لقب شهید وحدت ملی؛ حفظ سلطه یا دشمنی مدرن

از چندی بدینسو در یکی از شبکه های اجتماعی(فیسبوک) صفحه ای بنام «نسل نو حرکت اسلامی» مطالب متفاوت و اطلاعات گونان گون در خصوص احزاب دوران جهاد به نشر می رسانند، از مدتها ذهنم را مشغول کرده که مدیریت این صفحه دست چه کسی و یا کسانی قرار دارد،  دیروز با مراجعه به فیسبوک، در صفحه نامبرده مطلبی تحت عنوان«هدف از لقب بخشی به استاد مزاری، جاویدانه کردن دشمنی بین هزاره ها و تاجیک ها است» توجه ام را جلب و در یکی از کامنت ها، شخصی بنام«Davlat Hosain Mohamadi» عقده مندانه و بدون تحقیق و معلومات صحفه مذکور را طبق عادت و ادبیات همیشگی شان(بی موجب به فحش، اتهام و ناسزا گفتن) به این جانب ارتباط داده که من ضمن تکذیب این اتهام که نه تنها من ربط ندارد که که گرداننده یا گردانندگان آن را نمی شناسم، نگارنده علاوه با مصروفیت های فراوانی که دارم، مدتیست در شبکه های اجتماعی از تحریر و اظهار نظرمحروم هستم، اینک جهت اطلاع دوستان و علاقمندان بحث «لقب شهید وحدت ملی» برای استاد مزاری مواردی را قابل یاد آوری می دانم.

هر سال در ماه حوت، جناح های انشعاب شده ای حزب وحدت اسلامی که هرکدام با شعار پیروی از خط و میراث دار واقعی مزاری با برگزاری مراسم‌های جداگانه با نصب عکس های افرادی همانند؛ شفیع، حاجی معلم قره باغ، حاجی احمدی و… که توسط حزب وحدت کشته شده اند و علاوه بر آن، وارد نمودن اتهامات انحراف یکدیگر از خط بابه، عوامل و مسبب کشته شدن مزاری میان جناحهای منافع طلب، افراط گرایی در مقام علمی با عناوین «اندیشه‌های فقهی، اصولی، عرفانی، کلامی، فلسفی، سیاسی، اقتصادی و … شهید مزاری»؛ نیز رتبه های اعزازی چون؛ پیامبر بدون جبرئیل، سید الشهداء، عدالتخواه، شهید وحدت ملی و….، در حالیکه مزاری از نظر اندیشه و مفکوره طلبه ای معمولی حوزه علمیه و حتی در تقریر همانند برخی ملاهای سنتی مناطق محروم افغانستان مشکل داشت.

افتخار مرحوم مزاری پیرو خط و مقلد امام خمینی رحمه الله و شیعه اثنی عشری بود، اما افراط گرایی های هوادارانش اورا در تقابل با پیامبر و اهل بیت علیهم السلام قرار دادند و تا بدانجا که نام مزاری را جایگزین نام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نمودند، در حالیکه فقها و علمای بزرگ شیعه معتقدند که حتی امام علی علیه السلام که پس از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه دومین معصوم هستند و کسی حق ندارد نام آن حضرت را جایگزین نام خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله نمایند، اما پیروان افراطی مرحوم مزاری در مصلی خاتم الانبیا صلی الله نام وی را جایگزین نام پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله نمودند که بدون شک مریدان افراطی، روح مزاری را با این عمل شان نا خوشنود نمودند.

یکی دیگر از برنامه های ارگ نیشنان و حکومت به اصطلاح وحدت ملی بر خلاف شعارهای شان در راستای تمثیل وحدت ملی، برای حفظ سلطه و دشمنی میان اقوام مختلف ساکن در افغانستان با اعطای «شهید وحدت ملی» به استاد مزاری پلان کاملا سنجیده شده جهت یاد آوری خاطره های جنگ های خانمانسوز داخلی دهه هفتاد میان پشتونها، تاجک ها، ازبک ها …. و شدت بخشیدن جنجال میان اقوام مختلف این کشور و بقول معروف اختلاف بینداز و حکومت کن گفته می شود.

