نقش ايمان در زندگي(2)

 تأثیرات ایمان در زندگی

بعد از ظهر روز چهارشنبه 23 جوزا 1391 در تلویزیون نور، ابتداء توسط مجری برنامه «هدایت نور» جناب محمد اسماعیل احمدی، پس از خوش آمدگویی حجت الاسلام والمسلمین سید جعفرعادلی«حسینی» منشی شورای اخوت اسلامی در برنامه هدایت نور، از وی تقاضا نمود تا مرور مختصر به بحث گذشته داشته باشد.

آقای عادلی ابتدا ضمن تقدیر و تشکر از گردانندگان این برنامه و اداء سلام و احترام به بینندگان برنامه هدایت نور اظهار داشت: در بحث گذشته گفتیم، خداوند علائیم و صفات فراوانی را در آیات متعدد قرآن کریم برای مومنین بیان فرموده که در آن بحث براساس آیات اول سوره بقره پنج ویژه گی و صفت مومنان را یاد آور شدم، امروز نیز مرور مختصر به پنج ویژه گی مومنین و برخی دیگر صفات اهل ایمان  اشاره می کنم:

 1. ايمان به غيب: از جمله مواردي است که مومنان بايد به آن اعتقاد داشته باشند « اَلَّذِينَ يُومِنُونَ بِالغَيبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلوهَ و مِمّا رَزَقناهُم يُنِفقُونَ» آنانکه ايمان دارند به غيب و به (ناديدني) و به پاي مي دارند نماز را و از آنچه روزيشان کرديم انفاق مي کنند.

2. ايمان به خدا :  از ديگر مواردي است که بايد يک مومن به آن ايمان داشته باشد.

3. ايمان به لقاء پروردگار: از ديگر متعلقات ايمان مي باشد . خداوند در  قرآن مجيد مي فرمايد: «لَعَلَّهُم بِلِقاءِ رَبِّهِم يُومِنُونَ» باشد که به ملاقات پروردگارشان ايمان بياورند.

4. ايمان به آخرت: که در اين باره خداوند مي فرمايد :«وَالَّذِينَ يُوِمُنونَ بِالاخِرَهِ وَ يُومِنُونَ بِهِ وَ هُم عَلي صَلاتِهِم يُحافِظَونَ» و آنانکه به آخرت ايمان آوردند و به اين کتاب نيز ايمان آوردند و آنها بر نمازشان محافظت مي کنند.

5. ايمان به ملائکه:«کُلُّ امَنَ بِاللهِ وَ مَلائِکَتِهُ وَ رُسُلهِ وَ لکِنَّ البِرّ مَن امَنَ بِاللهِ وَ اليَومِ الاخِر و المَلائِکَتِهِ …» همه ايمان آورده اند به خدا و ملائکه اش اما نيکوکار ان است که ايمان آورده است به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و کتاب و پيامبران و کتابهاي آسمانيش و پيامبرانش و…

6. ايمان به رسولان الهی

7. ايمان به کتاب و ديگر کتب آسماني: «وَالَّذِينَ يُومِنُونَ بِمَا اُنزِلَ اِلَيکَ وَ مَا اُنزِلَ مِن قَبلِکَ وَ..» وکساني که به آنچه که بسوي تو و قبل از تو(کتب آسماني پيشين) و به آخرت ايمان آورده اند.

 8. ايمان به آيات خداوندي

با یاد آوری چند ویژه گی به این نتیجه می رسیم که ايمان پيوندي است دوستانه ميان انسان و جهان و يا نوعي هماهنگي ميان انسان و آرمانهاي کلي جهان، اما ايمان و آرمانهاي غير مذهبي نوعي بريدگي از جهان و ساختن دنياي خيالي براي خود است که به هيچ وجه از جهان بيرون حمايت نمي شود.

مجری برنامه هدایت نور:  بدون شک ايمان تنها يک سلسله تکاليف براي انسان عليرغم تمايلات طبيعي تعيين نمي کند بلکه قيافه جهان را در نظر انسان تغيير مي دهد، عناصري علاوه بر عناصر محسوس در ساختمان جهان ارائه مي دهد، جهان خشک و سرد مادي را به جهاني جاندار و ذي شعور وآگاه تبديل مي کند ايمان تعلق انسان را نسبت به جهان وخلقت دگرگون مي سازد، پس اینگونه ایمان در زندگی انسان چه تأثیر وفایده خواهد داشت؟

عادلی حسینی: در بحث اثر ایمان در زندگی انسان، نمونه های فراوان در متون دینی ما ذکر گردیده و یکی از اثرات ایمان تقرب به پرور دگار می باشد. ايمان به خداوند موجب مي شود انسان از معصيت ها نه به خاطر ترس از قانون بلکه به دليل تقرب به خداوند دوري کند، ايمان ضمن پديد آوردن اخلاقي نيکو در انسان منجر مي شود تا انسان در تمام امور به خدا توکل کند، تسليم امر خدا و رضاي او باشد و در همه امور صبر و شکيبايي پيشه کند.

