7 ثور۱۳٥٧ سیاه ترین روز در تاریخ افغانستان

 بعد از ظهر روز چهارشنبه3  میزان 1392 خورشیدی، مصاحبه اختصاصی در رابطه با افشای لیست پنج هزار شهید توسط سازمان استخباراتی وقت یعنی اگسا در تلویزیون نور، ابتداء توسط مجری برنامه «هدایت نور» جناب محمد اسماعیل احمدی، پس از خوش آمدگویی حجت الاسلام والمسلمین سید جعفرعادلی«حسینی» منشی اول شورای اخوت اسلامی در برنامه هدایت نور، از وی تقاضا نمود که علت این همه کشتار توسط کمونیست ها را بیان فرماید.

آقای عادلی حسینی ابتدا جهت ریشه یابی جنایات و کشتار جمعی توسط کمونیست ها از گردانندگان این برنامه قدردانی و سپاسگذاری نموده و اظهار داشت: 7 ثور1357 خورشیدی، سیاه ترین روز در تاریخ این کشور بوده که که  ثبت تاریخ گردیده است. در این روز حزب دموکرات خلق و پرچم با پشتبانی نظامیان شوروی و دستگاه های اطلاعاتی شوروی سابق با یک کودتای خونین، قدرت سیاسی را بدست گرفتند و منشاء آغاز حرکت سیاسی شدند که تا امروز کمر دو نسل را خم کرده و برنامه احزاب خلق و پرچم بعد از کسب قدرت، جز سرکوب، ترور ،  خفقان و کشتار جمعی چیزی دیگری نبوده است.

البته ریشه های جنبش کونیستی افغانستان در دهه 1330 و 1340 خورشیدی با سهم شوروی سابق در برنامه های اقتصادی و فرهنگی آغاز شد و بعد از سالهای اختناق سیاسی، در1343 خورشیدی با تصویب قانون اساسی در دوران حکومت مرحوم داکترمحمد یوسف جریانات کمونیستی افغانستان به نوعی اعلان موجودیت نمودند و در صبح روز7 ثور1357 خورشیدی مطلبق به 27 اپرئل مطابق 1978 میلادی قوای زرهدار و هوایی کودتا را بر ضد حکومت داود خان براه انداختندو حزب دموکرات خلق و پرچم بدون محاکمه داود خان را با 20 نفر اعضای فامیلش با اضافه عبداله لله معاون رئیس جمهور و عبدالقدیر نورستانی وزیر داخله تیر باران نمودند. کسانی که ماهیت زمان و تاریخ را با دقت مورد تحقیق قرار می دهند، می دانند که 7 ثور 1357 و به قدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق و پرچم، رابطه مستقیم با ویرانی و کشتارهای جمعی در این کشور دارد.

با کمال تأسف بسیاری از دست اندرکاران جنایتکار رژیم خلق و پرچم آزادانه در اروپا و حتی برخی مانند؛ اسدالله سروری، رئیس خونخوار آگسا و محمد گلابزوی در داخل افغانستان زندگی می کنند و تاکنون هیچ اقدام حقوقی علیه آنها صورت نپذیرفت و با آنکه سروری پس از تشکیل دولت فعلی طی محاکمه ای که صورت گرفت، ابتدا محکوم به اعدام گردید، اما در دادگاه استیناف، مجازات وی به 19 سال حبس کاهش یافت، اما به گفته منابع آگاه هم اکنون اثری از وی در زندان های کشور نیست و گویا دادگاه سال هایی را که سروری در زندان پنجشیر بوده است را جزء سال های مجازات وی محسوب کرده است.

به نظر من اولین اشتباه دولت مجاهدین، مخصوصا در زمان حضرت مجددی عفو عمومی بوده که سران احزاب خلق و پرچم از آن سوء استفاده نموده و در احزاب جهادی جذب و در دوران حکومت چندساله مجاهدین باعث اختلافات و جنگهای خونین را در پایتخت کشور به راه انداختند.

مجری برنامه هدایت نور: با افشای لیست پنج هزار قربانیانی که توسط سازمان استخباراتی وقت صورت گرفته بود، در شرایط فعلی مسئولیت دولت و مردم افغانستان در قبال آن چیست؟

منشی اول شورای اخوت اسلامی:  در بسیاری از کشور های جهان گرامی داشت از روزهای مهم همان کشور، همانند فجایع و یا پیروزی که در آن روز مردم به سرافرازی هایی رسیده اند. مثلآ درافغانستان روز 26 دلو برابر با چهاردهم فبروری، روز اخراج ارتش شوروی از افغانستان و یا روز استقلال افغانستان از استعمار انگلیس وامثالهم یاد بود می گردد.