همزمان با فرمان رئیس جمهور غنی، مبنی بر لقب شهید وحدت ملی به استاد مزاری، از یکسو این فرمان باعث اختلاف میان هزاره ها، سادات، قزلباش، هزاره های مخالف برخی شاخه های انشعابی حزب وحدت و از جانب دیگر همایش حرکت اسلامی ملت به رهبری حجت الاسلام سید محمد هادی«هادی» با حمایت جبهه نوین به رهبری داکتر نورالحق احدی سابق رهبر افغان ملت و وابسته به حکام چپی گذشته در غرب کابل، آب به آسیاب دشمنان مشترک و باعث پرخاشگری میان جناح های جامعه تشیع و اقوام دیگر گردید.

در حالیکه شماری از پیروان دیگر اقوام و احزاب انتظار دارند که با القاب توصیفی عمل نمایند و مبادا هواداران مزاری بخاطر ذکر نکردن آدرس جاده شهید مزاری اقدام به رنگ زدن و پاره نمودن تصاویر آقای هادی و با فحش و دشنام های رکیک و خلاف عفت و کلام یک مسلمان به همه سادات افغانستان می نمودند، اگر بخاطر اینکه خواست های شان برآورده نگردید، باید، اقوام، افراد و اشخاص را مورد، تهدید، توهین و تحقیر قرار دهند، معلوم است که پیروان این خط برخلاف شعار وحدت ملی عمل می نمایند.

آن عده باید بخاطر داشته باشند که سادات، بیات و قزلباش ها و حتی هوا داران احزاب شیعی مخالف حزب وحدت در شرایط سخت و دشوار از مرحوم مزاری حمایت نمودند و نیز چهره های سادات چون؛ سید یزدان شناس هاشمی(مشاور نظامی)، سید انوررحتمی، سیدمحمد سجادی(مشاور فرهنگی)، سید علی علوی(دستیار خاص که هرکدام از نزدیک ترین یاران مزاری بودند و امروز نیز ساداتی همانند؛ سید حسین موحد بلخی، سید جمالدین سجادی، سید بصیر، سید صوفی گردیزی، سید حبیب الله اکبری، سید عبدالله ذکی و… در برگزاری هرچه با شکوه محافل سالیاد مزاری تلاش می نمایند.

نقد بر مزاری و دهها شخصیت سیاسی دیگر کشور نباید منجر به اتهام، تهدید، توهین و تحقیر افراد و اشخاص گردد، متاسفانه عده ای با دفاع بد و نا درست، مرحوم مزاری را نعوذباالله ازپیامبرخدا هم بالاترمیدانند، بجای اینکه خونخواهی مزاری را از قاتلین وی و گروه طالبان نمایند، اشتباها سر دشمنی را در درون جامعه تشیع راه اندازی نموده و اختلافات را در جامعه خودشان دامن می زنند.

آدم وعا لم این نکته را میداندکه جنگ های خانمانسوز دهه هفتاد در کابل و برخی ولایات، جنگ قدرت طلبی، نژاد گرایی وقوم پرستی بوده و این مطلب بسیار واضح است نیاز به اقامه دلیل ندارد، به نشریه های «امروز ما» و «عصری برای عدالت» مراجعه نمایید و آنها به نقل وقول از مزاری میگویند که بابه مزاری فرمود: «آنقدر هزاره هزاره بگویید تاطفل افغانستانی با این نام آشنا شود.»

چنانچه در شماره ۹ نشریه عصری برای عدالت/ کانون فرهنگی رهبر شهید/ کویته پاکستان آمده: «اکنون حزب وحدت اسلامى مجموعه ى از عناصرى است که تقریباً حتى در سطح رهبرى آن مسأله ى ایدیالوژیک (مذهبى و ضد مذهبى) از بین رفته است. و همین اکنون عناصرى در شوراى مرکزى این حزب عضویت یافته اند که از لحاظ ایدیالوژیک، منوط به ایدیالوژى هاى ضد مذهبى بوده اند» ….«… جامعه ى هزاره جامعه ى تشیع نیست، جامعه ى تشیع در واقع بیانگر قربانى شدن تاریخى جامعه ى هزاره با صفت مذهبى است (عصری برای عدالت)
بدون تردید امروزه برخی از حلقات منتسب به مرحوم مزاری (مانند جمهوری سکوت و امثال آن) افکار مذهب و سادات ستیزانه دارند؛ چنانکه حلقاتی چون «امروز ما»، «عصری برای عدالت» و… برخی علما را حساس نمودند و آیت الله محسنی در جنگهای دهه هفتاد طی مصاحبه ای با رادیو بی بی سی مزاری و جنگویان حزب وحدت را محارب و مفسد فی الارض خواند و Top of Form

