در جشن استقلال تا نیم سده پایدار بود.

در نهایت از سال ۱۳۵۸، در زمان حکومت حزب دموکراتیک خلق این جشن در ۲۸ اسد تثبیت شد. روزنامه دولتی انیس با چاپ عکس سخنرانی معروف امان‎الله در میدان مرادخانی، در آن روز نوشت که او در این روز استقلال کشور را اعلام کرد، هر چند در واقع تاریخ این سخنرانی به نوشته بسیاری از تاریخ‌نویسان، ۲۴ حمل ۱۲۹۸ بود. این آخرین تغییر زمان جشن بود.

با این حال، پژوهشگران افغانستان هم روزهای مختلفی را در مورد استقلال این کشور مهم دانسته‌اند. غلام‌محمد غبار(7) بر ۹ حوت ۱۲۹۷ و محمدصدیق فرهنگ(8) بر ۲۴ حمل ۱۲۹۸ تاکید دارند. پیش از این عبدالحمید مبارز محقق و پژوهشگر افغانستان، خواستار به رسمیت شناخته شدن ۲۴ حمل به عنوان روز استقلال کشور شده است.

اما برخی دیگر از پژوهشگران تایید پیمان صلح راولپندی از جانب امان‌الله را مهم می‌دانند. حبیب‌الله رفیع و فاروق انصاری می‌گویند که امان‌الله این پیمان را در ۱۹ آگوست ۱۹۱۹ برابر با ۲۸ اسد ۱۲۹۸ تایید کرد و به دلیل این که برای نخستین بار نماینده انگلیس در سند پیوست این پیمان، استقلال افغانستان را پذیرفته بود، اهمیت داشت. به گفته آنها، همین استدلال مبنای انتخاب ۲۸ اسد به عنوان روز استقلال است.

اما بر اساس تحلیل برخی از پژوهشگران، پیوند دادن استقلال افغانستان به توافقنامه راولپندی خیلی درست به نظر نمی‌رسد. شماری این پیمان را به زیان افغانستان دانسته و از جمله غلام‎محمد غبار، آن را «فتح سیاسی» انگلیس در برابر شکست نظامی‌اش در میدان جنگ دانسته است.

غبار افزوده که «علی‌احمد خان در امضای این قرارداد لغزید»(9) و «به ضرر ملت افغانستان امضا کرد.»(10)

به این صورت روز معینی وجود ندارد که همه سیاستمداران و صاحب‎نظران برای برگزاری جشن استقلال افغانستان در مورد آن اتفاق نظر داشته باشند. این امر نیازمند بازنگری تحولاتی است که منجر به استقلال این کشور شد.

پی نویشت:

1. گریگوریان، وارتان. ظهور افغانستان نوین، ترجمه علی عالم کرمانی، تهران: ۱۳۸۸، عرفان، ص ۲۸۶

2. غبار، میر غلام محمد. افغانستان در مسیر تاریخ، تهران: نشر انقلاب، ۱۳۶۶، ص ۷۵۳.

3. آدامک، لودویگ. تاریخ روابط سیاسی افغانستان از امیر عبدالرحمان تا استقلال، ترجمه علی‌محمد زهما، کابل: افغان کتاب، ۱۳۴۹، ص ۱۴۶.

4. غبار، ص ۷۸۶.

5.  روز نهم حوت یا عید با استقلال اعلیحضرت غازی، امان افغان، کابل، ۱۲ حوت ۱۳۰۴، شماره ۴۱، ص ۱.

6. روزنامه اصلاح، ۲۸ اسد ۱۳۰۹، ص ۱..

7.  غبار، ۷۸۵.

8. فرهنگ، میر محمدصدیق. افغانستان در پنج قرن اخیر، تهران: ۱۳۸۸، عرفان، ص ۵۴۸.

9. غبار، ۷۷۵.

10. همان، ۷۷۶.

سید جعفرعادلی«حسینی»



Comments are closed.