 در اکثر کشور ها مثلآ در آلمان از برخی روز های سیاه آن یاد آوری صورت می گیرد، در آن روز ها جنایاتی از جانب نازی ها صورت گرفته است. شهر های«برلین و نورنبرگ»خاطرات تلخی از روز ها و جا های دارند، که ناشی از اعمال حزب نازی ها است. در اوسط دهه هفتاد میلادی در برلین بنآء بزرکی بنام  «اشپورت هاله برلین» موجود بود که درآنجا چندین گردهمایی بزرگ حزب نازی صورت گرفته بود. ولی بعد ها شهرداری برلین آن را از ریشه خراب کرد تا مردم با دیدن آن بناء، خاطرات تلخ حزب نازی را بیاد نیاورند.

 در نیم قرن اخیر افغانستان چندین حادثه ناگواری رخداده، که یکی از آن روزها  7 ثور بود، اکنون گزارشاتی در باره کشف قبرهای دسته جمعی ثابت می کند که قتل های دست جمعی دردوران زمامداری خلق و پرچم صورت گرفته و همانطوریکه پیش بینی می شد، دیده شد و ثابت گردید که حزب دموکراتیک خلق و پرچم نتوانستند در جهت بر آورده ساختن خواست مردم گام بر دارند. روزنامه 8 صبح کابل در 27 سنبله امسال، دست به انتشار لیستی بالغ بر 4775 نفری زد بود که توسط سازمان استخباراتی دولت کمونیستی «آگسا»، اعدام شده بودند و تاکنون به عنوان مفقودالاثر کسی از آنها خبری در دست نداشتند و این افراد در طی سال های 1357 تا 1358 دوران زمامی داری حفیظ توسط آگسا دستگیر و سپس به زندان های مختلفی از جمله زندان پلچرخی کابل منتقل و در نهایت تیرباران شده و در گورهای دسته جمعی، شبانه توسط بلدوزر مدفون گردیدند.

علما و تحصیل کرده ها بیشتر از سایر اقشار جامعه مورد خشم و نفرت رژیم کموننیستی قرار داشت و به همین علت، رژیم از آغازین روزها به دستگیری و نابودی آنها اقدام کرد، به عنوان مثال از خانواده حضرت صاحب مجددی در حدود 60 نفر توسط کمونیست ها دستگیر و شهید شدند، خصوصاً علمای شیعه از نخستین روزهای کودتا مورد خشم و غضب کمونیست ها قرار گرفته و تنها در کابل چهره های سرشناسی همچون آیات عظام، شهید سید محمدسرور واعظ، شیخ محمدامین افشار، خان مولوی، علامه شهیدسید عبدالحمید ناصر، شهید میرعلی احمد عالم، علامه شهید سید محمد حسین مصباح، علامه شهید سید محمد حسین معصومی، علامه فیضانی، استاد شهید مبلغ، استاد شهید فضیلت، استاد شهیدنهضت، شهید استاد بنیش، شهید نیازی، حجج اسلام؛ شهیدبصیر، شهید رضوانی، شهید مبلغ و ده ها تن دیگر از علما دستگیر شدند و خبر شهادت برخی منتشر شده و همین طور در سایر شهرها هم تعداد علمای دستگیر شده به قدری زیاد بودند که از احصاء خارج و تنها کسانی زنده ماندند که مخفی شده و یا به کشورهای دیگر متواری شدند. از این رو کشتارهای کمونیست ها در طول دورانی کوتاه که با هدف تحمیل ایدئولوژی فکری کمونیسم به مردم مسلمان افغانستان بود را می توان خیانتی به نسل های گذشته و آینده کشور تلقی نمود. علمای بزرگ افغانستان که عمر شریف و با برکت شان را در راه تحصیل و تدریس علوم دینی و تبلیغ احکام گذرانده و در راه گسترش فرهنگ اسلام چه با تربیت شاگردان دانشمند و فاضل و چه با سخنرانی و بیان معارف اسلامی برای علاقه مندان و دلباختگان به اسلام، ده ها سال تلاش فعالیت و در این راه، رنج ها برده و این شهدای عزیز علاوه بر خدمات فراوان اجتماعی که بیش از نیم قرن تلاش خستگی ناپذیر علمی، در جهت اعتلای فرهنگ اسلامی، کارنامه های درخشانی در عرصه علمی، پژوهشی، تالیف و خدمات اجتماعی انجام داده اند، نسل امروز مدیون و مرهون خدمات آن عزیزان هستند.