این سخنان آیت الله محسنی یکبار مردم را نسبت به عملکرد حزب وحدت و شخص مزاری متوجه ساخت. جنگ دهه هفتاد که برای تعیین چوکی و قدرت و باعث سقوط مرکزیت حزب وحدت در علوم اجتماعی افشار رُخ داد، استاد مزاری از ۲۲ دلو ۱۳۷۱ (سقوط مرکزیت حزب وحدت) تا اول زمستان ۱۳۷۳ ( تقریباً دو سال پس از حادثه) در هیچ سخنرانی یا تریبیون رسمی، و همین طور شورای مرکزی و نظارت حزب وحدت، حزب حرکت اسلامی را متهم به دخالت و یا خیانت ننموده بود، در این مدت موضیع گیری مزاری و حزب وحدت متوجه اتحاد اسلامی به رهبری استاد سیّاف و شورای نظار به رهبری آمر مسعود(مؤلفه‌های بیرونی) و سنگرفروشان داخلی(مؤلفه‌ی درونی حزب وحدت) آن رویداد بود که سه تن از آنها اعدام شدند.

اما پس از جنگ خونبار ۲۳ سنبله ۱۳۷۳ و دو شاخه شدن حزب وحدت و مصاحبه آیت الله محسنی با رادیو بی بی سی که مزاری را محارب، مفسد و منحرف ‌خواند و نیز استاد محمد اکبری معاون استاد مزاری اظهار داشت: هرکجا مزاری باشد، آفت و جنگ و خشونت هم هست. در مقابل این سخنان، مزاری هم آنها را به خیانت و همدستی با دشمن در سقوط افشار و پس از آن اتهامات علیه همدیگر آغاز نمودند، هرگاه اختلاف تعیینات بر سر قدرت در درون حزب وحدت و جنگ ۲۳ سنبله اتفاق نمی‌افتاد، حرکت اسلامی و حزب وحدت جناح اکبری هیچگاه متهم به دخالت یا خیانت در ماجرای افشار نمی‌شدند و از آن زمان تا کنون با روضه و مخته های سیاسی، فاجعه افشار تبدیل به تجارت خون شهدا گردید و با سود جویی جناح های استفاده جو بر مظلومیت افشار، روز بروز افزوده گردید که تفصیل عوامل جنگ های خانمانسوز دهه هفتاد کابل را به آثار استاد علی جان زاهدی، مجموعه‌ی پنج شماره‌ای «پس از سکوت»، داکتر حسین آزادی«اسطوره شکسته»(چاپ سوم) و… که حاوی دیدگاه‌ و تحلیل‌های از مسایل درونی حزب وحدت و جامعۀ هزاره می‌باشد مراجعه فرمایید.

در نتیجه می طلبد که طرفداران «شهید وحدت ملی» به نکات ذیل توجه داشته باشند؛

  1. حکومت وحدت ملی اگر حقیقتا در تصامیم شان صادق هستند و به این فرمان باور مندهستند و می خواهند کینه های گذشته را فراموش نمایند، چنانچه لقب شهید وحدت ملی، حفظ سلطه و تنش دشمنی میان اقوام ساکن در این کشور نیست، نصب تصاویر شهید وحدت ملی را در ولایات قندهار، هلمند، ننگرهار و…. عملا اجرایی نمایند و در غیر آن شعار و ترفند بیش نخواهد بود.
  2. پیراون استاد مزاری توجه داشته باشند، زمان وحدت ملی عملی می گردد؛

اولا در جامعه شیعی و در مرحله بعد، روی افکار و اندیشه‌های دیگر اقوام ساکن این کشور، مهر بطلان نزنند و مزاری را قابل نقد بدانند و آنها نباید تنها خود و کسانی که وابسته به حزب و جناح شان می باشند، فقط آنها را پاک‌ترین انسان‌های موجود در محیط زندگی خویش خوانده و مخالف اندیشه مزاری را مورد، تهدید، توهین و تحقیر قرار دهند.