ايمان موجب مي شود تا انسان از معصيت ها دوري کند نه به خاطر ترس از قانون، بلکه به خاطر تقرب به خداوند. ايمان منجر به پديد آمدن اخلاقي نيکو در انسان مي شود. پس مي توان گفت که ايمان واقعي از آن کساني است که به خدا توکل مي کنند، اختيار امور را به خدا مي سپارند، تسليم امر خدا بوده و راضي به رضاي خدا هستند و صبر و شکيبايي پيشه مي کند.

همانگونه که خداوند متعال در قرآن مي فرمايد:« اَللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ امَنُوا يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ اِلَي النُّورِ» خداوند ولي و سرپرست کساني است که به او ايمان مي آورند و آنان را از ظلمات و تاريکي ها بسوي نور و روشني (جايگاه حقيقي انساني) هدايت مي کند. پس آرامش زندگي دنيوي و سعادت اخروي نصيب کساني خواهد شد که ايمان قلبي به خدا داشته و درهمه حال خدا را  حاضر و ناظربر  اعمال و رفتارشان ببينند و جز جلب رضاي او بر چيزي ديگر نينديشند. واين کمال حقيقي انسان است که با وجود پاکي فرشتگان و عبادت هزارساله شيطان، مقام اشرف مخلوقات بودن به او اختصاص يافته است بنابر اين ما انسانها در جهت رسيدن به جايگاه واقعي خويش بايد فرامين قرآن و اسلام را فرا راه خويش قرار دهيم تا  به قرب الهي دست يابيم .

مجری: همانگونه که ایمان، در حوزه عمل و زندگی اجتماعی از نوعی امنیت و آرامش اجتماعی برخوردار می باشد، نظر شما بعنوان کارشناس در این مورد جهت عملی شدن تأثیر ایمان در زندگی چیست؟

عادلی حسینی: «ايمان»، تنها يك «كلمه» نيست، بلكه يك «باور قلبي» است. باوري كه به زندگي انسان «جهت» مي‌دهد و در «چگونه زيستن» او نقشي مهمّ دارد و محور ارزش‌گذاري براي انديشه‌ها و عملكردهاي مردم است.

به دليل همين اهميت است كه گام اولِ ورود به مسير بندگي و مسلماني، «ايمان» است و كسي كه اين باور مقدّس را داشته باشد، «مؤمن» ناميده مي‌شود.

مردم هم، اغلب عقلشان در چشمشان هستند، چون به‌ديده‌ها و شنيده‌ها و محسوسات، بيشتر مأنوس بودند، پذيرشِ «خداي ناديدني» و «فرشتگانِ نامرئي» و «جهان آخرت» برايشان دشوار بود. از اين رو گاهي سرسختي و لجاجت نشان مي‌دادند و «خداي يكتا» باورشان نمي‌شد و به «زندگي پس از مرگ»، كافر مي‌شدند و به پيامبران، نسبت‌هاي ناروا مي‌دادند.

چنانچه پيامبر اسلام(ص) فرموده است: «ايمان، اعتراف زباني، شناخت و پذيرش قلبي و عمل با اعضا و جوارح است». اين تعريف از ايمان، ريشه در قرآن كريم دارد.

در قرآن هم، درباره ايمان، روي دو جنبه «باور قلبي» و «عمل» بسيار تأكيد شده است.وقتي قرآن مي‌خوانيد، بارها و بارها به‌تعبير «آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالحات» برمي‌خوريد؛ يعني ايمان در كنار عملِ خوب و شايسته است. اگر ايمان را يك نهال و درخت بدانيم، «عمل» ميوه و ثمره آن است. آيا شما مي‌توانيد قبول كنيد كه كسي به‌خدا، قيامت، بهشت وجهنم، وحي، قرآن، پيامبران و فرشتگان، ايمان و عقيده داشته باشد، ولي رفتارش مثل آدم‌هاي غير معتقد به خدا و قيامت باشد؟

ايمان بايد از «دل» به «اعضا» سرايت كند و از «درون» به «بيرون» جاري شود و باور دروني در عمل خارجي انسان اثر داشته باشد، وگرنه چه ايماني؟ بعضي از ايمان‌ها سطحي و تقليدي و متعصّبانه است؛ برخي هم عميق و براساس شناخت و تفكّر و بصيرت. به‌همين دليل مي‌گوييم دو نوع ايمان داريم: يكي «ايمانِ مستقرّ» و ديگري «ايمانِ مستودع».

«ايمان مستقرّ» مثل درختي كهنسال، ريشه‌دار و استوار است و به اين زودي‌ها از بين نمي‌رود و مؤمن، با شنيدن شبهه‌ها، به‌شك نمي‌افتد. امّا «ايمان مستودع» حالتي شبيه خانه اجاره‌اي و اشياي عاريه‌اي دارد، هميشگي واستوار نيست؛ زود زايل مي‌شود و رنگ مي‌بازد و چون براساس منطق و برهان نيست، با كمترين آسيب از بين مي‌رود، يا حدّ اقل از تأثير گذاري در زندگي شخص، باز مي‌ماند.