اما در مورد شناسایی و پیگیری پرونده شهدای دوران جهاد، مخصوصا شهدای روحانیت، رهبران جهادی،  نهادی های دینی و علمایی بالخصوص، شورای علمای سرتاسری، شورای علمای شیعه و شورای اخوت اسلامی مسئول هستند، هرچند شورای اخوت فیصله ای را دارد که به همین مناسبت جلسه ای را برپا دارند.

با کمال تأسف روحانیت فعلی ما در مورد شهدا غفلت نمودند و این لیست توسط یک کشور غربی، یعنی لوی ثارنوالی هلند شناسایی گردیده و در جریان تحقیق این دوسیه، پلیس‌ هلند با شاهدان این وقایع در آلمان تماس گرفته و در جریان این صحبت‌ها، ایشان از موجودیت یک لیست قربانیان، یادآوری نمودند. بعداً معلوم شد که یکی از این شاهدان، یک خانم ۹۳ ساله در شهر ‌هامبورگ، لیست یادشده را در اختیار خود دارد. این لیست ۱۵۴ صفحه‌ای نوشته شده و حاوی نام افرادی می‌باشد که بر اساس اسناد مقامات رسمی ‌رژیم آن وقت، در سال‌های ۱۳۵۷ – ۱۳۵۸ اعدام گردیده و امان الله ع را به عنوان مظنون اصلی این واقعه در سال 2012 میلادی در یک مرگ مشکوک درگذشته و پس از این، دادگاه هلند تصمیم می گیرد تا این اسناد را دراختیار عموم قرار دهند.

مجری برنامه هدایت نور: با عملکرد سازمان استخباراتی اگسا که بیان شد، در قبال این جنایات وظیفه مردم و دولت چیست؟

عادلی حسینی:  همانگونه که سازمان آگسا همزمان با انقلاب کمونیستی 7 ثور سال 1357 توسط تره کی تشکیل شد و سپس توسط حفیظ اله امین به «کام» تغییر نام داد و بعدها ببرک کارمل نام آن را به «خاد» یعنی خدمات اطلاعاتی دولتی مبدل کرد، اما وظیفه آن همواره سرکوب مخالفین و منتقدین از نظام کمونیستی بود، در تفکر آنها تمام مردم افغانستان با کودتای کمونیستی صورت گرفته مخالفند، از این رو دستگیری و کشتار در آن امری رایج بود.

لذا نیکو داشت یاد و خاطره شهدا یکی از مسایل ارزشی و مهم بوده، تجلیل از مقام معنوی شهدای کشور وظیفه اخلاقی جامعه و حکومت به شمار می آید و نباید تجلیل از مقام شهدا مورد بهره برداری های سیاسی واقع شود و از سوی دیگر با کمال تأسف دولت تاکنون برای مجازات عاملین این کشتارها اقدام عملی ننموده اند. بنا براین شهروندان کشور و خصوصاً خانواده های شهدا حق دارند که مجرمین و عاملان این گونه قتل و کشتارها را به میز محاکمه کشانده و در صورتی که سیستم عدلی و قضایی کشور از پیگیری و مجازات آنان عاجز باشد باید این موضوع را به محکمه های بین المللی واگذار و ارجاع دهند.

تهیه و تنظیم: سیدمحمدحسینی


  1. با سلام خدمت جلالت ماب عادلی حسینی . بسیاری از اختلافات کنونی بین مردم چه پشتون و فارس و ازک و غیره به سبب نفوذ کمونیستها در درون مردم است . گر چه حکومت نجیب از بین رفته و لی تشکیلاتش هنوز به راه خود ادامه می دهند.برفرض مثال بین هزاره های متدین عده ای از کمونستهای بی دین هستند برای اینکه هزاره های مسلمان آنها را از خود طرد نکنند یک دشمن فرضی به نام سادات می سازند و در این بین خود از این اختلاف سود می برند و رابطه خود را با اقوام و بستگان هزاره خود حفظ می کنند و هزاره پارت را تشکیل می دهند و برعلیه سادات داستان ولطیفه و … می سازند . دربین سادات هم عده ای کمونیست بی دین هستند که همان روش کمونیستهای هزاره را پیش گرفته اند . در بین پشتونها هم دشمن فرضی ساختن از شیعه رافضی و فارسی وان و ازبک به دست همان کمونیستها صورت می گیرد که کشور را به راهی بی راهه کشانده اند .