نقش خمس در جامعه اسلامي

  مالیات پولی است که به دولت می پردازیم تا به ما خدمات برساند، کوچه و سرک را ا سفالت کند، امنیت ما را تامین کند، درمانگاه و شفاخانه برای ما آماده کند ، برای فرزندان ما مکتب و دانشگاه بسازد. این پول هزینه ای است که نیازهای ما را تامین می کند، شبیه پول هایی که برای خوراک و پوشاک و مسکن خود خرج می کنیم.

بنابر این مالیات، منافع عمومی ما را تامین می کند، اما خمس و زکات پولی است که از فرد گرفته می شود، تا خرج محرومان و  رفع مشکلات آنان شود.

خمس یکی از احکام مالی و عبادتی است که در اسلام تشریح شده و اجمالاً مورد اتفاق مسلمین است، دلیل اصلی این حکم در آیه 41 سوره نفال آمده و در احادیث و کتب فقهی از آن مکرر یاده شده است.

خمس واژه‌ای است لغوی و شرعی و یکی از مسائل مهم فقهی که همواره در جامعه کاربرد فراوان دارد و در نظام اقتصادی اجتماعی جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است.

آن زمانی که سلطه شوم جباران دست ائمه اطهار (ع) را از حاکمیت و بیت المال مسلمین کوتاه کرده بود، خمس نقش مهمی را در بی نیازی و توانمندی اهل بیت (ع) برای اداره و رهبری مردم، در شرایط دشوار و سخت ایفا نمود. با این حال، مباحث فقهی و اقتصادی گوناگونی در رابطه با موضوع خمس در زمینه های مالکیت، سرپرستی، منابع ، مصارف، و … مطرح است که در جای خود بحث گردد .

همانطوریکه  از قرآن کریم و احادیث استفاده می شود خمس، حق خدا و رسول (ص) و اهل بیت آن حضرت، یتیمان، فقیران و در راه   مانده گان است و فرد مکلف باید هر ساله مقداری (یک پنجم) از در آمد و سود  در معامله خویش را در این راه صرف کند.

در عصر حاضر که چهره  اقتصاد به کلی دگرگون گردیده و بسیاری از جوامع و به خصوص جامعه ما با پدیده ای به نام« فقر و تورم» روبرو هستند که در زمستان سرد امسال شاهد تلفات جانی و به فروش رساندن فرزندان خانواده های بی بضاعت بودیم، در چنین شرایطی پرداخت خمس از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

از سوی دیگر پرداخت خمس می تواند بخش بسیار مهمی از خدمات اسلامی را اداره نماید که همه مسلمین آن را اداء کنند. بنابر این اگر اندکی از آن کاسته شود، به همان اندازه اداره بخشی از خدمات اسلامی به تاخیر می افتد، چه رسد به اینکه الان نسبت آنانی که خمس را می پردازند و آنانی که از پرداخت خمس خودداری می‌کنند، نسبت یک در هزار می باشد.

در نتیجه می بنیم فریاد اغلب طبقات اجتماع به گوش می رسد؛ چرا ما در زمینة تبلیغات عقب افتاده ایم؟

و چرا ما هیچ گونه تشکیلات منظمی و سازماندهی و روابط اجتماعی و نیز از خوش نامی برخوردار نیستیم؟

و چرا دیگران از نظر آموزش و پرورش و مسایل اجتماعی از ما پیشی گرفته اند؟ پاسخ همة این پرسش ها در یک جمله نهفته است و آن «فقر اقتصادی و کمبود بودجة لازم» برای دولت اسلامی می باشد.

آیا یک سازمان تبلیغاتی اسلامی می تواند بدون هزینه مالی ادامه به کار دهد؟

و آیا می توان با این فقر اقتصادی مدارس، دانشگاه، مراکز فرهنگی و تبلیغاتی را تاسیس نمود؟

و آیا می شود تصویر نمود که بدون هزینة مالی نشر کتب و مجلات دینی و اجتماعی را آغاز کرد؟

به گفته آیت الله سید محمد شیرازی از دانشمندان جهان اسلام: « در اکثر بلاد اسلامی مبلغین دینی بسیاری یافت می شوند که می بینیم همواره بی تابانه در انتظار دوکاروان ( نیروی کافی و هزینه کافی) نشسته اند، که با کمک آن دو قدرت بتوانند اهداف اسلامی خود را مجدداً آغاز نمایند.»

بنابر این باید ثروت مندان مسلمان، حرص و طمع را کنار گذاشته و این حقوق الهی را بپردازند.

اکنون بیاییم پروندة زندگی خود را از نو بررسی نماییم و همگان این دستور الهی (خمس) را چنانکه خداوند متعال به آن امر فرموده اطاعت کنیم، تا اینکه نتایج شیرین و پیامدهای ارزندة آن را لمس نماییم.

نويسنده:

سيدجعفرعادلي«حسيني»

منبع:

پامیر نشریه  شهر کابل – شماره 263 سه شنبه 7 حوت 1386



Comments are closed.