  1. حکومت وحدت ملی و طرفداران«شهید وحدت ملی» به ارزشهای دینی و ملی اقشار مختلف ساکن در این کشور اهمیت داده و مبادا شهدای واقعی این کشور را که برای پاسداری از ارزشهای دینی و حراست از مرزهای اعتقادی و جغرافیایی قربانی شدند فراموش نمایند، تعداد کثیری از مردم افغانستان، در قیام های بالاحصار، چنداول، سوم حوت کابل و دیگر ولایات کشور مظلومانه جام شهادت را نوشیدند که در راس آنها شخصیت های معنوی و علمی کشور چون؛ حضرت آیت اللّه العظمى شهید سیّد محمد سرور واعظ، استاد شهید غلام محمد نیازی، حضرت آیت الله العظمی شهید شیخ محمدامین افشار، مولانا شهید محمد عطا الله فیضانی، حضرت آیت الله شیخ سلطان محمد ترکستانی، شهید مولوی حبیب الرحمن، علامه شهید سیّد عبد الحمید ناصر، مولانا شهید محمد امان مشهور به خان مولوی، علامه شهید سیّد محمد حسین مصباح، شهید انجنیر حبیب الرحمن، حضرت آیت اللّه سید نادر بحرالعلوم، شهید انجنیر سیف الدین نصرتیار، آیت الله شهید سید امیر شاه فصیحی، مولوی شهید استاد میرزامیر، حضرت آیت اللّه شهید میرعلى احمد عالم، مولانا شهید محمد ابراهیم مجددی، حضرت آیت اللّه شهید سیّد شاه محمد حسین معصومى، شهید استاد عبدالقادر توانا، شهید استاد محمد اسماعیل مبلغ و…. و قبل از این عزیزان، علما و شخصیت های دیگر دینی همانند؛ حضرت آیت الله العظمی میرعلی احمد حجت کابلی، علامه شهید بلخی و دهها چهره علمی دیگر که در جامعه نا بسامان افغانستان مصدر خدمت قرار گرفتند، حداقل سرک و یا جاده ای و یا مرکز از سوی حکومت به اصطلاح اسلامی بنام آنان که هرکدام دارای عناوین علمی نیز بودند مورد تقدیر و یاد بود قرار دهند.

مگر آنان آزادیخواه و مبارز نبودند؟

مگر آنان در برابر طاغوت زمان شان قیام نکردند؟

مگر آنان مظلومانه به شهادت نرسیدند؟

آنان شخصیتهایی بودند که صدها شخصیت های علمی را در این کشور تربیت کردند، بی انصافی نیست که گرفتار افراط وتفریط شویم و اسلاف مطهر و مظلوم روحانیت اسلام را فراموش کنیم؟

شایسته است که بنیانگذاران مبارزه با ظلم و فساد وتباهی و پرچمداران عدالتخواهی و ظلم ستیزی در این کشور اسلامی را فراموش نکنیم و اندیشه ظلم ستیزی و مردمسالاری دینی را در یک نفر خلاصه نکنیم، اسلامی و ملی عمل و موضع گیری کنیم.

در پایان امید وارم کس یا کسانی که با نقد و نظرشان، مورد غضب قرار نگرند و با آنان به مخالفت و دشمنی برنخیزند، بین نقد و اهانت تفکیک قائل شوند، کسی را به خاطر منافع شان خائن و دشمن مردم معرفی ننمایند و در صدد نابودی شان نباشند، زیرا این عمل حساسیت ها را بیشتر و وحدت ملی را آسیب پذیر و در نهایت فردا ها عمل این گونه افراد را تاریخ قضاوت خواهد نمود.

والسلام علی من اتبع الهدای



Comments are closed.