اثر دیگر ایمان، سلامت جسم و جان است. امام علی(ع) درباره تقوا می فرماید: «دواء داء قلوبکم،… و شفاء مرض أجسادکم» دوای بیماری روحی و شفای امراض جسمانی شماست. (نهج البلاغه/خطبه 198)

البته معلوم است که ایمان گولی و کپسول نیست. اثرش در سلامت جسم و جان وقتی فهمیده می شود که انسان بداند که آدم با ایمان، روحی مطمئن تر و اعصابی آرام تر و قلبی سالم تر دارد، دائما در فکر نیست کجا را ببرد و کجا را بخورد، اگر دیگران به نوایی رسیدند از حسادت آتش نمی گیرد و حرص و بخل و طمع آتش به جانش نمی افکند، ناراحتیهای عصبی او را به زخم معده و زخم روده مبتلا نمی سازد، افراط در شهوت او را ضعیف و ناتوان نمی کند، عمرش طولانی تر می شود. سلامت تن و سلامت روح بستگی زیادی دارد به ایمان. موضوع افزایش بیماران روانی که بیمارستانها را پر کرده اند و دائما رو به افزایش است یکی از مسائل اجتماعی روز به شمار می رود. آمار نشان می دهد که این بیماریها همه یا بیشتر آنها در میان طبقه ای است که از موهبت ایمان به خدا و اعتقاد خالص به مبدأ متعال بی بهره اند. منشأ این بیماریهای روانی احساس محرومیتها و مغبونیتهای اجتماعی است، ایمان حکم داروی پیشگیری را دارد. البته مقصود این نیست که لازمه ایمان این است که باید به همه محرومیت ها تن داد و تسلیم شد، مقصود این است که با وجود ایمان، محرومیت ها انسان را از پا در نمی آورد، تعادل او را محفوظ نگه می دارد.
خاصیت دیگر ایمان تسلط کامل بر نفس است. نباید چنین تصور کرد که مسأله تسلط بر نفس یک مفهوم مذهبی است و فرع بر مذهب است، اگر مذهب نبود تسلط بر نفس هم لازم نیست. این تصور باطل است. تسلط بر نفس مثل مفاهیم اخلاقی از قبیل استقامت و عدالت است که فرضا کسی به مذهب معتقد نباشد نمی تواند منکر آنها بشود. اینها فرع بر دین و مذهب نمی باشند و مذهب اینها را به وجود نیاورده بلکه مذهب اجرای اینها را بهتر تأمین کرده است. یکی از صحنه ها و میدانهای نبرد در زندگی که برای بشر فرض است تسلط خود را بر آنجا مستقر کند صحنه و میدان وجود خودش است. در حدیث معروف پیامبر اکرم(ص) فرمود: «مرحبا به مردمی که مبارزه و جهاد کوچک را انجام دادند و جهاد بزرگ به عهده آنها باقی است» ( کافی، ج 5، ص 12)، از همین معنی حکایت می کند ولی چیزی که قادر است انسان را بر طبیعت خود مسلط کند و آن را رام کند، دین و ایمان است.

عرائضم را با دو داستان به پایان می رسانم؛ داستان فضيل و انقلاب قرآن، در تاریخ آمده فضيل بن عياض سال ها دزدى و راهزنى مى كرد، با شنيدن كلام الهى «اَلَمْ يَأْنِ‏لِلَّذينَ آمَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّه وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَق» منقلب گشته توبه كرد و از زهّاد معروف و مشهور عالم گشت. وقتى هدايت يافته، اداى حقوق نموده و به مكّه رفته بود، در عرفات از او پرسيد ند كه اين مردم را چگونه مى‏بينى؟ گفت خداوند همه را مى آمرزيد، اگر من در ميان آنها نبودم، يعنى عدم آمرزش ايشان از من است كه از بد ترم.

در كوى ما شكسته دلى مى خرند و بس

 با زار خود فروشى از آن سوى ديگر است

همچنین داستان های فراوانی از علمای عامل نقل شده که من در این جا فقط به داستان اشاره می کنم که دزد معروفی در اثر موعظه و نصیحت یک عالم دینی هدایت یافته و یکی از زهّاد و اهل علم می گردد.

یکی از اهل علم بنام شیخ قربان که قبلا مشهور به قربان دزد بوده توسط شهید حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید(ره)  موسس حوزه علمیه محمدیه تپه سلام کابل، هدایت یافته و توبه نموده و بعدا از علمای برجسته ای کشور گریده بود.

زمانی که مردم تیزک از مربوطات ولایت میدان وردک  از آیت الله واعظ شهید بعنوان روحانی در آن منطقه دعوت می کند، ایشان شرط می گذارد که قربان دزد باید در نماز جماعت و پای منبرایشان حضور داشته باشد، داستانش مفصل است، در نتیجه اینکه؛ تبلیغ و موعظه شهید آیت الله واعظ آنچنان اثر می گذارد که شیخ قربان از هدایت یافتگانی همانند فضیل ابن عیاض می گردد.

تهیه و تنظیم: سیدرضا احسانی، عضو مجمع فرهنگی بقیة الله(عج)



Comments are closed.